نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: نظر شما در باره این داستان

رأی دهندگان
145. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • خیلی خوب

    88 60.69%
  • خوب

    19 13.10%
  • متوسط

    18 12.41%
  • ضعیف

    3 2.07%
  • خیلی ضعیف

    17 11.72%
صفحه 2 از 30 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 293

موضوع: اسرار دو برادر (امپراطوری لین کویی)

  1. اسرار دو برادر (امپراطوری لین کویی)

    #1
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,559
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,263
    تشکر شده 9,924 بار در 2,504 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    این نخستین فن فیکشن واقعی سایت می باشد که در این داستان من به همراه برادرم در آن نقش آفرینی می کنیم. این داستان مثل دیگر داستان ها به صورت نوشتاری همراه با عکس می باشد









    من ریدن خدای رعد و برق هستم.




    امروز میخوام داستانی براتون تعریف کنم که با تمامی داستان هایی که تا حالا شنیدید متفاوت باشه.حالا باهم مروری بر تاریخچه داستان های مورتال کامبت می اندازیم.



    داستان از این قراره که روزی در شهری دو برادر زندگی می کردند. این دو عاشق بازی مورتال کامبت بودند و هر روز این بازی رو بازی می کردند و تمام روز و شب شون شده بود این بازی. برادر بزرگتر ابراهیم که عاشق اطلاعات عمومی از این بازی و تمامی نسخه هایی که از این بازی رلیز شده بود هست تمامی اطلاعاتی که از مورتال کامبت تاکنون منتشر شده بود رو داشت حتی اطلاعاتی داشت که تنها افراد محدودی از این اطلاعات استفاده می کردند. برادر کوچکتر که اسماعیل نام داشت او نیز طرفدار فنون چند ضربه ای یعنی کمبو بود و تمامی فنون از تمامی نسخه های از این بازی رو بلد بود و کسی توانایی شکست اون رو نداشت. در یکی از روزها ابراهیم که مدام درگیر اطلاعات از این بازی بود آرزوش این بود که برای یک بار هم که شده بازیکنان مورتال کامبت واقعی می بودند و می تونست اونها رو از نزدیک ببینه اما این یک بازی تخیلی بود و وجود خارجی نداشت. هر دو برادر رزمی کار و در یک باشگاه باهم تمرین می کردند و رشته آنها کیک بوکسینگ بود. ابراهیم که سابقه بیشتری نسبت به برادر کوچکترش داشت فنون بیشتری رو بلد بود.
    تا اینکه در یکی از روزها هر دوشون خسته بعد از بیرون اومدن از باشگاه در حال بازگشت به خانه شان بودند که چندتا اراذل به اونها حمله می کنند و از اونها میخوان که هرچی دارن بهشون بدن.
    اما ابراهیم که دید هیچ شانسی در برابر اونها نداشت به اسماعیل گفت : من یکی شون رو میزنم و تو فرار کن.
    اسماعیل : باشه
    اراذل که دیگه عصبانی شده بودند یه دفعه یکی شون به ابراهیم حمله کرد اما اون با یک مشت محکم اون رو نقش بر زمین کرد. با این کار ابراهیم بقیه ازاذل نیز برای زدن اون بهش حمله کردند این درحالی بود که اسماعیل فرار کرده بود.
    بعد از اینکه اسماعیل فرار کرد ابراهیم نیز پشت سرش شروع به فرار کردن کرد.
    اسماعیل که از نگرانی همین طور می دوید یه دفعه یه چاله بزرگی در زیر پاهاش باز شد و اون افتاد توش.



    ابراهیم با دیدن این صحنه سعی در بیرون آوردن برادرش داشت و از طرفی ازاذل نیز به دنبال آنان بودند اما که دید چاره ای نداره و باید به کمک برادرش می رفت او نیز به داخل اون چاله بزرگ پرید . همه چيز تاريك بود و هيچ چيزي ديده نميشد.برادرش رو صدا كرد و اون جواب داد : من اينجام.كمي كه جلوتر رفت ديد داخل يك تونل فاضلابي هستند اما به جاي آب فاضلاب از داخل لوله ها داشت اسيد ميومد بيرون. ترس هردوشون رو برداشته بود ، با احتياط كامل از اون محل خطرناك دور شدند و پس از بالا اومدن از اون منطقه ديدند كه در داخل يك شهري هستند.



    شهر به نظرشون غريبه بود چرا كه مردمش خارجي صحبت مي كردند.همين كه چند قدم راه افتادند دوتا پليس داستند بهشون نزديك مي شدند.





    پليس اول كه كلاه سرش بود
    اومد جلو : شما كي هستيد؟اينجا چيكار مي كنيد.
    اوناکه هم كه انگليسي شون خوب بود دست گفتند كه اونا در شهر خودشون بودند و اصلا نمي دونند کجاهستند!!!!
    پليس اول رو به پليس دوم رو صدا كرد : كابال بيا اينجا
    كابال : بله كرتيس
    كرتيس : اين دوتا رو فعلا پيش خودت نگه دار به نظر مي رسه گم شدند.
    كابال : بله كرتيس.
    ابراهیم : اون يكي اسمش كرتيسه؟
    كابال : بله اون افسر مافوق من كرتيس استريكر هست.
    ابراهیم : ببينيد جناب كابال ما اصلا نمي دونيم كجاييم لطفا ما رو برسونيد به خونمون. اصلا ما كجا هستيم؟
    كابال : شما در آمريكا هستيد
    من با تعجب : چــــــــي؟!!!! آمريـــــــــكا؟!!! شوخي مي كني؟!!!
    كابال : نه واقعا شما در آمريكا هستيد.
    من : آخه چطور ممكنه...
    همين كه داشتند با كابال صحبت مي كردند يه دفعه صداي يه انفجار مهيبي اومد....
    بعد از راه دور ديدند چندتا موجود عجيب و غريب دارن وارد شهر ميشن.




    كابال : شماها همين جا باشين.
    بعد كابال به جنگ آنها رفت و استريكر هم براي كمك به اون رفت.
    ابراهیم : اسماعيل بدو فرار كنيم الان دخلمون رو ميارن. همين طور كه داشتند مي دويدند يه دفعه يه نينجاي قرمز و زرد رنگ جلوشون سبز شد .
    اونا : وايستيد.
    ابراهیم آروم به برادرش گفت تو فرار كن من سرشون رو گرم مي كنم.
    همين كه اسماعيل داشت فرار مي كرد ناگهان اون نينجاي زرد يه تور سبز رنگ به طرف اسماعيل پرت كرد. با ديدن اين صحنه ابراهیم با عصبانيت به جنگ با هردوشون رفت.
    به نظر شما چه اتفاقي خواهد افتاد؟ آيا ابراهیم خواهد توانست آن دو نينجا را شكست دهد؟ پاسخ در قسمت بعد.



    نسخه پی دی اف این داستان

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]


    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    نسخه پی دی اف این داستان

    سایر قسمت ها بزودی........................


    *کپی برداری از این داستان به هیچ وجه مجاز نمیباشد حتی با نام منبع*

    این آخرین داستان من در این سایت می باشد و بعد از این دیگر داستانی از من نخواهید دید( به قول ورزشکاران : میخوام تو اوج خداحافظی کنم)
    اما اگر استقبالتون از این داستان خوب باشه فصل دوم این داستان رو هم می سازم.


    اطلاعات داستان



    نام داستان : اسرار دو برادر
    ژانر : اکشن.حادثه ای.ترسناک

    راوی : لرد ریدن
    مدت ساخت : 30 ماه
    سال ساخت :1393-1392
    با مشارکت و همکاری : بزرگترین وبلاگ اختصاصی مورتال کامبت


    برای اینکه در جریان این داستان قرار بگیرید تریلر این داستان را دانلود کنید

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    و این هم بخش های مهم این داستان

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    فیلم انیمالتی Holy Ninja

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    فیلم انیمالتی Soul Of Ninja
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    برای اینکه از جذابیت بیشتر از این داستان آگاه شوید فتالتی های زیر را نیز دانلود کنید.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    منتظر اتفاقات جالب و هیجانی این داستان باشید

    .به دلیل اینکه اکثر افراد این سایت افراد زیر 18 سال می باشند رنج سنی داستان رو پایین آوردم و به 14- قراردادم تا شب بتونید راحت تر بخوابید
    :->
    متوجه منظورم شدید !:-"


    [/CENTER]
    ویرایش توسط Holy Ninja : 12-29-2016 در ساعت 04:10 AM

  2. 71 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    A D P (09-09-2015),a.m.297 (02-09-2016),aim20 (09-18-2015),alifat (07-05-2015),AmiR 120 (08-08-2014),AMIREDDIN (01-04-2016),AmirKiller (01-11-2014),amirwaw812 (01-09-2014),aryafar (12-24-2015),ARYA_W_CAGE (07-04-2016),♦♦♦viper♦♦♦ (08-09-2015),ᴀᴍɪʀ ɢʜ (01-09-2014),bardia (05-02-2014),Bi-Han (08-31-2014),cyrax0011 (07-24-2014),DARK GAIA (01-07-2016),Darkgamer (09-18-2015),Deadking (03-01-2014),DFSHINNOK7 (04-07-2014),E R M A C (01-09-2014),EMPEROR (04-06-2014),RICAROS (01-09-2014),Fantom Ninja (09-25-2014),General KOMBATENT (04-15-2014),golden dragon (01-09-2014),haghy (05-12-2017),HNafisi (08-12-2014),im sepehr (05-30-2015),javadali2626 (06-15-2015),Kombo Master (01-09-2014),Legend Of Darkness (04-24-2015),m.kitana (08-28-2015),mahyar_ach (06-27-2016),Maximo (02-20-2015),meysamjohnnycage (04-10-2014),MHS10 (02-22-2015),mkliukang (01-09-2014),MR.SCORPION (09-20-2017),new scorpion (09-03-2014),NOOB_ALI (09-19-2015),Noob__Smoke (09-08-2015),NOOiOON (09-25-2014),Paria1392 (08-31-2014),parsa mk (12-25-2015),Princess Kitana (04-08-2014),RATED (06-02-2014),Rejected Emperor (04-09-2014),SCOR007 (06-22-2014),scorsub (04-02-2016),Shadow Priest (01-10-2014),shervintahmasian (05-25-2014),Shirai Ryu Warrior (06-17-2015),slash (01-11-2014),staibod (11-21-2016),sub zero win (06-26-2014),Sub-100 (01-09-2014),SUB-SOROUSH (07-03-2015),sub-zero1 (04-30-2015),Sub_Rain (09-24-2014),Super Batman (07-25-2014),super hero (06-23-2014),T A R O K H (04-08-2014),TB.C.Cage (07-31-2016),The Great HEZAR (01-09-2014),The JokeR (06-16-2015),Thunder boy (04-08-2014),لیو کانگ (04-04-2015),VAHID.K.R (01-09-2014),White Night (01-26-2015),اردلمی (08-12-2014),ساب زیرو و اسکورپیون (09-08-2014)

  3. #11
    T A R O K H آواتار ها tarokh is here
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    1,132
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    Earth
    سن
    20
    تشکر
    2,088
    تشکر شده 3,511 بار در 1,272 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    27
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    اسلش جان !! من هر طوری فکر میکنم با عقلم جور در نمیاد 6 ماه !!!! خیلی زیاده باووو
    من یه تیزر رو که کامل خودم طراحی میکنم و حدود 4 5 دیقس برام حدود 3 ساعت تموم میشه !!

  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید T A R O K H از ایشان تشکر کرده است:

    sub zero win (06-26-2014)

  5. #12
    slash آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    379
    علاقه مند به
    sektor
    محل سکونت
    Edegilan
    سن
    22
    تشکر
    223
    تشکر شده 1,233 بار در 356 ارسال
    حالت من
    Shokeh
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    د مشکل همینجاس دیگه این تیزر با همه ی تیزر هایی که دیدی فرق هایی داره که بعدا خودت ببینی متوجه میشی.و اگه دیدی که اینقدر طول کشیده بخاطر اینه که سرمون شلوغ بوده و ....که اینجا جای بحثش نیست....

  6. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید slash از ایشان تشکر کرده اند:

    cyrax0011 (07-24-2014),Deadking (04-23-2014),sub zero win (06-26-2014)

  7. #13
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,559
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,263
    تشکر شده 9,924 بار در 2,504 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط duke atom [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    اسلش جان !! من هر طوری فکر میکنم با عقلم جور در نمیاد 6 ماه !!!! خیلی زیاده باووومن یه تیزر رو که کامل خودم طراحی میکنم و حدود 4 5 دیقس برام حدود 3 ساعت تموم میشه !!
    اتم خان اطلاعات داستان رو نخوندی؟نوشتم داستان 6 ماه طول کشیده نه تیزر! ! تیزر رو من تو 10 دقیقه درست کردم. به عکس ها خوب توجه کن . برای نوشتن داستان اول باید عکس های مربوطه رو پیدا می کردم ، دوم باید از خودمون عکس می گرفتیم که با عکس های کمباتی جور در بیاد عکسی که می گرفتیم رو باید از پشت صفحه جدا می کردم و میزاشتم روی عکس های کمباتی که این خودش کلی زمان می بره.اگه بازم نگرفتی برام pm کن تا بهت توضیح بدم و در مورد این موضوع دیگه اینجا نپرس و کشنش نده یه خبر دیگه بدم و اون اینه که دو فیلم از انیمالتی خودمون هم ساختم که به وقتش میزارم و همین طور دارم اندینگ برای خودمون میسازم


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  8. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    Darkgamer (09-18-2015),Deadking (04-23-2014),E R M A C (04-11-2014),EMPEROR (04-11-2014),General KOMBATENT (04-15-2014),im sepehr (05-30-2015),sub zero win (06-26-2014),T A R O K H (04-11-2014)

  9. #14
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,559
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,263
    تشکر شده 9,924 بار در 2,504 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت سوم : مبارزه دو برادر

    مبارزه شروع شد. اسماعيل از سبك موي تاي و من از سبك دراگون استفاده مي كردم.
    مبارزه شروع شد. اول اسماعيل سمت من اومد و چند تا ضربه مشت زد مشت هاش به قدري سنگين بود كه اصلا تصورشو نمي كردم.
    اما منم كم نياوردم و با سبكي كه كواي ليانگ بهم ياد داده بود چند تا ضربه بهش زدم.هر دومون از قدرت هاي بالايي برخوردار بوديم و بيهان و كواي ليانگ اصلا فكرشو نمي كردند كه ما اينقدر قوي شده باشيم. انگار اين مسابقه تمومي نداشت چرا كه هيچ كدوممون پا پس نمي كشيديم.
    تا اينكه .......
    بيهان : تمومش كنيد.......
    من : چرا؟ مسابقه كه هنوز تموم نشده؟
    بيهان : من فقط مي خواستم قدرتون رو بسنجم. باعث افتخاره كه تونستيد ظرف مدت يك سال اينقدر پيشرفت داشته باشيد.
    بيهان رو به كواي ليانگ : آفرين كواي ليانگ .... تو ابراهيم رو خيلي خوب آموزش دادي....
    كواي ليانگ رو به بيهان : و همين طور آفرين بر تو كه اسماعيل رو اينطور خوب آموزش دادي... ولي چرا سبك موي تاي رو ياد دادي؟
    بيهان : من با توجه به وزن اسماعيل اين سبك رو بهش ياد دادم تا بتونه به وزن ايده آلش برسه براي همين سبك سنگيني مثل موي تاي كاملا بهش مي خورد و ديدي كه چطور مبارزه مي كرد.
    از حالا به بعد بايد سبك هاي ديگه رو بهشون آموزش بديم.
    سبك موي تاي باعث شد تا اسماعيل به وزن ايده آلي كه ميخواست برسه و الان اون كاملا براي مسابقات بعدي آمادست.

    2 سال بعد ................

    استاد اعظم به نزد همه نينجاها اومد.
    استاد اعظم : خوب گوش كنيد. بزودي تورنمنتي برگزار مي كنم و از پي اين تورنمنت نينجاهايي كه جزو برترين ها باشند به درجات عالي رتبه لين كويي خواهند رسيد.
    اين بهترين فرصتي بود كه بتونيم خودمون رو توي اين تورنمنت محك بزنيم. از همون روز ما تمريناتمون رو شروع كرديم و سبك و سلاح هاي زيادي رو ياد گرفتيم. ومن سبك هاي ديگه اي همچون مانتيس ،*تاي چي ، لوي هي با فا ، اسنيك (سبك مار) و چون يون رو ياد گرفتم و اسماعيل نيز سبك هايي همچون : كنپو ، شوتوكان ، تانگ بي و شائولين فست رو ياد گرفت. از سلاح ها هم من سلاح هايي همچون : نانچوكا ،سانچوكا، تونفا ، كاتانا ،* شوريكن ، كاما ، زنجير و .... رو ياد گرفتم و اسماعيل نيز سلاح هايي همچون : ساي ، كالي اسكريما ، استف به علاوه همين هايي كه من ياد گرفتم رو ياد گرفت.
    ظرف اين مدت ياد گرفتن چنين سبك هايي بسيار دشوار بود اما ما تونستيم با كمك بيهان و كواي ليانگ اين دو سبك رو ياد بگيريم.
    سكتور و سايركس تمامي حركات ما رو زير نظر داشتند و مدام با هم صحبت مي كردند.



    بيهان : خوب زمان مسابقات نزديكه و من كواي ليانگ ميخوايم بهتون حركات ويژه رو بهتون ياد بديم.
    من : حركات ويژه ديگه چيه؟
    بيهان : يعني قدرت پرتاب يخ كه چطور بتونيد اين كار رو بكنيد.
    من : خيلي خوبه با اين حركت مي تونيم خيلي راحت تر در مسابقات شركت كنيم. اما چطور؟! اين حركات رو ما فقط توي بازي ديديم كه كاملا تخيلي بودند.
    بيهان : حالا خوب ببينيد.
    دهنمون از تعجب همين طور باز مونده بود و چيزي رو كه مي ديديم رو باور نمي كرديم.
    . بله همون قدرت پرتاب يخ رو كه بيهان در بازي اجرا مي كرد رو به چشم خودمون ديديم.
    خلاصه اينكه زمان شروع تورنمنت نزديك بود و يك هفته بيشتر به شروع اين مسابقات نبود.
    در طول اين يك هفته داشتيم مهارت خودمون رو مي سنجيديم.
    تا اينكه روز مسابقات فرا رسيد شركت كنندگان در اين مسابقات حريفان خود را شناختند و بيهان و كواي ليانگ و سكتور وسايركس ،*چهار نفر برتر لين كويي با تصميم استاد اعظم از اين مسابقات معاف شده بودند.


    قرعه كشي مسابقات بدين صورت بود :

    فريز با چنچوري



    فليم با تورچ

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    هاكساسين با اسموك

    (عکس بزودی)

    اسنیک با ترمور



    اژدهاي آبي (بلو دراگون) با من (ابراهيم)



    هيدرو با ايفنفرنو
    (عکس بزودی)

    مگ نكترو با اسماعيل



    مسابقات شروع شد مسابقه اول بين فريز و چنچوري شروع شد. به نظر شما آيا ما از اين مرحله صعود خواهيم كرد؟
    پاسخ در قسمت بعد ..........






    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  10. 13 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    AmiR 120 (07-06-2015),AmirKiller (04-14-2014),amirwaw812 (06-21-2014),cyrax0011 (07-24-2014),Darkgamer (09-18-2015),Deadking (04-23-2014),EMPEROR (04-14-2014),General KOMBATENT (04-15-2014),Kombo Master (04-14-2014),Rejected Emperor (04-26-2014),slash (04-15-2014),sub zero win (06-26-2014),SUB-SOROUSH (07-03-2015)

  11. #15
    Noob__Smoke آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    1,195
    علاقه مند به
    rain
    محل سکونت
    oregon, gravity falls
    تشکر
    4,119
    تشکر شده 2,628 بار در 1,158 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    20
    حالت من
    Movafagh
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    کارتون عالیه منم از تریلر داستانتون خیییییییییییییییییییییییی لی خوشم اومد...تریلرتو با مووی میکر ساختی؟

    DEAD MAN WALKING...
    GRANDPA IS BACK!



  12. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید Noob__Smoke از ایشان تشکر کرده اند:

    Deadking (04-23-2014),Holy Ninja (04-16-2014),T A R O K H (04-16-2014)

  13. #16
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,559
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,263
    تشکر شده 9,924 بار در 2,504 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط noob smok [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    کارتون عالیه منم از تریلر داستانتون خیییییییییییییییییییییییی لی خوشم اومد...تریلرتو با مووی میکر ساختی؟

    باعث خوشحالیه که از داستن خوشتون اومده. متاسفانه وقتی برای تریلر سازی نداشتم و می تونستم با برنامه های مخصوص درستش کنم اما بله با Movie Maker تریلر رو ساختم. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ


    قسمت چهارم : آغاز تورنمنت لين كويي

    تورنمنت لين كويي برگزار شد و بعد از اينكه مبارزان حريف خودشون رو شناختند مسابقات با اولين بازي كه بين (فريز با چنچوري) بود آغاز شد. هر دوشون قدرت هاي خوب و جالبي داشتند كه تا اون موقع فقط اونا رو تو فيلم هاي تخيلي ديده بوديم و اصلا باورمون نميشد كه اون قدرت ها رو داريم از نزديك مي بينيم. چنچوري رو به من كرد و گفت : هي ابراهيم مبارزه منو ببين كه ديگه اينقدر برام شاخ و شونه نكشي. من كه كاملا از اين حرف چنچوري عصباني شده بودم اما خشم خودم رو بروز ندادم و به ديدن مسابقه پرداختم.
    مسابقه اول فريز و چنچوري





    مسابقه شروع شد.



    هر دوشون مبارزان خوب و قدري بودند اما چنچوري يك قدرت خاص داشت و اون ضربه دستش بود كه دستش دراز ميشد و يك مشت به حريف ميزد. مشتي كه چنچوري ميزد اصلا طبيعي نبود چرا كه مشت هاي اون به قدري سنگين بودند كه فريز تحمل چنين حركاتي رو نداشت.فريز هم كه نميخواست كم بياره با سلاح مخصوص خودش به چنچوري ضربه زد اما اين چنچوري بود كه در اين نبرد پيروز شد و به مرحله بعد رفت.



















    مبارزه دوم بين فليم و تورچ

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    هر دو از قدرت آتش برخودار بودند پس حدس زدن اینکه کدومشون پیروز میشه کمی سخت بود.برای اینکه معلوم بشه کدومشون لایق برنده شدن هستند توی مبارزه معلوم میشد. مبارزه بسیار جالی بود اما دیدم که توانایی های فیلم از ترچ بالا تره و از دستش مذاب آتیشن بیرون می آورد و تونست این بازیکن رو با حساب دو بر یک ترچ رو از دور مسابقات حذف کنه.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]



    مبارزه سوم بين هاكساسين و اسموك
















    اسموك جزو برترين نينجاهاي لين كويي به شمار ميره و من يكي از طرفداراش بودم چرا كه هميشه موقع بازي كردن اون رو انتخاب مي كردم. اما اين يك مسابقه در لين كويي بود واسموك نبايد كار سختي در برابر هاكساسين داشته باشه. مبارزه شون شروع شد و همين طور هم شد و اسموك با قابليت و داشتن قدرت دود خيلي راحت تونست هاكساسين رو ببره.


    مبارزه چهارم بين ترمور و اسنیک



    ترمور با قدرت باد و اختيار داشتن قدرت صخره و سنگ ها تونست توانايي هاي خودش رو به اسنیک تحميل كنه و با ضربات سنگین سنگ و صخره تونست اسنیک رو ببره و به مرحله بعد بره.






















    استاد اعظم : مسابقات فعلا تعطيل ميشه و بعد از استراحت كوتاهي دوباره ادامه پيدا مي كنه. مبارزه پنجم نوبت من بود و استرس زيادي داشتم چرا كه نينجاهاي لين كويي قدرت بالايي دارند و تا حالا هم خودم نتونستم تواناهايي هاي خودم رو درست و حسابي نشون بدم. كواي ليانگ پيش من اومد : ابراهيم ترس و استرس نداشته باش. مطمئن باش اگه بتوني بر ترست غلبه كني راحت مي توني در اين مبارزه پيروز بشی. اگه طبق آموزش هايي كه بهت دادم عمل كني مي توني بلودراگون رو شكست بدي. با صحبت هاي كواي ليانگ من پا به مسابقه گذاشتم. كواي ليانگ : ابراهيم به همون چيزايي كه گفتم عمل كن.

    مبارزه پنجم بين من(ابراهيم) با بلودراگون اژدهاي آبي)




    مبارزه ما شروع شد....



    بلودراگون : هه هه ههههههه يه تازه وارد ميخواد منو شكست بده؟! خيلي راحت تر از اونكه فكرشو بكني شكستت ميدم. من : خيال كردي. اگه تونستي منو شكست بده..... راند اول شروع شد. بلودراگون به طرفم حمله ور شد و هرچي ضربه ميزد من دفع مي كردم تا اينكه يه مشت محكم به بلو دراگون زدم و اونو نقش بر زمين كردم. كواي ليانگ : آفرين ابراهيم همين طور ادامه بده. مبارزه ادامه يافت تا اينكه با يه ضربه پا تونستم بلودراگون رو از پيش رو بردارم. راند دوم شروع شد.... اين بار بلودراگون با احتياط ضربه ميزد اما منم به فكر پيروزي بودم.با هم ديگه به طرف هم حمله كرديم. بلودراگون : عمرا بزارم يه تازه وارد بتونه منو شكست بده.... در اين لحظه بلودراگون از قدرت خاص خودش يعني پرتاب يخ استفاده كرد و به طرف من پرت كرد و راند دوم به سود بلودراگون پايان يافت. بلودراگون : به من ميگن اژدهاي آبي به هيچ كس اجازه نميدم منو شكست بده. كواي ليانگ : ابراهيم نزار با حرفاش تو رو تحريك كنه. راند سوم شروع شد راند بسيار حساس و سرنوشت ساز خصوصا براي من كه تازه براي اولين بار بود در اين تورنمنت حضور داشتم. مبارزه شروع شد و اين بار با دقت خاصي مبارزه كردم با يه تمركز عميق از راه دور يه حركت تاي چي كه از كنشي در بازي ديده بودم همون رو ياد گرفته بودم به بلودراگون زدم





    بیاید تو و بعد ادامه اش رو بخونید


    (اين يكي از حركات كنشي هست)



    حالا ادامه داستان رو بخونید....


    ضربه به حدي محكم و سنگين بود كه ديگه بلودراگون نتونست از جاش بلند شه و من تونستم اين مبارزه رو برنده بشم وبه مرحله بعد برم. كواي ليانگ : آفرين ابراهيم تو بخوبي تونستي از پسش بر بياي.حركت آخرت خيلي جالب بود. تبريك ميگم بهت. اسماعيل : آفرين برادر خيلي خوب تونستي اون رو شكست بدي. من : ببينم تو چيكار مي كني برادر.....


    مبارزه
    ششم بين هيدرو و
    اينفرنو























    مبارزه شروع شد. هيدرو به قدري سرعتي بود كه اصلا اينفرنو نتونست در راند اول حتي يه ضربه هم به هيدرو بزنه.اما در راند دوم اينفرنو به خودش اومد و چند ضربه به هيدرو وارد كرد اما باز اين هيدرو بود كه در اين راند هم به پيروزي رسيد و به مرحله بعد رفت.


    مبارزه هفتم و آخر بين اسماعيل و مگ نكترو



    بيهان : ديدي كه برادرت تونست حريفش رو شكست بده تو هم بايد از توانايي هاي خودت بهره ببري و اين مبارزه رو برنده بشي پس خوب حواستو جمع كن و منو سربلند كن.

    مبارزه شروع شد.



    به نظر مي رسيد كه مگ نكترو هم تازه به جمع نينجاهاي لين كويي پيوسته چرا كه فنون زيادي بلد نبود. اسماعيل در اين مبارزه از سبك موي تاي استفاده كرد. سبكي بسيار كاربردي و سنگين . راند اول رو تونست با حركات مخصوصش برنده بشه. اما در راند دوم مگ نكترو به خودش اومد و چند ضربه به اسماعيل زد تا اينكه به پايان راند دوم نزديك ميشديم و هر دو برابر بودند و خسته بر روي زمين افتاده بودند. بيهان با فرياد : بلند شو اسماعيل. با اون حركاتي كه بهت ياد دادم بزنش و اين مبارزه رو تموم كن.زوووووووووود بــــــــــــــــاش. اسماعيل با اين حرف بيهان انگار كه يك قدرت تازه اي گرفته باشه به يك باره از جاش بلند شد و با يه ضربه زانوي سنگين به مگ نكترو اون رو به چند متر اون طرف تر پرت كرد. بيهان : آفرين. اينـــــــــــــــه. بيهان : آفرين تو هم دست كمي از برادرت نداري ،*خيلي خوب مبارزه كردي. من : آفرين برادر تو هم خوب مبارزه كردي مبارزات دور اول تمام شد و بعد از اتمام دور اول مسابقات دور دوم قرعه كشي شد كه من بايد در اولين مبارزه دور دوم با چنچوري مبارزه مي كردم. اين فرصت بسيار خوبي بود كه حال چنچوري رو بگيرم. اسموك در اين دور استراحت داشت .


    قرعه كشي دوردوم بدين صورت بود :

    من (ابراهيم) با چنچوري



    فليم با ترمور

    (بزودی)

    هيدرو با اسماعيل



    به نظر شما چه کسانی به فینال راه پیدا خواهند کرد؟پاسخ را در ادامه مطلب بخوانيد.

    قسمت بعد را دنبال کنید چرا که اتفاق غیرمنتظره ای رخ خواهد داد.

    ویرایش توسط Holy Ninja : 04-26-2014 در ساعت 07:49 PM


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  14. 10 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    *scorpion* (03-10-2015),AMIREDDIN (12-26-2015),AmirKiller (04-16-2014),amirwaw812 (06-21-2014),Deadking (04-23-2014),EMPEROR (04-16-2014),Kombo Master (04-16-2014),mkliukang (04-23-2014),sub zero win (06-26-2014),SUB-SOROUSH (07-03-2015)

  15. #17
    ArashNew آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    نوشته ها
    515
    علاقه مند به
    scorpion
    تشکر
    443
    تشکر شده 2,022 بار در 625 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Asabani
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    اقا اجازه طبق تجربیاتی که بنده دارم یکی ا شما دو برادر یا شکست میخورین یا کلا میرین بالا و بین فلیم و ترمور قطعا ترمور میبره:->

  16. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید ArashNew از ایشان تشکر کرده است:

    Deadking (04-23-2014)

  17. #18
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,559
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,263
    تشکر شده 9,924 بار در 2,504 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط arashnew [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    اقا اجازه طبق تجربیاتی که بنده دارم یکی ا شما دو برادر یا شکست میخورین یا کلا میرین بالا و بین فلیم و ترمور قطعا ترمور میبره:->
    قضاوت بی جا مانع از داستان نویسی است !!!!:-":->

    در قسمت ششم اتفاقاتی می افته که فکرشو هم نمی تونی بکنی. هنوز معلوم نشده کی قهرمانه پس زود قضاوت نکن.

    داستان های قسمت بعدی هم آماده است. هر وقت گذاشتم ببین یکی از ما قهرمانه یا کس دیگه


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  18. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    AmirKiller (04-16-2014),Deadking (04-23-2014),EMPEROR (04-26-2014)

  19. #19
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    529
    سن
    24
    تشکر
    3,758
    تشکر شده 1,482 بار در 494 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    ممنون خسته نباشی

    خیلی قسمت های خوب و جذابی بودن


  20. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Deadking از ایشان تشکر کرده است:

    Holy Ninja (04-24-2014)

  21. #20
    AmirKiller آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    نوشته ها
    882
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    MazanDaran C.T
    سن
    22
    تشکر
    2,262
    تشکر شده 5,547 بار در 1,399 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    10
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    3 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    نوشته اصلی توسط Deadking [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    ممنون خسته نباشی

    خیلی قسمت های خوب و جذابی بودن
    لطفا برای تشکر کردن پست ندهید و از دکمه ی تشکر استفاده کنید .
    متشکر
    Khily Rozam inja separy shud ... Bax hich vght az ydm nmirid ... Chn sal inja kar krdim ... Maye eftkhrm bud bhton rfght krdm .... Karay ham k kardam shayad chn mahe aval bkhter rank bud ama khoob mahm avalamon bud ... Harki kardm bkhtr sait bud ... Omid varam chehreye badi az mn nmomne to zhntoon ... Faday hmton .. Killer sub

  22. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید AmirKiller از ایشان تشکر کرده اند:

    mkliukang (04-25-2014),T A R O K H (04-23-2014)

صفحه 2 از 30 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین