صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 33

موضوع: نجات دنيا توسط ريدن

  1. نجات دنيا توسط ريدن

    #1
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,146
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,509 بار در 1,317 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)



    بسم الله الرحمن الرحيم

    Reza Akhlagh


    من مي خوام داستاني از يكي از اسا تيد مورتال كمبت براتون تعريف كنم اميدوارم خوشتون بياد . او هست لورد ريدن بزرگ كه بيشتر دشمنان خود رادر ارثه ي مورتال كمبت مي تواند نابود كند. يعني90% آنها را .نه همشونو.
    اين داستان در سال 2008 اتفاق مي افتد يعني 11يا 10 سال بعد ازموضوع واون رخداد مورتال كمبت انيهليشن. چند وقتي بود كه ريدن متوجه ي خبر هايي در زمين شده بود!خبر هايي عجيب! كه گروهي دارد زمين را به تسرف خود در مي آورد و كم كم آن را نابود مي كند. ريدن متوجه ي حقيقت شد وبه زمين رفت. اونجا به معبد روشنايي رفت{ هركي فيلم مورتال كمبت انيهليشن رو ديده باشه مي فهمه معبد روشنايي چيه و كجاست} تا با كمك افرادي كه ياران ودوستان قديمي او بودند از نابود شدن زمين جلو گيري كنند.دوستان او عبارت بودند از ليوكانگ_ كيتانا_ جكس و سونيا_ سيندل ازقلم نيفتاده اون مرد چون سن اون بيشتر از اونا بود. اول به چين رفت وليوكنگ وكيتانا رو باخبر كرد وآون ها رو باخود برد وبعد به نييويرگ رفت وسونيا و جكس رو با خودآورد وهمگي رو دورهم جمع كردوموضوع رو به اونا گفت:اون ها هم دست به كار شدند

    سونياوكيتانا باهم و ليوكانگ وجكس هم باهم. به راه افتادند اول يك پايگاه تحقيقاتي را ساختن همگي باهم.آنها بعد از يك سال و4ماه تحقيق فهميدند اين كار ها از كجا سر چشمه ميگيرد.آنها فهميدند كه اين كار ها در كشور ژاپن وآمريكا صورت ميگيرد.دو گروه بودند بنام هاي _اژدهاي سياه در(ژاپن)وگرگ بنفش در(آمريكا)! {اول گروه اژدهاي سياه} وجود داشت درآن رزمي كاراني بي رحم و هر چيزي مانع اونها بود ازبين مي بردند حتي پدر-مادر-ويا فرزندانشان. آنها در هنر هاي رزمي خيلي ماهر بودند ولي ريدن مي دونست كه ميتونه باقدرتش اون ها رو نابود كنه ولي اين كارو نكرد!{ دوم گروه گرگ بنفش} يك گروه بزرگ آدمكش در لوس انجلس امريكا كه مجهز به صلاح هاي جديد و پيشرفته (كه در زمان خودش اسلحه بودند) آنها فكر كردند وفهميدند كه با يد اول گروه گرگ بنفش رو از بين ببرند چون خيلي سخت تراز اون گروه بود پس جكس وسونيا رو به لوس آنجلس برد آن دو با هم فكر كردند كه چطوري بايد به اطلاعات پي ببرند.؟ فهميدم جكس! ما بايد اول عضو اون گروه بشيم . اون ها رفتند ويكي ازاعضاي گروه گرگ بنفش رو دسگير كردند طي يك ماموريت سرّي اون ها هر چي اطلا عات بود از اون گرفتند و راه عضويت در گروه رو به اون ها نشون داد {بدون اينكه گروه اژدهاي سياه متوجه بشن دست بكار شدند} از اون جا ريدن از همه اوضاع رو تحت كنترول داشت. سر دسته ي خياباني گروه گرگ بنفش شخصي خشن بود به نام (سالي). جكس وسونيا اون رو پيدا كردند . جكس وسونيا خودشونو در يك درگيري جلوي (سالي) بطور ناگهاني با چندي افراد نشون دادند كه چطوري جكس وسونيا با آنها مبارزه ميكردند سالي هم تحت تاثير قرار گرفت وبه فكر آوردن اون ها به گروه بود. وسونيا وجكس هم همين را ميخواستند كه شد... سالي اون ها رو دعوت كرد به گروه_ اون ها هم با كمال ميل قبول كردند .سالي پرسيد شما رو كجا آموزش مي دادند اونها گفتند يه مربي چيني داشتيم. اونها رو سالي برد به مخفي گاه. (البته نه مخفي گاه اصلي) وقتي وارد مخفي گاه شدند تعداد زيادي افراد رو ديدند مسلح . سالي به افرادش گفت به اونا كاري نداشته باشين. بعد اونا رو به يك باشگاه زيرزميني برد. تعدادي كارته كار اون جا بود .جكس به سالي گفت چرا ما رو آوردي اينجا؟ گفت مي خوام يه امتحان رزمي ازتون بگيرم!تا ببينم چقدر هنر رزمي بلدين ! بعد استاد كاراته يكي از شاگردان قوي خودش رو فرستاد تا با جكس مبارزه كنه.مبارزه رو شروع كردند شاگرد حمله كرد ولي جكس بدون اينكه حركت كنه سر جاي خودش با3 ضربه ي مشت هاي بكسري خودش شاگرد رو از پا در آوورد همگي تعجب كردند ولي براي سونيا عادي بود_استاد دستور داد 5 نفري به او حمله كنند _ 5 نفر دور جكس رو گرفتند (5 نفر داشتند از ترس ميمردند ولي به روي خودشون نمي آوردن) 2 نفر اول به جكس حمله كردند ولي جكس در 33 ثانيه اونا رو از پا در آورد استاد 4 نفر آخر هم فرستاد تا 7 نفري حمله كنند جكس در مبارزه از سبك بوكسري خود را استفاده كرد. جكس به طرز عجيبي اونها رو در3 دقيقه شكست داد استاد واقعا تعجب كرد واون رو تشويق كرد بعد خودش با او مبارزه كرد مبارزه ي اونها 30 دقيقه طول كشيد وآخر جكس پيروز شد واستاد در جلوي پاي سالي زانو زد سالي گفت اينطوري مي خواستي افرادمو آموزش بدي همون جا اسلحه ي خودشو درآورد و با يك گولوله تو سر استاد اونو كشت وقتي سالي مبارزه ي جكس رو ديد گفت اون زن هم دوستت_ چيزي بلده از مبارزه جكس خنديد و گفت اين بدتر از من مبارزه ميكنه سالي تعجب كرد! سالي گفت :من نمي دونستم شما اينقدر مبارز خوبي هستيد/ ولي از اين به بعد من روي شما حساب ميكنم. وشما دوتا رو به رئيس معرفي ميكنم.جكس كدوم رئيس؟
    رئيس اصلي كل باند! (درضم اسم گروه گرگ بنفش) يادتون باشه. يه چيزي منو پيشه رئيس رو سفيد كنيد. واگر سر از پا خطا كنيد رئيس منو شما هارو ميكشه اون خيلي بي رحم تر از منه! من ديگه روي شماها حساب ميكنم. {كم كم داشت كار اون دو سخت مي شد} سالي اون ها رو برد به يك شهر ديگه در كشور آمريكا ودر يك خانه ي بزرگ در وسط شهر وارد اون خانه كه شدند يك سر آدم هايي با لباس هاي بنفش كه روي آنها عكس گرگ كشيده بودند . سونيا يه كم ترسيد وارد خانه شدند سالي به يكي از خدمت كاران گفت: رئيس كجاست؟گفت در حال تمرين كونگ فو.15 دقيقه ي ديگه تمرينش تموم ميشه. خدمت كار اون ها رو به اتاق مهمانان برد . بعد از 20 دقيقه رئيس اومد جكس وسونيا به احترام رئيس بلند شدند وايستادند سلام كردند رئيس جواب سلام اونها رو نداد. رئيس به سالي اينا ديگه كيين؟ سالي گفت قربان اينها رو يك بار در خيابان اتفاقي در حال مبارزه ديدم. اون هارو آورد م تو گروه اين يكي اسمش جكسه اون زنم هم سونيا اسمشه/ اونها استاد كارته اي رو كه شما براي ما فرستاده بوديد شكست دادن رئيس تعجب كرد!!!... گفت بعد چيكار كردي با اون استاد؟ سالي گفت كشتمش. رئيس گفت: كار خوبي كردي/ديگه به اون بي اورزه نياز نداشتم.بعد به سونيا گفت مي خوام با تو مبارزه كنم اگه مبارزتون خوب بود شماها محافظ من مي شيد سونيا آماده ي مبارزه شد مبارزه رو شروع كردند رئيس باسرعت به سونيا حمله كرد وبا يك حركت پرنده بر سر سينه ي سونيا زد سونيا 1 متر اون ورتر افتاد سونيا بلند شد مبارزه ي اصلي خودش و آغاز كرد 15دقيقه مبارزه كردند ولي سونيا نتونست رئيس رو شكست بده رئيس گفت تا حالا رقيبي به اين سختي نداشتم ولي نمي توني منو شكست بدي . بعد سونيا كنار رفت. رئيس به جكس گفت: حال نوبته توهه جكس رفت براي مبارزه مبارزه رو شروع كرد ومورد ضرب وشست رئيس قرار گرفت جكس عمدا اين كارو كرد تا بفهمه نقطه ضعفش چيه جكس بعد از3دقيقه فهميد نقطه ضعفش چيه .بعد بلند وروي سر رئيس حمله كرد بعد از5دقيقه اونو شكست داد سالي وسونيا دهانشون باز مونده بود! تعجب كرده بودند !!! رئيس بلند شد و سرو صورت خوني خودشو با دسمالي پاك كرد و با اصبانيت فرياد زد چطور جرعت كردي اين كارو كني؟ جكس با خنده گفت: خودت گفتي مبارزه كنم مبارزه ي من اينطوري_ رئيس از حرف جكس خندش گرفت وگفت: نگفتم ديگه اينطوري.بعد اونها رو تشويق كرد وبه سالي گفت:به هردوشون يكي 100دلار پول بده؟ براي بار اول خوب بود.و به سالي گفت: همه جاي خونه رو به اون ها نشون بده. اين داستان ادامه دارد..... فصل اول تمام شد!

    ویرایش توسط Thunder boy : 04-08-2012 در ساعت 05:03 PM
    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  2. 10 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    Ahmadreza (07-26-2012),ᴀᴍɪʀ ɢʜ (05-23-2014),love day (04-23-2016),mkliukang (09-20-2013),Onaga (04-02-2013),Rejected Emperor (06-25-2012),shervintahmasian (06-03-2014),shervintahmsian (05-28-2014),Super Batman (07-10-2014),The JokeR (12-01-2015)

  3. #21
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,146
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,509 بار در 1,317 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    از همگي عذر ميخوام اين داستان هم خيلي خاك خورده ديگه آخراشه چند روزه ديگه تمومش ميكنم. البته شما هم بايد از اين داستان استقبال كنيد. اين قسمت جديدش.


    به نام خدا

    فصل پنچم قسمت دوم:آماده مبارزه
    در همان شب ريدن به تمامي افرادش دستور داد بر روي قدرت خود تمركز كنند. و خودشون رو براي فردا آماده كنند.
    همه اطاعت كردن. وخودشون رو براي فردا آ ماده كرده بودند . تااينكه خورشيد دراومد و صبح شد. همه افراد منتظر نبرد بودند. ولي تا ظهر ازافراد اژدهاي سياه خبر نبود. تا اين كه .... سه نفر سياه پوش از دور ميومدن و رسيدن به مخفيگاه ريدن
    يكي از اونها گفت:تعداد ماها خيلي زياد هستش شما چاره اي نداريد خودتون رو به ما تسليم كنيد. واز جنگ و كشتار بيشتر جلوگيري كنيم. ريدن گفت از شما بعيد هستش اين حرفا رو ميزنيد.ما تسليم نميشيم و اينو به رئيستون بگو اگر مجبور بشيم همه شما با خاك يكسان ميشيد.اونها رفتند.بعد از يك ساعت با تعداد زيادي مبارز سياه پوش كه دور تا دور مخفيگاه رو گرفته بودند .... در مقالب اونها قرار گرفتند.ريدن به افرادش گفت بيايد بيرون براي مبارزه آماده شين. مبارزان يكي يكي اومدن بيرون: سونيا/جكس/ليوكانگ/كيتانا/ساب زيرو/نايقوف/ 12 نفر معبد شائولين و خود ريدن هم اومد بيرون.
    افراد گروه اژدهاي سياه نزديك شده بودند كه ناگهان ريدن با دست خود رعدي به آسمان زد وصداي وحشتناكي اونجا رو فرا گرفت بعضي از افراد گروه اژدهاي سياه ترسيدن و به عقب رفتن. ريدن گفت من ميتونم همه شما رو نابود كنم ولي مي خوام عادلانه باهاتون مبارزه كنم. بيايد جلو................... ادامه دارد.


    تشكر يادتون نره .
    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  4. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    AmirKiller (08-31-2013),ERMACboggg (01-09-2013),imana (03-21-2013),noob-zero (01-09-2013),Onaga (04-02-2013),Raiden2012 (01-09-2013),SUB_SCORPION (01-08-2013),Super Batman (07-10-2014)

  5. #22
    erdan آواتار ها کاربر تازه
    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    نوشته ها
    4
    تشکر
    0
    تشکر شده 4 بار در 3 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    ایول خوبوبد حالی دادی ادامه بده ممنونم متشکر م

  6. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید erdan از ایشان تشکر کرده است:

    Thunder boy (01-09-2013)

  7. #23
    اخراج شده
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    27
    محل سکونت
    OUT WORLD
    تشکر
    21
    تشکر شده 44 بار در 18 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خیلی خیلی خوب بود...مرسی.....................

  8. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید DEAD از ایشان تشکر کرده اند:

    mkliukang (09-20-2013),Thunder boy (01-09-2013)

  9. #24
    اخراج شده
    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    نوشته ها
    76
    تشکر
    133
    تشکر شده 129 بار در 57 ارسال
    حالت من
    Bitafavot
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    رایدن میتونه چون قوی ترین کسی که تویی مورتال کمبت بود همین رایدن هست که تونست شاو کان رو شکست بده از پس ریدن هر کاری برمیاد:coolsmiley02::coolsmiley02::coolsmile y02::coolsmiley02:

  10. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید Cyber Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    mkliukang (09-20-2013),Thunder boy (01-09-2013)

  11. #25
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,146
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,509 بار در 1,317 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    فصل پنجم قسمت سوم: شروع مبارزه
    مبارزه شروع . هر دو گروه به طرف هم آمدن با سرعت هر چه تمام تر.ريدن گفته بود من از قدرت خودم استفاده نميكنم. ولي بقيه از قدرت خود استفاده ميكردن. در حين مبارزه ناگهان مبارزان شائولين داشتن مبارزه ميكردن كه رئيس گروه اژدها و پسرش به اونها حمله كردن و با تعدادي مبارزه 10 نفر از اونها رو معاصره كردن و شروع به مبارزه با اونها كردن ولي پسر بزرگ با قدرت شيطاني خود به اونها حمله كرد. با قدرت زيادي به اونا ضربه ميزد و تمام از دهان اونهاخون ميومد به از تمام بدن اونها خون ميزد بيرون و پدر اومد اونجا و از اين فصت استفاده كرد براي اين كه ريدن زجر بيشتري بكشد دست و پاي اونها رو ببا شمشير از تنشون جدا كرده و اونها فرياد زدن. ريدن متوجه شد و فرياد زد نه .... ليو متوجه شد و با جكس به طرف اونها رفتن . رئيس و پسرش به پشت افرادش فرار كردن و منتظر فرصت شدن. جكس شروع كرد به زدن اونها.

    چپ راست چپ راست با مشت ميزد . از زمين بلند شد .به هوا پريد و يك مشت محكم روي زمين زد كه زمين زير پاي گروه اژدها لرزيد. ولي ديگه براي اونها جون ارزشي نداشت و ناگهان جكس رو محاصره كردن و همه ريخت سر جكس و با مشت و لگد ميزدنش. سونيا اومد به كمك جكس و شروع كرد به دور كردن اونها ولي تعداد زيادي هم اومد و سر سونيا ريختن و همگي داشتن اينا رو ميزدن......... ادامه دارد.
    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  12. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    AmirKiller (08-31-2013),mkliukang (09-20-2013),Onaga (04-02-2013),Paria1392 (09-09-2014),Raiden2012 (01-10-2013),Rejected Emperor (09-20-2013),Super Batman (07-10-2014)

  13. #26
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,146
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,509 بار در 1,317 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    ادامه مبارزه

    ساب زیرو رفت به طرف جکس و سونیا که اونا رو نجات بده. به تمامی کسانی که روی جکس و سونا ریخته بودن یخ پرتاب کرد و اونا با ریختن برف متوقف شدن بعد جکس یهو بلند شد و تمامی کسانی که روش بودن پرت شدن به یک جا.رفت به کمک سونیا و اونو در زیر پا درآورد.
    از ساب زیرو تشکر کردن و به سراغ بقیه رفتند و با اونها هم مشغول به مبارزه شدن.
    نایتقوف از قدرت خود استفاده کرد و با نیروی برق خود تعداد زیاد از اونا رو نابود کرد.
    کیتانا هم با لیو کانگ مشغول به مبارزه بودن و هیچ کس جلودارشون نبود.
    ریدن به سراغ رئیس بزرگ و پسرش رفت. حالا ریدن و افرادش بدون کسانی که از معبد شائولین اومده بودن مبارزه میکرند و این کارشون رو سخت میکرد.لیو دیگه تاقت نیاورد و از قدرت خودش استفاده کرد و تمامی کسانی که دورو ورشون بود رو با نفس اژدهای خودش تبدیل به ذوغال کرد.ههههه ...... ساب زیرو شروع کرد به یخ پاشیدن به طرف دشمن و تعداد زیادی از اونها رو تبدیل به یخ کرد و بعد با ضربه زدن به اونها اونهارو به یخریزه تبدیل کرد.
    کیتانا بادبزن معروف خودشو برتاب کرد و سر بعضی از اونها رو از تن جدا کرد.
    خلاصه زیادش نکنم. تمامی افراد رو به درک فرستادن. حلا مونده رئیس و پسرش...پایان این قسمت..
    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  14. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    AmirKiller (08-31-2013),mkliukang (09-20-2013),Onaga (04-02-2013),Raiden2012 (02-03-2013),Rejected Emperor (09-20-2013),Super Batman (07-10-2014)

  15. #27
    اخراج شده
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    203
    تشکر
    180
    تشکر شده 455 بار در 205 ارسال
    حالت من
    ShadOsarhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط Sub-Ermac [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    رایدن میتونه چون قوی ترین کسی که تویی مورتال کمبت بود همین رایدن هست که تونست شاو کان رو شکست بده از پس ریدن هر کاری برمیاد:coolsmiley02::coolsmiley02::coolsmile y02::coolsmiley02:
    چي ميگي بابا م.ض.ع رو خراب کردي رفت
    بي ضحمت اين جا هرچي اسپم داده شده پاک کنيد .

  16. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید ERFAN ERMAK از ایشان تشکر کرده اند:

    mkliukang (09-20-2013),Rejected Emperor (09-20-2013)

  17. #28
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,146
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,509 بار در 1,317 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    زمین یتیکه از افراد سیاه پوش شده بود فقط دونفر از اونا زنده مونده بودند که رئییس و پسرش بود.بعد از محاصره ریدن پرسید کی شمارو وادار کرده که این کار رو کنید ؟
    اونا جواب دادن رئیسمون .ریدن: رئیس؟ریئستون کیه؟
    شیناک و کوانچی
    ههههههاااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    همه تعجب کردن. ریدن گفت شیناک!پس همه این ماجرا زیر سر اونه!
    ولی چطور از زندان فرار کرد؟آهان کوانچی! اون بهش کمک کرده.
    ریدن یه حلقه از انرژی درست کرد و تمام کسانی که اونجا بودن یعنی افرادش با اون دو نفر رو به دنیای خارجی برد.شیناک و کوانچی در اونجا منتظرشون بودند تا این که رسیدن. وقتی چشم همه به شیناک افتاد دهن ها باز مونده بود.
    شیناک:فکر نمیکردید یه روزی من از اونجا بیام بیرون هااان!
    حالا من و کوانچی متحد شدیم تا زمین رو بگیریم.همینطور شما رو از میان برداریم.
    از اینجا به بعد داستان خیلی جالب میشه.

    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  18. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    AmirKiller (08-31-2013),Ares (02-13-2013),ERMACboggg (02-05-2013),mkliukang (09-20-2013),Onaga (04-02-2013),Raiden2012 (02-05-2013),Rejected Emperor (09-20-2013),Super Batman (07-10-2014)

  19. #29
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,146
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,509 بار در 1,317 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت 5 فصل آخر: آماده مبارزه با دشمن دیرینه
    ریدن تو این مونده بود که چطوری شیناک و کوانچی رو شکست بده
    ...ریدن به شیناک گفت من تمام افرادم رو برای مبارزه با تو آماده میکنیم تو فقط 2 روز به ما فرصت بده تا ما آماده بشیم. شیناک موافقت کرد.
    ریدن افرادش رو به جایگاه خود برد. در( معبد روشنایی)
    شیناک به کوانچی گفت مبارزان رو آماده حاضر کن.کوانچی افرادی که همیشه با نیروی خیر مشکل و دشمن بودن رو با خبر کرد که نبردی در پیش داریم.
    ریدن به فکر اوناگا افتاد که اون زیاد با شیناک رابطه خوبی نداشته پس من میتونم اون هم وارد مبارزه کنم.به سراغ اوناگا رفت و اونو پیدا کرد به اوناگا گفت من میدونم تو در تلاش این هستی که فرمانروای دنیای خارج شی. من میتونم بهت کمک کنم.
    اوناگا: چجوری؟ ریدن: ما دو روز دیگه با شیناک مسابقه ای داریم که اگه شکست خوردیم کوانچی روح ما رو میگیره و بعد با کمک شیناک به قلمرو زمین حمله میکنند. از تو میخوام که بهمون کمک کنی و بعد از اینکه مسابقه رو بردیم حکومت دنیای خارج(ادنیا) رو به تو بدم به شرطی که به فکر تساحب زمین نباشی. اونا گا قبول کرد. و خودشو برای نبرد آماده میکرد.ریدن به درگاه خدایان ارشد رفت و از اونها درخواست نیرو و قدرتی زیاد و بیش از حد برای مدتی که نزارم قلمروی زمین نابود بشه و نیروی روشنایی ازبین بره رو خواست. خدایان قبول کردن و به او نیرویی عطا کردن.
    ریئن حالا آماده نبرد شده بود.
    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  20. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    AmirKiller (08-31-2013),mkliukang (09-20-2013),Onaga (04-02-2013),Rejected Emperor (09-20-2013),shervintahmasian (06-03-2014)

  21. #30
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,146
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,509 بار در 1,317 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت آخر:نبرد آخر
    تا سال 92 تحویل نشده گفتم بیام و این داستان رو تموم کنم.
    به نظر خودم اولای داستان خیلی بهتر بود از شما هم میخوام بعد از پایان این داستان نظراتتون رو درباره بخش های این داستان بفرستید.
    خوب همه آماده شدن برای نبرد آخر نبردی که سرنوشت زمین رو میساخت تمام افراد ریدن آماده بودن ریدن و اوناگا جلوتر از همه وایساده بودن شیناک با کوان چی هم در صف اول نبردی تقریبا مثل آرماگدون شده بود نیروهای تاریکی در مقابل روشنایی جنگی به راه افتاد. همه به سوی هم حمله ور شدن ساب زیرو در مقابل اسکورپیون در افتاده بود جکس و سونیا هم در مقابل ارمک دشمنی سر سخت نایتقوف هم داشت با نیروهای اهریمنی و روح هایی که توسط کوانچی گرفته شده بودن مبارزه میکرد.
    لیو در مقابل باراکا و کیتانا هم در مقابل افراد باراکا قرار گرفته بودن.
    من دیگه زیاد درازش نمیکنم:
    جکس وقتی در مقابل ارمک مبارزه میکرد ارمک با قدرت خودش اونو ترکوند و سونیا نتونست در مقابل اون هیچ کاری کنه ساب زیرو وقتی اسکورپیون رو شکست داد به کمک سونیا اومد ساب ارمک رو منجمد کرد که نتونه کاری انجام بده و بعد اونو ازبین بردن. ریدن به سراغ شیناک رفت و در گیر مبارزه شدن اوناگا هم به سراغ کوانچی رفت و با هم مبارزه میکردن قدرت کوانچی در مقابل اوناگا کافی نبود بخاط هم کوانچی بعد از شکست خوردن اونجا رو ترک کرد و فرار کرد و شیناک رو تنها گذاشت.
    اوناگا به کمک ریدن رفت تا زود تر شیناک رو شکست بدن وهمین کار هم انجام دادن
    وقتی شنیاک شکست خورد باراکا ها هم پا به فرار نهادند و از اونجا رفتن .ریدن وقتی متوجه مرگ جکس شد از خدایان ارشد خواست تا دوباره روح اون رو بهش برگردونن و این کار انجام شد. اوناگا هم امپراطور آدانیا شد و ساب زیرو و نایقوف رو به خدمت گرفت تا برای اون کار کنند ، اونها هم قبول کردن.ریدن هم افرادش رو به خونه برگردوند و ازشون خواست که مواظب خودشون باشند و همیشه در کنار هم بمونند.
    ریدن هم برگشت و سال های سال به خدایان ارشد خدمت کرد.
    امیدوارم خوشتون اومده باشه هر چند داستان طولانی شده بود ولی یکی از جذابیت های داستان ها طولانی بودن اونهاست.
    پایان

    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  22. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    AmirKiller (08-31-2013),mkliukang (09-20-2013),Onaga (03-20-2013),Paria1392 (09-09-2014),Rejected Emperor (09-20-2013),shervintahmasian (06-03-2014),Super Batman (07-10-2014)

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین