صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از 31 به 33 از 33

موضوع: نجات دنيا توسط ريدن

  1. نجات دنيا توسط ريدن

    #1
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,144
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,502 بار در 1,315 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)



    بسم الله الرحمن الرحيم

    Reza Akhlagh


    من مي خوام داستاني از يكي از اسا تيد مورتال كمبت براتون تعريف كنم اميدوارم خوشتون بياد . او هست لورد ريدن بزرگ كه بيشتر دشمنان خود رادر ارثه ي مورتال كمبت مي تواند نابود كند. يعني90% آنها را .نه همشونو.
    اين داستان در سال 2008 اتفاق مي افتد يعني 11يا 10 سال بعد ازموضوع واون رخداد مورتال كمبت انيهليشن. چند وقتي بود كه ريدن متوجه ي خبر هايي در زمين شده بود!خبر هايي عجيب! كه گروهي دارد زمين را به تسرف خود در مي آورد و كم كم آن را نابود مي كند. ريدن متوجه ي حقيقت شد وبه زمين رفت. اونجا به معبد روشنايي رفت{ هركي فيلم مورتال كمبت انيهليشن رو ديده باشه مي فهمه معبد روشنايي چيه و كجاست} تا با كمك افرادي كه ياران ودوستان قديمي او بودند از نابود شدن زمين جلو گيري كنند.دوستان او عبارت بودند از ليوكانگ_ كيتانا_ جكس و سونيا_ سيندل ازقلم نيفتاده اون مرد چون سن اون بيشتر از اونا بود. اول به چين رفت وليوكنگ وكيتانا رو باخبر كرد وآون ها رو باخود برد وبعد به نييويرگ رفت وسونيا و جكس رو با خودآورد وهمگي رو دورهم جمع كردوموضوع رو به اونا گفت:اون ها هم دست به كار شدند

    سونياوكيتانا باهم و ليوكانگ وجكس هم باهم. به راه افتادند اول يك پايگاه تحقيقاتي را ساختن همگي باهم.آنها بعد از يك سال و4ماه تحقيق فهميدند اين كار ها از كجا سر چشمه ميگيرد.آنها فهميدند كه اين كار ها در كشور ژاپن وآمريكا صورت ميگيرد.دو گروه بودند بنام هاي _اژدهاي سياه در(ژاپن)وگرگ بنفش در(آمريكا)! {اول گروه اژدهاي سياه} وجود داشت درآن رزمي كاراني بي رحم و هر چيزي مانع اونها بود ازبين مي بردند حتي پدر-مادر-ويا فرزندانشان. آنها در هنر هاي رزمي خيلي ماهر بودند ولي ريدن مي دونست كه ميتونه باقدرتش اون ها رو نابود كنه ولي اين كارو نكرد!{ دوم گروه گرگ بنفش} يك گروه بزرگ آدمكش در لوس انجلس امريكا كه مجهز به صلاح هاي جديد و پيشرفته (كه در زمان خودش اسلحه بودند) آنها فكر كردند وفهميدند كه با يد اول گروه گرگ بنفش رو از بين ببرند چون خيلي سخت تراز اون گروه بود پس جكس وسونيا رو به لوس آنجلس برد آن دو با هم فكر كردند كه چطوري بايد به اطلاعات پي ببرند.؟ فهميدم جكس! ما بايد اول عضو اون گروه بشيم . اون ها رفتند ويكي ازاعضاي گروه گرگ بنفش رو دسگير كردند طي يك ماموريت سرّي اون ها هر چي اطلا عات بود از اون گرفتند و راه عضويت در گروه رو به اون ها نشون داد {بدون اينكه گروه اژدهاي سياه متوجه بشن دست بكار شدند} از اون جا ريدن از همه اوضاع رو تحت كنترول داشت. سر دسته ي خياباني گروه گرگ بنفش شخصي خشن بود به نام (سالي). جكس وسونيا اون رو پيدا كردند . جكس وسونيا خودشونو در يك درگيري جلوي (سالي) بطور ناگهاني با چندي افراد نشون دادند كه چطوري جكس وسونيا با آنها مبارزه ميكردند سالي هم تحت تاثير قرار گرفت وبه فكر آوردن اون ها به گروه بود. وسونيا وجكس هم همين را ميخواستند كه شد... سالي اون ها رو دعوت كرد به گروه_ اون ها هم با كمال ميل قبول كردند .سالي پرسيد شما رو كجا آموزش مي دادند اونها گفتند يه مربي چيني داشتيم. اونها رو سالي برد به مخفي گاه. (البته نه مخفي گاه اصلي) وقتي وارد مخفي گاه شدند تعداد زيادي افراد رو ديدند مسلح . سالي به افرادش گفت به اونا كاري نداشته باشين. بعد اونا رو به يك باشگاه زيرزميني برد. تعدادي كارته كار اون جا بود .جكس به سالي گفت چرا ما رو آوردي اينجا؟ گفت مي خوام يه امتحان رزمي ازتون بگيرم!تا ببينم چقدر هنر رزمي بلدين ! بعد استاد كاراته يكي از شاگردان قوي خودش رو فرستاد تا با جكس مبارزه كنه.مبارزه رو شروع كردند شاگرد حمله كرد ولي جكس بدون اينكه حركت كنه سر جاي خودش با3 ضربه ي مشت هاي بكسري خودش شاگرد رو از پا در آوورد همگي تعجب كردند ولي براي سونيا عادي بود_استاد دستور داد 5 نفري به او حمله كنند _ 5 نفر دور جكس رو گرفتند (5 نفر داشتند از ترس ميمردند ولي به روي خودشون نمي آوردن) 2 نفر اول به جكس حمله كردند ولي جكس در 33 ثانيه اونا رو از پا در آورد استاد 4 نفر آخر هم فرستاد تا 7 نفري حمله كنند جكس در مبارزه از سبك بوكسري خود را استفاده كرد. جكس به طرز عجيبي اونها رو در3 دقيقه شكست داد استاد واقعا تعجب كرد واون رو تشويق كرد بعد خودش با او مبارزه كرد مبارزه ي اونها 30 دقيقه طول كشيد وآخر جكس پيروز شد واستاد در جلوي پاي سالي زانو زد سالي گفت اينطوري مي خواستي افرادمو آموزش بدي همون جا اسلحه ي خودشو درآورد و با يك گولوله تو سر استاد اونو كشت وقتي سالي مبارزه ي جكس رو ديد گفت اون زن هم دوستت_ چيزي بلده از مبارزه جكس خنديد و گفت اين بدتر از من مبارزه ميكنه سالي تعجب كرد! سالي گفت :من نمي دونستم شما اينقدر مبارز خوبي هستيد/ ولي از اين به بعد من روي شما حساب ميكنم. وشما دوتا رو به رئيس معرفي ميكنم.جكس كدوم رئيس؟
    رئيس اصلي كل باند! (درضم اسم گروه گرگ بنفش) يادتون باشه. يه چيزي منو پيشه رئيس رو سفيد كنيد. واگر سر از پا خطا كنيد رئيس منو شما هارو ميكشه اون خيلي بي رحم تر از منه! من ديگه روي شماها حساب ميكنم. {كم كم داشت كار اون دو سخت مي شد} سالي اون ها رو برد به يك شهر ديگه در كشور آمريكا ودر يك خانه ي بزرگ در وسط شهر وارد اون خانه كه شدند يك سر آدم هايي با لباس هاي بنفش كه روي آنها عكس گرگ كشيده بودند . سونيا يه كم ترسيد وارد خانه شدند سالي به يكي از خدمت كاران گفت: رئيس كجاست؟گفت در حال تمرين كونگ فو.15 دقيقه ي ديگه تمرينش تموم ميشه. خدمت كار اون ها رو به اتاق مهمانان برد . بعد از 20 دقيقه رئيس اومد جكس وسونيا به احترام رئيس بلند شدند وايستادند سلام كردند رئيس جواب سلام اونها رو نداد. رئيس به سالي اينا ديگه كيين؟ سالي گفت قربان اينها رو يك بار در خيابان اتفاقي در حال مبارزه ديدم. اون هارو آورد م تو گروه اين يكي اسمش جكسه اون زنم هم سونيا اسمشه/ اونها استاد كارته اي رو كه شما براي ما فرستاده بوديد شكست دادن رئيس تعجب كرد!!!... گفت بعد چيكار كردي با اون استاد؟ سالي گفت كشتمش. رئيس گفت: كار خوبي كردي/ديگه به اون بي اورزه نياز نداشتم.بعد به سونيا گفت مي خوام با تو مبارزه كنم اگه مبارزتون خوب بود شماها محافظ من مي شيد سونيا آماده ي مبارزه شد مبارزه رو شروع كردند رئيس باسرعت به سونيا حمله كرد وبا يك حركت پرنده بر سر سينه ي سونيا زد سونيا 1 متر اون ورتر افتاد سونيا بلند شد مبارزه ي اصلي خودش و آغاز كرد 15دقيقه مبارزه كردند ولي سونيا نتونست رئيس رو شكست بده رئيس گفت تا حالا رقيبي به اين سختي نداشتم ولي نمي توني منو شكست بدي . بعد سونيا كنار رفت. رئيس به جكس گفت: حال نوبته توهه جكس رفت براي مبارزه مبارزه رو شروع كرد ومورد ضرب وشست رئيس قرار گرفت جكس عمدا اين كارو كرد تا بفهمه نقطه ضعفش چيه جكس بعد از3دقيقه فهميد نقطه ضعفش چيه .بعد بلند وروي سر رئيس حمله كرد بعد از5دقيقه اونو شكست داد سالي وسونيا دهانشون باز مونده بود! تعجب كرده بودند !!! رئيس بلند شد و سرو صورت خوني خودشو با دسمالي پاك كرد و با اصبانيت فرياد زد چطور جرعت كردي اين كارو كني؟ جكس با خنده گفت: خودت گفتي مبارزه كنم مبارزه ي من اينطوري_ رئيس از حرف جكس خندش گرفت وگفت: نگفتم ديگه اينطوري.بعد اونها رو تشويق كرد وبه سالي گفت:به هردوشون يكي 100دلار پول بده؟ براي بار اول خوب بود.و به سالي گفت: همه جاي خونه رو به اون ها نشون بده. اين داستان ادامه دارد..... فصل اول تمام شد!

    ویرایش توسط Thunder boy : 04-08-2012 در ساعت 05:03 PM
    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  2. 10 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    Ahmadreza (07-26-2012),ᴀᴍɪʀ ɢʜ (05-23-2014),love day (04-23-2016),mkliukang (09-20-2013),Onaga (04-02-2013),Rejected Emperor (06-25-2012),shervintahmasian (06-03-2014),shervintahmsian (05-28-2014),Super Batman (07-10-2014),The JokeR (12-01-2015)

  3. #31
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,144
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,502 بار در 1,315 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    با سلام امروز کل داستان رو براتون در یک فایل زیپ قرار دادم تا همه رو یک جا دراختیار داشته باشید.

    حجم:85 کیلوبایت

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  4. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    AmiRDarkness (04-03-2013),mkliukang (09-20-2013),Rejected Emperor (09-20-2013)

  5. #32
    اخراج شده
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    55
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    کوهدشت
    تشکر
    106
    تشکر شده 38 بار در 27 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    69
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام ببخشید ادامه ی داستان کجاست

  6. #33
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,144
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,502 بار در 1,315 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داداش داستان کامله ادامش دیگه چیه؟

    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  7. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده است:

    The JokeR (12-01-2015)

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234