صفحه 2 از 11 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 108

موضوع: داستان زندگی اسموک

  1. داستان زندگی اسموک

    #1
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,542
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,228
    تشکر شده 9,800 بار در 2,485 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستان زندگی توماس وربادا رو براتون آماده کردم.



    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]


    قسمت اول : زادگاه

    اسم من توماس وبادا هست. من اهل کشور پاراگوئه هستم. در این کشور مردم اغلب در رستوران ها به سر می برند و فقط در حال خوردن و مصرف سیگار هستند. اینجا کشور خطرناکیه چون در این کشور دوئل برگزار میشه و خون خودشون هم پای خودشونه. بقیه هم اینقدر که سیگار می کشیدند دیگه جای نفس کشیدن نبود. منم میرفتم توی رستوران ها غذا می خوردم در یکی از روز ها بود که یکی اومد پیشم نشست یه سیگار بهم تعارف کرد اما گفتم من سیگاری نیستم. اینقدر اصرار کرد که به ناچار قبول کردم. وقتی سیگار رو کشیدم دیگه هوش از سرم پریده بود. روز ها و روز ها گذشت و من بیشتر به شیگار عادت کردم تا جایی که تمام بدنم بوی سیگار گرفته بود و حتی توی خونه هم پدرم راهم نمیداد. دیگه نمی دونستم با این سیگار چیکار کنم و شده بودم یه معتاد.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    هر جا میرفتم یه پاکت سیگار دستم بود.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    خلاصه دیگه می خواستم از شر این سیگار خلاص بشم نمی دونستم چیکار باید بکنم.
    تا اینکه وارد یه کوچه شدم که یه حلقه بزرگ و عجیب و غریب دیدم که در حال چرخیدن بود.(منظورم پورتال هست). رفتم نزدیک دیدم دور و برش رعد و برقه. به خودم گفتم ولش کن بابا الان منو رعد و برق میگیره. همین که از اون کوچه عجیب خارج شدم دیدم طلبکارهام دارن به سمت من میان از همه طرف منو محاصره کرده بودند دیگه راه فرار نداشتم دوباره مجبور شدم به اون کوچه عجیب برم. باید راه خودم رو انتخاب می کردم یا اون حلقه یا طلبکار ها که اگه به دستشون میفتادم ولم نمی کردند خلاصه نزدیک حلقه شدم و به طور اتفاقی افتادم توی اون حلقه افتادم روی زمین وقتی بلند شدم دیدم توی یه سرزمین سر سبز و زیبا هستم. جلوتر که رفتم دیدم چند تا نینجا دارن به من نزدیک میشن. دوباره خواستم فرار کنم که اونها منو دستگیر کردند و اصلا فرصت ندادند فرار کنم. وارد یه قصر پر از برف و یخ شدم که اونجا دیگه یکی دو تا نینجا نبود بیش از چندین نینجا اونجا در حال آموزش بودند دو نفرشون که رنگ لباسشون قرمز و زرد بود منو بردند پیش رئیسشون.

    تا اینکه ...........
    ادامه در قسمت بعد.........

    شما می توانید نظرات و انتقادات و پیشنهادات خود را در مورد این داستان بنویسید.
    نگران عکس نباشید در فصل های بعد از عکس های بیشتری استفاده می کنم.
    آخر سر هم که داستان تموم شد اون رو توی PDF براتون میزارم...................
    یه عکس از این بازیکن هم در حال آماده شدن هست که بزودی در همین پست میزارم...........


    نسخه PDF داستان


    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]


    ویرایش توسط Holy Ninja : 06-10-2014 در ساعت 06:39 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  2. 64 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    *SHAO KAHN* (03-13-2013),10000 500 (11-18-2015),2eptile| (10-15-2013),@amirreza@ (05-12-2013),AmiRDarkness (03-13-2013),AMIREDDIN (01-04-2016),AmirKiller (09-23-2013),Angry bird (06-10-2014),Ares (04-17-2013),arya-cage (08-06-2013),aryafar (02-04-2016),AshkanErmac (07-28-2013),ᴀᴍɪʀ ɢʜ (08-11-2013),chameleon mk9 (08-13-2013),cyborg (05-15-2013),cyrax0011 (09-05-2013),cyraxx (12-04-2014),DARK GAIA (07-31-2013),Deadking (03-05-2013),ERMACboggg (03-05-2013),RICAROS (03-05-2013),Fantom Ninja (01-18-2015),Grandmaster Sub zero (10-01-2014),imana (07-01-2013),javad.e.h.d (03-23-2018),juat_jocker (08-22-2013),KING OF IRAN (07-30-2013),King sub zero (03-05-2013),kingmilad (05-23-2013),Kombo Master (01-15-2014),KraLs (10-15-2013),mahyar.A (07-14-2016),mahyar12 (08-26-2013),mehdiyk (07-05-2013),mkliukang (07-16-2013),nj.subzero (03-05-2013),noob-zero (08-21-2013),noob210 (07-14-2016),Noob__Smoke (07-03-2013),Onaga (03-06-2013),ostadan (07-08-2014),Paria1392 (09-09-2014),predatorr (07-14-2016),Princess Kitana (03-05-2013),rahman24 (01-01-2014),RATED (07-23-2013),Rejected Emperor (04-06-2013),reza14 (08-03-2013),scorpion mohamad (12-25-2016),scorpion123 (05-15-2013),scorsub (12-19-2016),shang (03-08-2013),shervintahmasian (05-27-2014),Shirai Ryu Warrior (01-06-2016),Super Batman (07-10-2014),T A R O K H (05-01-2013),the dragon king (06-10-2013),The Great HEZAR (06-30-2013),The JokeR (07-29-2015),toptime (09-15-2013),هومن اسدی (09-02-2013),werebear (07-27-2013),zero vii (06-04-2013),|SCORPION| (07-08-2014)

  3. #11
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,542
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,228
    تشکر شده 9,800 بار در 2,485 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    عکس های قسمت پنجم کامل شد.قسمت ششم 3 روز دیگه آماده است. از قسمت ششم به بعد اوج هیجان در داستان اسموک بیشتر خواهد شد. پس منتظر بمانید....
    می تونید حدس بزنید نفر پنجم راه یافته به اولین مسابقات امپروطوری چه کسی خواهد بود؟


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  4. 10 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    @amirreza@ (05-01-2013),AMIREDDIN (12-18-2016),ArashNew (04-26-2013),Deadking (06-06-2013),KING OF IRAN (07-30-2013),Noob__Smoke (07-10-2013),Onaga (04-25-2013),Rejected Emperor (04-26-2013),scorpion123 (04-27-2013),T A R O K H (05-01-2013)

  5. #12
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,542
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,228
    تشکر شده 9,800 بار در 2,485 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت ششم : شروع اولین تورنمنت امپراطوری

    در قسمت قبل شاهد این بودیم که من با تک قدرت خودم از سد حریفان سرسختی همچون سایرکس گذشتم. اما در پایان مسابقات بود که علاوه بر قهرمانی مشترک من و سابزیرو (کوای لیانگ) ، به عنوان پدیده این مسابقات شناخته شدم و لقب اسموک رو از طرف استاد اعظم ، گرند مستر دریافت کردم. چند روزی از اون مسابقات نگذشته بود که گرند مستر گفت شما 4 نماینده از طرف لین کویی عازم این مسابقات می شوید، اما در مورد نفر پنجم باید بگم که بعد از تحقیقات فراوان پنجمین نفری که به این مسابقات خواهد رفت (بیهان) است.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    در این حین سکتور که به دلیل قتل ترمور در زندان به سر می برد با تصمیم گرند مستر از این دوره از مسابقات محروم شد،سایرکس هم که دید رفیق صمیمی اش
    توی زندان به سر می بره به گرند مستر گفت که من هم در این مسابقات شرکت نمی کنم ، گرند مستر که از این حرف سایرکس خیلی عصبانی شده بود گفت : کسه دیگه ای هم هست که بخواد از دستور من سرپیچی کنه؟ از بین ما 3 نفر (بیهان،کوای لیانگ و خودم) هیچ کدوممون حرفی نزدیم و به گرند مستر گفتیم " قربان ما آماده ایم تا از دستورات شما اطاعت کنیم. گرند مستر که دید ما می خواهیم به این مسابقات بریم ما رو راهی این مسابقات کرد اما خبر رسید که سایرکس به زندان رفت و سکتور رو آزاد کرد و با هم فرار کردند. گرند مستر فورا پروپاگاتور و نکرو دو نینجای قدرتمند خود که دارای قدرت اضافه کردن خود بودند چند نینجای دیگه به صورت مجازی درست کردند تا تعدادشون برای دستگیری این دو نفر بیشتر بشه و بالاخره تونستند اونها رو در مرز های لین کویی که در حال فرار کردن بودند دستگیر کردند و دوباره به زندان انداختند.فردای آن روز ما 3 نفر عازم این دوره از مسابقات شدیم و دیدم که یک دریچه ای شبیه همون دریچه ای که من رو از دست طلبکارهام نجات داده بود باز شد، به کوای لیانگ گفتم که این چیه؟ گفت اسم این دریچه (پورتال) نام داره که ما رو از یه جایی به جای دیگه می بره. خلاصه وارد پورتال شدیم ،

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    وقتی به اون طرف پورتال رسیدیم دیدم که ما در یک جای پرت و دور افتاده اما خطرناک هستیم. کوای لیانگ گفت : اسموک اینجا دنیای خارج یعنی اوت ورلد هست جایی که قراره مسابقات در اینجا برگزار بشه مواظب خودت باش در اینجا قاتل های زیادی هستند که نمی خوان بزارند کسی به اینجا نزدیک بشه.خلاصه وارد تورنمنت اول شدیم، بازیکنان زیاد و عجیب و غریبی حضور داشتند ، از زن و مرد 4 دست بگیر تا آدم اسب مانند و یکی دیگه که با لباس پلنگی و اون هم 4 دست بود حضور داشتند. یه نفر اومد جلو و داشت به بازیکنان خوش آمد می گفت و بعد از اون داشت کسانی که با هم مبارزه داشتند رو اعلام می کرد. ساب زیرو (کوای لیانگ) گفت : مواظب تمامی بازیکنان خصوصا همین کسی که داره صحبت می کنه باشید ، اسم اون شنگ سونگ نماینده و جادوگر بی رحم امپراطور شائوکاهان است. بر خلاف انتظار که بازیکنان زیادی اومده بودند و استقبال خوبی هم شده بود؛ اما شنگ سونگ فقط 10 نفر را برای مبارزات در این مسابقات انتخاب کرد اون 10 نفر عبارتند از : اسکورپیون،جانی کیج،سونیا بلید،ریدن،ساب زیرو (کوای لیانگ) ، کینو ، لیوکنگ ، آرت لین و دو نماینده امپراطور یعنی گورو و خود شنگ سونگ هم در این مسابقات حضور داشتند ،

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    اما از روی بد شانسی درد دستم دوباره تشدید شده بود، این درد دستم به خاطر دست دادنم با سکتور بود که اون نامرد دستم رو پیچ داده بود و دوباره درد گرفت و من در اولین دوره از این مسابقات ناکام موندم و از این مسابقات انصراف دادم،به پشت برگشتم که با بیهان صحبت کنم دیدم که بیهان نیست ، رفتم جلو به کوای لیانگ گفتم که بیهان گم شده : کوای لیانگ گفت : احتمالا اون رو گروگان گرفتند و بعد از پایان مسابقات میریم نجاتش میدیم، من تعجب گفتم : چی؟ گروگان؟ آخه برای چی؟ کوای لیانگ گفت یادته گفته بودم که اینجا قاتل های زیادی وجود داره؟ حتما کار اونهاست که بیهان رو دزدیدند. همه ساله هر وقت ما به این مسابقات میایم یکی از ما رو گروگان می گیرند که اگه یه موقع به فینال راه یافتیم ، در فینال از حریفمون در فینال ببازیم. چون امپراطور اصلا طاقت شکست رو نداره.

    من با تعجب : عجب آدم بی رحمیه این شائوکاهان.
    پس در اینصورت تنها نماینده ما تو هستی. امیدوارم در این مسابقات موفق باشی.در بازی افتتاحیه سونیا بلید به مصاف کینو رفت

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    که سونیا تونست کینو رو ببره

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    و به مرحله بعد بره . در بازی بعد مصاف بین ساب زیرو و اسکورپیون بود اون هم در یک جای عجیب در نزدیکی یک دره داخل غار.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    مسابقه این دو مبارز شروع شد اما کمی از مسابقه نگذشته بود که اسکورپیون اومد دستش رو روی گذاشت روی شونه های ساب زیرو و هر دوشون در یک لحظه غیبشون زد ، من رو به شنگ سونگ : ای جادوگر با دوستم چیکار کردی؟ اونها کجا رفتند؟ شنگ سونگ گفت : ادامه مبارزه اونها در زمین اسکورپیون یعنی دنیای زیرین برگزار میشه. ساب زیرو که تاحالا در زمینی سراسر آتش مبارزه نکرده بود در نهایت به اسکورپیون باخت و از اولین دوره مسابقات تورنمنت امپراطوری حذف شد ،

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    ساب زیرو که از شکست

    خوردن در مقابل اسکورپیون سخت ناراحت و عصبانی شده بود می خواست تا از اسکورپیون انتقام بگیره ، اما بهش گفتم که الان وقت این کار نیست، ما باید بیهان رو نجات بدیم ، اما این کار چندان آسانی نبود چون چند تا از اون موجودات عجیب با دندان های تیز که بهشون تارتاکان می گفتند نگهبان بودند و باید اول از شرّ اونها خلاص می شدیم.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    ساب زیرو اونها رو به یخ تبدیل کرد و منم رفتم بیهان رو نجات بدم. بعد دیدم که اسکورپیون داره نزدیکمون میشه ، این موضوع رو به سابزیرو گفتم اون هم سریع دریچه پورتال رو باز کرد و 3 نفریفرار کردیم و آخر هم نفهمیدیم قهرمان اون مسابقات کی شده بود و برگشتیم به لین کویی. فردای آن روز لویت هن یکی دیگه از نینجاها رو به عنوان جاسوس به اون مسابقات فرستادیم و وقتی برگشت گفت که لیوکنگ از گروه زمین با شکست دادن شنگ سونگ نماینده و جادوگر امپراطور به مقام قهرمانی رسید.

    LIU KANG WINNER
    CHAMPION
    (تصویر زیر عکس شنگ سونگ هست اگه توی فیلم مورتال کمبات 1 یادتون باشه)
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    تا اینکه این خبر به گوش شائوکاهان رسید.......



    عکس های این بخش از داستان توی همین هفته قرار خواهد گرفت.

    تصاوير پيوست شده تصاوير پيوست شده
    • نوع فایل: jpg 9.jpg (54.2 کیلو بایت, 2 نمايش)
    ویرایش توسط Holy Ninja : 05-01-2013 در ساعت 06:52 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  6. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    @amirreza@ (05-01-2013),AMIREDDIN (12-18-2016),Ares (05-15-2013),Deadking (06-06-2013),mahyar12 (08-28-2013),Noob__Smoke (07-24-2013),Onaga (05-02-2013),Rejected Emperor (05-02-2013),shervintahmasian (05-27-2014),T A R O K H (05-15-2013),The Great HEZAR (06-30-2013)

  7. #13
    AmiRDarkness آواتار ها Darky
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    نوشته ها
    1,995
    علاقه مند به
    kenshi
    محل سکونت
    Home
    سن
    20
    تشکر
    2,188
    تشکر شده 11,757 بار در 2,632 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    13
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    25 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    ابی جون عکس ها رو به صورت تامب بزار حجم خیلی گرفتن

  8. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید AmiRDarkness از ایشان تشکر کرده اند:

    Deadking (06-06-2013),Noob__Smoke (07-24-2013),Onaga (05-02-2013),Rejected Emperor (10-03-2013)

  9. #14
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,542
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,228
    تشکر شده 9,800 بار در 2,485 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خوب من چی بکنم عکس رو به صورت تامب میزارم کاربران اعتراض می کنند میگن چرا عکس ها رو کوچک میزاری ، عکس ها رو بزرگ میزارم میگید کوچک بذارم . خوب تکلیف من چی شد بالاخره!؟ باشه عکس ها رو کوچیک میزارم


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  10. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    AmiRDarkness (05-02-2013),cyborg (05-02-2013),Onaga (05-02-2013),Rejected Emperor (10-03-2013),scorpion123 (05-02-2013),shervintahmasian (05-27-2014)

  11. #15
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,542
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,228
    تشکر شده 9,800 بار در 2,485 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت هفتم : دستگاه روبات ساز و کشته شدن گرند مستر


    شائوکاهان که سخت از شکست خوردن شنگ سونگ عصبانی شده بود اون رو دوباره زنده اش کرد تا دلیل شکستش رو از شنگ سونگ بپرسه. شنگ سونگ گفت قربان سر دسته گروه زمینی ها ریدن بود که به اونها کمک می کرد و من از لیوکنگ به خاطر کمک ریدن شکست خوردم. شائوکاهان که دیگه داشت دیوونه میشد به دختر خوانده اش کیتانا دستور داد تا شنگ سونگ را بکشد،

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    اما شنگ سونگ به شائوکاهان گفت : قربان من یه سرزمینی رو می شناسم که توش نینجاهای قدرتمند زیادی هستند،و اسم اون سرزمین لین کویی هست

    شائوکاهان : ادامه بده
    شنگ سونگ : قربان من دستگاهی درست کردم که می تونه نینجاها رو به روبات تبدیل کنه و مزایای این کار هم اینه که هم قدرتشون چندین برابر میشه و هم اگه اونها رو ما در اختیار بگیریم می تونن تحت فرمان ما باشند و سربازان قدرتمندی به شما تحویل خواهم داد اگه اجازه بدید من این دستگاه رو به همراه گورو،کینتارو و ارتش سنتاروها که سر دستشون موتارو هست با هم به اونجا میریم و اگه قبول کردند که خودشون رو تسلیم ما کنند و به روبات تبدیل بشن که هیچ ، اگر هم قبول نکردند همشون رو می کشیم و اون سرزمین رو تحت تصرف خودمون در میاریم.
    شائوکاهان : آفرین شنگ سونگ . تو بهترین جادوگر حیله گر من هستی.ها ها ها ها هاااااااا.
    فردای آن روز شنگ سونگ به همراه بقیه افرادش به لین کویی رفتند و وقتی وارد دروازه ورودی لین کویی رسیدند به دو تا نینجای سیاه و سبز رسیدند که محافظ در ورودی شرق لین کویی بودند . اون دو نفر دیزستر و توکسیک بودند. توکسیک به شنگ سونگ گفت : اینجا چی می خوای؟ شنگ سونگ گفت : اومدم با رئیستون صحبت کنم ما رو ببر پیشش. شنگ سونگ به همراه افرادش به نزد گرند مستر رفتند. شنگ سونگ قضیه رو به گرند مستر توضیح داد و گفت : اگر قبول نکنید همتون رو می کشیم. گرند مستر که دید چاره ای نداره مجبور به پذیرفتن پیشنهاد شنگ سونگ کرد. سپس گرند مستر همه نینجاها رو فراخوند و بهشون گفت : نینجاهای من شما می تونید با این دستگاه قدرتتون رو چندین برابر کنید اما این دستگاه شما رو به روبات تبدیل می کنه. سکتور و سایرکس که توی زندان بودند صدای گرند مستر رو شنیدند به نگهبان گفتند که ما می خوایم با گرند مستر صحبت کنیم.سکتور و سایرکس از زندان بیرون اومدند و به گرند مستر گفتند که قربان ما دو نفر حاضریم به روبات تبدیل بشیم و تحت فرمان شما باشیم. گرند مستر هم قبول کرد اما ساب زیرو (کوای لیانگ) گفت : سرورم با اینکه به شما احترام زیادی قائلم اما من و اسموک و بیهان نمی خوایم که به روبات تبدیل بشیم. گرند مستر گفت : چی؟ از دستور من سرپیچی می کنید؟ همتون باید به روبات تبدیل بشید!!! سپس من از قدرت دود خودم استفاده کردم و همه جا رو از دود پر کردم و با ساب زیرو فرار کردیم. گرند مستر به سکتور و سایرکس گفت : اگه اون سه نفر رو برام بیارید شما رو می بخشم. سکتور و سایرکس هم سریع افتادند دنبالمون تا ما رو دستگیر کنند ما 5 نفر با هم داشتیم مبارزه می کردیم اما من دیگه خسته شده بودم به ساب زیرو گفتم من معتلشون می کنم تو از اون طرف فرار کن.

    [[فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    ساب زیرو برووووووووو. بعد به نشانه احترام به هم احترام گذاشتیم و ساب زیرو فرار کرد

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    اما سکتور و سایرکس منو دستگیر کردند و پیش گرند مستر بردند. گرند مستر گفت : هر سه تون برید داخل دستگاه ، زود باشید.اما من نمی خواستم که به روبات تبدیل بشم ولی منو به زور انداختند توی دستگاه.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    بعد از چند دقیقه از دستگاه بیرون اومدیم. و بعد سکتور به من گفت : از حالا به بعد اسم تو سایبر اسموک با کد LK-7T2 هست.
    و بعد شنگ سونگ به ما گفت از حالا به بعد شما تحت فرمان من هستید.

    گرند مستر : چی؟!! ای نامرد به من دروغ گفتی؟
    شنگ سونگ " ها ها هاااا. آره پس چی فکر کردی. فکر کردی من برای چی اینجا اومدم. و بعد شنگ سونگ به سکتور دستور داد تا گرند مستر را بکشد . گرند مستر : سکتور.... نه.... پسرم.. من پدرتم.
    سکتور : تو چه جور پدری هستی که پسرتو به زندان می اندازی. زود باش نشان لین کویی رو بده به من و گرنه می کشتم.


    گرند مستر هم که دید چاره ای نداره تصمیم گرفت با سکتور ، پسرش مبارزه کنه. و با هم رفتند در داخل تالار قصر اما این سکتور با قبل کلی فرق کرده بود و قدرتش چندین برابر شده بود.



    و در آخر هم تونست گرند مستر رو بکشه و روح پدرش در داخل مدالیون رفت



    و نشان لین کویی رو ازش گرفت. حالا لین کویی تحت سلطه سکتور بود و اون به عنوان رئیس جدید لین کویی انتخاب شد.



    و بعد از ما 3 نفر نینجاهای دیگه هم به روبات تبدیل شدند که از قدرتمند ترین روبات ها بعد از ما سه نفر میشه به : لویت هن ، سیلات رون ، اینفرنو ، توکسیک و مانیتور اشاره کرد.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    اما من : شنگ سونگ من رو طوری برنامه ریزی کرده بود که سابزیرو رو بکشم.
    در ادامه راه من و سکتور و سایرکس داشتیم توی جنگل دنبال ساب زیرو می گشتیم که دیدیم که یه چیزی داره تکون می خوره ، رفتیم جلو دیدیم که بیهان اونجا قائم شده. یه دفعه ای اسکورپیون بین ما ظاهر شد و به ما گفت که بیهان رو به من بسپارید شماها برید دنبال ساب زیرو....و بعد ما رفتیم دنبال ساب زیرو .
    اما مبارزه بین اسکورپیون و بیهان چی شد؟ آیا بیهان می تونه از پس اسکورپیون بر بیاد؟ ادامه این ماجرا رو در قسمت بعد دنبال کنید.



    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  12. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    @amirreza@ (05-12-2013),AMIREDDIN (12-18-2016),Ares (05-15-2013),cyborg (05-10-2013),mahyar12 (08-28-2013),Onaga (05-11-2013),Rejected Emperor (10-03-2013),scorpion123 (05-09-2013),shervintahmasian (05-27-2014),sscorpion (06-07-2013),The Great HEZAR (07-22-2013)

  13. #16
    cyborg آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    189
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    netherrealm
    سن
    18
    تشکر
    1,939
    تشکر شده 754 بار در 230 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستانت خیلی قشنگه دمت گرم ولی یه چیزی. نمی شه توی این مبارزه ی بین خوب و بد که تو امضات نوشتی بلیز رو هم بیاری؟اگه بیاری داستانت عالی می شه.
    I am a sinner

    Who is probably gonna sin again

    Lord forgive me

    Sometimes I can't help it

    I just have to be a sinner for the rest of my life

  14. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید cyborg از ایشان تشکر کرده اند:

    *SHAO KAHN* (05-13-2013),Deadking (06-06-2013),Holy Ninja (05-15-2013),Noob__Smoke (07-12-2013),Rejected Emperor (10-03-2013),shervintahmasian (05-27-2014)

  15. #17
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,542
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,228
    تشکر شده 9,800 بار در 2,485 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط cyborg [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    داستانت خیلی قشنگه دمت گرم ولی یه چیزی. نمی شه توی این مبارزه ی بین خوب و بد که تو امضات نوشتی بلیز رو هم بیاری؟اگه بیاری داستانت عالی می شه.
    موقعی که اسموک در مسابقات آرماگدون شرکت می کنه در اونجا بلیز هم حضور داره. بلیزی که اتفاتی براش توسط اسموک میفته.
    ویرایش توسط Holy Ninja : 05-29-2013 در ساعت 04:59 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  16. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    *SHAO KAHN* (05-17-2013),Deadking (06-06-2013),Noob__Smoke (07-12-2013),Rejected Emperor (10-03-2013)

  17. #18
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,542
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,228
    تشکر شده 9,800 بار در 2,485 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت هشتم : کشته شدن بیهان و خراب شدن روبات ها

    در قسمت قبل شاهد این بودیم که من هم همانند دیگر نینجاها به روبات تبدیل شدم.
    اما ادامه داستان :

    خوب بزارید از بیهان براتون بگم.
    مبارزه بین اسکورپیون و بیهان داشت با برتری اسکورپیون تموم میشد که یک دفعه کوان چی جادوگر وارد مبارزه شد و به اسکورپیون گفت :بیهان رو بکش. اما اسکورپیون گفت : نه من اون رو نمی کشم. کوان چی گفت. خوب پس به این تصاویر نگاه کن که بیهان با حمله به قبیله ات چطور قبیله و خانواده ات رو قتل عام می کنه.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    بیهان : نه اسکورپیون این من نیستم. اون حتما کار برادرم کوای لیانگه ، اون حتما به قبیله ات حمله کرده.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    اسکورپیون هم که چشماش پر از اشک از خشم شده بود با صدای بلند فریاد زد NOOOOOOOOOO
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    و بعد اسکورپیون ماسکش رو در آورد و در حلی که سر اسکورپیون از آتش بود از دهان خودش بر روی بیهان آتش پرت کرد و بیهان در آتش خشم اسکورپیون سوخت و کشته شد.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    و بعد اسکورپیون جسد بیهان رو به دنیای زیرین یعنی ندررلم برد و همون جا رهایش کرد و بعد اسکورپیون رفت پیش شنگ سونگ و گفت :
    من بیهان رو کشتم.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    ساب زیرو که همون جا ها مخفی شده بود این صحنه رو دید و قورا به خونه اسکورپیون رفت و همسر و فرزندانش رو با چشمانی سراسر انتقام کشت. همون تصاویری که کوان چی به ظاهر از خودش در آورده بود به حقیقت پیوست.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    و حالا دوباره خودم :
    من که به روبات تبدیل شده بودم کاملا تحت فرمان سکتور بودم و هر کاری اون می گفت انجام می دادم بدون اینکه بدونم اون کار خوبه یا بد.سکتور منو برنامه ریزی کرده بود تا ساب زیرو رو پیدا کنم و اون رو هم به لین کویی برگردونم که اون هم به روبات تبدیل بشه و اگه مقاومت کرد اون رو بکشم.در حالی که اصلا نمی دونستم اون دوستمه. به لین کویی برگشتم و به سکتور گفتم که نتونستم پیداش کنم.بعد دیدم که یک روبات قهوه ای رنگ در بین دیگر روبات ها وجود داره ؛ چهره اش به نظرم خیلی آشنا بود، رفتم جلو لهش گفتم تو کی هستی؟ گفت من ترمور هستم. با تعجب گفتم : چی؟!!! ترمور!!!مگه تو بدست سکتور کشته نشده بودی؟ گفت چرا ، اما این دستگاه تونست علاوه بر زنده کردن من ، من رو از قبل قدرتمند تر بکنه.
    خلاصه روزها و روزها گذشت تا اینکه دیدم کم کم قدرت روبات ها داره کم میشه و همه روبات ها دارن قدرتشون رو از دست میدن و این مسئله رو در خودمم هم حس می کردم.سکتور به من گفت : تو و سایرکس برید دنبال ساب زیرو و تا پیداش نکردید بر نگردید. من و سایرکس با همبه دنبال ساب زیرو می رفتیم که به یک دوراهی رسیدیم. سایرکس به طرف بیابون رفت منم به طرف یه جنگل تاریک که پشتش صخره های بزرگی بود. سایرکس به وسط بیابون رسید و توی شن های بیابون گیر افتاد

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    و به من یه علامت داد که برم کمکش و سریع دویدم به طرفش

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    وقتی نزدیکش شدم دیدم که سونیا بلید و جکسون بریگز سایرکس رو برداشتند با خودشون از داخل پورتال بردند.من هم که وضعیتم خوب نبود یه دفعه ای دیدم که چند تا از تارتاکان ها دارن به من نزدیک میشن وقتی خواستم از خودم دفاع کنم نتونستم و بیهوش شدم

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    و وقتی به هوش اومدم دیدم که در زندان تاریک و سرد دنیای خارج هستم.کمی نگذشت که دیدم یه نفر توی تاریکی داره نگهبان ها رو میزنه و وقتی همشون رو زد نزدیک من شد و به من گفت که می خوام نجاتت بدم، اما بهش گفتم که من نمی تونم راه برم و کاملا ضعیف و خراب شدم. اون هم اومد جلو و من رو دوباره برنامه ریزی کرد و به من گفت از این به بعد تو تحت فرمان من هستی و گفت اسم من بیهانه که با نام جدید نوب سایبات خودمو توی تاریکی ها پنهان کردم.
    من با تعجب : !!! چی؟!!! بیهان!!!! تو که مرده بودی!!! نوب گفت چرا اما کوان چی منو دوباره زنده کرد. همون کسی که باعث کشته شدنم شده بود منو دوباره زنده کرده و مطمئنا دلش به حال من نسوخته و می خواد از قدرت های من به نفع خودش بهره ببره. اما من می خوام انتقامم رو از خیلی ها بگیرم. خلاصه قراره توی چند روز آینده شائوکاهان برای چندمین بار تورنمنت برگزار کنه که با نام دسپشن قراره برگزار بشه. اسموک خوب حواستو جمع کن سومین قدرتت رو من الان توی وجودت گذاشتم و اون هم قدرت غیب شدنته اگه بتونیم در این مسابقات پیروز بشیم تو دوباره به حالت اولیه ات بر میگردی و منم انتقامم رو از بعضی ها میگیرم و علاوه بر اون تو صاحب قدرت جدیدی خواهی شد . فقط یادت باشه این دوره با دوره های قبل خیلی فرق داره و در این تورنمنت پاشاه دنیای خارج یعنی اوناگا هم حضور داره که به اندازه شائوکاهان خطرناکه و کار بسیار سختی رو درپیش رو داریم. در مسابقات بعدی من و تو با هم کار می کنیم

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    از فردای آن روز تمریناتمون رو شروع کردیم ، حدود یکی ، دو هفته ای از تمرین سخت و پر فشارمون نگذشته بود که مسابقات شروع شد. در این تورنمنت چشمم به ساب زیرو خورد ، ساب زیرویی که از قبلش کلی فرق کرده بود ، هم با لباس جدید و هم با قدرت و تکنیک های جدید تر.

    به نظر شما در این تورنمنت چه خواهد گذشت؟ پاسخ این سئوال را در قسمت بعد خواهید دید.
    ویرایش توسط Holy Ninja : 05-15-2013 در ساعت 07:55 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  18. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    *SHAO KAHN* (05-17-2013),AMIREDDIN (12-18-2016),Ares (05-15-2013),cyborg (05-15-2013),Deadking (06-06-2013),Kenshi-m (05-16-2013),mahyar12 (08-28-2013),Noob__Smoke (07-12-2013),Rejected Emperor (10-03-2013),shervintahmasian (05-27-2014),The Great HEZAR (06-30-2013)

  19. #19
    cyborg آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    189
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    netherrealm
    سن
    18
    تشکر
    1,939
    تشکر شده 754 بار در 230 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    شاید به نظر درخواست عجیبی بیاد ولی می شه هاویک رو هم تو داستانت بیاری؟اگه بیاری داستانت محشر می شه.
    I am a sinner

    Who is probably gonna sin again

    Lord forgive me

    Sometimes I can't help it

    I just have to be a sinner for the rest of my life

  20. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید cyborg از ایشان تشکر کرده اند:

    Deadking (06-06-2013),keruz (08-12-2013),Rejected Emperor (10-03-2013)

  21. #20
    ArashNew آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    نوشته ها
    515
    علاقه مند به
    scorpion
    تشکر
    443
    تشکر شده 2,021 بار در 625 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Asabani
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    احتمال داره هاويك بيا تو قسمت ارماگدون ولي هرچي ترمور جان بخواد همون ميشه

  22. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید ArashNew از ایشان تشکر کرده اند:

    cyborg (06-19-2013),Deadking (06-06-2013),Holy Ninja (05-18-2013),Rejected Emperor (10-03-2013)

صفحه 2 از 11 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین