صفحه 1 از 7 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 70

موضوع: اسکورپیون NOIR(داستانی متفاوت تر)

  1. اسکورپیون NOIR(داستانی متفاوت تر)

    #1
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    156
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    658
    تشکر شده 361 بار در 165 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    دوستان سلام.با یه داستان جدید دیگه برگشتم.یه روز نشسته بودم و تو فکر بودم که داستان جدیدم رو چطوری درست کنم تا اینکه یه داستان خفن تو ذهنم اومد.این یه داستان چهار فصلی هست که هر فصل قراره ماجرای یک اسکورپیون تو دنیای دیگه رو تعریف کنه
    قرار بود این داستان به شکل کمیک سه بعدی درست بشه ولی به خاطر کمبود وقت نتونستم.
    اینم کاور چهار فصل داستان.



    قسمت اول
    این داستان قراره ماجرای چهار اسکورپیون در دنیاهای مختلف رو روایت کنه و قرار فعلا فقط با اسکورپیون هامون آشنا بشیم.

    زمین ۶(بعد نوآر)
    نیویورک سال ۱۹۲۵م.
    هانزو هاساشی یه فرد معمولی آمریکایی با ریشه ژاپنی بود.اون تو هنر های رزمی مهارت داشت.هانزو ۲۹ ساله بود و با خواهر ۲۴ سالش کیتانا و پدر و مادر مریضش زندگی میکرد.وضع زندگی اون ها خوب نبود.واسه همین هانزو و خواهرش توی یه رستوران کار میکردن اما چون درآمد کافی نداشتن،هانزو مجبور بود از یه مرد کله گنده به اسم X پول قرض کنه.X هیچوقت خودشو به کسی نشون نمیداد.حتی بادیگاردهاش هم اونو ندیده بودن.باند X از خلاف کارهای بزرگ شهر بودن.بادیگاردهای X چهار نفر بودن.
    ۱.بیهان ملقب به سابزیرو.یه کرایومنسر خطرناک بی رحم و خشن.اون ژاپنی بود و قاچاقی وارد آمریکا شد.
    ۲.کوای لیانگ ملقب به تندرا.برادر کوچکتر سابزیرو.یه کرایومنسر خطرناک ولی دل رحم تر از سابزیرو.
    ۳.توماس ورباد ملقب به اسموک.یه مبارز عالی و با قدرت کنترل دود.اون اصلیت پاراگوئه ای داره و توی کشور خودش از آدمکش های مخوف بود.
    ۴.کینو.اون یه آدمکش روانی و منحرف بود که خودش رییس یه باند خلافکاری به اسم بلک دراگون بود ولی بدست X نابود شد و حالا با تهدید X برای اون کار میکنه.
    بدهی هانزو ۳ ماه عقب افتاده بود و نتونست پول X رو جور کنه واسه همین سابزیرو به دستور اون برای تهدید،با کامیون زد به ماشینی که حامل هانزو و خانوادش بود.پدر و مادر هانزو به کما رفتن ولی خودش و خواهرش آسیب جدی ندیدن.اونا سه روز به هانزو وقت دادن تا پولشون رو برگردونه ولی بعد سه روز هانزو نتونست حتی نصف پول رو جور کنه.میدونست که قراره بیان سراغش.خواست برای نجات جون خانوادش اونا رو پیش دوستش جان کیج بفرسته.جان معلم تئاتر بود.اسکورپیون داشت خانوادش رو آماده میکرد تا همه به خونه جان برن.

    یک ساعت بعد در خانه جان
    هانزو : ما زیاد اینجا نمیمونیم.اون کثافتا دیر یا زود پیدامون میکنن و میکشنمون.
    جان : حالا که فعلا اینجایین.من میرم بیرون و واسه شام خرید میکنم.
    ده دقیقه بعد از رفتن جان افراد x در رو شکستن و وارد خونه شدن.اونا هانزو رو تعقیب کرده بودن.کینو درجا به سر هانزو شلیک کرد.گلوله اونو نکشت اما باعث شد فلج بشه.هانزو روی زمین افتاده بود.تندرا دم در نگهبانی میداد.اسموک و سابزیرو پدر و مادر هانزو رو با وحشیگری شدید سلاخی کردن.کیتانا بدست کینو مورد تجاوز قرار گرفت و بشدت کتک خورد.هانزو،فلج روی زمین افتاده بود و مجبور بود همه این اتفاق ها رو ببینه.در آخر سابزیرو دوتا قندیل بزرگ تو سر هانزو فرو کرد و از اونجا رفت.چند دقیقه بعد جان برگشت و وقتی جسدها رو دید شوکه شد.اونا رو به بیمارستان رسوند.هانزو و پدر و مادرش مردن ولی کیتانا نجات پیدا کرد.کیتانا دیگه دلیلی برای زندگی نداشت.بارها سعی کرد رگشو بزنه ولی جان اونو منصرف میکرد.جان و کیتانا مدت ها بود که بهم احساس داشتن ولی بهم نمیگفتن.جان مجبور بود توی بیمارستان بمونه چون پلیس ها باید خونه رو بازرسی میکردن.سروان جکسون بریگز مدت ها بود که روی پرونده x کار میکرد ولی هیچوقت مدرک محکمی پیدا نمیکرد که x و افرادشو بندازه زندان.
    هانزو چشماشو باز کرد و خودشو توی یه ساختمون متروکه دید یه مرد که ردای سیاه تنش بود رو جلوش دید.
    -تو کی هستی؟
    -من بلک هارت هستم یکی از...
    -میشناسمت!تو پسر مفیستوفل هستی یه شیطان.
    -درسته ولی بهت پیشنهاد یه معامله رو میدم.من تو رو به زندگی برمیگردونم ولی در عوض روحت رو میخوام.اون موقع میتونی انتقامتو بگیری و پیش خواهرت برگردی.
    هانزو قبول میکنه.کیتانا تنها کسی بود که هانزو براش مونده بود و میخواست هرطور که شده ازش محافظت کنه.
    بلک هارت به هانزو قدرت های جهنمی میده و اونو به زمین برمیگردونه.
    حالا وقت انتقامه.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  2. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (07-16-2017),love day (07-16-2017),MKXsubzero (07-17-2017),scorpionxl (08-22-2017),scorsub (10-18-2017),SILENT ASSASSIN (07-25-2017)

  3. #2
    Noob__Smoke آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    1,158
    علاقه مند به
    rain
    محل سکونت
    BLλCK MESA LABS
    تشکر
    4,079
    تشکر شده 2,548 بار در 1,120 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    20
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خیلی باحال بود و بشدت منتظر ادامه ش هستم... فقط همین اسکورپیونی که قسمت اول درباره ش بود .... کدوم یکیه؟

    !Squanch Wars :
    The force gets shwifty

  4. #3
    ilia_zero آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    33
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    تهران
    سن
    13
    تشکر
    9
    تشکر شده 11 بار در 9 ارسال
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    این رو از بازی مرد عنکبوتی ابعاد در هم شکسته الهام گرفتی
    [COLOR="#0000FF"][/
    Psn account:iliamoradian1383
    COLOR]

  5. #4
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    156
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    658
    تشکر شده 361 بار در 165 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط Noob__Smoke [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    خیلی باحال بود و بشدت منتظر ادامه ش هستم... فقط همین اسکورپیونی که قسمت اول درباره ش بود .... کدوم یکیه؟
    اونی که لباس mk9 تنشه.قرار بود لباس spec ops رو داشته باشه ولی بخاطر کمبود اینترنت نتونستم دانلودش کنم.



    نوشته اصلی توسط Noob__Smoke [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    خیلی باحال بود و بشدت منتظر ادامه ش هستم... فقط همین اسکورپیونی که قسمت اول درباره ش بود .... کدوم یکیه؟
    اونی که لباس mk9 تنشه.قرار بود لباس spec ops رو داشته باشه ولی بخاطر کمبود اینترنت و حجم بالای مدل ، نتونستم دانلودش کنم.



    نوشته اصلی توسط Noob__Smoke [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    خیلی باحال بود و بشدت منتظر ادامه ش هستم... فقط همین اسکورپیونی که قسمت اول درباره ش بود .... کدوم یکیه؟
    اونی که لباس mk9 تنشه.قرار بود لباس spec ops رو داشته باشه ولی بخاطر کمبود اینترنت و حجم بالای مدل ، نتونستم دانلودش کنم.



    نوشته اصلی توسط ilia_zero [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    این رو از بازی مرد عنکبوتی ابعاد در هم شکسته الهام گرفتی
    بله درسته.



    قسمت دوممن به زمین برگشتم.توی یه تابوت زیر خاک بودم.تابوت رو شکستم و از زیر خاک بیرون اومدم.من رو بین قبر پدر و مادرم دفن شده بودم.بلک هارت اونجا بود و بهم هشدار داد : همه چیز عوض شده.تو پنج ساله که مردی.پس حواست باشه وقتی تو جامعه برگشتی سوتی ندی.باورم نمیشد پنج سال از مرگم گذشته.شاید به خاطر اینکه دوباره زنده شدم،خاطراتم از اون دنیا پاک شده.به شهر برگشتم.قبل از هرچیزی میخواستم کیتانا رو ببینم.کیتانا تنها کسی بود که بعد از جانی داشتم.حالا مشکل اصلی پیدا کردن اون بود.من پنج سال تو دنیا نبودم و خدا میدونست تو این مدت چه اتفاقایی افتاده.اولین جایی که رفتم تئاتر جان بود.رفتم داخل و از یه کارگر که داشت صحنه رو آماده میکرد پرسیدم : جان کیج اینجاست؟-پسر جان!مگه تو ده سال تو غار خواب بودی؟جان سه ساله که از اینجا رفته.-چی؟!میدونید اون الان کجاست؟-اون الان صاحب سینماست.-کدوم سینما؟-نمیدونم بابا ولی فکر کنم قراره فیلم کینگ کونگ رو پخش کنه.توی شهر سه تا سینما بیشتر نبود.با پای پیاده شهر رو چرخیدم تا اینکه بالاخره سینما رو پیدا کردم.رفتم داخل و به یکی از مسئولای اونجا گفتم : مدیر سینما اینجاست؟-آره.همینجا بمون تا صداش کنم.سی ثانیه بعد جان اومد و تا منو دید رنگش رفت.بدجور ترسیده بود.-جان!میدونم الان داری از ترس میمیری ولی من الان زندم و سالم جلوت ایستادم.-ها...هان...هان...هانزو...این رو گفت و سریع غش کرد.با کمک حراست جمعش کردیم و بردیمش به دفترش.وقتی دوباره بهوش اومد عربده کشید و از ترس چسبید به دیوار و گفت :هانزو!تو چطور زنده ای؟جریان چیه؟همه ماجرا رو براش تعریف کردم و آرومش کردم.بعدش کم کم با این وضع کنار اومد و شروع کردیم به خوش و بش.یه دفه چشمم به حلقه ازدواجش افتاد.گفتم : تو بالاخره زن گرفتی؟-آره.حدس بزن اون کیه؟-چمیدونم.کیه؟-من با کیتانا ازدواج کردم.-چییییی؟واقعا؟یعنی ما الان فامیل شدیم؟-اره راستش هشت ماه دیگه هم دایی میشی.-چی؟یعنی کیتانا حاملست؟-آره.راستی تو نمیخوای ببینیش؟-چرا میخوام.اما میخوام باهم بریم تا تو بتونی واسه دیدن من آمادش کنی.بعدش راجع به X و بلایی که می خوام سر خودش و افرادش بیارم حرف زدیم.جان گفت : به این راحتی ها هم نیست.X الان خیلی قدرتمندتر از قبل شده.بادیگارد های بیشتری هم استخدام کرده.-جدی؟ببینم تو میشناسیشون؟-معلومه.اونا همیشه تو شهر جولون میدن و قدرتشون رو به رخ مردم میکشن.من یه لیست از افراد X درست کردم و تو جیبم گذاشتم.من علاوه بر انتقامم میخواستم عدالت رو برقرار کنم.کسایی رو که باید میکشتم رو به ترتیب نوشتم.1.سایرکس(یه سیاهپوست که از متحدهای سابزیرو هست)2.سکتور(دوست و همراه سایرکس)3-ملینا(یه زن خوشکل که همیشه نقاب میرنه و کسی دلیلشو نمیدونه)4.ارون بلک(یه تیر انداز حرفه ای که هیچوقت تیرش خطا نمیره)5.تندرا6.کینو7.سابزیرو8 .اسموک9.Xحالا باید نقشه بکشم و یکی یکی بفرستمشون به درک.اما قبلش...باید خواهرم رو ببینم.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  6. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (07-18-2017),SILENT ASSASSIN (07-25-2017)

  7. #5
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    156
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    658
    تشکر شده 361 بار در 165 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    دوستان درود.شرمنده هنوز دادم روی قسمت سوم کار میکنم.
    ولی برای اینکه سایت فلج نشه این عکس رو گذاشتم.
    کاور اصلاح شده چهار داستان
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]



    درضمن ادامه این داستان برای مدت کوتاهی متوقف میشه.برای اینکه دارم یه تاپیک به اسم "آشنایی با اسکورپیون های دنیاهای دیگر در فن فیکشن های من" رو درست میکنم.اینطوری میتونید با اسکورپیون ها آشنا شید و موقع خوندن داستان به مشکل برنمیخورید.



    ببخشید اون بالا نوشتم سایت فلج نشه.منظورم این بود که تاپیک فلج نشه.شرمنده.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  8. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    SILENT ASSASSIN (07-25-2017)

  9. #6
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    156
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    658
    تشکر شده 361 بار در 165 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت سوم

    به خونه جان رفتم.من دم در ایستادم و جان رقت داخل تا با کیتانا حرف بزنه و اونو برای دیدن من آماده کنه.جان دو دقیقه با کیتانا صحبت کرد و بهم گفت که بیام داخل.کیتانا از دیدن من هم تعجب کرده ،هم ترسیده بود*و هم خوشحال بود.خلاصه کیتانا از حال رفت و اومدیم از رو زمین جمعش کردیم و به زور آب قند سرپا نگهش داشتیم.اون هم سوالایی رو که جان پرسیده بود رو ازم پرسید.من هم همون جواب هارو بهش دادم.باورش نمیشد من با بلک هارت معامله کردم.بهش گفتم که میخوام با آدما و خود x چیکار کنم.
    از اونجایی که کیتانا خیاط ماهری بود ازش خواستم یه لباس مبدل برام درست کنه.اگه یکی از آدمای x منو میشناخت سریع میومدن سراغ جان و کیتانا.اونا تنها کسایی بودن که داشتم.از کیتانا خواستم یه جور لباسی که بتونه ظاهرم رو مخفی کنه یا یه همچین چیزی برام درست کنه.جان از تئاتری که توش کار میکرد یه سری آت و آشغال با خودش آورده بود.یه لباس عجیب غریب با خودش آورد و نشونم داد.همین لباس بدردم میخورد.توی لوازمش یه کم دیگه گشتم تا یه چیزی که به کارم بیاد پیدا کنم.یه شمشیر سامورایی و یه زنجیر یک متری به چشمم خورد.به جان گفتم : شنا توی تئاتر از شمشیر واقعی استفاده میکنین؟
    جان : آره.راستش میدونی،ما...
    -ولش کن نمیخوام بدونم.
    دیگه هرچیزی که میخواستم داشتم.تنها کاری باید میکردم این بود که محله هایی که آدمای X بیشتر اونجا بودن رو پیدا میکردم.


    پایان قسمت سوم...


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  10. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده اند:

    Kenshi fatality (07-31-2017),SILENT ASSASSIN (10-17-2017)

  11. #7
    Noob__Smoke آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    1,158
    علاقه مند به
    rain
    محل سکونت
    BLλCK MESA LABS
    تشکر
    4,079
    تشکر شده 2,548 بار در 1,120 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    20
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت سوم بهتر بود! میتونمم توی داستانت کمک کنم؟
    منظورم عکس برای داستانته من میتونم با ایکس ان ای لارا برای داستانت عکس درست کنم که جذاب تر بشه

    !Squanch Wars :
    The force gets shwifty

  12. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Noob__Smoke از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (07-29-2017)

  13. #8
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    156
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    658
    تشکر شده 361 بار در 165 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت چهارم

    برای شروع کار به محله ای رفتم که همیشه x معاملاتشو اونجا انجام میده.از بالای یه ساختمون داشتم جاسوسیشون رو میکردم.افراد x از افراد یه خلاف کار دیگه یه جعبه بزرگ که احتمالا توش پر مواد مخدر بود رو تحویل گرفتن.سریع پریدم پایین و دهنشونو سرویس کردم.

    زنجیرمو درآوردم و دور گردن یکیشون حلقه کردم و کوبیدمش روی زمین.پامو روی گردنش و شمشیرم رو روی سرش گذاشتم و گفتم : برای کدوم خری کار میکنی؟
    -نمیدونم.
    -داری منو مسخره میکنی؟اگه دستمو بیارم پایین یه اتفاقایی برات میوفته ها!
    -بخدا نمیدونم.هیچکس نمیدونه.فقط میدونیم اسمش ایکسه.ما خودمون از زیر دستهاش دستور میگیریم.هیچکس تاحالا ایکس رو ندیده.
    -از کی و از کجا دستور میگیری؟
    -اگه بهت بگم منو میکشن.
    -اگه نگی اونوقت خودم میکشمت الاغ.
    -بهتره خودت منو بکشی.چون اگه اونا منو بکشن،بعدش میرن سراغ زن و بچه هام.
    دلم براش سوخت.ولش کردم که بره.اینبار یه راه ساده تر به ذهنم رسید.آدمای x همیشه تو خیابونا بودن.سعی کردم یکیشون رو تعقیب کنم تا شاید بتونم به مخفیگاهشون برسم.اولین کسی رو که دیدم اسموک بود.خیلی آروم توی سایه ها و پشت سرش قدم برمیداشتم.بعد از جند دقیقه،سایرکس و سکتور هم بهش ملحق شدن.همینطوری مشغول راه رفتن بودیم که یه دفه سکتور بهشون گفت وایسین.چند ثانیه اطرافو نگاه کرد و سریع برگشت و سمت من و یه کوکتل مولوتوف بهم پرت کرد.سریع پریدم یه طرف دیگه.حالا هر ستاشون منو دیدن.نمیتونستم جایی قایم بشم ولی نمیخواستم فرار کنم.سایرکس خیلی قوی هیکل بود.به سکتور و اسموک گفت : شماها برگردین انبار.خودم ترتیب این freak show رو میدم.
    باهاش درگیر شدم.اون خیلی قوی تر از اونی بود که به نظر میومد.

    پریدم رو هوا و تا خواستم بزنم با مشتش من رو پرت کرد عقب.پهن شده بودم رو زمین و تا خواستم به خودم بیام سریع پاش رو کوبید روی قفسه سینم به طوری که خون از دهنم پاشید بیرون.دو دستی یقه م رو گرفت و بلندم کرد و با مشت منو میزد و چندبار همینکارو تکرار کرد.

    دیگه داشتم بیهوش میشدم تا اینکه جان سر رسید و با شاتگان از پشت شلیک کرد تو سر سایرکس و سرش منفجر شد.جان اومد و کمکم کرد بلندشم.بهش گفتم : اینجا چه غلطی میکنی؟!چجوری پیدام کردی؟
    -از همون اول که از خونه زدی بیرون اومدم دنبالت تا مطمئن شم کار دست خودت نمیدی.حالا هم که دیدم این یارو داره سرویست میکنه.حالا بیا بریم خونه.اولین شب کاریت بود باید خسته شده باشی.
    -بهتره اول این نره خرو یجا گور و گم کنیم.
    یجایی توی یه کوچه بن بست گذاشتیمش.جان گفت فکر میکنی اگه پیداش کنن چی میشه؟
    -خوووبببب.امیدوارم پیداش نکنن.وگرنه دیگه نمیدونم چی میشه.


    پایان قسمت چهارم...



    با تشکر از جناب noob smoke که زحمت عکس هارو کشیدن.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  14. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده اند:

    Noob__Smoke (08-01-2017),SILENT ASSASSIN (10-17-2017)

  15. #9
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    203
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    393
    تشکر شده 141 بار در 111 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    عالی مثل دسته گل
    مردم دنیا به هم حمله میکنن و همو میکشن
    و ما سعی داریم که خودمونو قانع به درست بودنش کنیم
    در حالی که خیلی ها قربانی میشن
    ولی هیچ دلیلی نیست که به یه نفر اجازه بده یه بیگناه رو بکشه یا قربانی قربانی کنه
    عمل گرفتن زندگیه بیگناهان حتی از سر نادانیم یا برای منفعت جمعی
    فقط
    شیطانیه


    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  16. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (08-01-2017),Noob__Smoke (08-01-2017)

  17. #10
    Noob__Smoke آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    1,158
    علاقه مند به
    rain
    محل سکونت
    BLλCK MESA LABS
    تشکر
    4,079
    تشکر شده 2,548 بار در 1,120 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    20
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    عکسای قسمت بعد آماده شد! @[فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]@

    !Squanch Wars :
    The force gets shwifty

  18. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Noob__Smoke از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (08-01-2017)

صفحه 1 از 7 12345 ... آخرینآخرین