صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 13

موضوع: Multiverse

  1. Multiverse

    #1
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    232
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    859
    تشکر شده 581 بار در 266 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    درود دوستان.با اینکه این سایت داره میمیره ولی من تموم تلاشمو میکنم تا زنده نگهش دارم.
    تو این تاپیک شما میتونید دنیای موازی خودتون خلق کنید و درباره خودش و شخصیت هاش توضیح بدید.
    قوانین :
    ۱شماره دنیایی که این کاراکتر زندگی میکنه رو بنویسید.
    ۲بیوگرافیش خیلی طولانی نشه
    ۳اگه در توانتون هست عکس بذارید.

    بذار اولیشو خودم بذارم

    Blackheart
    محل زندگی : Earth 6(این زمین تو داستانای من به بعد Noir معروفه و یه فن فیکشن هم واسش نوشتم.)
    اولین حضور : قسمت اول Scorpion different dimensions 1 که با اسم اسکورپیونNoir تو سایت نوشته شد.
    اسم واقعی : جک رات
    سن : ۲۵
    خانواده : ریچل رات(خواهر)آنجلا رات(مادر)ترایگان(پدر)
    این بلک هارت همون جک خودمونه که تو سال ۱۹۳۰ زندگی میکنه.مادر اون بدست یه باند خلافکاری به اسم X به قتل رسید.اون و خواهرش برای انتقام سعی کردن به باند نفوذ کنن.خودشونو به رئیس باند(ک هیچکس اونو ندیده)نزدیک کنن و بکشنش.اون و خواهرش خودشون رو بچه های مفیستوفل و اسم های بلک هارت و ریون به X معرفی کردن.اونا میدونستن ایک کار خیلی سخت و خطرناکی بود.و خیلی طول میکشید تا خودشونو به X نزدیک کنن.تا اینکه جک متوجه قتل فجیع خانواده هاساشی شد.اون تصمیم گرفت پسر ارشد خانواده یعنی هانزو رو به زندگی برگردونه و از حس انتقام جوییش علیه X استفاده کنه و درآخر X نابود بشه


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  2. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده اند:

    MKXsubzero (06-27-2018),scorpionxl (06-27-2018),You s (06-27-2018)

  3. #2
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    46
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    334
    تشکر شده 113 بار در 63 ارسال
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    یه سوال در مورد مارول و دی سی یا همین ابر قهرمان ها ؟یا هرچی دلمون خواست؟



  4. #3
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    232
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    859
    تشکر شده 581 بار در 266 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط You s [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    یه سوال در مورد مارول و دی سی یا همین ابر قهرمان ها ؟یا هرچی دلمون خواست؟

    بله از هرچی که خواستین میشه


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  5. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (06-27-2018)

  6. #4
    Smasher آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    326
    علاقه مند به
    scorpion
    تشکر
    305
    تشکر شده 660 بار در 282 ارسال
    حالت من
    Relax
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اسم شخصیت: الایرا
    لقب: شاهزاده روشنایی
    جنسیت: مونث

    بیوگرافی: الایرا شاهزاده ی سرزمین روشنایی بود که در کنار پادشاه تاریکی بر دنیاهاشون حکومت میکردن تا اینکه پس از میلیون ها سال با نقشه ی پادشاه تاریکی جنگ بزرگی بین 2 دنیا صورت گرفت که الایرا به دلیل غرور بیش از حد شرکت نکرد و گذاشت تمام موجودات دنیاش کشته شن, سپس در آخر رفت و پس از جنگی وحشتناک که داخلش بینهایت بیگ بنگ ها اتفاق افتاد پادشاه تاریکیو شکست داد و داخل بعدی دیگه مهر کرد, سپس ناپدید شد و مدت ها بعد که برگشت به طرز عجیبی هاله ی روشناییش جای خودو به هاله ی تاریکی داده بود طوری که هرکس نزدیکش میشد عقلشو از دست میداد و تحت کنترلش درمیومد. الایرا دنیاهارو یکی پس از دیگری نابود میکرد تا اینکه توسط موجودات ابعاد بالاتر 4 بار پشت هم حذف شد اما به دلیل قدرت بیش از حد هربار دوباره صحیح و سالم از هیچ احیا میشد و حالام همراه لشکریان بیشماری که توسط هاله اش تسخیر کرده قصد کنترل تمام دنیاهارو داره


  7. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Smasher از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (06-27-2018)

  8. #5
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    46
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    334
    تشکر شده 113 بار در 63 ارسال
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    خوب بذار منم یه چیزی بگم
    اسم :liunel (هم اسمیم خخ)
    لقب شاهزاده منطقه لذت
    سن اذلی و همیشگی
    محل زندگی strong world
    شاهزادهliunel در اوایل زندگی بشر در دنیای strong world بدنیا آمد از ویژگی ها بارز او قسمتی سفید از موهای سیاهش است او از قوی ترین افراد جهان است که چهار بار برنده مسابقات جهانی شده است و به عنوان پسر اول و فرمانده اول strong worldشناخته میشود
    حاکم جهان دنیای ealtera بود ealteraبه دنیا های دیگر ظلم می نمود و برای آن ها اصلا ارزشی قائل نمی شد و برای برکنار کردن ealteraباید یک دنیا مسابقات جهانی را برنده میشد ولی این محال بود ealtera خیلی قدرت مند بود ولی liunel در مسابقات شرکت کرد و برنده شد..... نکته :این لیونل من نیستما

    انشالله بقیش رو داخل فن فیکشنم میخونین

  9. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (06-27-2018),scorpionxl (06-28-2018)

  10. #6
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 150 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    منم اومدم
    نام:سایه سای هاساشی«سای رو خودش برای خودش انتخاب کرده»
    جنسیت:مذکر
    بستگان:جوبی هاساشی«برادر»توکا کامیشیرو هاساشی«برادر زن و نامزد سابق»اسکورپیون فامیلیشو یادم نیست«پدر»هانزو هاساشی«مادر خب عمو دیگه»میکو هاساشی«مادر»ین سای هاساشی«همسر»ساتورا رن سای هاساشی«منو باش فکر میکردم اتزیو الدیتوری نمیدونم چیچی ای سخت ترین اسمه»«پسر»الیزابت سای هاساشی «دختر»«حال میکنید چقدر پر جمعیتن»و...«بوق نیستا قیره هست«میدونم غیره با این ق نیست»
    محل زندگی:اول کیعاس بود بود بعد دوباره کیعاس بود بعدش برای تقریبا 20 یا 21 سال سال شد ژاپن الانم توی فرانسه داره گور خودشو میکنه
    سن:مقدر شده«یعنی ن مقدر کردم»که تا ابد زندگی کنه نکته جالبش اینه که اثلا تصمیمم نداره بمیره

    بیوگرافی:سایه سای هاساشی برادر جوبی هاساشی میباشد که برای مدت ها در بدن جو«جوبی از اسمش متنفره«چون من متنفذم»»زندانی بوده تقریبا 15 سال ولی بعدش به لطف کوانچی از بدن وی بیرون اومد و با جوبی برای مدتی یه رفاقت ببین و نکش بهم زد اما بعد از یه کار جوبی که کیف داستانم از بین میره بگم رابطه این دوتا روز به روز سرد تر شد و هردوتاشون اندازه زخمای من وقتی میفتم به جون شاعوکان به هم دیگه ضربه زدن سایه میاد فلانیو می کشه جو میاد گریه می کنه جو میره فلان کارو می کنه سایه میشینه فوعش میده حالا وللش اینم از این در داستانم این دوتا دلقک و همین تور همه بستگانشون«بیشتریا توی فصل 3«اگه سایت با چش زدنای حقی منحدم نشه»هستن»
    اطلاعیه همین طوری قسمت بعدی داستان من هم شنبه قرار میگیره واسه مسابقات باید خودمو اماده کنمایییییییییییییییییییییییی ییییییییی قودا اااا



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  11. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (06-28-2018)

  12. #7
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    232
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    859
    تشکر شده 581 بار در 266 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Trigon the Despicable
    اولین حضور : فن فیکشن Trigon's Game که اگه بشه اینم مینویسم.
    سن : خیییییلیییییییی
    محل زندگی : Earth 6(همون بعد Noir)
    بستگان :
    شیطان(پدر)
    مامون(برادر)
    لاماشتو(خواهر)
    آرلا رات(یکی از صیغه هاش)
    صدتا زن دیگه(بقیه صیغه هاش)
    ریچل و جک رات(دختر و پسر.این دونفر تنها کسایی هستن که از یه مادر به دنیا اومدن)
    جیمز(پسر)
    جیکوب(پسر)
    کوانچی(نمیخواستم اینو بگم ولی مجبور شدم.اولین پسر)
    و صدها بچه دیگه که مهم نیستن.

    این ترایگان مثل بقیه ترایگان ها تو دنیاهای دیگه ست.ظاهرش هم مثل ترایگان اوریجیناله.اون پسر شیطانه.خباثت اون حتی از پدرش هم بیشتر شد به طوری که برای رسیدن به قدرت برادرش مامون رو کشت و خواهرش لاماشتو رو یجا گم و گور کرد.حتی پدرش هم نتونست جلوشو بگیره و دهنش سروریس شد.
    اون برای جذب قدرت کمک لازم داشت.و بهترین کسایی که میتونستن کمکش کنن بچه های خودش بودن.اون تصمیم گرفت با اقفال زن ها از هر دنیا بچه تولید کنه.اون زنهای ضغیف رو برای تولید مثل انتخاب میکرد تا قدرت بچه هاش از خودش بیشتر نشه.خلاصه اون برای هزاران سال بچه بوجود آورد و خیلی هاشون رو کشت.اون حتی مادر بچه هاش رو هم میکشت چون نمیخواست مشکل اضافی براش درست شه.اون وقتی قدرت کافی برای حمله به زمین رو داشت بدست خدای رعد متوقف شد.اما برای یه مدت کوتاه.برای همین ریدن تصمیم گرفت تا یه تمی قدرتمند برای مقابله با اون جمع کنه.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  13. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (07-02-2018)

  14. #8
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 150 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط scorpionxl [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    منم اومدم
    نام:سایه سای هاساشی«سای رو خودش برای خودش انتخاب کرده»
    جنسیت:مذکر
    بستگان:جوبی هاساشی«برادر»توکا کامیشیرو هاساشی«برادر زن و نامزد سابق»اسکورپیون فامیلیشو یادم نیست«پدر»هانزو هاساشی«مادر خب عمو دیگه»میکو هاساشی«مادر»ین سای هاساشی«همسر»ساتورا رن سای هاساشی«منو باش فکر میکردم اتزیو الدیتوری نمیدونم چیچی ای سخت ترین اسمه»«پسر»الیزابت سای هاساشی «دختر»«حال میکنید چقدر پر جمعیتن»و...«بوق نیستا قیره هست«میدونم غیره با این ق نیست»
    محل زندگی:اول کیعاس بود بود بعد دوباره کیعاس بود بعدش برای تقریبا 20 یا 21 سال سال شد ژاپن الانم توی فرانسه داره گور خودشو میکنه
    سن:مقدر شده«یعنی ن مقدر کردم»که تا ابد زندگی کنه نکته جالبش اینه که اثلا تصمیمم نداره بمیره

    بیوگرافی:سایه سای هاساشی برادر جوبی هاساشی میباشد که برای مدت ها در بدن جو«جوبی از اسمش متنفره«چون من متنفذم»»زندانی بوده تقریبا 15 سال ولی بعدش به لطف کوانچی از بدن وی بیرون اومد و با جوبی برای مدتی یه رفاقت ببین و نکش بهم زد اما بعد از یه کار جوبی که کیف داستانم از بین میره بگم رابطه این دوتا روز به روز سرد تر شد و هردوتاشون اندازه زخمای من وقتی میفتم به جون شاعوکان به هم دیگه ضربه زدن سایه میاد فلانیو می کشه جو میاد گریه می کنه جو میره فلان کارو می کنه سایه میشینه فوعش میده حالا وللش اینم از این در داستانم این دوتا دلقک و همین تور همه بستگانشون«بیشتریا توی فصل 3«اگه سایت با چش زدنای حقی منحدم نشه»هستن»
    اطلاعیه همین طوری قسمت بعدی داستان من هم شنبه قرار میگیره واسه مسابقات باید خودمو اماده کنمایییییییییییییییییییییییی ییییییییی قودا اااا
    اوه اوه شرمده توکا کامیشیرو نسبتش با سایه اشتب شد حواسم نبود
    توکا کامیشیرو«زن داداش و نامزد سابق»

    و حالا یه شخصیت جدید:
    نام:میکانومی کوئیچیرو «نخند خب به من چه اسم ژاپنی دیگه ای بلد نبودم»
    سن:تقریبا 22 ولی نامیرا ابدی نمیمیره کلشم نمیشه کند
    رنگ مو:طلایی
    رنگ چشم:ابی
    بستگان:توکا کامیشیرو «مادر خوانده» و هیچ کس و هیچ کس بی کسو کاره بچه

    بیوگرافی:موقع حمله گروه و ارتش توکا اون و کورویوا تاکعومی توی یه یتیم خونه با بقیه بچه ها زندگی می کردن تا اینکه توکا اونحارو کاملا به اختیار در اورد و اونام توی یه یتیم خونه دیگه با تعداد کمی از بچه های یتیم خونه و کلی بچه دیگه زیر سایه هم نوعای توکا زندگی میکردن تا روزی که تصمیم به فرار میگیرن ولی برادر کثافت توکا مضاهم میشه و فقط کورویوا میره بیرون و بقیه میمیرن البطه میکا که اسمشم کپی کردم زنده میمونه و به یکی از هم نوعای توکا تبدیل میشه توکا همیشه اونو مثل پسرش میدیده و اونو مثل میکامی«تنها پسر واقعیش»میدونسته میکام خیلی مامانشو دوست داره و قیره

    شخصیت بعدی:کورویوا تاکعومی
    سن:22 این بابام ابدیه ولی
    بستگان:فعلا هیچ کس از زیر بوته سبز شده
    رنگ مو:سیاه
    رنگ چشم:قهوه ای

    بیوگرافی:اون بیوگرافی قبلی به علاوه این
    بعد از فرار کردنش با اعضای سی ای دی که علیه توکا میجنگیدن مواجه میشه و به اونا ملحق میشه بعد از مدتی بر اثز اتفاقی که با اجازه سایه جان بابا به لطف پسر خودش ساتورا رن سای هاساشی توی بدن این بیچاره زندانی میشه و اونم هافظه نداشتشو پرت میده به اخ یعنی از دست و وارد داستان های دوگانگی این دو شخصیت میشیم که بعد از اینکه هم حافظه خودش و خاطرات سایرو بدست میاره میفهمه رفته ترف اشتب و از سی ای دی میره بیرون و وارد گروهی میشه که با توکا میشن 9 نفر و که یه گروه نه نفره بود که توکا ساخته بود اون زمان سر بعضی موضوعات به شکل چرتی زنو شوهر با هم به مشکل برخوردن که میشه فصل شیش داستان من که قراره اسمشم بشه نیرنگ 2 چون اخر فصل شیش میفهمید خلاصه راستی بعد یاد اومدن حافظش موهاشم سفید میشه و سایه یه بار درباره خودشون گفته
    سایه:من توعم،و تو منی هر چند که دو نفریم، خواهش می کنم فکر کن تاکه اگه حافظت برگرده میخوای چی کار کنی؟؟؟ غیر از اینه که به من کمک می کنی و به جبهه مقابل میری؟؟؟



    بای بای لطفا نظر بدید و اگه میخونید یه تشکرم بکنید من اینو واسه شما نوشتم و گرنه خودم که میدونم



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  15. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (07-02-2018)

  16. #9
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    232
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    859
    تشکر شده 581 بار در 266 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    بسیار مچکر از همکاری شما بچه ها و شخصیتای خوبشون.البته بعضیاتون قانون شماره ۱ رو رعایت نکردین ولی مهم نیست کارتون عالیه.



    راستی خودمم متوجه یه اشتباه شدم.یادم نبود اینو بگم آنجلا اسم واقعی آرلا رات بود.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  17. #10
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    46
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    334
    تشکر شده 113 بار در 63 ارسال
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    مخلصیم
    حالا من یچی دیگه هم میگم
    اسم nikolas
    مقام امپراتور ealtera
    سن اذلی و همیشگی
    خانواده ربکا (همسر )دیمن (پسر)پدر مادر نامعلوم
    حضور :فن فیکشن you see

    محل زندگی
    ealtera
    محل تولد نامعلوم (محل تولد احتمال میدم همینealteraباشه )
    آقا بعدا توضیح میدم وقتی وارد فن فیکشن شد

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین