صفحه 1 از 11 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 108

موضوع: داستان زندگی اسموک

  1. داستان زندگی اسموک

    #1
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,532
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    24
    تشکر
    3,221
    تشکر شده 9,750 بار در 2,475 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستان زندگی توماس وربادا رو براتون آماده کردم.



    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]


    قسمت اول : زادگاه

    اسم من توماس وبادا هست. من اهل کشور پاراگوئه هستم. در این کشور مردم اغلب در رستوران ها به سر می برند و فقط در حال خوردن و مصرف سیگار هستند. اینجا کشور خطرناکیه چون در این کشور دوئل برگزار میشه و خون خودشون هم پای خودشونه. بقیه هم اینقدر که سیگار می کشیدند دیگه جای نفس کشیدن نبود. منم میرفتم توی رستوران ها غذا می خوردم در یکی از روز ها بود که یکی اومد پیشم نشست یه سیگار بهم تعارف کرد اما گفتم من سیگاری نیستم. اینقدر اصرار کرد که به ناچار قبول کردم. وقتی سیگار رو کشیدم دیگه هوش از سرم پریده بود. روز ها و روز ها گذشت و من بیشتر به شیگار عادت کردم تا جایی که تمام بدنم بوی سیگار گرفته بود و حتی توی خونه هم پدرم راهم نمیداد. دیگه نمی دونستم با این سیگار چیکار کنم و شده بودم یه معتاد.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    هر جا میرفتم یه پاکت سیگار دستم بود.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    خلاصه دیگه می خواستم از شر این سیگار خلاص بشم نمی دونستم چیکار باید بکنم.
    تا اینکه وارد یه کوچه شدم که یه حلقه بزرگ و عجیب و غریب دیدم که در حال چرخیدن بود.(منظورم پورتال هست). رفتم نزدیک دیدم دور و برش رعد و برقه. به خودم گفتم ولش کن بابا الان منو رعد و برق میگیره. همین که از اون کوچه عجیب خارج شدم دیدم طلبکارهام دارن به سمت من میان از همه طرف منو محاصره کرده بودند دیگه راه فرار نداشتم دوباره مجبور شدم به اون کوچه عجیب برم. باید راه خودم رو انتخاب می کردم یا اون حلقه یا طلبکار ها که اگه به دستشون میفتادم ولم نمی کردند خلاصه نزدیک حلقه شدم و به طور اتفاقی افتادم توی اون حلقه افتادم روی زمین وقتی بلند شدم دیدم توی یه سرزمین سر سبز و زیبا هستم. جلوتر که رفتم دیدم چند تا نینجا دارن به من نزدیک میشن. دوباره خواستم فرار کنم که اونها منو دستگیر کردند و اصلا فرصت ندادند فرار کنم. وارد یه قصر پر از برف و یخ شدم که اونجا دیگه یکی دو تا نینجا نبود بیش از چندین نینجا اونجا در حال آموزش بودند دو نفرشون که رنگ لباسشون قرمز و زرد بود منو بردند پیش رئیسشون.

    تا اینکه ...........
    ادامه در قسمت بعد.........

    شما می توانید نظرات و انتقادات و پیشنهادات خود را در مورد این داستان بنویسید.
    نگران عکس نباشید در فصل های بعد از عکس های بیشتری استفاده می کنم.
    آخر سر هم که داستان تموم شد اون رو توی PDF براتون میزارم...................
    یه عکس از این بازیکن هم در حال آماده شدن هست که بزودی در همین پست میزارم...........


    نسخه PDF داستان


    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]


    ویرایش توسط Holy Ninja : 06-10-2014 در ساعت 06:39 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  2. 64 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    *SHAO KAHN* (03-13-2013),10000 500 (11-18-2015),2eptile| (10-15-2013),@amirreza@ (05-12-2013),AmiRDarkness (03-13-2013),AMIREDDIN (01-04-2016),AmirKiller (09-23-2013),Angry bird (06-10-2014),Ares (04-17-2013),arya-cage (08-06-2013),aryafar (02-04-2016),AshkanErmac (07-28-2013),ᴀᴍɪʀ ɢʜ (08-11-2013),chameleon mk9 (08-13-2013),cyborg (05-15-2013),cyrax0011 (09-05-2013),cyraxx (12-04-2014),DARK GAIA (07-31-2013),Deadking (03-05-2013),ERMACboggg (03-05-2013),RICAROS (03-05-2013),Fantom Ninja (01-18-2015),Grandmaster Sub zero (10-01-2014),imana (07-01-2013),javad.e.h.d (03-23-2018),juat_jocker (08-22-2013),KING OF IRAN (07-30-2013),King sub zero (03-05-2013),kingmilad (05-23-2013),Kombo Master (01-15-2014),KraLs (10-15-2013),mahyar.A (07-14-2016),mahyar12 (08-26-2013),mehdiyk (07-05-2013),mkliukang (07-16-2013),nj.subzero (03-05-2013),noob-zero (08-21-2013),noob210 (07-14-2016),Noob__Smoke (07-03-2013),Onaga (03-06-2013),ostadan (07-08-2014),Paria1392 (09-09-2014),predatorr (07-14-2016),Princess Kitana (03-05-2013),rahman24 (01-01-2014),RATED (07-23-2013),Rejected Emperor (04-06-2013),reza14 (08-03-2013),scorpion mohamad (12-25-2016),scorpion123 (05-15-2013),scorsub (12-19-2016),shang (03-08-2013),shervintahmasian (05-27-2014),Shirai Ryu Warrior (01-06-2016),Super Batman (07-10-2014),T A R O K H (05-01-2013),the dragon king (06-10-2013),The Great HEZAR (06-30-2013),The JokeR (07-29-2015),toptime (09-15-2013),هومن اسدی (09-02-2013),werebear (07-27-2013),zero vii (06-04-2013),|SCORPION| (07-08-2014)

  3. #2
    RICAROS آواتار ها Desmond Miles
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    1,191
    علاقه مند به
    None
    محل سکونت
    Korea , Seoul
    تشکر
    2,329
    تشکر شده 7,191 بار در 3,368 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    3
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    9 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    عالیه . همیشه داستانات خوب بوده . لطفا سریع سریع بنویس نمیتونم صب کنم

  4. 10 کاربر به خاطر ارسال مفید RICAROS از ایشان تشکر کرده اند:

    *SHAO KAHN* (03-13-2013),Deadking (03-05-2013),General KOMBATENT (05-26-2014),Holy Ninja (03-05-2013),Noob__Smoke (07-05-2013),Onaga (03-30-2013),Rejected Emperor (04-06-2013),reza14 (08-03-2013),T A R O K H (05-01-2013),The JokeR (07-29-2015)

  5. #3
    King sub zero آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    228
    سن
    26
    تشکر
    264
    تشکر شده 664 بار در 227 ارسال
    حالت من
    Ghafelgir
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها


    داستانت عالیه
    چون یکم طنز چاشنیش کردی
    تازه یکمم به داستانای حرفه ای میخوره
    خیلی بهتر از اون مضخرفاتیه که بعضیا به اسم داستان مینویسن و میزارن تو این سایت
    منظورم شخص خاصی نبودا
    ولی بعضی داستانا واقعا مسخرس و هر کسی میتونه بسازتشون
    بازم میگم منظورم کس خاصی نبود


  6. 10 کاربر به خاطر ارسال مفید King sub zero از ایشان تشکر کرده اند:

    AMIREDDIN (12-18-2016),RICAROS (04-10-2013),Fantom Ninja (01-18-2015),Holy Ninja (03-11-2013),Noob__Smoke (07-05-2013),Onaga (03-06-2013),Rejected Emperor (04-06-2013),reza14 (08-03-2013),T A R O K H (05-01-2013),The Great HEZAR (06-30-2013)

  7. #4
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,532
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    24
    تشکر
    3,221
    تشکر شده 9,750 بار در 2,475 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت دوم : سرزمین لین کویی


    همون طور که در قسمت اول گفتم چند تا از نینجا ها من رو گرفتند و من رو به یه جایی بردند که توی اون سرزمین فقط و فقط یخ و برف بود.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    از یکی از نینجاها پرسیدم من رو کجا می برید؟ یکشون گفت به قصر استاد اعظم. من : استاد اعظم؟!!! اون دیگه کیه. اون نینجا : وقتی رسیدیم خودت می فهمی. خلاصه وارد قصر شدم. عجب قصر بزرگ و زیبایی بود. داخل قصر هم پر از نینجاهای زیادی بود. کم کم نزدیک یک در بزرگ و زیبا شدیم.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    رفتم داخل دیدم اینجا از بیرون هم بد تره. توی این سرزمین به این بزرگی فقط نینجا وجود داره؟ پس آدم های عادیش کجا هستند؟ رفتم نزدیک تر یکی روی تخت نشسته بود؛ بهم گفت بیا جلوتر. رفتم جلوتر. بهم گفت : زانو بزن و احترام بزار. من که هنوز توی خماری سیگار بودم گفتم احترام؟ به تو؟ هه هه هه. یه دفعه ای دیدم از تختش اومد پایین و چند تا مشت و لگد نثارم کرد. بهش گفتم مگه مرض داری می زنی؟ گفت : تو از این بعد تحت فرمان منی و باید از من اطاعت کنی ، یا از من فرمان برداری می کنی یا اینکه کشته میشی. منم که دیدم نه راه پس دارم نه راه یش به ناچار قبول کردم. بعد استاد رو به نینجای آبی رنگ خودش کرد و گفت : ساب زیرو ؟.....

    ساب زیرو : بله سرورم.
    استاد : فورا این مرد رو به اتاقش راهنمایی کن.
    ساب زیرو : اطاعت سرورم.
    بعد دیدم دست منو گرفت و من رو به داخل یکی از اتاق ها برد و گفت : خوب استراحت کن. فردا روز سختی رو در پیش داری.....
    من رو به ساب زیرو : به نظر میاد تو آدم خوبی میای. می تونی راه فرار رو بهم نشون بدی؟
    ساب زیرو : فرار؟ هه هه. بهتره فکر فرار رو از سرت بیرون کنی. چون راه فراری وجود نداره. مگه نینجاهای بیرون رو ندیدی؟ همین که فرار کنی دخلت رو میارن.
    بعد از اینکه حرفش تموم شد در رو بست و از اتاق بیرون رفت. منم رفتم که استراحت بکنم که ببینم منظورش از اینکه فردا روز سختی رو دارم یعنی چی......
    پایان قسمت دوم..............


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  8. 19 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    *SHAO KAHN* (03-13-2013),AmiRDarkness (03-13-2013),AMIREDDIN (12-18-2016),ArashNew (03-11-2013),Ares (03-12-2013),arya-cage (08-06-2013),Deadking (03-14-2013),ERMACboggg (03-11-2013),RICAROS (04-10-2013),Fantom Ninja (01-18-2015),KING OF IRAN (07-30-2013),mahyar12 (08-26-2013),NOOB_ALI (09-22-2015),Onaga (03-12-2013),Rejected Emperor (04-06-2013),reza14 (08-03-2013),shervintahmasian (05-27-2014),T A R O K H (05-01-2013),werebear (07-27-2013)

  9. #5
    AmiRDarkness آواتار ها Darky
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    نوشته ها
    1,995
    علاقه مند به
    kenshi
    محل سکونت
    Home
    سن
    20
    تشکر
    2,188
    تشکر شده 11,753 بار در 2,632 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    13
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    25 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    ابی جون داستانت عالیه ولی این راهی که داری پیش میری زیاد جال در نمیاد چون اخرش مجبور میشی الکی الکی قدرت دود رو بهش بدی

    داستان رو کش بده تا جایی که خود اسموک قدرت دود رو بدست بیاره نه اینکه لین کویی بهش بده مثلا توی یه جنگ

    ما که پیر شدیم ( 17 سال ) حداقل خوبه که شما نسل جوون ها ( 20 سال ) جای ما رو بگیرید

    ولی خداییش خیلی خوشم اومد

    موفق باشی >3

    ( عکس پلیس اهنی رو گذاشتی )

  10. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید AmiRDarkness از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    Deadking (03-14-2013),RICAROS (04-10-2013),Holy Ninja (03-14-2013),KING OF IRAN (07-30-2013),Onaga (03-13-2013),Rejected Emperor (04-06-2013),reza14 (08-03-2013),shervintahmasian (05-27-2014),T A R O K H (05-01-2013),The JokeR (07-29-2015),هومن اسدی (08-31-2014)

  11. #6
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,532
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    24
    تشکر
    3,221
    تشکر شده 9,750 بار در 2,475 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    من نمی دونستم عکس پلیس آهنیه من توی گوگل سرچ کردم اومد ولی به هر حال شبیه اسموک هست. در ضمن از راهنماییت ممنون. باشه داستان رو طوری تنظیم می کنم که اسموک خودش قدرت هاش رو بدست بیاره.

    قسمت سوم : آغاز تمرینات

    روزی که ساب زیرو ازش حرف میزد فرا رسید . صبح زود بلند شدم و رفتم بیرون یکم هوا بخورم دیدم مثل اینکه من آخرین نفری هستم که بیدار شدم. رفتم جلوتر دیدم که ساب زیرو در حال تمرین کردنه ؛ به من گفت : شروع کن... به من حمله کن. من : چی ؟ حمله؟ ساب زیرو : آره حمله کن، بیا منو بزن. من یه دفعه ای رفتم بهش حمله کنم نزدیکش که شدم دیدم یه شکل مثل خودش درست کرده بود. من کاملا توی یخ محاصره شده بودم و داشتم یخ میزدم.بعد از چند لحظه از حالت یخ در اومدم بهش گفتم چطوری این کار رو کردی؟ گفت این یکی از توانایی های منه. ساب زیرو : میخوای تو هم از این جور حرکات داشته باشی؟ من : خوب معلومه که می خوام. دیگه خسته شدم هر کس میاد منو می زنه دیگه می خوام از خودم دفاع کنم و به جای اینکه بخورم ، بزنم. راستی به من نگفتی که من اصلا کجا و توی کدوم کشور هستم؟ ساب زیرو : تو توی سرزمین لین کویی که در شمال شرقی چین واقع شده هست هستی؟ من : چی؟ چین؟!!! یعنی اینقدر از کشورم دور شدم؟ ساب زیرو : با من بیا.... من : کجا؟ ساب زیرو : مگه نمی خوای از این جور فنون رو یاد بگیری؟ من : آره ساب زیرو : پس با من بیا بریم سر تمرین رفتیم سر تمرین چقدر نینجاهای رنگ و با رنگ هستند ساب زیرو بهشون گفت که بیان جلو. من یه کمی داشتم می ترسیدم. بعد دیدم یکی یکی خودشون رو به من معرفی کردند. این هم اسم هاشون ترمور،ترچ،اسلش،فلیم،و نکرو ،پالسیو،پروپاگاتور،لیوتهن و ...... به ساب زیرو گفتم اون دو تا نینجا که بغل استاد اعظم هستند کی هستند؟ ساب زیرو گفت : اون دو تا از نینجاهای ماهر و قدرتمند و معاون های گرند مستر هستند. اون نینجای زرد اسمش سایرکس و اون نینجا قرمز رنگه اسمش سکتور هست. مواظبشون باش اگه بهت گیر دادند ازشون دور شو وگر نه بد می بینی. من : باشه. رفتیم جلوتر دیدم این ها همه شبیه خود ساب زیرو هستند ، به سابزیرو گفتم این ها کی هستند؟ گفت که اینها همه ساب زیرو هستند. من با تعجب : چی؟ ساب زیرو؟ مگه تو ساب زیرو نیستی؟ ساب زیرو : چرا من هم ساب زیرو هستم اما اسم واقعی من کوای لیانگ هست. بعد سابزیرو ها رو یکی یکی بهم معرفی کرد. : گولد سابزیرو،دارک ساب زیرو،اویل ساب زیرو و ...... من : حالا چرا اینقدر ساب زیرو؟ برای اینه که به دشمن حقه بزنیم؟ می دونی چرا؟ برای اینکه من فرمانده کل نینجاها بعد از گرند مستر هستم. من : واقعا ؟!!! ساب زیرو : آره بعد دیدم که یکی از اون ساب زیرو ها به طرف ما میاد. رو به کوای لیانگ کرد و گفت : برادر : تمامی نینجاها آماده هستند این کیه؟ کوای لیانگ : این تازه وارده بهش کمک کنید تا از این فنون و مهارت یاد بگیره. تو کی هستی؟ من بیهان برادر کوای لیانگ هستم و مشاورش در اینجا. بیا بریم سر تمرینات من باشه..... پایان قسمت سوم....... اگه عکس پیدا کردم میزارم.........
    ویرایش توسط Holy Ninja : 05-29-2013 در ساعت 04:52 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  12. 15 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    AmiRDarkness (03-15-2013),ArashNew (03-18-2013),Ares (04-17-2013),arya-cage (08-06-2013),Deadking (06-06-2013),RICAROS (04-10-2013),KING OF IRAN (07-30-2013),NOOB_ALI (09-22-2015),Onaga (03-30-2013),Rejected Emperor (04-06-2013),reza14 (08-03-2013),shervintahmasian (05-27-2014),T A R O K H (05-01-2013),The JokeR (07-29-2015),هومن اسدی (08-31-2014)

  13. #7
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,532
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    24
    تشکر
    3,221
    تشکر شده 9,750 بار در 2,475 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت چهارم : مسابقات در لین کویی

    همراه با بیهان به محل تمرین رفتیم. یکم که از تمرین کردنم گذشت ، دیدم که دو محافظ گرند مستر ، اومدن تا وضعیت نینجاهای در حال تمرین رو بررسی کنند. اون نینجا قرمزه نزدیک من شد و گفت اسم من سکتره و اون یکی محافظ که زرد رنگه اسمش سایرکس هست ، منم با سکتور به نشانه دوستی دست دادم ، اما اون نامرد دست منو پیچوند پشت سرم ، بهش گفتم چیکار می کنی؟سکتور گفت : هیچ وقت نباید حریفت رو دست کم بگیری، من از شدت درد دیگه اون روز رو نتونستم تمرین کنم و زیر لب بهش گفتم که یه روز این کارتو تلافی می کنم. فردای آن روز دستم خوب شد و دوباره به تمریناتم پرداختم ، تمرینات بسیار سخت و پر فشاری بود تا اینکه بعد از ماه ها تمرین تونستم سطح مهارت هامو اون قدر بالا ببرم که به یکی از نینجاهای برتر لین کویی تبدیل بشم.چند روزی نگذشت که دیدم گرند مستر پیش من اومد ، اون به من گفت : یه خبر خوب برات دارم ، منم با خوشحالی گفتم چه خبری؟ گرند مستر گفت که تو الان به یکی از نینجاهای ماهر من تبدیل شدی و به خاطر اینکه قبلا تو سیگار می کشیدی من از همین سیگار برای مهارت تو استفاده کردم و اون رو توی وجود تو قرار دادم. با تعجب به گرند مستر گفتم یعنی چی؟ اون گفت : الان تو قدرت دود رو در اختیار داری و با اون می تونی حریفانت رو از پای در بیاری و من لباس خاکتری رنگ نینجایی رو به خاطر رنگ سیگاری بودنش به تو میدم.اما این همه قدرت های تو نیست و سایر قدرت های خودت رو می تونی در طی مسابقاتی که امپراطور دنیای خارج (شائوکاهان) میزاره می تونی در اونجا بدست بیاری. بهش گفتم خوب این مسابقات کی شروع میشه؟ گرند مستر گفت که سالی یک بار این مسابقات برگزار میشه و امپراطور جادوگر خودش رو به اینجا می فرسته تا ما رو در این مسابقات دعوت کنه و در اونجا همه ساله بازیکنان قدرتمند و فوق العاده خطرناک و خشن و بی رحم حضور دارند برای همین باید خیلی مواظب خودت باشی اما قبل از اون باید در طی مسابقاتی که خودم ترتیب دادم شرکت کنی این مسابقه رو برای این گذاشتم که تمرین خوبی برای همه شماها باشه و سر آخر هم 5 نفر باقیمانده این مسابقات به نخستین تورنمنت امپراطوری خواهند رفت. دو سه روزی نگذشت که مسابقات داخلی لین کویی برگزار شد،

    نفرات برگزیده شرکت کننده در این مسابقات عبارتند از :چنچوری،اسلش،سکتور،ترمور،ترچ،فلیم،ساب زیرو (بیهان)، سایرکس، ساب زیرو (کوای لیانگ) و خودم
    قرعه کشی مسابقات توسط گرند مستر اجرا شد که بر این اساس نفرار زیر باید با هم مبارزه کنند.

    ترمور با سکتور


    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    سایرکس با بیهان

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]


    توماس وربادا(خودم) با اسلش

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    چنچوری با کوای لیانگ

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    ترچ با فیلم

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    SEKTOR VS TREMOR

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    مسابقه اول بین ترمور و سکتور بود ، مبارزه بسیار سختی بود، راند اول و به سختی به پایان رسید ،

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    در راند دوم این بار نوبت به ترمور رسید که این راند رو به نفع خودش تموم کنه.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    راند سوم راند سرنوشت سازی بود چون اگه سکتور می باخت علاوه بر حذف شدنش آبروش پیش گرند مستر و سایر نینجاها می رفت. در این راند هر دو پا به پای هم مبارزه می کردند تا اینکه بر اثر غرور بیش از حد سکتور ، ترمور پیروز این مسابقه نفس گیر شد ،
    FINISH HIM

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    همین که ترمور داشت زمین بازی رو ترک می کرد در عین ناباوری و بی رحمی زیاد ، سکتور با شمشیر خودش از پشت سر توی بدن ترمور فرو کرد ، ترمور با درد خون فراوان به روی زمین افتاد و کشته شد ، گرند مستر که این صحنه رو دید فورا دستور دستگیری سکتور رو صادر کرد و رو به سکتور گفت : تو آبروی منو پیش همه بردی ، دیگه محافظ من نیستی. فورا سکتور رو به زندان ببرید تا بعدا به حسابش رسیدگی کنم. و اینگونه بود که ترمور تا اینکه پیروز شداما به دلیل مرگش از دور مسابقات حذف شد
    .
    ادامه در قسمت بعد......
    ویرایش توسط Holy Ninja : 04-10-2013 در ساعت 04:58 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  14. 13 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    AMIREDDIN (12-18-2016),Ares (04-17-2013),Deadking (06-06-2013),RICAROS (04-10-2013),noob-zero (08-21-2013),NOOB_ALI (09-22-2015),Onaga (04-16-2013),Rejected Emperor (04-08-2013),reza14 (08-03-2013),scorpion123 (04-08-2013),shervintahmasian (05-27-2014),T A R O K H (05-01-2013),The JokeR (07-29-2015)

  15. #8
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    19
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,904 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستان خوبی می نویسی ولی یک اسکال من توش دیدم :مگه اول کار نگفتی اسموک بد جوری معتاد بود پس چجور همون اول که وارد لین کویی شد اعتیادش رو از دست داد؟
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  16. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    Deadking (06-06-2013),Holy Ninja (04-17-2013),KING OF IRAN (07-30-2013),Rejected Emperor (04-17-2013),shervintahmasian (05-27-2014),T A R O K H (05-01-2013),The JokeR (07-29-2015)

  17. #9
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,532
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    24
    تشکر
    3,221
    تشکر شده 9,750 بار در 2,475 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط لیو کنگ [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    داستان خوبی می نویسی ولی یک اسکال من توش دیدم :مگه اول کار نگفتی اسموک بد جوری معتاد بود پس چجور همون اول که وارد لین کویی شد اعتیادش رو از دست داد؟
    گفتم که : اسموک بعد از ماه ها تمرین ، تونست به عنوان یکی از بهترین نینجاهای لین کویی تبدیل بشه. در مورد ترک اعتیادش هم باید بگم که گرند مستر دید که اسموک به سیگار اعتیادش زیاده از همین مسئله استفاده کرد و قدرت دود رو توی بدنش گذاشت (اگه لباس دومش توی کمبات 9 رو ببینه بدنش مشخصه پر از دوده) و از همین طریق بود که اعتیادش از بین رفت. فردا یادم بندازید که قسمت پنجمش رو بزارم.


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  18. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    Deadking (06-06-2013),Rejected Emperor (04-18-2013),shervintahmasian (05-27-2014),T A R O K H (05-01-2013)

  19. #10
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,532
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    24
    تشکر
    3,221
    تشکر شده 9,750 بار در 2,475 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت پنجم : قهرمان مسابقات لین کویی


    مسابقه بعد بین سایرکس و بیهان بود.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    هر دو مبارز می دونستند که اگه رفتار سکتور رو تکرار کنند اون ها هم به زندان میرن. اما این مسابقه مثل مسابقه قبلی نشد و در این مبارزه سایرکس با نتیجه دو بر یک از سد بیهان گذشت. کوای لیانگ رفت جلو که یکم به برادرش دلداری بده. مسابقه صبح تموم شد و بعد از استراحت همه این مسابقات در بعد از ظهر از سر گرفته شد.

    مسابقه بعدی بین من و اسلش بود ،

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    اسلش از آمادگی بالایی بر خوردار بود ، ولی هیچ کس تا حالا مبارزه ای از من ندیده بود. اکثرا پیروزی اسلش رو پیش بینی می کردند اما کوای لیانگ به من اعتماد به نفس داد و به من گفت تو می تونی از پس اسلش بر بیای. با این امیدواری کوای لیانگ، من و اسلش مبارزمون رو شروع کردیم. اول اسلش خیلی حمله می کرد و من هم همش دفاع می کردم. اسلش کلا خسته شده بود و حالا نوبت من بود که بهش حمله کنم و از خستگی اسلش نهایت استفاده رو بردم و با قدرد دودی که داشتم تونستم اسلش رو در دو راند شکست بدم. با این پیروزی ، نینجاهای دیگه شروع به تشویق کردن من کردند.

    مبارزه بعدی بین ترچ و فیلم بود.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    هر دو از قدرت آتش برخودار بودند پس حدس زدن اینکه کدومشون پیروز میشن کمی سخت بود.برای اینکه معلوم بشه کدومشون لایق برنده شدن هستند توی مبارزه معلوم میشد. مبارزه بسیار جالی بود اما دیدم که توانایی های فیلم از ترچ بالا تره و از دستش مذاب آتیشن بیرون می آورد و تونست این بازیکن رو با حساب دو بر یک ترچ رو از دور مسابقات حذف کنه.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    خوب حالا 4 نفر شرکت کننده در امپراطوری شائوکاهان مشخص شدند اما یه مشکلی اینجا وجود داره ، ما شدیم 4 نفر و هنوز یک نفر دیگه مونده بود. کوای لیانگ به نزد گرند مستر رفت و گفت : سرورم ما شدیم 4 نفر، پس نفر پنجم کی هست؟ گرند مستر گفت : که نگران نفر پنجم نباشید خودم بزودی اون رو به شما معرفی می کنم. شما به مسابقتون ادامه بدید. مسابقه ادامه یافت
    و در آخرین بازی مرحله حذفی کوای لیانگ با حریف خودش چنچوری مبارزه داشت.


    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    کوای لیانگ در دو راند راحت تونست چنچوری رو از پیش رو برداره و به مرحله بعدی بره.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    در مرحله نیمه نهایی و بعد از قرعه کشی : من با سایرکس و کوای لیانگ با فلیم مبارزه داشتند. قرعه من بسیار سخت بود چون با دومین محافظ استاد اعظم که از قدرت و توانایی های بالایی برخوردار بود باید مبارزه می کردم. در اولین مبارزه کوای لیانگ به مصاف فیلم رفت و مثل مبارزه با چنچوری با دارا بودن قدرت یخ خودش تونست از سد فیلم بگذره و یک پای فینال مسابقات اون باشه.




    دومین مبارزه نیمه نهایی بین من و سایرکس شروع شد.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]



    اول سایرکس مبارزه رو شروع کرد و اینقدر آماده بود که حتی فرصتی به من نمیداد که من هم خودی نشون بدم و به طرفم بمب های کوچک دست ساز خودش رو به طرفم پرت می کرد و بعد از بمبش هم به طرفم یه طور سبز رنگی پرت می کرد که واقعا خلاص شدن از اون طور کار راحتی نبود و بعد از دو سه ثانیه طور از بین می رفت و با دو آپرکات به من زد و راند اول رو برد.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]



    سابزیرو : توماس بلند شو ،تو می تونی شکستش بدی. من تو فینال منتظرتم که با هم مبارزه ای داشته باشیم. با این حرف سابزیرو حسابی امیدوار شدم اما کمی درد داشتم ولی به هر حال به مبارزه ادامه دادم. در راند دوم اول من مبارزه رو شروع کردم و از قدرت دودم استفاده کردم کل فضای مسابقه از دود پر شده بود وهیچ کس نمی تونست جایی رو ببینه حتی سایرکس با استفاده از این دود از هر طرف یه مشت و لگدی به سایرکس می زدم

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    سایرکس که نمی تونست منو ببینه که من کجام به زدن ادامه دادم و وقتی دود از بین رفت حاضران مسابقه با تعجب دیدند که سایرکس روی زمین افتاده و راند دوم به سود من به پایان رسید.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    راند سوم بسیار حساس بود ز، هم برای من و هم برای سایرکس. سایرکس برای اینکه سکتور دیگر محافظ استاد اعظم که توسط ترمور شکست خورده بود و سایرکس هم که احتمال داشت اون هم در این مبارزه شکست بخوره. و برای من هم حساس بود چرا که باید از سد سایرکس می گذشتم و با قهرمانی در این مسابقات قدرت جدیدم رو بدست می آوردم.


    راند سوم بسیار حساس بود و این بار هر دو با هم به طرف هم حمله ور شدیم ، اون بمب و تور می انداخت و من از تک قدرت دود خودم استفاده می کردم

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    و هر دومون خسته شده بودیم تا اینکه دوباره مثل راند قبلی دوباره همه جا رو پر از دود کردم و دوباره همه جا پر از دود شده بود و هیچ کس حتی خود سایرکس هم نمی تونست جایی رو ببینه و دوباره با همین قدرتم تونستم سایرکس رو شکست بدم
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    و وقتی من برنده این مبارزه شدم همه به افتخار من بلند شدند و برای من دست زدند و من به فینال این مسابقات که با دوست خودم کوای لیانگ مبارزه داشتم راه یافتم.بعد از اتمام مبارزه با سایرکس، گرند مستر گفت که مبارزه فینال برگزار نمیشه، همه از جمله من با تعجب گفتیم چرا استاد؟ گرند مستر گفت : من از قدرت های شما با خبرم و به دلیل جلو انداختن مبارزات امپراطوری از سوی شائوکاهان ما دیگه فرصتی برای اجرای مسابقه فینال ندارید و باید استراحت کنید و بعدش تمرین کنید تا خودتون رو برای این مسابقات آماده کنید.

    کوای لیانگ گفت که پس تکلیف قهرمان این مسابقات چی میشه؟ گرند مستر گفت که کوای لیانگ و توماس وربادا به طور مشترک قهرمان این مسابقات هستند . جایزه این مسابقات یه سلاح به نام کونای بود که از نیزه که به تهش یه طناب وصل بود تشکیل شده بود به هر دوی ما رسید ، کوای لیانگ رو به من گفت : توماس عزیز من این جایزه رو به تو تقدیم می کنم و از این به بعد این سلاح به عنوان دومین قدرتت می تونی ازش استفاده کنی. من به کوای لیانگ گفتم : پس تو چی؟ تو هم خیلی زحمت کشیدی؟کوای لیانگ گفت : هدف من در این مسابقات این بود که به مسابقات امپراطوری برم ، در ضمن من خودم سلاح دارم و بعد دیدم یه سلاح کاملا یخی به من نشون داد و گفت اسم این سلاح کوری بلید هست که از یخ درست شده و بعد با خوشحالی کوای لیانگ رو بغل کردم و گرند مستر گفت : توماس وربادا از حالا به بعد نام تو اسموک هست و باید اسم خودت رو فراموش کنید. وقتی در مسابقات امپراطوری هم شرکت کردید باید با نام مستعارتون همدیگه رو صدا کنید. من هم یه لقب پیدا کردم و شدم اسموک و کوای لیانگ هم از قبل شده بود سابزیرو. و اسموک همون طور که دیدی تو دو تا از قدرت هاتو بدست آوردی اما سایر قدرت هاتو باید در مسابقات امپراطوری بدست بیاری.

    به نظر شما نفر پنجم راه یافته به مسابقات امپراطوری چه کسی خواهد بود؟

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    ویرایش توسط Holy Ninja : 04-25-2013 در ساعت 07:12 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  20. 16 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    AMIREDDIN (01-04-2016),Ares (04-18-2013),arya-cage (09-24-2013),cyborg (08-14-2013),KING OF IRAN (07-30-2013),mahyar12 (08-28-2013),noob-zero (08-21-2013),NOOB_ALI (09-22-2015),Noob__Smoke (08-13-2013),Rejected Emperor (04-18-2013),reza14 (08-03-2013),scorpion123 (04-25-2013),shervintahmasian (05-27-2014),Super Batman (07-10-2014),T A R O K H (05-01-2013),هومن اسدی (08-31-2014)

صفحه 1 از 11 12345 ... آخرینآخرین