صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 39

موضوع: ماجراهای اسکورپین و ساب زیرو نوشته scorpion123

  1. ماجراهای اسکورپین و ساب زیرو نوشته scorpion123

    #1
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,908 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام این داستان جدیده منه.یک داستان طنز هم هست.داستانش شبیه داستان 那个伟大千 هم نیست.این یه داستان کاملا جدیده قرقاطی ازکمیک نوشته و متن طنز.در ضمن در کنار این داستان قبلیمو هم ادامه می دم.فعلا قسمت اولو می زارم.عکس هاش هم در حال ساخت است.انتقادی چیزی نظری پیشنهادی داشتین تو همین تاپیک بگین یا برام pm کنید.گفتم انتقاد و پیشنهاد نگین داستانت خوب بود بد بود مضخرف بود.بگید فلان جاش بهتر بود این طوری بود یا فلان چیو اضافه کن.اینم از قسمت اول:
    ؟:ای بابا چه زبون نفهمی هستی می گم یه ساختمون شیک و لوکس این خرابه چیه آخه؟
    فروشنده املاک:تو به کاخ سفید می گی خرابه؟
    ؟2:آره این اصلا در شان ما نیست.
    فروشنده املاک:برید بیرون مسخره ها.نینجا های دو زاری
    ؟:چیییییییییییییییییییییی �ییییییییییییییییییی؟ساب زیرو ردیفش کن
    ساب زیرو:باشه اسکور finish him
    اسکورپین:get our here
    املاک دار:این مسخره بازی ها دقیقا چیه؟برید بیرون بیرون آقا
    اسکورپین:اگه نریم چی می شه؟
    چند ثانیه بعد
    اسکورپین:ولم کن عوضی آخ آخ دیگه پرتم نکن آی آی آی آخخخخخ
    عوضی فکر کردی دو تا هیکل گنده استخدام کردی خیلی هستی؟حیف به ریدن قول دادم بعد از پایانmk9 دیگه از قدرتمام استفاده نکنم وگرنه می سوزوندمت.
    هی ساب زیرو تو چرا کمکم نکردی؟
    ساب زیرو:خوب دیدم بدون قدرتام زورم بهش نمی رسه.
    اسکورپین:در ضمن در این باره که انداختم تو سطل آشغال شتر دیدی نه دیدی باشه؟فردا نبینم تیتر روزنامه شده، ساب زیرو نیوز
    ساب زیرو:باشه بابا ولی طرف سه تای گورو بودا
    اسکورپین:آره چه هیکلی داشت.
    ساب زیرو:راستی اینجام که نشد.دیگه کجا رو می شناسی که مشاور املاک باشه؟
    اسکورپین:نمی دونم فعلا بیا سوار ماشین شو . تو شهر بچرخیم تا یه جا پیدا کنیم.
    ساب زیرو:باشه بریم
    سی هفت دقیه و سی ثانیه بعد:
    ساب زیرو :اون جا رو مشاور املاک کامبتی ها.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]اسکورپین:ا راست می گی.بریم اونجا ببینیم چه خبره.بزار ماشینو پارک کنم بعد.
    ساب زیرو:همین جا نگه دار دیگه.
    اسکورپین:نه بابا این جا جریمم می کنن نوشته پارک ممنوع.
    ساب زیرو:ا اسکور چشت مشکل پیدا کرده این جا نوشته پارک ممنون.
    اسکورپین: راست میگی؟پس بزار پارک کنم شاید جایزه دادن!
    در مشاور املاکی مورتال کمبت
    اسکورپین:اون جارو اون کیه؟ا کانو هست.بریم جلو سلام


    کانو:به به باد آمد و بوی انتر آمد.
    اسکورپین:احمق اصلش اینه:باد آمد و بوی انبر آمد
    معلم ادبیات نویسدنده: عنبر با (ع) هست.
    من:باشه
    اسکورپین:مایه خونه می خواستیم در شانمون یعنی خیلی لوکس و زیبا.
    کانو:باشه فقط شما مدارک لازم رو که دارید؟
    ساب زیرو:مدارک؟چه مدارکی؟
    کانو نمی دونید بزارید براتون بگم.
    1- کواهی حضور دار مورتال کمبت
    2-...
    اسکورپین:صب کن ببینم کانو.منو مگه نمی شناسی؟اسکورپین؟همون که دو سه بار روت فتالیتی زده.
    کانو:قانون برا همه یکیه چه رفیق چه آشنا
    ساب زیرو:حالا از کجو اینو بگیریم؟
    کانو:با موبایل اپلم براتون ارسال می کنم
    خب کجا بودم؟ آها
    2-گواهی زنده بودن
    اعتراض نکنید.آدرسش رو براتون SMS می کنم.
    اسکورپین و ساب زیرو باهم:
    کانو:3-گواهی عدم اعتیاد
    4-عکس از معده ریه
    5-جزایر لانگرهانس
    همینا فعلا بسه.
    اسکورپین:شرایطتون کم نیست؟
    کانو:آره دارم فکر می کنم زیاد ترش کنم.
    ساب زیرو:بدو بدو در ریم تا زیاد ترش نکرده
    کنار ماشین
    اسکورپین:ا کارت جایزه رو شیشه ی جلوی ماشین
    ساب زیرو:نخونش بزار من دور شم بعد.
    اسکورپین:عععععووووووووضضض �ضضضییییییی 500دلار جریمه شدم وایسا عوضی.حیف به ریدن قول دادم باهات دیگه نجنگم چون نصف مورتال کمبت ها از جنگ من و تو شروع شده.
    ساب زیرو:ا پس بریم.
    اداره گواهی حضور در مورتال کمبت
    ساب زیرو:سلام جناب ریدن شما مسول این جا هستید؟
    ریدن:بله اومدید گواهی بگیرید؟
    اسکورپین:آره
    ریدن:باشه اول برید آزمایش ادرار بدید.
    ساب زیرو:یعنی از تو ادرارمون می فهمید ما تو مورتال کمبت بودیم؟
    ریدن: نه ولی خب یه کاغذ بازی چیزی لازمه.
    در دست شویی
    اسکورپین:ساب زیرو بیا بیرون دیگه
    ساب زیرو: باشه بابا اومدم
    اسکورپین:خدا رو شکر می خواستم سند بزارم.نوبت منه.
    دوباره در اداره
    ریدن:تست مثبته شما در مورتال کمبت حضور داشتید.بیاید اینم گواهی.
    این پایان قسمت اول هست.عکس ها در حال ساخت است.به زودی عکس ها رو قرار می دم.
    ویرایش توسط scorpion123 : 06-17-2014 در ساعت 11:06 PM دلیل: اختیاری
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  2. 26 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    (BATMAN) (06-17-2014),*scorpion* (03-13-2015),alifat (07-05-2015),best sub zero (03-05-2015),DaniDante (06-17-2014),Dark Noob (11-04-2014),Farshad Grayson (07-05-2015),Grandmaster Sub zero (10-17-2014),haghy (05-12-2017),HNafisi (03-04-2015),javadali2626 (02-27-2015),KOMBATENT (06-18-2014),Kombo Master (06-17-2014),mortal kombat orginal (06-26-2015),NINJA SCORPIAN (07-24-2015),rahi_jj (06-19-2014),RATED (06-17-2014),Rejected Emperor (02-28-2015),Sally.gh (03-07-2017),Scorpionz (06-26-2015),scorsub (04-02-2016),SUB-SOROUSH (06-24-2015),sub-zero1 (07-26-2015),Super Batman (07-11-2014),The Great HEZAR (06-17-2014),کریسوس (08-29-2014)

  3. #21
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,908 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط AmiR 120 [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    فک کنم استراگش اینه که تو حیاط شنگ شنگ سونگ رو صندلی نشسته ولی پایینم رو پاش وایساده!

    (البته اگه استراگ یعنی همون مشکل یا باگ





    پستم اشتباهی بود لطفا پاک شه بی زحمت
    اونم خواستم بزارم ولی دیدم صحبتا رو صورتشو گرفته دیگه گفتم بی خیال
    در ضمن استر اگ یه چیزی هست که خود سازنده توش قرار بده
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده است:

    AmiR 120 (06-27-2015)

  5. #22
    Farshad Grayson آواتار ها کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    نوشته ها
    196
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    EarthRealm
    سن
    18
    تشکر
    888
    تشکر شده 384 بار در 152 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    6
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستانت عالیه حتما ادامه بده .

    مردم از خنده !!


    PSN ID : FarshadGrayson1

    Xbox Live ID : FarshadGrayson1

    داستان : جهان تاریک : سقوط زمین




  6. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Farshad Grayson از ایشان تشکر کرده است:

    scorpion123 (07-05-2015)

  7. #23
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,908 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط Farshad Grayson [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    داستانت عالیه حتما ادامه بده .

    مردم از خنده !!
    من دیگه قسمت بعدی رو نمی زارم
    تحمل مردن دوستانم رو جلوم ندارم(الکی مثلا داستانم این قدر خنده داره که بقیه رو می کشه)
    قسمت بعدی:
    احتمالا تا آخر این هفته می زارم...
    می خوام یه داستان خوب و جالب بشه
    تا حالا 6 بار کامل نوشتم پاک کردم10 بارم ناقص
    عکساشم که...حدود بیش از 20 تا می شهشایدم 25
    ولی به هر حال تمام سعیمو می کنم که زود تر بزارم

    یه نکته درباره داستان:
    راوی شخصیت منه که وارد داستان کمبت شده...البته راوی از این لحاظ نه که بگم:ساب زیرو به سوی لیوان می رود و آب می خورد
    یه شخصیت مث سایر شخصیتا فقط منه
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  8. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    Farshad Grayson (07-05-2015),HNafisi (07-05-2015),The JokeR (07-05-2015)

  9. #24
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,908 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت نهم:مسابقه فوتبال(3)

    سلام
    چیطورید؟ما بریم سر مسابقه فوتبال ببینیم چه خبره
    سلام ریدن...چرا ناراحتی؟

    ریدن:بیست دقیقه مونده به شروع بازی هنوز ما گزارشگر نداریم...گزارشگرمون پاش شکسته نمی تونه بیاد
    خوب چرا یکی از بین خودتون گزارشگر نمی کنید؟
    شئوکان:راست می گیا...
    ریدن و شئوکان و شنگ سونگ و لیو کنگ:
    چیزی شده؟چرا دارید به من نگاه می کنید؟نه نه اصلا فکرشم نکنید...نه
    ریدن:آره
    نهه
    شئوکان:آرهه
    نههه
    شنگ سونگ:آرههه
    نهههه
    لیوکنگ:آرهههه
    عمرا اصلا فکرشم نکنید محاله
    ((پنج دقیقه بعد))
    سلام بر بینندگان این مسابقه فوتبال من گزارشگر این مسابقه فوتبال هستم
    می بینید که بازیکنان در حال گرم کردن هستند

    خوب تماشگران زن وارد زمین می شن

    حالا هم تیم سایبر ها و نینجا ها


    اینم دو تا لیدر زمین

    اون جا رو شیناک و معاون نامردش کوان چی هم اومده


    لیوکنگ:هی هی پیس پیس
    چیه؟
    -برو با اسکور هم یه مصاحبه بکن
    باشه رفتم
    ((در رختکن))
    اسکورپین:خدایا چیکار کنم...به نفع شئوکان بگیرم یا به نفع ریدن یا به نفع هردو؟ای بابا...
    شئوکان:هی اسکور می دونی که من امپراطور اوت ورلدم دیگه...
    اسکورپین:خوب؟
    شئوکان:امپراطور معاون می خواد...مشاور می خواد...دستیار می خواد...میگیری که چی میگم که؟
    اسکورپین:ها؟آره آره گرفتم
    شئوکان:خوب پس من برم
    ریدن:هی این چی ضر ضر می کرد؟
    اسکورپین:این می گفت اگه اوت ورلد امپراطور بشه...معاون می شه
    ربدن:چی؟
    اسکورپین:ها هیچی هیچی
    ریدن:خوب...خیلی نمی خواد شلوغش کنی یه پنارتی برا ما یه دونه اخراجی از اونا همون نیمه اول تمومش کن
    اسکورپین:ها؟آها آها باشه
    ریدن:من برم بازی داره شروع می شه
    خوب میریم پیش داور بازی.سلام اسکور
    اسکورپین:علیکم
    خوب یه چن تا سوال داریم از داور،خوب نظرتون درباره بازی چیه؟
    اسکورپین:این بازی مثل همه بازی ها 3 امتیاز دارد
    نظرت راجب به داوری بازی چیه؟
    اسکورپین:این بازی مثل همه ی بازی هاست با این تفاوت که نمی تونم به داور اعتراض کنم هار هار هیر هیر
    هر هر هر هر
    نظرت درباره جنگ روانی تو زمین چیه؟
    اسکورپین:روانی خودتی

    ((در زمین بازی))
    خوب 3 دقیقه مانده تا شروع دیدار...هر تماشاچی داره بازیکن خودشو تشویق می کنه...

    گورو:کسی طرفدار ما نبود؟

    گورو:بخشکی شانس:
    ||
    ((در گوشه ای از زمین))
    ریدن:هی نایت ولف هماهنگه؟
    باراکا:آره...فقط نگفتی تو رو به چه لقبی صدا کنیم؟
    ریدن:ا...چیزه...ریدن...اممم...ر دن موریانه...ریدن مورچه...
    باراکا:ریدن مورینیو نبود؟
    ریدن:آها آها همین...ریدن مورینیو
    باراکا :
    ((در زمین بازی))
    خوب تا دقایقی دیگه داور وارد زمین می شه و مسابقه رو شروع می کنه

    بازی آغاز می شه در همین ابتدای کار اوووو یه تکل بسیار خشن از کینو

    داور خطا رو اعلام می کنه
    ساب زیر پشت توپ قرار می گیره

    شوت عالی و توپو می گیره گورو

    ((در کنار زمین))
    ریدن:لیوکنگ...پس چرا این استوک هاش پاش نیست؟
    لیوکنگ:چی... ما کلی نقشه کشیدیم...ای خدا...ای ادبون نامرد می مردی تو اسپرایت این کفش می زاشتی؟نامرد؟
    ریدن:وای وای چم شده...
    لیوکنگ:چت شده؟

    ریدن:اوخ اوخ اوخ من باید برم دستشویی
    شئوکان:هار هار نگاه کن...سم اثر خودشو گذاشته...ولی چرا روی ریدن فقط؟

    ((در بازی))
    اوه اوه یه خطای بد توی محوته ی جریمه اما داور خطا نگرفت...
    اسکورپین:فوووووتتت...فووووو وووووتتتتتتت آخ یادم رفت من سوت زدن بلد نیستم...فووووووووت فوت...حالا چیکار کنم؟
    فووووووت آها گرفتم!


    اووو یه خطای بد...اما از طرف داور؟
    نوب:چرا می زنی اسکور؟
    اسکورپین:برا این که خطا کردی
    نوب:چرا خوب سوت نزدی؟
    اسکورپین:چون سوت زدن بلد نیستم:
    ||
    حالا داور دست به جیب می شه و کارد زرد رو در میاره و نقطه پنالتی رو نشون می ده

    اسکورپین:گفتی نقطه چیو نشون می ده؟
    نقطه پنالت دیگه از روش پنالتی می زنن!
    نوب:این کیه دیگه...به پنارت می گه پنالت
    واسید واسید خوب مگه می گید کرنل؟
    نوب و اسکور:نه
    پس چی می گید؟
    -کرنیل

    بابا پنالته و کرنر
    اسکورپین:خو احمق این پنارته...پنارت...این نمی فهمه...این احمق نمی فهمه حالا هی بگو پنالت
    باشه بابا اصلا همون پنارت...خوب حالا جانی کیج پنارتی رو می زنه و...
    چی؟توپ چی شد؟

    کینو:هیچی توپ داشت گل می شد منم جلوشو گرفتم منم با لیزرم ترکوندمش

    خوب الان ما چیکار کنیم؟
    ریدن:توپ دیگه ای هم نداریم آخه...
    لیوکنگ:خوب من می رم یه توپ می خرم...

    پس بازی رو چیکارش کنیم؟
    شئوکان:تا مدتی که این بر می گرده می تونیم از باراکا و سایرکس استفاده کنیم...یه چیزایی بلده...باراکا و سایرکس بیاید


    شنگ سونگ:چی شد لیو؟
    لیوکنگ:هیچی...همه مغازه ها تعطیلن

    خوب بازی رو چیکار می کنید؟
    اسکورپین:می گم نمی فهمه...می گید نه...خوب تعطیلش می کنیم دیگه
    به همین سادگی؟
    ریدن:راست می گی اسکور...نه پس با سختی و مشقت فراوان...این همه مسابقه اصلا شروع نشد...این یکی هم نیمه تموم به کی بر می خوره؟
    اصلا به من چه ول کن بریم آقا
    ((صبح روز بعد))
    اسکورپین:سلام حسین
    علیکم باز چی شده؟
    ساب زیرو:ما می خواستیم مسابقه سپک تاکرا را بندازیم...گفتیم تو هم بیای به عنوان گزارشگر
    چی؟سپک تاکرا؟ای خداااا
    پایان
    قسمت بعد:به زودی
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  10. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    ali.ngh (07-25-2015),AmiR 120 (07-08-2015),Dark Noob (07-08-2015),EMPEROR (07-26-2015),Farshad Grayson (07-09-2015),HNafisi (07-08-2015),javadali2626 (07-25-2015),mortal kombat orginal (07-08-2015),Noob__Smoke (07-13-2015),sub-zero2 (08-30-2015),The JokeR (07-08-2015)

  11. #25
    HNafisi آواتار ها MKCenter.ir
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    نوشته ها
    778
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    At Arena
    تشکر
    3,113
    تشکر شده 3,320 بار در 954 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    77
    حالت من
    Delvapas
    تگ شده
    3 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    عجب خلاقیتی داری تو .. اقرین خیلی خوب بود ..
    #پنج آتشین


  12. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید HNafisi از ایشان تشکر کرده اند:

    assassinsubzero (07-09-2015),Dark Noob (07-08-2015),Noob__Smoke (07-13-2015),RedDragon (07-08-2015),scorpion123 (07-09-2015)

  13. #26
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,908 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط HNafisi [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    عجب خلاقیتی داری تو .. اقرین خیلی خوب بود ..
    شاگردتم...ولی خلاقیت خالص نیست...شاید 60 درصد خلاقیت باشه...30 درصدش با کمی تغییره...10 درصدشم کپی برابر اصل



    درباره داستان:
    یه شهر رو فرض کنید که فقط کامبتی ها تو اون زندگی می کنند و مردم عادی نیستن
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  14. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    HNafisi (07-11-2015),Noob__Smoke (07-13-2015)

  15. #27
    کاربر تازه
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    نوشته ها
    1
    علاقه مند به
    None
    تشکر
    20
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    تا هالا تو عمرم داستان طنز به این خنده داری نخونده بودم عکس ها رو هم خیلی خوب درست کرده بودی به نظرم باید بهترین داستان طنز سایت باشه scorpion123 امیدوارم داستانتو تمام کنی تشکرررررررررررررر

  16. #28
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,908 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط NINJA SCORPIAN [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    تا حالا تو عمرم داستان طنز به این خنده داری نخونده بودم عکس ها رو هم خیلی خوب درست کرده بودی به نظرم باید بهترین داستان طنز سایت باشه scorpion123 امیدوارم داستانتو تمام کنی تشکرررررررررررررر
    دم شما گرم ولی خیر بهترین داستان طنز سایت؟برا من؟چن تا داستان بهت معرفی می کنم نظرت عوض می شه
    مدرسه کمبتی ها،اسکورپین و ساب زیرو نوشته هزار
    این دو تا عالین...در ضمن این داستان منم تموم نمی شه...تا وقتی زندم می نویسم
    خبر آمد خبری در راه است...
    به زودی قسمت جدیدو می زارم...
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  17. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    javadali2626 (07-25-2015),NINJA SCORPIAN (07-25-2015)

  18. #29
    mortal kombat orginal آواتار ها comoga
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    نوشته ها
    258
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    outworld
    تشکر
    347
    تشکر شده 463 بار در 188 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    27
    حالت من
    Bitafavot
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستانت عالیه میشه بگی باچه برنامه ای میسازی اگه paint هست
    میشه بگی شخصیت هارو چجوری تغییر میدی
    مثلا اون قسمتی که ریند دستشویی داره

    دلــــــــــــــــار 4تومنــــــــــــــــــی

  19. #30
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,908 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اینا خودش تو اسپرایت های بازی هست...
    مثلا این مال وقتیه که جانی کیج می زنه تو ... بماند حالا
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  20. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    Farshad Grayson (07-26-2015),The JokeR (07-26-2015)

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین