صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 14

موضوع: a perfect strom

  1. a perfect strom

    #1
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    46
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    338
    تشکر شده 113 بار در 63 ارسال
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام به دوستان خوبم در ام کی سنتر . این اولین تاپیک منه و قراره یکی از طولانی ترین فن فیکشن های سایت باشه فقط بخونین طرفدار داشتن یا نداشتن برام مهم نیست
    قسمت اول:
    ماجرا از اون جایی شروع میشه که زمین بوجود اومد البته کسی فقط به آن زمین نمی گفت به آن می گفتند "قلمروی زمین".پس از مدتی چشم یکی از الدرگاد ها به زمین افتاد.او که از آن جا متنفر بود و چشم دیدن آن فانی هارا نداشت تصمیم داشت مخفیانه آن را نابود سازد . حتما متوجه شدید که او چه کسی بود بله او شیناک بود الدرگاد شرور و در آینده سقوط کرده. در آن موقع یکی از خدایان جوان به اسم رایدن محافظ زمین بود . پس از مدتی ریدن به نقشه شیناک پی برد و آن را به الدرگاد ها گفت (مکالمه بین الدرگاد ها و ریدن)
    الدرگاد ها:ریدن برای چه به اینجا آمده ای؟
    ریدن:درود بر الدرگاد ها . میخواستم مطلبی را با شما در میان بگذارم
    الدرگاد ها:چه مطلبی؟
    ریدن**:در مورد زمین. الدرگاد شیناک از قوانین بهشت سرپیچی کرده است و به فکر نابودی قلمروی زمین است . شما محافظین جهان هستید و نباید بگذارید این اتفاق بیفتد
    الدرگاد ها: ولی شیناک یکی از ماست و بین ماهم احترام بالایی برخوردار است نمی*توانیم.....
    ریدن :ولی او قوانین را نقص کرد و اکنون خیانتکار شناخته میشود حتی اگر الدرگاد باشد
    الدرگاد ها:پس؟
    ریدن :ما خدایان محافظین جهان هستیم و باید از قلمرو ها محافظت کنیم نه نابودشان کنیم این قانون مهمی بین ماست پس باید نابودش کنیم....



    خوب این قسمت اول بود درسته کوتاه بود ولی بقیه قسمت ها اینقدر کوتاه نیست
    امیدوارم خوب باشه
    نظر plz

  2. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (06-07-2018),haghy (06-07-2018),Noob Javad (06-17-2018),REPTILE IN ZATERA (09-21-2018),scorpionxl (06-08-2018),scorsub (06-07-2018),TB.C.Cage (06-07-2018)

  3. #2
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    232
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    18
    تشکر
    862
    تشکر شده 585 بار در 267 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    موضوع فن فیکشن خیییییلی تکراریه.خیلیا با این موضوع داستان نوشتن و به نظرم بهتره ادبی کتابی ننویسی.همون عامیانه بهتره.
    ولی چون موضوع داستان تکراریه بهتره اتفاقایی رو تو داستان بذاری که آدم جذبش بشه.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  4. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (06-07-2018),scorpionxl (06-08-2018),scorsub (06-07-2018),You s (06-07-2018)

  5. #3
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    46
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    338
    تشکر شده 113 بار در 63 ارسال
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اولش شاید تکراری بیاد ولی اصلا تکراری نیست کلی آدم داخلش وجود داره که هیچ ربطی به مورتال ندارن و ساختگی هستند این بیشتر شبیه یه پیش نمایش از داستانم بود و اینکه بگم به مورتال ربط داره
    کتابی هم بخاطر الدرگاد ها بود فقط موقع الدرگاد ها این جوری هست
    قسمت بعد هم فردا میذارم
    شخصیت اصلی هم مورتالی نیست

  6. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (06-07-2018),haghy (06-07-2018),scorpionxl (06-08-2018),scorsub (06-07-2018)

  7. #4
    MR.SCORPION آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    106
    علاقه مند به
    nightwing
    محل سکونت
    قلمرو زمین "معبد شیرای ریو
    تشکر
    77
    تشکر شده 177 بار در 109 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    khabalood
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    عاولیه

    به کارت ادامه بده

    امیدوارم در قسمت های بعدی جالب تر بشه
    get over here

  8. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید MR.SCORPION از ایشان تشکر کرده اند:

    scorpionxl (06-08-2018),scorsub (06-07-2018),You s (06-07-2018)

  9. #5
    Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    نوشته ها
    72
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Chaosrealm
    تشکر
    259
    تشکر شده 278 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Khejalati
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خب فعلا که زوده ولی ادامه بده، سعی کن جذابش کنی، چون اطلاعات در این مورد کمه میشه داستان خوبی ساخت
    گود لاک

    !No Pain No Gain

  10. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید I.MJP از ایشان تشکر کرده اند:

    scorpionxl (06-08-2018),scorsub (06-07-2018),You s (06-07-2018)

  11. #6
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    46
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    338
    تشکر شده 113 بار در 63 ارسال
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    گفته بودم امروز قسمت جدید میذارم
    قسمت دوم :
    الدرگاد ها با پیشنهاد ریدن موافقت کردن .ریدن آماده برای جنگ شد . سپاهی نداشت . تنها بود .چون خودش پیشنهاد جنگ با شیناک رو داده بود پس باید خودش با شیناک می جنگید . ولی شیناک یک الدرگاد قدرتمند بود برای همین الدرگاد ها نیرو خودشان رو به ریدن دادند و از این راه ریدن رو حمایت می کردند.
    حالا میرسیم به شیناک و الدرگاد ها
    الدرگاد ها:چرا به اینجا آمده ای خائن؟
    شیناک :خائن؟ من یک الدرگاد هستم اجازه ی ورود به همه جای بهشت رو دارم
    الدرگاد ها: دیگه الدرگاد نیستی تو قوانین ملکوت را نقص کردی. تو یک خیانتکاری !
    شیناک :با کدوم مدرک ؟من هیچ قانونی رو نقص نکردم!(با عصبانیت)
    الدرگاد ها:دیگه کافیه .از اینجا برو
    شیناک خواست چیزی بگه ولی الدرگاد ها با پورتالی اورا به دنیایی دیگه منتقل کردند. شیناک خیلی عصبانی بود **و همینطور به الدرگاد ها ناسزا میگفت و بر آنها لعنت می فرستاد ولی ناگهان ریدن ظاهر شد شیناک جا خورد ریدن گفت
    ریدن :مثل اینکه خیلی از الدرگاد ها متنفری.....
    شیناک عصبانی شد و گفت
    شیناک:توچی میخوای بچه بی تجربه و خام ؟
    ریدن :تو یه خیانتکاری. به اسم الدرگاد ها می*فرستمت به جهنم...
    شیناک پوزخندی زد و گفت
    شیناک:قدرت الدرگاد ها به من نمیرسه اونوقت تو میخوای....
    ریدن : شاید قدرت من به تنهایی حریف تو نشه ولی قدرت من تنها نیست من قدرت الدرگاد ها رو دارم من تورو شکست خواهم داد!
    شیناک:بچه...
    و جنگ بین آن دو شروع شد شیناک کسی بود که از نیرو تاریکی بهره می برد و یکی از بزرگترین تقلید کنندان جادو بود ولی ریدن هم دست تنها نبود او خدای رعد بود و همچنین نیروی الدرگاد ها هم داشت
    تعریف مبارزه:
    نبرد شیناک و ریدن با مبارزه نزدیک شروع شد هردو خوب پیش می رفتند هیچکدام برتر نبود . تا اینکه شیناک ریدن رو با لگدی دور کرد و از زمین آتش بیرون آورد .ریدن خیلی سریع تله پورت کرد و از پشت بارعدش به شیناک حمله کرد. شیناک زخمی شد ولی او هنوز هم چیزی داشت که با اون ریدن رو شکست بدهد . او از زمین استخوانی بیرون آورد . ریدن درون آن گیر افتاد و چون جادوی سیاه بود ریدن نتوانست از آن فرار کند . شیناک به ریدن نزدیک شد و سیلی محکمی به او زد . سپس با استخوان هایش بدن ریدن را فشرد سپس با سلاحی استخوانی که شباهت زیادی به نیزه داشت به ریدن ضربه زد . ریدن افتاد به نظر مرده بود شیناک خواست از آنجا برود ولی ناگهان نیروی الدرگاد ها به کمک ریدن آمدند و اورا نجات دادند ریدن از پشت با برق ضربه ای به شیناک زد که از شدت آن شیناک به آسمان پرتاب شد ریدن به طرف او رفت و برق زیادی را به بدن او وارد کرد و سپس شیناک را ایندفعه به طرف زمین پرت کرد سپس با پایش کمر شیناک را شکست . نبرد بین شیناک و ریدن تمام شده بود . برنده این نبرد ریدن بود . ریدن با شیناک شکست خورده به جهنم رفت (ندرلم) پیش نگهبان جهنم رفت و شیناک را به او سپرد و بسیار سفارش کرد مواظب او باشد
    اکنون دیگر هیچ قلمرویی تهدید نمی شود ولی هنوز یه فرد دیگر مانده بود ......
    امیدوارم خوشتون بیاد

  12. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (06-08-2018),haghy (06-08-2018),scorpionxl (06-08-2018),scorsub (06-08-2018)

  13. #7
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    232
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    18
    تشکر
    862
    تشکر شده 585 بار در 267 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خیلی هم عالی


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  14. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده اند:

    scorpionxl (06-08-2018),scorsub (06-08-2018),You s (06-08-2018)

  15. #8
    Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    نوشته ها
    72
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Chaosrealm
    تشکر
    259
    تشکر شده 278 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Khejalati
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خوبه، باید جذابتر بشه
    دمت گرم هم مثلا ننوشتی شیناک بابای ریدن
    تورو هر کی میپرستید این چرت و پرت اون فیلم مزخرف کمبت رو نگید
    آخه شیناک بابای ریدن و شائوکان داداشش؟ مگه الدرگادها هم بچه دارن؟ تو هیچ بازی ای این حرف مسخره رو نگفتن

    !No Pain No Gain

  16. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید I.MJP از ایشان تشکر کرده است:

    You s (06-09-2018)

  17. #9
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    46
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    338
    تشکر شده 113 بار در 63 ارسال
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط I.MJP [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    خوبه، باید جذابتر بشه
    دمت گرم هم مثلا ننوشتی شیناک بابای ریدن
    تورو هر کی میپرستید این چرت و پرت اون فیلم مزخرف کمبت رو نگید
    آخه شیناک بابای ریدن و شائوکان داداشش؟ مگه الدرگادها هم بچه دارن؟ تو هیچ بازی ای این حرف مسخره رو نگفتن
    داداش خیلی شبیه همیم منم از این ایده و طرز فکر متنفرم
    حالا خیلی ها هم اینو جدی گرفتن همیشه هم اینو میگن
    هیچکس هم نگفت کامیک و فیلم و کارتون هیچ ربطی به بازی ندارن البته کامیک شاید ولی اون دوتا اصلا
    دلیل این که امروز قسمت جدید نذاشتم
    1 کامل نشده بود
    2 حال نداشتم
    فردا میذارم

  18. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده است:

    I.MJP (06-09-2018)

  19. #10
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    46
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    338
    تشکر شده 113 بار در 63 ارسال
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خوب اینم از قسمت سوم
    در همین حال در قلمرو دنیای خارج:
    _فوق العاده بود سرورم ایالت دیگری به فرمانروایی ما اضافه شد
    کسی که این حرف ها را میزد شائو بود مشاور و ژنرال اوناگا ملقب به دراگون کینگ امپراتور مطلق دنیا ی خارج بود اما در آینده اتفاقاتی می*افتد که او به امپراتور تبدیل می*شود
    اوناگا با غرور به سخنان شائو گوش میکرد و با تکبر مسیر رسیدن به قصرش را می پیمود
    شائو :به افتخار این پیروزی بزرگ جشن خواهیم گرفت
    اوناگا :البته ولی اول تو برو ارتش رو هدایت کن
    شائو :البته
    شائو تعظیمی آورد و رفت تا دستور دراگون کینگ را اجرا کند
    شائو :ارتش همه به این طرف
    ارتش به طرفی که شائو دستور داد حرکت میکرد شائو با تحسین به ارتش بی نظیر دراگون کینگ نگاه می کرد و با خود می گفت:
    شائو :چه اتفاقی می افتاد اگه این ارتش مال من بود
    شائو می*دانست تنها راه گرفتن ارتش و امپراتوری شکست دادن دراگون کینگ بود ولی از طرف دیگر این فکر احمقانه ای بود هیچ راهی برای شکست دراگون کینگ وجود نداشت و هیچ سلاحی توانایی زخمی کردن فیزیک قدرتمند او را نداشت
    شائو:رویایی بیش نیست
    دو ساعت بعد
    شائو برای بردن وسیله ای برای دراگون کینگ به اتاق او رفت . دنبال وسیله می گشت تا اینکه چشمش به کتابی افتاد روی جلد کتاب عکس اژدهایی بود شائو تصمیم گرفت آن را بردارد تا بعداً آن را بخواند
    چند دقیقه بعد
    شائو کتاب را برداشت و شروع به خواندن آن کرد
    داخل آن کتاب درباره ارتش دراگون کینگ چیز هایی نوشته بود ناگهان به صحفه ای به این عنوان رسید
    «کشتن و مرگ دراگون کینگ»
    خیلی عجیب بود چطور امکان داشت دراگون کینگ کشته شود . او آن صفحه را خواند نوشته بود فقط سم میتواند به او آسیب برساند غیر از این دیگر نقطه ضعفی نداشت.
    این بهترین فرصت برای شائو بود . دراگون کینگ خواهد مرد آن هم در جنگ شادی اش!شائو برای گرفتن سمی قوی به کلبه جادوگری رفت جادوگر پیر مثل همیشه کنار شومینه نشسته بود و به آینده فکر میکرد ناگهان جادوگر گفت
    _برای چی به اینجا آومدی شائو ؟
    شائو: درخواستی از تو دارم
    جادوگر:چه درخواستی؟
    شائو :سمی قوی می*خوام
    جادوگر: برای چی؟
    شائو :دراگون کینگ دستور دادند
    جادوگر: دستور امپراتور رو انجام میدم
    جادوگر رفت کنار قفسه ای و بطری شیشه ای کوچکی را برداشت و آن را به شائو داد .
    جادوگر: سمی قوی تر از این وجود ندارد.
    شائو چیزی نگفت و فقط از کلبه خارج شد . در راه به این فکر میکرد بعد از دراگون کینگ به امپراتوری ادامه دهد. او افراد با وفایی داشت که می توانستند اورا در اداره امپراتوری یاری کنند.
    شائو به آشپز خانه قصر رفت آن سم را در نوشیدنی مخصوص دراگون کینگ ریخت بعد گفت
    _امپراتوری دنیای خارج ماله منه!!


    امیدوارم خوشتون اومده باشه که احتمالا نیومده
    قسمت بعدی باحال تره
    Ok good bye
    راستی یه مدته به یه چی فکر می کنم برا داستانم عکس بذارم ؟ فکر نکنم باشه
    ویرایش توسط You s : 06-10-2018 در ساعت 08:00 PM

  20. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (06-11-2018),scorsub (06-10-2018)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین