صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 22 از 22

موضوع: همه چیز درباره ی خدای جنگ 1

  1. همه چیز درباره ی خدای جنگ 1

    #1
    اخراج شده
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    نوشته ها
    219
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    بندربوشهر
    تشکر
    375
    تشکر شده 213 بار در 114 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    این تاپیک تقدیم به علاقه مندان به بازی خدای جنگ 1

    راهنمای قدم به قدم این بازی :

    به نام خدا.
    دشمنان را از پای درآورده و با دکمه R2 درب آهنی را باز کرده به پایین بروید. بعد از شکستن بشکه*ها جلوتر بروید تا به اژدها برسید. پس از اینکه چند ضربه به اژدها زدید علامت دایره روی سرش ظاهر می*شود به سمتش رفته و دایره را بزنید. وقتی علامت*های مثلث آمد باید فوراً آنها را بزنید تا اژدها از بین برود. از نرده*ها جلو رفته به سمت چپ از پله*ها بالا بروید. در انتها چوب*ها را شکسته و به عرشه*ی کشتی بروید. با از بین بردن پرنده*ها مجدداً اژدها ظاهر می*شود. بر اژدها غلبه یابید و به داخل سوراخی که در کشتی ایجاد شده بروید. به داخل آب رفته و از سمت چپ داخل کانال راه را ادامه دهید. در انتها از طناب بالا بروید و پس از شکست دادن دشمنان از روی چوب عبور کنید و در دوراهی به سمت چپ بروید. بازی را کنار نور ذخیره کنید. بعد از دیدن دمو، از پله*ها پایین رفته و به سمت جعبه بروید. با استفاده از R2 آنرا به سمت تیراندازها ببرید. روی جعبه رفته و از دیوار بالا رفته و تیراندازها را از پای درآورید. راهرو را دنبال کنید و در انتها از طناب بالا بروید. آدم*های روی طناب را با دایره به پایین پرتاب کنید یا با مربع و مثلث آنها را از پای درآورید. در انتها با استفاده از طناب به کشتی دیگر بروید. در اینجا باید دو اژدها را نابود کنید. برای اینکار وقتی اژدها بر زمین افتاد بسرعت از جعبه*های کنارش بالا رفته و دکل بالای سرش را قطع کنید. دکل روی اژدها می*افتد و دیگر نمی*تواند کاری کند. سپس از طناب بالا رفته تا اژدهای اصلی را از پای درآورید. وقتی چند ضربه به او زدید علامت دایره روی سرش ظاهر شده و باید دکمه دایره را تند تند بزنید تا سر اژدها را به دکل اصلی بکوبید. این کار را چند بار تکرار کرده تا اژدها را از پای درآورید. به داخل دهان اژدها رفته و کلید را از مرد بگیرید. از دهان اژدها بیرون آمده و از جعبه*های سمت راست بالا بروید و با طناب به کشتی اول بیایید. به جایی که تیراندازها را از بین بردید برگشته و در انتهای راهرو با کلید درب را باز کرده و راهرو را ادامه دهید تا دمویی ببینید.
    The Gates of Athns
    از کشتی بیرون آمده و آدم ها را از پای درآورید. از روی پل عبور کنید و سمت راست از روی آب بپرید و اهرم را بکشید تا بالا بروید. دمو را دیده و گاوها( مینوتور) را کشته و راه را ادامه دهید. مجدداً اهرم را بکشید تا به بالا بروید. غول*ها را از پای درآورید و راهرو را دنبال کنید تا به اتاقی با جعبه*های بلندتر برسید. پایه*ی دو ستون جعبه*ای را بشکنید و از جعبه**ها بالا رفته و از طرف دیگر خارج شوید. دمو را دیده و سپس باید با زنی مبارزه کنید. هرگاه او با چشمانش می*خواهد شما را سنگ کند با استفاده از دکمه R3 فرار کنید. پس از شکست دادن او، شما هم دارای همان قدرت می*شوید. برای استفاده از این قدرت باید جهت چپ و سپس L2 را نگه*داشته و مربع را بزنید. غول*ها را از پای درآورده و از راه باز شده عبور کنید. سربازها را از پای درآورده و از نردبان بالا بروید. بازی را ذخیره کنید. با R2 از دستگاه تیر شلیک کنید و به سمت اهرم رفته و فشار دهید. مجدداً تیر شلیک کنید. یکبار دیگر اهرم را بچرخانید و تیر شلیک کنید. به جلو رفته و از نردبان بالا
    بروید. پس از نابود کردن سربازان، از دیوار سمت چپ بالا بروید. در بالای دیوار با استفاده از ضربدر به طرف دیگر بپرید. در انتهای دیوار پایین آمده به پشت مجسمه رفته و آنرا به پایین هل دهید. به پایین و روی سر مجسمه بروید. به بالای دیوار رفته و زن*ها را از پای درآورده گاوها را کشته و ستون*های سمت چپ را شکسته و با استفاده از آنها به بالا بروید. با استفاده از طناب به سمت دیگر رفته و از نردبان پایین بروید. درب را باز کرده و به سمت اهرم رفته و آنرا فشار دهید. تیر را شلیک کنید تا درب انتهایی را نابود کند. گاوها را کشته و از نردبان پایین بروید. راه را ادامه داده تا دمویی ببینید.
    The Road to Athens
    سمت چپ رفته و وارد درب شوید. درب بسته می*شود. شما باید کاری کنید که گاو به روی دکمه بروید. با R2 آنرا به سنگ تبدیل کنید و به سرعت از دربی که باز می*شود خارج شوید. خیابان را تا انتها ادامه داده و تمام موانع را از سر راه بردارید. در انتها طناب را گرفته و با زدن دکمه دایره به سمت دیگر بروید. در انتها به سمت میدان بروید.
    Athens Town Square
    از پله*ها بالا رفته و غول*ها را نابود کنید. وارد درب شده و زن را دنبال کنید تا در انتها دمویی دیده و زن، خود را به پایین پرت می*کند. به پایین برگشته و کلید را از جسد بردارید. مجدداً راه را به بالا برگشته و برای از بین بردن سپر سربازان دو بار مربع و یکبار مثلث را بزنید. در بالا به سمت چپ رفته راه را ادامه داده و قفل را باز کنید و به پایین بروید. راهرو را ادامه داده و به سمت چپ بروید و درب را باز کنید.
    Rooftops of Athens
    سبزه*ها را گرفته و از دیوار بالا بروید و تا بالا راه را ادامه دهید. در انتها دمویی دیده و سربازان را از پای درآورید( L1 را نگه*دارید تا وقتی بصورت دود سیاه به سمت شما می*آیند ضربه*ای نبینید سپس آنها را از پای درآورید). وارد درب شده و راه را ادامه داده به سمت چپ بروید. دیوارها را گرفته و به سمت دیگر بروید. سمت چپ رفته و دستگاه پرتاب تیر را به جلو و به اتاق سمت راست ببرید. اولین اتاق از سمت چپ را باز کرده و سربازها را از پای درآورید. دستگاه پرتاب تیر را روی دایره مقابل درب بگذارید و اهرم را بچرخانید. دستگاه را از روی دایره بردارید و اهرم را بچرخانید. مجدداً دستگاه را روی دایره برده و اهرم را بچرخاند. دستگاه را روبروی درب چوبی قرار داده و شلیک کنید تا درب بشکند. راهرو را دنبال کرده تا دمویی ببینید. دارای قدرت جدید شده*اید که باید ابتدا پایین را فشار دهید سپس R2 و مربع را بزنید تا از آن استفاده کنید. از درب خارج شده و تیراندازهای بالای دیوار را با قدرت جدید از پای درآورید تا راه جدید که امتیازی است باز شود. راه را به عقب برگشته و وارد درب شوید. بازی را ذخیره کرده و از نردبان بالا بروید. در پشت بام به سمت چپ رفته گاو را بکشید و مجدداً به چپ بروید و دیوار را خراب کنید. به جلو پریده و با استفاده از سبزه به بالای دیوار بروید. پل*ها را ادامه داده و در سمت چپ با سرباز صحبت کنید. پس از اینکار با قدرت جدید سرباز را از پای درآورید تا پل بالا بیاید. از پل عبور کرده و راه را دنبال کنید. در انتها روی شاسی بروید تا آسانسور به پایین برود. راهرو را دنبال کنید و از پلکان بالا بروید.
    Temole of The Oracle
    پس از کشتن پرنده*ها دمویی دیده و به سمت بالای پلکان رفته داخل شوید. در اتاق برای اینکه پرنده*ها به شما آسیب نرسانند دو مجسمه*ی سرباز بالای اتاق را به سمت شکاف*هایی که پرنده*ها از آن می*آیند ببرید و شکاف*ها را پر کنید. از سمت چپ درب را باز کرده از پلکان بالا بروید. چهارچوب را پشت*سر گذاشته و ذخیره کنید. سمت چپ وارد راهرو شده و دمویی ببینید. برای نجات دادن زن باید دو مجسمه دو طرفتان را روی هم قرار دهید( اولی را به پایین انداخته و دومی را روی آن بیندازید). مجسمه*ها را به جلو سمت چپ معبد قرار دهید. روی معبد و روی دو ستون پریده و روی دیوار روبرو که کنار چرخ*دنده*ها است بپرید. پس از دیدن دمو باید به سرعت راه را دور بزنید و با طناب به روی سکوی بزرگ که روبروی زن است بپرید. دمو را دیده و از پله*ها پایین بروید. راه را ادامه داده و از مجموعه پله*ها پایین بروید. راه را ادامه داده و دشمنان را از پای درآورید. در انتها از نردبان بالا بروید و از پلکان بالا رفته و اهرم را فشار دهید.
    The Road to Athens
    در اینجا به سمت راست رفته و وارد درب باز شوید.
    Desert of Lost Soules
    راه را ادامه داده تا دمویی ببینید. راه را ادامه دهید. در اینجا باید سرها را پیدا کنید و از بین ببرید. برای پیدا کردن آنها در کویر بچرخید تا صدای آوازی بشنوید. به سمت صدا بروید تا آنها را پیدا کنید و از بین ببرید. وقتی هر سر را کشتید از راهی که باز می*شود عبور کنید. راهرو را دنبال کرده و به پایین پریده و درب را باز کنید. اینجا باید جعبه را در انتهای سمت چپ برده و از روی آن بالا بپرید( برای اینکه سربازان شما را اذیت نکنند جعبه را در کنار ستون*ها حمل کنید تا اگر سربازی به شما ضربه زد و جعبه از دستتان رها شد به ستون گیر کند و زحمتتان هدر نرود). راهرو را دنبال کنید تا به شیپور برسید. آنرا به صدا در آورید تا راه باز شود. از راه عبور کنید تا دمویی ببینید. زن*ها را از پای درآورده و مجدداً شیپور را به صدا در آورید تا دمویی ببینید.
    Pandoras Temple
    سمت چپ به پایین بروید. در انتها به میله چسبیده و با R2 میله را عقب بکشید و روی سنگ*ها بروید. پس از دمو دشمنان را از بین برده تا راه باز شود. از پله*ها بالا بروید. اهرم را بچرخانید تا درب باز شود. پس از کشتن دشمنان به طرف دیوار روبرو بروید تا درب باز شود.
    The Rings of The Pandora
    به داخل بروید. اهرم وسط را جابجا کنید. به راهرو برگشته به سمت اهرمی که پایین آمده رفته و آنرا بچرخانید. وارد درب شوید. پس از دیدن دمو با زدن L1 و R1 می*توانید یک شمشیر بزرگ داشته باشید. پس از کشتن دشمنان از پلکان سمت چپ بالا بروید. راه را ادامه داده و به طرف تیراندازها رفته و اهرم را جابجا کنید. طناب را گرفته و به پایین بروید. از طناب دیگر به جلو بروید. سپر آبی را بردارید و به سمت راست بروید. سربازها را از بین برده و جلوتر از طناب بالا بروید. به داخل درب روبرو رفته و جعبه را برداشته و آنرا به اتاق بعد ببرید. مهاجمین را از بین برده و جعبه را با خود به سمت پلکان ببرید بطوری که پشت شما درب آهنی و جلویتان شاسی باز کردن درب قرار گیرد. با نگه*داشتن R2 و ضربدر جعبه را به سمت شاسی پرت کنید و سریع با R3 به سمت درب بپرید و تا وقتی که درب می*چرخد به آنطرف بروید. از نردبان بالا رفته و روبرو، سپر قرمز را بردارید. به اتاق قبلی برگشته و روی درب سمت چپ سپرها را استفاده کنید تا درب باز شود. راه را ادامه داده و ذخیره کنید. از نردبان بالا بروید. در اتاق چرخ*دنده*ها بطرف درب سمت راست بروید و دیوار را بشکنید. در انتها از پله*ها بالا رفته، راه را ادامه داده و از دیوار بالا بروید. در انتها به سمت درب راست بروید. درب بسته می*شود و شما باید سربازها را سریع از پای درآورید. اهرم را برداشته و از درب خارج شوید. اهرم را بکشید و از طناب پایین بروید. راه را تا اتاق چرخ*دنده*ها برگردید. در این اتاق باید دو اهرم را پیدا کرده و به ترتیب و سریع بزنید تا درب بسته نشود. پس از گذشتن از درب، از گوشه سمت راست به آرامی راه بروید و درب را باز کنید. اهرم را در جایش قرار داده و تا انتها بچرخانید تا بت، سنگ را پشتش قرار دهد. از سمت راست به بالای پله*ها بروید و اهرم را بچرخاند. دمو را دیده و به سمت دربی که شکسته بروید. در بالای پلکان، درب قبر را برداشته و سر اسکلت را بردارید. از راه جدید پایین بروید. راه را ادامه داده تا دمویی ببینید. در انتها درب را باز کنید. به سمت راهرو بروید و در انتها سر اسکلت را استفاده کنید. به داخل راه جدید بروید.
    در این قسمت، چرخ*دنده به سمت*تان می*آید، راه را چرخیده و از پله*ها بالا بروید. وقتی چرخ*دنده می*آید به رویش پریده و در جهت مخالف روی آن راه بروید تا شما را به سمت نردبان ببرد. روی نردبان پریده تا دمویی بیبینید که چرخ*دنده* در جایش قرار می*گیرد. از نردبان و پله* بالا بروید.
    The Challenge of Posidon
    پس از دیدن دمو، سگ*های سه سر را بکشید و راه را تا درب ادامه داده و همه را از پای درآورید. وارد درب شده و اهرم را بچرخانید. از درب اصلی خارج شده و دشمنان را از پای درآورید. از دیوار بالا رفته و وسیله را بردارید. به پایین پریده و مجدداً به سمت بالا بروید. از سمت چپ راه را ادامه داده و بازی را ذخیره کنید. جلوتر وارد اتاق شده و اهرم را از سمت راست بردارید. برگردید و اهرم را استفاده کنید تا یک قفس پایین بیاید. قفس را به اتاقی که اهرم را از آنجا برداشتید ببرید و جلوی درب، روی شاسی بگذارید تا دو وسیله آتش*زا به کنارش بیاید. اهرم را بچرخانید تا درب باز شود. از درب عبور کرده و به بالا بروید. پس از دمو، سه شاخه را از روبرو برداشته، داخل آب پریده و از سوراخ عبور کنید. موانع را با R1 از بین برده و در انتها از آب خارج شده و سگ*ها را از بین ببرید. در انتها، اهرم را بچرخانید. راه را به جایی که سه شاخه را کندید برگردید، از سنگ*ها بالا رفته و داخل سوراخ بروید. در انتها وارد آب شده و به پایین شنا کنید. در جلو به سمت راست بروید و در انتها وارد درب شوید. این اتاق را باید سریع ترک کنید تا در بین تیغ*ها کشته نشوید. برای اینکار باید دکمه R1 را نگه*داشته و ول کنید تا سریع*تر شنا کنید. در انتها از آب بیرون آمده و سربازها را از بین برده و اهرم را بچرخانید. راه را بازگشته و از دربی که باز شد عبور کنید. به پایین رفته و باز با استفاده از R1 سریع شنا کنید و در انتها به پایین رفته و از آب خارج شوید. بازی را ذخیره کنید. اهرم را فشار داده و به زیر آب بروید. از داخل سوراخی که در آخرین ستون است بروید. در انتها به اتاق که رسیدید به سمت درب بروید تا محلی که اهرم را می*چرخانید و به اتاق جدیدی می*رسید را ببینید. به اتاقی که چرخ*دنده در آن بود وارد شوید. از پله*ها بالا بروید و داخل سوراخ داخل آب شوید. راهرو را دنبال کنید و به اتاقی که درب بزرگ قفل شده دارد برسید. درب روبرو را شکسته و رد شوید. بازی را ذخیره کرده و از نردبان بالا بروید.
    The Challenge of Heades
    ابتدا در سمت چپ به بالای دیوار رفته و درب را باز کنید. دمو را دیده و برای کشتن غول*ها داخل دایره*های آبی بروید. بگذارید غول*ها داخل آب بیایند و سپس آنها را از پای درآورید. وارد درب شده و راهرو را دنبال کنید. دشمنان را از پای درآورده و با استفاده از اهرم به بالا بروید. به اتاقی که سنگی در داخل آن به عقب و جلو می*رود بروید. روی آن رفته و در انتها به سمت درب بروید. درب بسته است. در کنار سمت راست، اتاقی وجود دارد. باید وقتی که سنگ به عقب برگشته به
    پایین رفته و داخل آن اتاق شوید. سربازها را کشته تا درب باز شود. به بالای سنگ بروید و وارد درب شوید. در انتها روی شاسی بروید تا مجسمه گاو از آب بیرون بیاید. به داخل آب رفته و اهرمی که زیر آب و در مجسمه گاو است را فشار دهید. از آب بیرون آمده و از نردبان گاو بالا بروید. اهرم را در بالای سر گاو بچرخانید تا دمویی ببینید. داخل راهرو با گوی*های آتشین بروید. ابتدا در انتها وارد شکاف میان سنگ*ها شده، کتاب را بخوانید و به اول راهرو برگشته و وارد سومین درب از سمت چپ شوید. به سمت راست رفته و تیراندازها را از پای درآورید. به سمت چپ بروید و از طناب عبور کنید. روی دایره بپرید و بعد از کشتن دشمنان از دربی که باز شد عبور کنید. راهرو را دنبال کرده و بازی را ذخیره کنید. از چهارچوبها عبور کرده و در انتها باید روی یک قسمت چوبی که در میان تیغ*های چرخان است بپرید. از نردبان بالا رفته و با طناب به سمت دیگر بروید. از نردبان پایین رفته و وارد راهرو شوید. اهرم را چرخانده و از پله*ها پایین بروید. از درب خارج شده و به سمت درب چوبی بزرگ بروید تا دمویی ببینید. در اینجا باید سگ بزرگ را از پای درآورید. برای اینکار پس از زدن به سرش علامت دایره ظاهر می*شود، دایره را زده و فلش*ها را بچرخانید. وقتی بی*حال شد از پله*ها بالا بروید و اهرم را بچرخانید تا به سمت سگ تیر پرتاب کنید. پس از چند بار پرتاب کردن، سگ می*میرد. از درب کوچک که کنار پای سگ باز شده عبور کرده و از پله*ها بالا بروید. درب قبر را باز کنید و سر اسکلت را بردارید. راه را برگردید و وارد درب کوچک سمت راست شوید. پس از دیدن دمو اینک دارای یک قدرت دیگر می*شوید که برای استفاده از آن باید دسته را بالا داده و L2 و مربع را بزنید. وارد درب شده و داخل آب شوید. از سمت دیگر خارج شده و سر اسکلت را در جایش که در زیر آبی که کنار بت بزرگ است قرار دهید. پس باید تمام اهرم*ها را طوری بچرخانید که تمام درب*های باز روبروی هم قرار بگیرند. به اتاق انتهایی بروید و اهرم*هایی که مانند دو شیشه هستند را بچرخانید تا شیشه*ها به هم متصل شوند و از خود نور تولید کنند. دمویی دیده و به اتاق انتهایی رفته و اهرم را بچرخانید تا به بالا بروید. جلوتر دمویی می*بینید و با دشمن مبارزه می*کنید.
    The Cliffs of Madness
    از روی صخره*ها رفته و راه را ادامه دهید. از طناب عبور کنید، اهرم را چرخانده و به بالا بروید. سمت راست از روی سنگ*ها بپرید و وارد غار شوید. سربازها را از پای درآورده و از درب باز شده خارج شوید. از نردبان بالا رفته و وارد غار دیگر شوید. درب را با اهرم باز کرده و تا تیغ*ها از زمین خارج نشده*اند جعبه*ها را خارج کرده و به سمت راست ببرید. در انتها به سمت راست بپرید. جلوتر روی علف*ها پریده و از دیوار بالا بروید. گردنبند قرمز را بردارید تا راه*ها باز شود. خارج شده و در سمت راست روی صخره پریده و با طناب پایین بروید. سمت راست راه را ادامه داده و در انتها روی پل متحرک بپرید. اهرم را بچرخانید و روی پل دیگر پریده و راه را ادامه دهید. از غار خارج شده و از دیوار سمت چپ بالا بروید. از نردبان پایین رفته و با طناب به طرف دیگر بروید و وارد غار شوید. برای برداشتن گردنبند سبز باید معما را حل کنید. سنگی که به صورت L برعکس است را در انتهای سمت چپ قرار دهید( آنرا باید روی دایره وسط اتاق قرار داده و با اهرم 180 درجه بچرخانید). سنگی که گوشه سمت راست قرار دارد را برداشته و کنار سنگ L برعکس قرار دهید. سپس سنگ T شکل را 90 درجه روی اهرم چرخانده و در کنار آنها قرار دهید. سنگ I شکل را در انتهای سمت راست قرار دهید و بزرگترین سنگ را چرخانده و در جایش قرار دهید تا راه باز شود.
    ( شکل سنگ*ها)
    گردنبند را برداشته و از غار خارج شوید. از نردبان بالا رفته و به جایی که طناب را گرفته بودید برگردید. از صخره*ها عبور کرده و دو گردنبند را در دو طرف مجسمه*هایی که شبیه سر زن هستند قرار دهید تا صخره*ها بیرون بیایند. از سنگ*ها بالا بروید و پس از دیدن دمو از روی مانع*ها بپرید و طناب*ها را گرفته و به سمت دیگر بپرید. از دیوار بالا بروید و اهرم را بکشید تا به طبقه*ی بالا برسید. داخل غار شوید.
    The Architects Tomb
    روی سنگ*ها پریده و به طرف مقابل بروید. درب سمت راست را باز کنید و به جلو بروید. از نردبان بالا رفته و اهرم را بچرخانید و سنگ را روی قسمت ترک خورده قرار دهید. اهرم روی سن را برخانید تا به پایین افتاده و آن قسمت را بشکند. سنگ را بالا آورده و اهرم را بچرخانید و آنرا روی شاسی که روی زمین است قرار داده و آنرا روی آن بیندازید تا یک ردیف میله*هایی که جلوی درب اصلی را گرفته باز شود. به پایین آمده و در سمت چپ، مجسمه را در پایین شکافی که شکستید روی شاسی بگذارید تا ردیف دیگر باز شود. بالا آمده و از روی سنگ*هایی که متحرک هستند راه را برگردید. روی شاسی اول ایستاده تا درب باز شود و سریع راه را برگردید و داخل شوید. به پشت اسکلت بروید و جمجمه*ی آنرا کنده تا راه باز شود. داخل شده و از پله*ها پایین بروید. سربازها را از پای درآورده و وارد درب شده و به سمت جعبه رفته و با R2 آنرا باز کنید تا دمویی ببینید. جعبه پاندورا را به سمت درب خروجی ببرید تا دمویی دیگر ببینید.
    The Path of Hades
    از سنگ*های روبرو عبور کرده و در دو راهی به سمت راست بروید. سپس به چپ رفته و روی سنگ بزرگ بروید. از روی چوب سیخ*دار عبور کرده و روی ستون بپرید. روی ستون سیخ*دار به سمت چپ بروید و راه را به جلو ادامه دهید. به ستون سمت چپ بروید و مجدداً روی ستون سمت راست پریده و راه را تا بالا ادامه داده و بازی را ذخیره کنید. به روی سکوهای متحرک رفته و در انتها تمام غول*ها را از بین ببرید تا راه باز شود. در اینجا باید از ستون سیخ*دار بالا بروید. در انتها یکبار دیگر از ستون دیگر بالا رفته و به سمت چپ بروید. دشمنان را از بین برده و از راه عبور کنید تا دمویی ببینید. طناب را بگیرید و بالا بروید.
    Oracles Temple( Destroyed)
    راه را ادامه داده و از درب باز شده داخل شوید. از پله*ها بالا رفته و از راهرو عبور کرده و از پله*ها بالا بروید. به پایین پریده و وارد درب شوید. از پله*ها پایین رفته و به جلو بروید. پس از دیدن دمو باید با غول مبارزه کنید. پس از شکست دادن غول، دمویی می*بینید. در قسمت بعد باید از زن و بچه مراقبت کنید. برای اینکار وقتی که با غول*ها مبارزه می*کنید و آنها زن را زدند و خونش کم شد به سمت زن رفته و با زدن دایره قدرت آنها را دوباره برگردانید. پس از کشتن همه غول*ها دمویی می*بینید و باید با غول آخر مبارزه کنید. پس از شکست دادن غول آخر، دمویی می*بینید .
    Olympous
    از پله*ها بالا رفته و وارد درب شده و در انتها روی صندلی بنشینید تا به خدای جنگ تبدیل شوید.

    اگه مشکلی بودیا جایی گیرکردید حتما بهم اطلاع بدید

    داستان کامل خدای جنگ :

    نگاهی نزدیک به افسانه*ها و داستانهای یونان باستان در بازی God of Warاولین نکته مهم در ساخت هر بازی بدون شک داستان و مسیر حرکتی آن در طول بازی است و این قسمت از اولین فاکتورهای انتخاب یک بازی خوب و به یاد ماندنی در ذهن بازیکن می*باشد و در این میان دیده شده*است که هرچه داستان به واقعیت و دنیای ما نزدیکی بیشتری داشته باشد محبوبیت آن افزایش می*یابد و باز هم اگر چاشنی کمی تخیل و آینده نگری در آن گنجانده شود این معجون داستانی جذابیت دوچندانی به دست خواهد آورد. اما داستان یک بازی جایی به اوج خود میرسد که چاشنی تخیلات جای خود را به افسانه*ها و قهرمانان ملل جهان می*دهند و بازیکن آن دیداری که قرن*ها یک ملت برای به حقیقت پیوستن افسانه*های خود داشته*اند را پیش روی آنان قرار می*دهد. به انجام رساندن این امر با تمام زیبایی*هایش بسیار سخت و دشوار است زیرا تیم نویسنده باید تحقیقات فراوانی را بر روی عقاید و افسانه*های آن قوم انجام دهد و کمترین دخل و تصرفی در اصل موضوع صورت نپذیرد. حال تیم داستان نویسی سونی به سوی یونان رفت و با تحقیقات چند ساله بر روی عقاید و داستان*های مردم این سرزمین توانست بازی بزرگ و تاریخی God of War را به تمام بازیکن*ها و حتی دوستداران تاریخ جهان عرضه کند. در اینجا برای شما خط داستانی بازی از قبل تا انتها بیان می*شود که این نوشته*ها یک سند تاریخی نیز به شمار می*رود و ریشه در عقاید مردمان یونان باستان دارد.
    تاریخچه بازی
    ] ابتدا و منشا خدایانگاهی نزدیک به افسانه*ها و داستانهای یونان باستان در بازی God of War
    اولین نکته مهم در ساخت هر بازی بدون شک داستان و مسیر حرکتی آن در طول بازی است و این قسمت از اولین فاکتورهای انتخاب یک بازی خوب و به یاد ماندنی در ذهن بازیکن می*باشد و در این میان دیده شده*است که هرچه داستان به واقعیت و دنیای ما نزدیکی بیشتری داشته باشد محبوبیت آن افزایش می*یابد و باز هم اگر چاشنی کمی تخیل و آینده نگری در آن گنجانده شود این معجون داستانی جذابیت دوچندانی به دست خواهد آورد. اما داستان یک بازی جایی به اوج خود میرسد که چاشنی تخیلات جای خود را به افسانه*ها و قهرمانان ملل جهان می*دهند و بازیکن آن دیداری که قرن*ها یک ملت برای به حقیقت پیوستن افسانه*های خود داشته*اند را پیش روی آنان قرار می*دهد. به انجام رساندن این امر با تمام زیبایی*هایش بسیار سخت و دشوار است زیرا تیم نویسنده باید تحقیقات فراوانی را بر روی عقاید و افسانه*های آن قوم انجام دهد و کمترین دخل و تصرفی در اصل موضوع صورت نپذیرد. حال تیم داستان نویسی سونی به سوی یونان رفت و با تحقیقات چند ساله بر روی عقاید و داستان*های مردم این سرزمین توانست بازی بزرگ و تاریخی God of War را به تمام بازیکن*ها و حتی دوستداران تاریخ جهان عرضه کند. در اینجا برای شما خط داستانی بازی از قبل تا انتها بیان می*شود که این نوشته*ها یک سند تاریخی نیز به شمار می*رود و ریشه در عقاید مردمان یونان باستان دارد.

    تاریخچه بازی

    ابتدا و منشا خدایان
    آشفتگی ، بی نظمی و نابودی شگفت انگیزی تمام جهان را احاطه کرده بود و جریان آبی بی پایان بوسیله خدای اقیانوس رها شده بود که بخشی از قلمرو خدایی به نام یورینوم (Eurynome) را در بر می*گرفت. یورینوم خدای همه چیز بود و تمام موارد را بدون اشکال اجرا می*کرد. او با بهم آمیختن یک مار بزرگ و قوی و باد شمال ، خدای عشق ، اروس (Eros) که به عنوان اولین تولد خدایان نامیده می*شد را به وجود آورد.
    یورینوم با رقص موج*های اقیانوس آسمان را از زمین جدا ساخت و جهانی واقعی بر روی زمین وسیع بنا کرد و موجوداتی عجیب و غریب مانند حوری*ها ، موجوداتی درنده و حتی درستکار و به همان میزان موجوداتی حیوانی و هیولاهایی بزرگ در آن قرار داد. او در ادامه آفرینشش مادر زمین ، خدای آسمان اورانوس (Uranus) تجسمی از آسمان و ملکوت (بهشت) ، جهنم ، خدای تاریکی و ناحیه*ای وحشتناک در زیر زمین به نام گایا (Gaia) را آفرید.
    با به هم آمیختن و پیوند گایا و اورانوس ، خدای خورشید متولد شد و همچنین نژادی از غول*های ترسناک و مخوف و بسیار مکار و حیله گر به نام کرونوس (Kronus) به وجود آمد. گایا و اورانوس به کرونوس هشدار دادند: که*ای پلیدی ، روزی یکی از فرزندانت بر قدرت تو غلبه خواهد کرد. کرونوس با شنیدن این جمله فرزندانش را بلعید تا از وقوع این اتفاق جلوگیری کند. این عمل باعث خشم و عصبانیت بسیار گایا شد و هنگامی که جوان ترین فرزند کرونوس به نام زئوس (Zeus) متولد شد و بعد از آن کرونوس همسر خود با نام رها (Rhea) را نیز بلعید گایا سنگی را در قنداق پیچید و به جای فرزندش به کرونوس داد تا ببلعد. این کار گایا برای کرونوس بسیار رضایت بخش بود که فرزندش را خود او قربانی می*کند اما خبر نداشت که به جای فرزندش سنگی را بلعیده*است. این عمل گایا را قادر ساخت تا زئوس را از چنگ پدرش در آورده و به او جان ببخشد.
    زئوس بزرگ شد و به سرعت به مبارزه با کرونوس ستمگر پرداخت. کرونوس نمی*دانست مبارز جدید پسر خودش است. زئوس برای شکست پدرش به کمک خواهر و برادر*هایش احتیاج داشت و در حیله*ای متیس (Metis) که اولین همسر زئوس بود دارویی تهوع زا در غذای کرونوس ریخت و این کار باعث شد پنج فرزند قبلی او به نام*های هستیا (Hestia) و دمتر (Demeter) و هرا (Hera) و هیدز (Hades) و پوزیدون (Poseidon) از دهان او خارج شوند. آنها با کمک یکدیگر و هدایت زئوس موفق به شکست دادن پدر خود شدند و او را به بیابان روح*های شکست خورده و سرگردان تبعید کردند.
    زئوس بعد از پیروزی بر پدر خود بر برادران و خواهرانش نیز مسلط شد و جهان را بر اساس میل خود به قسمت*های کوچکی تقسیم کرد. او خود را خدای خدایان نامید و مکانی بزرگ و زیبا برای خود و خدایان مورد علاقه اش در کوهی با نام المپ (Olympus) در تسال (یونان) بنا کرد و باقی خدایان در زیر کوه قرار گرفتند.
    زئوس خود را خدای آسمان و تمام پدیده*های آن مانند ابر و طوفان قرار داد و هستیا را خدای آتشدان گمارد و به برادر خود پوزیدون فرمانروایی دریاها را اعطا کرد. دمتر خدای باروری شد و هرا خواهرش خدای ازدواج و زایمان قرار گرفت و هیدز برادر دیگرش خدای مردگان شد. بعد از گذشت مدتی زئوس با خواهر خود هرا ازدواج کرد که حاصل آن تولد دو بچه دوقلو و بسیار شبیه یکی دختر و دیگری پسر بود. آتنا (Athena) نام دخترش قرار گرفت و خدای علم و زیبایی شد و پسرش آرس (Ares) نام گرفت و خدای جنگ نامیده شد.

    رقابت آتنا و پوزئیدون
    زمان*ها می*گذشت و در یونان پادشاهی با نام ککروپس (Cecrops) شهری بنا ساخت که پیشبینی می*شد به شهری بسیار موفق و مشهور تبدیل شود و همین امر باعث شد تا بسیاری از خدایان به این فکر افتادند تا حاکم آن شوند و بین آنها درگیری*ها آغاز شد. در انتها آتنا دختر زئوس و عموی وی پوزیدون در این کشمکش باقی ماندند و برای حل این مسئله قرار گذاشتند تا هر یک هدیه*ای به شهر بدهند و هدیه هر کس با ارزش تر و بزرگتر بود حاکم شهر شود. پوزیدون که خدای دریاها بود رودخانه*ای را در شهر ایجاد کرد و قول یک ناو بسیار بزرگ داد و آتنا درخت زیتونی کاشت و گفت هرکس که بخواهد می*تواند از آن برای ایجاد آتش ، خوردن و مصارف دیگر استفاده کند. با این هدیه آتنا توانست در رقابت پیروز شود و شهر به افتخار او آتن (Athen) نامیده شد.

    معبد پندورا (Pandora)
    سه خدای اصلی: زئوس ، هیدز و پوزیدون به نزد معماری به نام پاتوس وردس سوم (Pathos Verdes III) که فردی وفادار و معمار خدایان بود رفتند و به او گفتند معبدی را در گرد خانه جعبه پندورا بسازد که قدرت کافی برای کشتن یک خدا را داشته باشد. این معبد بزرگ ساخته شد و همراه جعبه پندورا بر پشت کرونوس که در بیابان روح*های سرگردان تبعید بود قرار گرفت و به او دستور داده شد معبد زنجیر شده بر پشت خود را تا لحضه مرگ به دوش بکشد. وردس معمار معبد نیز در زمان ساخت معبد یکی از پسرانش را از دست داد و پسر دیگرش نیز دیوانه شد و به صحرای گمراهی گریخت. او که با از دست دادن پسرانش اعتقاد خود به خدایان را از دست داده بود ابتدا همسر خود را در بستر با فرو کردن چاقویی در سینه اش کشت و سپس خود او نیز خودکشی کرد و در نامه بجا مانده از وی مشخص شد که او در ساخت معبد به خدایان خیانت کرده*است.
    اولین فردی که سعی در دستیابی به جعبه پندورا را داشت یک سرباز ناشناس یونانی بود که درون معبد توسط دام*های گذاشته شده کشته شد و خدایان او را نفرین کردند تا ابد به دروازه معبد بنگرد و آن را بر روی کسانی که فکر میکنند آنقدر شجاع و دلیر هستند تا از دام*های معبد عبور کنند و به جعبه پندورا دست یابند باز کند. از آن زمان به بعد افراد بسیاری سعی در دست یافتن به جعبه پندورا داشتند ولی هیچ کدام موفق به این عمل نشدند و جسد آنها از درون معبد جمع و در آتش سوزانده میشدند و روح آنها تا ابد بعنوان دشمنان درون معبد به مبارزه با افرادی که وارد آن می*شدند می*پرداختند و به آنها بدن سوزان گفته می*شد.

    اصالت کراتوس
    بیشتر مردم از اصلیت کراتوس چیزی نمی*دانند و بر خلاف فکر مردم نسبت به وی، او عضو اسپارتان (Spartan) نیز نمی*باشد. او بصورت نامشروع از مادری به نام شاند (shunned) و پدری که هویت او را هنوز نمی*داند متولد شده*است. مادر کراتوس همواره از بازگو کردن نام پدرش خودداری می*کرد و چون کراتوس فرزندی نامشروع و حرام زاده بود مردم شایعات بسیاری در مورد پدرش و فرار او می*گفتند و این باعث شده بود کراتوس گستاخ و بی پروا شود. مادر کراتوس با دیدن این وضعیت ، زندگی خود و فرزندش را در خطر می*دید و به همین دلیل به روستای اسپارتا مهاجرت کردند. در دوران اقامت در روستا مادر کراتوس دومین فرزند خود را نیز به دنیا آورد. کراتوس و برادرش اختلاف سنی کمی با یکدیگر داشتند و در دوران کودکی و نوجوانی اعضای جدا ناشدنی از یکدیگر بودند تا زمانی که کراتوس به عضویت ارتش در آمد و همه چیز تغییر کرد. آنهایی که از لحاظ جسمی و روحی قوی بودند به ارتش پیوستند و افراد ضعیف تر به کوه*های خارج از اسپارتا فرستاده شدند تا از خود محافظت کنند. بدبختانه برادر کراتوس از دسته دوم بود و به کوه*ها فرستاده شد و طی زمان کوتاهی در آنجا جان باخت و به عالم مردگان رفت. وی با مردنش حس انتقام جویی شدیدی در دنیای مردگان نسبت به برادش کراتوس پیدا کرد و همواره در فکر کشیدن نقشه*ای برای از بین بردن برادرش بود اما کاری از وی ساخته نبود.
    کراتوس به فرماندهی ارتش رسید. لشکر او را در ابتدا پنجاه سرباز تشکیل می*دادند اما طولی نکشید که لشکر وی به بیش از هزاران نظامی ورزیده رسید. جنگیدن برای افتخار اسپارتان روش وحشیانه*ای بود برای کشتار مردمان بی دفاع ، و او ظالمانه در مسیر خود همه جا را به خاک و خون می*کشید.

    ] جنگ با سپاه بارباری(Barbarian) آدم*های وحشی
    کراتوس شکست ناپذیر بود و در تمام جنگ*ها پیروز و با کشت و کشتار فراوان شهر*ها را فتح می*کرد تا اینکه بزرگترین نبرد کراتوس درگرفت. از سمت شرق گروه عظیمی از نظامیان باربارین به اسپارتا و تمام یونان حمله ور شدند و سپاه کراتوس به منظور مقابله با آنان راهی میدان نبرد شد. کراتوس مانند همیشه در انتظار یک پیروزی ساده بود اما اشتباه می*کرد. با تمام نظم سپاه اسپارتان آنها قادر به مقابله با گروه وحشی و بی رحم باربارین نبودند. باربارها اسپارتا را تصرف کردند و مردم آن را به طرز وحشیانه*ای قتل عام کردند.
    کراتوس و سردسته باربارین با یکدیگر مواجه شدند و مبارزه سختی بین آنها درگرفت و پس از دقایقی مبارزه نفس گیر و سخت کراتوس تسلیم شد و رهبر باربارین پتکش را بالا برد تا سر کراتوس را هدف قرار دهد ، در این زمان کراتوس به ناچار آرس (خدای جنگ) را صدا زد و از او کمک خواست. آرس هدیه*ای مخصوص به کراتوس داد)شمشیر.(Chaos این شمشیر در آتش کوره هیدز ساخته شده بود و کراتوس به منظور نشانه بندگی خدای جنگ ، شمشیر را با زنجیری به دست خود وصل کرد. کراتوس در اولین آزمایش اسلحه جدید خود سر رهبر باربارین را از تن جدا ساخت و جنگ خاتمه یافت. از آن پس کراتوس و افرادش به خدمت آرس درآمدند و تمام کسانی را که بر ضد خدای جنگ بودند بی رحمانه از بین می*بردند.

    روح اسپارتا
    قدرت طلبی بزرگ ترین اشتباه کراتوس بود. او و افرادش به روستای کوچکی که معبد اهدایی به آتنا در آن قرار داشت حمله کردند و هنگامی که کراتوس به ورودی معبد رسید پیشگوی روستا او را از ورود به معبد باز داشت و گفت اگر وارد معبد شود بهای گزافی خواهد پرداخت. کراتوس بدون توجه به اخطار پیشگو ، او را به گوشه*ای انداخت ، درب معبد را شکست و با ورود به آن شروع به کشتار روستاییان پناه گرفته در معبد کرد تا اینکه فریاد آخرین قربانی او را از خون ریزی باز داشت و وقتی به خود آمد که جسد همسر و دخترش را در جلوی خود می*دید او آنها را کشته بود و در این هنگام آرس ظاهر شد و خطاب به او گفت در حال تبدیل شدن به یک جنگجوی بزرگ است. با مرگ همسر و دخترش کراتوس به مظهری از مرگ تبدیل شد. او از فرط ندامت و پشیمانی اجساد خانواده اش را آتش زد و از معبد خارج شد ، در بیرون از معبد با پیشگو مواجه شد و به کراتوس گفت تو برای همیشه خاکستر همسر و دختر خود را بر روی پوستت به دنبال خواهی داشت و از آن به بعد کراتوس ظاهری همانند روح یافت و خاکستر بر روی پوستش نشست تا همگان بدانند او چه کاری کرده*است. بدین ترتیب افسانه روح اسپارتا متولد شد.
    به دلیل نیرنگی که آرس برای کشتن همسر و دخترش به کراتوس زده بود او اینک یک هدف در زندگی داشت و آن گرفتن انتقام و کشتن خدای جنگ بود.

    حمله به آتن
    با گذشت ده*ها سال، کراتوس با شیطان درون خود می*جنگید و امیدوار بود تا با تغییرات روحی و فیزیکی اش ، آتنا و دیگر خدایان جنایات او را فراموش کرده و فرصتی دوباره به او بخشند. کراتوس سفری در پیش داشت و در دریای اژه (Aegean Sea) با گروهی از سربازان و مارهای بزرگی مانند هیدرا (Hydra) (این مار نه سر در افسانه یونان باستان توسط هرکول کشته می*شود) مواجه شد. پوزیدون با دادن تکنیکی قوی به نام خشم پوزیدون به کراتوس کمک کرد و پس از کشتن هیدرا و پیدا کردن کاپیتان کشتی کلید کابین وی را یافت و کاپیتان را به درون گلوی هیدرا پرتاب کرد. پس از غلبه بر هیدرا ، زئوس آتنا را صدا زد و به او اعلام داشت که برادرش آرس در شرف حمله به آتن می*باشد و از آنجایی که خدایان نمی*توانستند به شخصه دراین کار مداخله کنند به فکر افتادند تا از کراتوس استفاده نمایند.
    کراتوس وارد کابین کشتی شد و کابوس کشتن خانواده اش او را لحظه*ای رها نمی*ساخت. حتی شراب و زن*های بسیار نیز نمی*توانست این خاطره هولناک را از ذهن او پاک سازد. کراتوس به مقابل مجسمه آتنا که درون کشتی بود آمد و از او درخواست کمک کرد و آتنا در جواب وی گفت اگر از نابودی شهر آتن توسط آرس جلوگیری کند خدایان از گناه*های گذشته او چشم پوشی می*کنند.
    پس از رسیدن به آتن کراتوس از کشتی پیدا شد و در راه رسیدن به شهر با هیولا*های ارتش آرس مواجه شد و آنها را از بین برد. وی در راه ورود به شهر آتن آرس را می*دید که همراه با بندگانش به تخریب شهر مشغولند. کراتوس به دروازه شهر رسید و با پیشگوی آتن مواجه شد ، اما تا بخواهد با او صحبتی داشته باشد ، پیشگو توسط هارپی (Harpi)*ها (جانورانی که تن و رخسار زن و بال و چنگال مرغ داشتند) دزدیده شد و کراتوس به دنبال پیدا کردن پیشگو رفت. در مسیر ، زئوس به او قدرت استفاده از بزرگترین صاعقه خدایان را اعطا کرد تا در راه رسیدن به هدفش او را یاری دهد.
    کراتوس در راه پیدا کردن پیشگو با پیرمردی روبرو شد که گودالی حفر می*کرد و پیرمرد چیزهای بسیاری درباره کراتوس میدانست , این امر برایش بسیار عجیب بود ولی وقت بسیار کمی برای پیدا کردن پیشگو و پرسیدن مطالب از وی داشت چون آرس به سرعت در حال پیشروی و خراب کردن آتن بود به همین علت راه خود را ادامه داد و پیشگو را در محل هارپی*ها پیدا کرد. او پس از غلبه بر تعداد زیادی از هارپی*ها پیشگو را نجات داد.
    پیشگو به کراتوس توضیح داد که تنها راهی که می*تواند یک خدا را از پای درآورد دستیابی به جعبه پندوراست. حال کراتوس می*بایست از بیابان روح*های سرگردان عبور کند و بعد از پیدا کردن کرونوس وارد معبد شده و با موفقیت جعبه پندورا را خارج سازد کاری که تاکنون هیچ کس موفق به انجام آن نشده بود.

    جعبه پندورا
    کراتوس با انگیزه کشتن آرس از آتن خارج شد و به بیابان روح*های سرگردان رسید. او می*بایست سه سایرن(Siren) (نوعی حوری در یونان باستان) را پیدا می*کرد و پس از کشتن آنها ، روح آنان راه ورود به قلعه*ای را باز سازد تا کراتوس بتواند کرونوس را بیابد. بعد از این مهم کراتوس وارد قلعه شد و با دمیدن درون شیپوری کرونوس را که به سختی راه میرفت صدا کرد. سپس کراتوس از طنابی که بر روی صورت کرونوس بود بالا رفت و سه روز طول کشید تا به بالای پشت کرونوس یعنی به درب معبد پندورا برسد.
    او در جلوی درب معبد با زامبی (Zombie) که مامور سوزاندن اجساد مردگان داخل معبد بود برخورد کرد و زامبی کراتوس را از ورود به داخل معبد منصرف می*کرد و تشویق به برگشتن داشت ولی کراتوس بدون توجه به حرف*های او وارد معبد شد. در داخل معبد دو خدا برای رسیدن کراتوس به هدفش به وی هدایایی دادند. میدن (Maiden) خدای شکار ، سلاحی را به کراتوس داد که اسم خود بر آن بود و هیدز (خدای مردگان) قدرت استفاده از روح موجودات مرده را برای کمک در مبارزات به او اهدا کرد.
    کراتوس برای رسیدن به بالای معبد باید از سه مبارزه با اطلس (Atlas) و پوزیدون و هیدز سربلند بیرون می*آمد. بعد از پیروزی در این مبارزات او راه ورود خود را به کوه زئوس پیدا کرد و با نابودی دشمنان بسیار و فرار از دام*های درون معبد به جعبه پندورا دست یافت.
    آتنا به کراتوس تبریک گفت زیرا تا کنون هیچ کس موفق به انجام این کار نشده بود ، در همان لحظه آرس از یافتن جعبه پندورا توسط کراتوس باخبر شد و ستون شکسته*ای را به سمت وی پرتاب کرد و ستون در قلب کراتوس جای گرفت و او مرد ، سپس هارپی*ها جعبه پندورا را به پیش آرس بردند.

    فرار از هیدز
    کراتوس خود را در جهان مردگان و بر روی رودخانه استیکس (رودخانه*ای که هفت بار به دور جهان مردگان می*گردد) می*دید. او از پایین عالم مردگان راهی را به بالاترین قسمت قلمرو هیدز پیدا کرد و وقتی به آنجا رسید مشاهده کرد طنابی از سنگی بزرگ آویزان است و کراتوس بدون معطلی از آن بالا رفت و در بالای طناب خود را در عالم زندگان یافت. پیرمردی که قبلا او را در حفر کردن گودال دیده بود در اصل با کندن قبری او را از جهان مردگان نجات داده*است. پیرمرد گفت: ای کراتوس تو ریشه*ای از خدایان در خود داری ، و سپس پیرمرد ناپدید شد. (در افسانه*ها احتمال می*رود آن پیرمرد زئوس بوده*است که در قالب پیرمردی ظاهر شده)
    کراتوس به آتن رسید و مشاهده کرد آرس شهر را فتح کرده و همه جا را ویران ساخته. کراتوس پیشگو را که در میان خرابه*های معبد به سر می*برد پیدا کرد و پیشگو به او گفت شهر فتح شده و حال زمان انتقام است.

    نبرد نهایی
    کراتوس ، آرس را در حالیکه با غرور به آتنا برای غلبه و فتح آتن نگاه می*کرد مشاهده کرد و جعبه پندورا با زنجیری در دست آرس آویزان بود. آرس کراتوس را دید و از زنده ماندن او تعجب کرد اما او را خطری برای خود نمی*دید و مورد تمسخرش قرار داد. کراتوس با استفاده از صاعقه*ای زنجیر جعبه پندورا را از دست آرس جدا ساخت و جعبه به زمین افتاد و کراتوس آن را باز کرد.
    حال کراتوس قدرت خدایان را به دست آورده بود و هم اندازه آرس شد (حدود ۲۰ تا ۲۳ متر) و برای نبردی سنگین آماده شد. آرس به او یادآوری کرد که تمام مهارت*های جنگجویی را از او آموخته و اوست که کراتوس را جنگجویی بزرگ ساخته اما کراتوس تنها به فکر نابود کردن آرس بود که ناگهان شش پای عنکبوت مانند از پشت آرس به او حمله ور شد و مبارزه*ای سخت میان آن دو در گرفت در این جنگ کراتوس با قدرت انتقام جویی خود پیروز میدان شد و آرس در انتهای مبارزه با حیله گری خود ناگاه کراتوس را به عالم خیال پرتاب کرد. در حال سقوط ، کراتوس به یاد حرف*های آرس افتاد که به او گفته بود: راه*های زیادی برای شکست دادن یک مرد وجود دارد اما موثرترین راه شکست روح او می*باشد. ناگهان کراتوس همسر و دختر خود را درون معبد دید که توسط موجوداتی همشکل خود کراتوس مورد حمله قرار گرفته*اند و کراتوس تصمیم گرفت تا از آنها محافظت کند و می*دانست آرس میخواهد روح او را شکست دهد. کراتوس موفق به نابودی تمام اهریمنان هم شکل خود شد و رو به آرس گفت من خانواده خود را نجات دادم اما آرس شمشیر*های اهدایی خود به کراتوس را بازپس گرفت و به وسیله آنها خانواده اش را کشت تا هزینه*ای باشد برای کراتوس در برابر قدرتی که بدست آورده بود و باید می*پرداخت.
    کراتوس ناراحت و شکسته از عالم خیال به آتن و صحنه مبارزه بازگشت و در حالیکه آرس خود را برای کشتن او آماده می*کرد کراتوس آخرین هدیه خود را از خدایان دریافت کرد و آن شمشیر خدایان بود. با به دست آوردن شمشیر خدایان توسط کراتوس ، آرس وحشت زده شد و او را به اتحاد دعوت کرد و به او گفت که در سخت ترین شرایط به کمک آمده و او را از مرگ رهایی بخشیده و یک جنگجوی بزرگ ساخته*است. کراتوس به او پاسخ داد که در کارش موفق بوده ، و شمشیر را در سینه آرس فرو کرد. با مرگ آرس جوهر وجود خدایی وی با انفجاری مهیب آزاد شد.

    پایان افسانه
    آتن نجات یافت و بازسازی شد اما کابوس*های کراتوس همچنان ادامه داشت. او از آتنا درخواست کرد کابوس*هایش را از بین ببرد اما آتنا در پاسخ گفت: تنها گناهان گذشته او فراموش می*شود و قولی برای از بین بردن کابوس*هایش به او نداده*است. کراتوس با شنیدن این جمله و برای رهایی از کابوس*هایش خود را از بالای صخره*ای به دریا پرتاب کرد به این امید که مرگ آرام بخش او باشد.
    اما خدایان قصد دیگری داشتند آنها کراتوس را که در حال غرق شدن بود از آب بیرون کشیدند و به بالای صخره بازگرداندند. مجسمه آتنا به کراتوس گفت: شخصی که چنین کار بزرگی را برای خدایان انجام دهد نمی*تواند بمیرد و با توجه به مرگ آرس او خدای جنگ خواهد شد. آتنا دروازه*ای را به سمت کوه المپ و تخت آرس بازکرد و به کراتوس گفت وارد شود و با ورودش به کوه المپ آتنا شمشیر Chaos را دوباره به او هدیه کرد. کراتوس بر تخت خدای جنگ نشست و تمام جنگ*های اعصار تاریخ را در ذهن خود مشاهده کرد او خدای جنگ جدید بود و از این پس هر مردی که وارد جنگی می*شد او را مشاهده می*کرد.
    کراتوس با شکست آرس و گرفتن انتقام خانواده اش راضی نشده بود او همواره در پی فکر گمشده کودکی خود بود که آزارش میداد او پدرش را نمی*شناخت. هنگامی که مادر کراتوس در بستر مرگ بود از او خواست تا نام پدرش را بگوید اما مادرش به موجودی دیو مانند تبدیل شد و به سمت کراتوس حمله ور شد , کراتوس با وجود دوست داشتن مادرش ضربه*ای به او وارد ساخت و به گوشه*ای پرتابش کرد. آخرین کلمه*ای که مادرش پیش از مرگ به زبان آورد این بود: زئوس.
    زئوس پدر کراتوس بود. او فرزند یک خدا بوده*است و آرس و آتنا برادر و خواهر وی بودند. شعله*های خشم و انتقام دوباره در کراتوس برانگیخته شد و این بار می*خواست انتقام خود و مادرش را از زئوس بگیرد. (در عقاید مردم یونان باستان زئوس را برای ترک کردن خانواده اش مقصر نمی*دانستند زیرا همسر او که مادر کراتوس بود موجودی حسود و نادرست بود و می*توانست موجب مشکلات بسیاری برای زئوس شود همانند همسران آپولو (Apollo) (خدای آفتاب و زیبایی و شعر و موسیقی) و آرتمیس (Artemis) (الهه ماه و شکار) و یا هرکول (Hercules).

    سرنوشت
    با دست یافتن کراتوس به جعبه پندورا ، کرونوس برای هزاران سال دیگر در بیابان روح*های سرگردان تبعید بود و معبد بر پشت وی خاموش و در آرامش و سکوتی ابدی قرار گرفت. افسانه معبد پندورا قرن*های متمادی زبان به زبان چرخید و اخیرا معبد جعبه پندورا را در کنار استخوان بزرگی از کرونوس یافته*اند و با کشفیات صورت گرفته ، مشخص شده رازها و تله*های بسیاری در آن وجود دارد و بر اساس یک افسانه قدیمی به زودی قهرمان جدیدی از آن بر خواهد خواست.


    اگه شما هم چیزی میدونید یا فکرمیکنید چیزی جاافتاده توبخش نظرات اعلام کنید تا درستش کنم.


    نقد این بازی :

    نسخه ی اول این بازی را به جرات میتوان بهترین نسخه ی بازی دانست.اکشن ناب در کنار داستان زیبای انتقام و صد البته MUSIC زیبای GREAD MARINO سبب شد که افسانه ی کریتوس خلق شود.

    گیم پلی :

    ابتدا در مورد مهمترین بخش بازی که سبب شد GOW بهترین HACK & SLASH در زمان خود و همچنین یکی از شاهان HACK & SLASH شود صحبت میکنیم.خوبی گیم پلی نسخه ی اول این بازی وجود معما های بسیار برای حل و همچنین اکشن زیبایش بود.در بازی معما های واقعا زیبایی برای حل کردن بود و باعث شد بسیاری از بازیبازان از حل معماهایش بیشتر خود اکشن لذت ببرند.اما اکشن بازی هم واقعا خوب کار شده بود.مخصوصا نواوری در اولین اسلحه ی زنجیری کریتوس یعنی (BLADES OF CHAOS).البته کریتوس برای کشتن دشمنانش سلاح های دیگری هم در دست داشت.او همچنین میتوانست از جادو هم استفاده کند.این جادو ها و سلاح ها (وجود نداشتن بیش از دو سلاح تنها نقص بازی از نظر بسیاری از منتقدان است ولی به نظر من این کمبود سلاح با عث شده بود که تمرکز بیشتری بر روی BLADES OF CHAOS شود و ان ها را تبدیل به بهترین سلاح در سری بازی های HACK & SLASH کنند).توسط هر یک از خدایان المپ به او داده میشد.کریتوس در این بازی با تمام خدایان المپ از جمله زئوس و پوسایدون و ارتیمس و هادس و ... در مکان های که همچون اینه بودن دیدار میکرد و این خدایان هر کدام قسمتی از قدرتشان را به او میداند تا بتواند اریس را شکست دهد.دومین سلاح BLADES OF ARTIMES نام داشت که توسط ارتیمس به او داده شد.این سلاح قدرت بسیار بالایی داشت ولی اصلا قابل مقایسه با BLADES OF CHAOS نیست. نکته ی دیگری که در اکشن بازی نقش داشت RAGE OF THE GODS بود .این قدرت که زمان دار میتوانستید ان را استفاده کنید به جرات میتوانم بگرویم قدرتتان چندین برابر میشد .در کل گیم پلی بازی را میتوان تلفیقی کاملا بجا و درست از دوبخش معما و اکشن ناب دانست.

    گرافیک بازی:

    انقلابی در سطح کنسول PS2 بود.در زمان عرضه اش بهترین گرافیک را بر روی کنسول PS2 داشت.بافت ها عالی کار شده بودند مدل کریتوس واقعا عالی بود و افکت اب نیز همواره چشم ها را نوازش میکرد.کمتر منتقدی بود که از گرافیک این بازی انتقاد کنه و ان را عالی نداند.

    داستان بازی:

    در مقدمه بخش هایی از داستان ذکر شد.اساسی ترین نکته ی مبهم داستان بازی قبر کن معروف در بازی است.شخصی که بعد ها در نسخه ی PSP بازی مشخص شد که همان زئوس است.اتنا خدای حکمت و استراتژِی های جنگی برای نجات شهرش یعنی اتن از چنگال اریس در طول بازی کریتوس را همراهی میکند و او را در رسیدن به هدفش سوق میدهد.کریتوس به تمام بخش های یونان قدم گذاشت.تنها برای یک هدف .کشتن اریس خدای جنگ.اما تنها قدرتی که میتوانست یک خدا را از پا در اورد قدرت اتش امید بود.این قدرت در جعبه ی پاندورا که در معبد پاندورا بر روی شانه های کرونوس (تایتان بزرگ و پدر زئوس)بود قرار داشت.کریتوس پس از زجر های فراوان توانست ان جعبه را از معبد پاندورا خارج کند.در دروازه ی انجا بود که همه ی بازیبازان و کریتوس فکر میکردند کارشان تمام شده است و باید به جنگ با اریس بروند.اما اریس خدای جنگ است و از اتفاقات در حال رخ دادن در معبد پاندورا اگاه بود.اریس یکی از پایه های اتن را بلند کرده و به طرف کریتوس پرتاب میکند.این پایه مسافتی بسیار طولانی را طی میکند تا به کریتوس برسد.در این هنگام شکم کریتوس به اندازه ی نیم متر سوراخ شد.بعد پرندگان اریس جعبه ی پاندورا را بلند کرده و به طرف او میبرند.کریتوس مرد.و به دنیای مردگان منتقل شد.ولی قهرمان بازی ما تسلیم نمیشداو پس از مبارزه با دشمنان و ارواح در حال سوختن که در واقع افراد ارتش اریس بودند به پایان دنیای مردگان رسید.انجا بود که یک تناب از اسان به زمین بودند.کریتوس از ان تناب بالا میرود و قبر کن مرموز بازی را میبیند.انجاست که متوجه میشود که او نمیتواند انسانی معمولی باشد.رویش را بر میگرداند و میبیند او نیست بعد میپرسد که او کی بود و از اسمان ندایی می اید در حالی که رعد و برق اسمان را فرا گرفته و میگوید : ATHENA IS NOT THE ONLY GOD THAT WATCH OVER YOU (درست است زئوس جان فرزندش برایش اهمیت داشته است).بعد از ان کریتوس به سمت اریس مرود در حالی که اریس جعبه ی پاندو را در دست داشته و خطاب به خدایان المپ میگوید : ZEUS YOU ALWAYS CAST YOUR FAVOR ON ATHENA WHEN HIS CITY IS IN RUIN BEFORE ME.DO YOU WANT ME USE YOUR PERCIOUS BOX AGAINST OLAMPUS?? در اینجا کریتوس از قدرت زئوس که به او عطا شده بود استفاده کرده و جعبه ی پاندو را را از دست اریس خارج میکند.کریتوس در جعبه را بازی میکند و بقیه اش هم که میدانید چه شد.
    شاید برای خیلی این بخش از مطلب که گفته شد زئوس فرزندش را دوست داشت مبهم باشد به همین دلیل تصمیم گرفتم تا توضیحاتی در این مورد بدهم.پس از باز شدن جعبه ی پاندورا هر چیزی که توسط زئوس در ان گذاشته شده بود از ان خارج گردید.از جمله ی این موارد میتوان به ترس و حسادت و شهوت اشاره کرد.(اتش امید توسط اتنا ی نامرد که از انسان های بدش می امد و نمی خواست که ن ها بر علیه المپ بایستند قبلا در جعبه قرار گرفته بود.)ترس وجود زئوس را فرا گرفت.این ترس که ناشی از باز شدن جعبه بود کمر سلطان خدایان را شکست و باعث شد که قصد جان فرزندش کریتوس را بکند.ترس از اینکه ممکن است کریتوس زئوس را بکشد و تخت سلطنت را از او بگیرد باعث و بانی این حادثه شد.
    امیدوارم که تما سوالات شما پاسخ داده شود.اگر سوال دیگری است بیان کنید.

    صداگذاری و موزیک :

    در ابتدا ی بازی بیا شده بود.صدا گذاری در بالاترین کیفیت خود قرار داشت و موزیک نیز به بهترین حالت خود بود.موزیک این نسخه انقدر زیبا بود که از بعضی از ان ها در شماره های بعدی ان استفاده شد.اهنگساز این بازی گرید مارینو بود که بسیاری از اهنگ های نسخه های بعدی همچون RAGE OF SPARTA و همچنین اهنگ ابتدایی GOW است.

    گیم پلی : 9.8
    داستان : 10
    صداگذاری : 9.5
    گرافیک : 9.9
    جمع کلی نمرات : 9.8


    قدرت ها واسلحه ها :

    ( شمشیرهای آشوب) : شمشیر های آشوب در عمیق ترین مکان های هادس ساخته شده است که توسط اریس به کریتوس داده می شود ، این شمشیر ها ظاهری با دنده های بزرگ و برنده با گوشه هایی گرد دارند و توسط دو زنجیر بلند به دستان کریتوس داغ شده اند و قادر به از بین بردن هر دشمنی هستند . این شمشیر ها هموراه بهترین ، کار آمد ترین و اصلی ترین سلاح کریتوس هستند و عضوی جدا نشدنی از او محسوب می شوند. [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]Blade of chaos


    Blade of Artemis (شمشیر آرتمیس) : این شمشیر توسط الهه آرتمیس به کریتوس اهدا می شود که حالتی خمیده دارد و بسیار هم سنگین است ، این شمشیر صدمه ی بیشتری نسبت به شمشیر های آشوب به دشمنان وارد می کند اما به علت سنگینی کار با آن کمی کند صورت می گیرد .
    قدرت ها
    Poseidon’s Rage (خشم پوزئیدون) : این قدرت توسط پوزئیدون خدای دریاها به کریتوس اهدا می شود که قابلیت برق دادن تعداد کثیری از دشمنان که نزدیک کریتوس قرار دارند را دارا می باشد . همچنین یکی از کارآمد ترین قدرت های بازی محسوب می شود.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]Poseidon’s Rage


    Medusa’s gaze (نگاه مستقیم مدوزا) : کریتوس این قدرت توسط از بین بردن مدوزا به دست میاورد و با کندن سر او و گرفتن آن به طرف دشمنان قادر است آن ها را تبدیل به سنگ کند ، البته اگر پس ار مدتی به آن ها ضربه وارد نکند دوباره به حالت عادی باز می گردنند.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]Medusa’s gaze

    Zeus’s fury (خشم زئوس) : این قدرت توسط زئوس به کریتوس اهدا می شود که به او اجازه می دهد تا با ساختن یک صاعقه در دست خود و پرتاب آن به سوی دشمنان آنان را از میان بر دارد ، همچنین این قدرت در حل معماها و پیشبرد بازی نقش به سزایی دارد.
    Army of Hades (ارتش جهنم) : همانطور که از نام این قدرت پیداست ، توسط هادس خدای زیرین به کریتوس داده می شود که کریتوس توسط ان می تواند با ارسال ارواح جهنمی به سوی هر دشمنی ان را بدون دردسر از بین ببرد.
    Rage of the Gods (خشم خدایان) : این قدرتی است که کریتوس در اوایل بازی از خدایان هدیه می گیرد و با استفاده از این قدرت بدن او مانند جریان برق می شود و ضربات او در این حالت بسیار مهلک است اما زمان استفاده از این قدرت بسیار محدود است.






    معرفی غول ها یا Boss ها


    Hydera : هایدرا اولین غولی است که شما با آن مبارزه می کنید ، او یک مار چند سر است و هم اندازه ی یک جزیره است . پوزئیدون برای ثابت کردن حق حاکمیت خود در دریاها آن ها را برای از بین بردن ملوانان و کشتی ها می فرستد . برای از بین بردن هایدرا باید سر اصلی او را از بین برد تا سر های کوچکتر کاملا از بین روند.


    Medusa : مدوزا ملکه ی نسلی از موجودات اسا طیری به نام Gragon ها است ، آن ها در کمک به اریس در گوشه و کنار شهر آتن به از بین بردن مردم و شهر مشغول هستند ، افرودیته یکی ار الهه ها نفرت بسیاری از مدوزا دارد به همین دلیل از کریتوس می خواهد مدوزا را از بین ببرد و از سر او برای از بین بردن دشمنان استفاده کند.


    Pandora’s Guardian : این غول حدود ۲۰ فوت قد دارد و به عنوان نگهبان قسمتی از مقبره پسر ، معمار معبد پاندورا که به هادس ارتباط دارد انجام وظیفه می کند. شکل ظاهری او مانند یک گاو است که زره ای بسیار محکم و چند لایه به تن دارد که او را از اصابت ضربه ها به تنش مصون نگه می دارد . کریتوس موفق می شود با شلیک گلوله های آتشین به سمت او لایه های زره ای او را از بین ببرد و او را نابود سازد.

    Ares : فکر کنم اگر تا به این جای کار مقاله را کامل خوانده باشید دیگر نیازی به معرفی و توصیف اریس نباشد.
    اریس آخرین نفری بود که کریتوس باید در gow1 با او مبارزه می کرد ، او مسبب مرگ خانوا ده ی کریتوس بود و کریتوس هم به دنبال انتقام از او . اریس یک زره ی آهنی قهوه ای داشت و از قدرت بسیار بالایی برخوردار بود ، نا سلامتی او خدای جنگ بود ، اما آتش انتقام کریتوس سرانجام اریس را هم در بر گرفت و از بین برد.


    دشمنان معمولی :

    معرفی دشمنان موجود در بازی

    یونان سرزمینی اساطیری است و موجودات اساطیری آن هم یکی دو تا نیستند . به جرأت می توان گفت سری بازی های god of war یکی از بهترین مراجع برای آشنایی و شناخت تعدادی از این موجودات می باشد . اکنون تمامی دشمنانی که کریتوس در gow1.2 با آن ها دست و پنجه نرم کرده است را به اختصار خدمت شما عزیزان و علاقه مندان معرفی خواهیم کرد.


    Minotaurs : آن ها حدود هشت پا ارتفاع دارند و آناتومی آن ها نزدیک به انسان است . آن ها روی پای عقبی خود راه می روند و در اواخر بازی بسیار قدرتمند می شوند ، و کریتوس اکثرا با فرو کردن شمشیر در گلوی آن ها ، آن ها را از بین می برد.


    Harpies : این موجودات زنان ناقص نیمه پرنده ای هستند که به صورت فردی بسیار ضعیف می باشند و اکثرا به صورت گروهی حمله می کنند و می توانند گاز یا چنگ بگیرند . حملات آن ها به صورت دسته جمعی می تواند کریتوس را از پای در آورد.

    Wraiths : این موجودات روح افراد خبیث در جهنم هستند که با حاله ای از دود سیاه ظاهر می شوند و از زیر زمین حمله می کنند . همچنین آن ها یک شمشیر تیغه دار هم دارند.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]Wraiths

    Gorgons : آن ها موجوداتی شبیه به انسان ها هستند با

    رنگی سبز و به صورت خزنده حرکت می کنند ، جنس آن ها اساسا ماده است و به جای مو روی سرشان اجساد مار های کوچک است. آن ها قادرند با پرتو چشم خود دیگر موجودات را به سنگ تبدیل کنند.

    Sirens : موجوداتی شبیه به زنان با موی بلند چتری و ناقص و چهره ی زشت ، به راحتی نمی توان مکان آن ها را پیدا کرد مگر با گوش کردن به صدای آن ها.
    Satyrs : آن ها قدی حدود ۶-۷ پا دارند و روی پاهای عقبی خود راه می روند ، باید گفت آن ها جنگجویانی ماهر هستند و توسط نیزه های منحصر به فرد مبارزه می کنند. آن ها در هر شرایطی قادر به مبارزه هستند و تبهر اصلی آن ها در دفاع کردن مقابل ضربه های مداوم است .
    Centaurs : موجوداتی که نیمی از آن ها انسان است و نیم دیگر آن ها اسب ، آن ها از سر تا کمر زره دارند و از کمر به بعد تبدیل به اسب می شوند. سلاح آن ها برای مبارزه ، شمشیر ، نیزه و تیرو کمان است البته گاهی گلوله های آتشین هم پرتاب می کنند.
    Cerberus : سگ های سه سری هستند که حدود ۸-۱۰ پا بلندی قامت دارند ، نفس آن ها به صورت آتش است ، همچنین به سرعت قادر به تولید مثل و تشکیل نوزاد هستند که این نوزاد ها به سرعت بالغ و هم اندازه خودشان می شوند . سربروس ها یکی از قدرتمن ترین دشمنان کریتوس هستند.

    Cerberus seeds : همان توله سگ های کوچکی هستند که توسط سربروس ها متولد می شوند و به سرعت بالغ میشوند.


    اینم رمزهای گیم شارک این بازی :Mastercode = 980C9D66. 78FBB0B3

    Infinite:

    Health = 28632282. E1BF7A65
    (Don't use when fighting last boss)

    Magic = 282A0478. E1BF7A65

    Rage of the Gods = 282A0403. E1BF7A65

    Max:

    Red Orbs/Power Up Meter = 286CEBF6. 0CA5B0AF

    Massive:

    Hit Counter = 2816ED40. F7C9E485_ 2816EDD8 .A1C9D6AC_ 2816EDED. 84C97A82_ 28019568 .A1426965
    Have:

    All Magic Abilities/Moves = 182A0445. 0CA5883E

    Magic Level Codes:
    Max:
    Zeus' Fury = 286CEB9C. 0CA57A71
    Blade of Artemis = 286C52D8 .0CA57A71
    Army of Hades = 286C5240. 0CA57A71
    Blades of Chaos = 286C52ED. 0CA57A6F
    Poseidon's Rage = 286CEB64. 0CA57A71

    Medusa's Gaze = 286CEBE5. 0CA57A71

    Item Codes:

    Have
    All Muse Keys = 082A044A. 0CA57A71


    اینم یه چندتا عکس(واسه این که با محیط بازی بیشترآشنا بشید) :

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    اگه سوالی داشتید حتما بگید چون من هرروزتاپیک ها وپست هامو چک میکنم.
    لینک دانلود خدای جنگ 1هم دارم اگه کسی میخوادتو بخش نظرات اعلام کنه. حتما میزارم

  2. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید Paria1392 از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    alikoja (01-16-2015),Batman777 (08-18-2014),javadali2626 (07-11-2015),KnightLeon (03-08-2015),KOMBATENT (08-18-2014),Lao.Ali (09-16-2014),RedDragon (03-10-2015),Rejected Emperor (08-26-2014),T A R O K H (08-18-2014),The Great HEZAR (08-18-2014),White Night (03-17-2015)

  3. #21
    کاربر تازه
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    نوشته ها
    1
    علاقه مند به
    None
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    من اون قسمت که باید از زن و بچه محافظت کنه گیر کردم کسی میدونه باید چیکار کنم؟؟

  4. #22
    کاربر تازه
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    نوشته ها
    2
    علاقه مند به
    None
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط Paria1392
    این تاپیک تقدیم به علاقه مندان به بازی خدای جنگ 1

    راهنمای قدم به قدم این بازی :

    به نام خدا.
    دشمنان را از پای درآورده و با دکمه R2 درب آهنی را باز کرده به پایین بروید. بعد از شکستن بشکه*ها جلوتر بروید تا به اژدها برسید. پس از اینکه چند ضربه به اژدها زدید علامت دایره روی سرش ظاهر می*شود به سمتش رفته و دایره را بزنید. وقتی علامت*های مثلث آمد باید فوراً آنها را بزنید تا اژدها از بین برود. از نرده*ها جلو رفته به سمت چپ از پله*ها بالا بروید. در انتها چوب*ها را شکسته و به عرشه*ی کشتی بروید. با از بین بردن پرنده*ها مجدداً اژدها ظاهر می*شود. بر اژدها غلبه یابید و به داخل سوراخی که در کشتی ایجاد شده بروید. به داخل آب رفته و از سمت چپ داخل کانال راه را ادامه دهید. در انتها از طناب بالا بروید و پس از شکست دادن دشمنان از روی چوب عبور کنید و در دوراهی به سمت چپ بروید. بازی را کنار نور ذخیره کنید. بعد از دیدن دمو، از پله*ها پایین رفته و به سمت جعبه بروید. با استفاده از R2 آنرا به سمت تیراندازها ببرید. روی جعبه رفته و از دیوار بالا رفته و تیراندازها را از پای درآورید. راهرو را دنبال کنید و در انتها از طناب بالا بروید. آدم*های روی طناب را با دایره به پایین پرتاب کنید یا با مربع و مثلث آنها را از پای درآورید. در انتها با استفاده از طناب به کشتی دیگر بروید. در اینجا باید دو اژدها را نابود کنید. برای اینکار وقتی اژدها بر زمین افتاد بسرعت از جعبه*های کنارش بالا رفته و دکل بالای سرش را قطع کنید. دکل روی اژدها می*افتد و دیگر نمی*تواند کاری کند. سپس از طناب بالا رفته تا اژدهای اصلی را از پای درآورید. وقتی چند ضربه به او زدید علامت دایره روی سرش ظاهر شده و باید دکمه دایره را تند تند بزنید تا سر اژدها را به دکل اصلی بکوبید. این کار را چند بار تکرار کرده تا اژدها را از پای درآورید. به داخل دهان اژدها رفته و کلید را از مرد بگیرید. از دهان اژدها بیرون آمده و از جعبه*های سمت راست بالا بروید و با طناب به کشتی اول بیایید. به جایی که تیراندازها را از بین بردید برگشته و در انتهای راهرو با کلید درب را باز کرده و راهرو را ادامه دهید تا دمویی ببینید.
    The Gates of Athns
    از کشتی بیرون آمده و آدم ها را از پای درآورید. از روی پل عبور کنید و سمت راست از روی آب بپرید و اهرم را بکشید تا بالا بروید. دمو را دیده و گاوها( مینوتور) را کشته و راه را ادامه دهید. مجدداً اهرم را بکشید تا به بالا بروید. غول*ها را از پای درآورید و راهرو را دنبال کنید تا به اتاقی با جعبه*های بلندتر برسید. پایه*ی دو ستون جعبه*ای را بشکنید و از جعبه**ها بالا رفته و از طرف دیگر خارج شوید. دمو را دیده و سپس باید با زنی مبارزه کنید. هرگاه او با چشمانش می*خواهد شما را سنگ کند با استفاده از دکمه R3 فرار کنید. پس از شکست دادن او، شما هم دارای همان قدرت می*شوید. برای استفاده از این قدرت باید جهت چپ و سپس L2 را نگه*داشته و مربع را بزنید. غول*ها را از پای درآورده و از راه باز شده عبور کنید. سربازها را از پای درآورده و از نردبان بالا بروید. بازی را ذخیره کنید. با R2 از دستگاه تیر شلیک کنید و به سمت اهرم رفته و فشار دهید. مجدداً تیر شلیک کنید. یکبار دیگر اهرم را بچرخانید و تیر شلیک کنید. به جلو رفته و از نردبان بالا
    بروید. پس از نابود کردن سربازان، از دیوار سمت چپ بالا بروید. در بالای دیوار با استفاده از ضربدر به طرف دیگر بپرید. در انتهای دیوار پایین آمده به پشت مجسمه رفته و آنرا به پایین هل دهید. به پایین و روی سر مجسمه بروید. به بالای دیوار رفته و زن*ها را از پای درآورده گاوها را کشته و ستون*های سمت چپ را شکسته و با استفاده از آنها به بالا بروید. با استفاده از طناب به سمت دیگر رفته و از نردبان پایین بروید. درب را باز کرده و به سمت اهرم رفته و آنرا فشار دهید. تیر را شلیک کنید تا درب انتهایی را نابود کند. گاوها را کشته و از نردبان پایین بروید. راه را ادامه داده تا دمویی ببینید.
    The Road to Athens
    سمت چپ رفته و وارد درب شوید. درب بسته می*شود. شما باید کاری کنید که گاو به روی دکمه بروید. با R2 آنرا به سنگ تبدیل کنید و به سرعت از دربی که باز می*شود خارج شوید. خیابان را تا انتها ادامه داده و تمام موانع را از سر راه بردارید. در انتها طناب را گرفته و با زدن دکمه دایره به سمت دیگر بروید. در انتها به سمت میدان بروید.
    Athens Town Square
    از پله*ها بالا رفته و غول*ها را نابود کنید. وارد درب شده و زن را دنبال کنید تا در انتها دمویی دیده و زن، خود را به پایین پرت می*کند. به پایین برگشته و کلید را از جسد بردارید. مجدداً راه را به بالا برگشته و برای از بین بردن سپر سربازان دو بار مربع و یکبار مثلث را بزنید. در بالا به سمت چپ رفته راه را ادامه داده و قفل را باز کنید و به پایین بروید. راهرو را ادامه داده و به سمت چپ بروید و درب را باز کنید.
    Rooftops of Athens
    سبزه*ها را گرفته و از دیوار بالا بروید و تا بالا راه را ادامه دهید. در انتها دمویی دیده و سربازان را از پای درآورید( L1 را نگه*دارید تا وقتی بصورت دود سیاه به سمت شما می*آیند ضربه*ای نبینید سپس آنها را از پای درآورید). وارد درب شده و راه را ادامه داده به سمت چپ بروید. دیوارها را گرفته و به سمت دیگر بروید. سمت چپ رفته و دستگاه پرتاب تیر را به جلو و به اتاق سمت راست ببرید. اولین اتاق از سمت چپ را باز کرده و سربازها را از پای درآورید. دستگاه پرتاب تیر را روی دایره مقابل درب بگذارید و اهرم را بچرخانید. دستگاه را از روی دایره بردارید و اهرم را بچرخانید. مجدداً دستگاه را روی دایره برده و اهرم را بچرخاند. دستگاه را روبروی درب چوبی قرار داده و شلیک کنید تا درب بشکند. راهرو را دنبال کرده تا دمویی ببینید. دارای قدرت جدید شده*اید که باید ابتدا پایین را فشار دهید سپس R2 و مربع را بزنید تا از آن استفاده کنید. از درب خارج شده و تیراندازهای بالای دیوار را با قدرت جدید از پای درآورید تا راه جدید که امتیازی است باز شود. راه را به عقب برگشته و وارد درب شوید. بازی را ذخیره کرده و از نردبان بالا بروید. در پشت بام به سمت چپ رفته گاو را بکشید و مجدداً به چپ بروید و دیوار را خراب کنید. به جلو پریده و با استفاده از سبزه به بالای دیوار بروید. پل*ها را ادامه داده و در سمت چپ با سرباز صحبت کنید. پس از اینکار با قدرت جدید سرباز را از پای درآورید تا پل بالا بیاید. از پل عبور کرده و راه را دنبال کنید. در انتها روی شاسی بروید تا آسانسور به پایین برود. راهرو را دنبال کنید و از پلکان بالا بروید.
    Temole of The Oracle
    پس از کشتن پرنده*ها دمویی دیده و به سمت بالای پلکان رفته داخل شوید. در اتاق برای اینکه پرنده*ها به شما آسیب نرسانند دو مجسمه*ی سرباز بالای اتاق را به سمت شکاف*هایی که پرنده*ها از آن می*آیند ببرید و شکاف*ها را پر کنید. از سمت چپ درب را باز کرده از پلکان بالا بروید. چهارچوب را پشت*سر گذاشته و ذخیره کنید. سمت چپ وارد راهرو شده و دمویی ببینید. برای نجات دادن زن باید دو مجسمه دو طرفتان را روی هم قرار دهید( اولی را به پایین انداخته و دومی را روی آن بیندازید). مجسمه*ها را به جلو سمت چپ معبد قرار دهید. روی معبد و روی دو ستون پریده و روی دیوار روبرو که کنار چرخ*دنده*ها است بپرید. پس از دیدن دمو باید به سرعت راه را دور بزنید و با طناب به روی سکوی بزرگ که روبروی زن است بپرید. دمو را دیده و از پله*ها پایین بروید. راه را ادامه داده و از مجموعه پله*ها پایین بروید. راه را ادامه داده و دشمنان را از پای درآورید. در انتها از نردبان بالا بروید و از پلکان بالا رفته و اهرم را فشار دهید.
    The Road to Athens
    در اینجا به سمت راست رفته و وارد درب باز شوید.
    Desert of Lost Soules
    راه را ادامه داده تا دمویی ببینید. راه را ادامه دهید. در اینجا باید سرها را پیدا کنید و از بین ببرید. برای پیدا کردن آنها در کویر بچرخید تا صدای آوازی بشنوید. به سمت صدا بروید تا آنها را پیدا کنید و از بین ببرید. وقتی هر سر را کشتید از راهی که باز می*شود عبور کنید. راهرو را دنبال کرده و به پایین پریده و درب را باز کنید. اینجا باید جعبه را در انتهای سمت چپ برده و از روی آن بالا بپرید( برای اینکه سربازان شما را اذیت نکنند جعبه را در کنار ستون*ها حمل کنید تا اگر سربازی به شما ضربه زد و جعبه از دستتان رها شد به ستون گیر کند و زحمتتان هدر نرود). راهرو را دنبال کنید تا به شیپور برسید. آنرا به صدا در آورید تا راه باز شود. از راه عبور کنید تا دمویی ببینید. زن*ها را از پای درآورده و مجدداً شیپور را به صدا در آورید تا دمویی ببینید.
    Pandoras Temple
    سمت چپ به پایین بروید. در انتها به میله چسبیده و با R2 میله را عقب بکشید و روی سنگ*ها بروید. پس از دمو دشمنان را از بین برده تا راه باز شود. از پله*ها بالا بروید. اهرم را بچرخانید تا درب باز شود. پس از کشتن دشمنان به طرف دیوار روبرو بروید تا درب باز شود.
    The Rings of The Pandora
    به داخل بروید. اهرم وسط را جابجا کنید. به راهرو برگشته به سمت اهرمی که پایین آمده رفته و آنرا بچرخانید. وارد درب شوید. پس از دیدن دمو با زدن L1 و R1 می*توانید یک شمشیر بزرگ داشته باشید. پس از کشتن دشمنان از پلکان سمت چپ بالا بروید. راه را ادامه داده و به طرف تیراندازها رفته و اهرم را جابجا کنید. طناب را گرفته و به پایین بروید. از طناب دیگر به جلو بروید. سپر آبی را بردارید و به سمت راست بروید. سربازها را از بین برده و جلوتر از طناب بالا بروید. به داخل درب روبرو رفته و جعبه را برداشته و آنرا به اتاق بعد ببرید. مهاجمین را از بین برده و جعبه را با خود به سمت پلکان ببرید بطوری که پشت شما درب آهنی و جلویتان شاسی باز کردن درب قرار گیرد. با نگه*داشتن R2 و ضربدر جعبه را به سمت شاسی پرت کنید و سریع با R3 به سمت درب بپرید و تا وقتی که درب می*چرخد به آنطرف بروید. از نردبان بالا رفته و روبرو، سپر قرمز را بردارید. به اتاق قبلی برگشته و روی درب سمت چپ سپرها را استفاده کنید تا درب باز شود. راه را ادامه داده و ذخیره کنید. از نردبان بالا بروید. در اتاق چرخ*دنده*ها بطرف درب سمت راست بروید و دیوار را بشکنید. در انتها از پله*ها بالا رفته، راه را ادامه داده و از دیوار بالا بروید. در انتها به سمت درب راست بروید. درب بسته می*شود و شما باید سربازها را سریع از پای درآورید. اهرم را برداشته و از درب خارج شوید. اهرم را بکشید و از طناب پایین بروید. راه را تا اتاق چرخ*دنده*ها برگردید. در این اتاق باید دو اهرم را پیدا کرده و به ترتیب و سریع بزنید تا درب بسته نشود. پس از گذشتن از درب، از گوشه سمت راست به آرامی راه بروید و درب را باز کنید. اهرم را در جایش قرار داده و تا انتها بچرخانید تا بت، سنگ را پشتش قرار دهد. از سمت راست به بالای پله*ها بروید و اهرم را بچرخاند. دمو را دیده و به سمت دربی که شکسته بروید. در بالای پلکان، درب قبر را برداشته و سر اسکلت را بردارید. از راه جدید پایین بروید. راه را ادامه داده تا دمویی ببینید. در انتها درب را باز کنید. به سمت راهرو بروید و در انتها سر اسکلت را استفاده کنید. به داخل راه جدید بروید.
    در این قسمت، چرخ*دنده به سمت*تان می*آید، راه را چرخیده و از پله*ها بالا بروید. وقتی چرخ*دنده می*آید به رویش پریده و در جهت مخالف روی آن راه بروید تا شما را به سمت نردبان ببرد. روی نردبان پریده تا دمویی بیبینید که چرخ*دنده* در جایش قرار می*گیرد. از نردبان و پله* بالا بروید.
    The Challenge of Posidon
    پس از دیدن دمو، سگ*های سه سر را بکشید و راه را تا درب ادامه داده و همه را از پای درآورید. وارد درب شده و اهرم را بچرخانید. از درب اصلی خارج شده و دشمنان را از پای درآورید. از دیوار بالا رفته و وسیله را بردارید. به پایین پریده و مجدداً به سمت بالا بروید. از سمت چپ راه را ادامه داده و بازی را ذخیره کنید. جلوتر وارد اتاق شده و اهرم را از سمت راست بردارید. برگردید و اهرم را استفاده کنید تا یک قفس پایین بیاید. قفس را به اتاقی که اهرم را از آنجا برداشتید ببرید و جلوی درب، روی شاسی بگذارید تا دو وسیله آتش*زا به کنارش بیاید. اهرم را بچرخانید تا درب باز شود. از درب عبور کرده و به بالا بروید. پس از دمو، سه شاخه را از روبرو برداشته، داخل آب پریده و از سوراخ عبور کنید. موانع را با R1 از بین برده و در انتها از آب خارج شده و سگ*ها را از بین ببرید. در انتها، اهرم را بچرخانید. راه را به جایی که سه شاخه را کندید برگردید، از سنگ*ها بالا رفته و داخل سوراخ بروید. در انتها وارد آب شده و به پایین شنا کنید. در جلو به سمت راست بروید و در انتها وارد درب شوید. این اتاق را باید سریع ترک کنید تا در بین تیغ*ها کشته نشوید. برای اینکار باید دکمه R1 را نگه*داشته و ول کنید تا سریع*تر شنا کنید. در انتها از آب بیرون آمده و سربازها را از بین برده و اهرم را بچرخانید. راه را بازگشته و از دربی که باز شد عبور کنید. به پایین رفته و باز با استفاده از R1 سریع شنا کنید و در انتها به پایین رفته و از آب خارج شوید. بازی را ذخیره کنید. اهرم را فشار داده و به زیر آب بروید. از داخل سوراخی که در آخرین ستون است بروید. در انتها به اتاق که رسیدید به سمت درب بروید تا محلی که اهرم را می*چرخانید و به اتاق جدیدی می*رسید را ببینید. به اتاقی که چرخ*دنده در آن بود وارد شوید. از پله*ها بالا بروید و داخل سوراخ داخل آب شوید. راهرو را دنبال کنید و به اتاقی که درب بزرگ قفل شده دارد برسید. درب روبرو را شکسته و رد شوید. بازی را ذخیره کرده و از نردبان بالا بروید.
    The Challenge of Heades
    ابتدا در سمت چپ به بالای دیوار رفته و درب را باز کنید. دمو را دیده و برای کشتن غول*ها داخل دایره*های آبی بروید. بگذارید غول*ها داخل آب بیایند و سپس آنها را از پای درآورید. وارد درب شده و راهرو را دنبال کنید. دشمنان را از پای درآورده و با استفاده از اهرم به بالا بروید. به اتاقی که سنگی در داخل آن به عقب و جلو می*رود بروید. روی آن رفته و در انتها به سمت درب بروید. درب بسته است. در کنار سمت راست، اتاقی وجود دارد. باید وقتی که سنگ به عقب برگشته به
    پایین رفته و داخل آن اتاق شوید. سربازها را کشته تا درب باز شود. به بالای سنگ بروید و وارد درب شوید. در انتها روی شاسی بروید تا مجسمه گاو از آب بیرون بیاید. به داخل آب رفته و اهرمی که زیر آب و در مجسمه گاو است را فشار دهید. از آب بیرون آمده و از نردبان گاو بالا بروید. اهرم را در بالای سر گاو بچرخانید تا دمویی ببینید. داخل راهرو با گوی*های آتشین بروید. ابتدا در انتها وارد شکاف میان سنگ*ها شده، کتاب را بخوانید و به اول راهرو برگشته و وارد سومین درب از سمت چپ شوید. به سمت راست رفته و تیراندازها را از پای درآورید. به سمت چپ بروید و از طناب عبور کنید. روی دایره بپرید و بعد از کشتن دشمنان از دربی که باز شد عبور کنید. راهرو را دنبال کرده و بازی را ذخیره کنید. از چهارچوبها عبور کرده و در انتها باید روی یک قسمت چوبی که در میان تیغ*های چرخان است بپرید. از نردبان بالا رفته و با طناب به سمت دیگر بروید. از نردبان پایین رفته و وارد راهرو شوید. اهرم را چرخانده و از پله*ها پایین بروید. از درب خارج شده و به سمت درب چوبی بزرگ بروید تا دمویی ببینید. در اینجا باید سگ بزرگ را از پای درآورید. برای اینکار پس از زدن به سرش علامت دایره ظاهر می*شود، دایره را زده و فلش*ها را بچرخانید. وقتی بی*حال شد از پله*ها بالا بروید و اهرم را بچرخانید تا به سمت سگ تیر پرتاب کنید. پس از چند بار پرتاب کردن، سگ می*میرد. از درب کوچک که کنار پای سگ باز شده عبور کرده و از پله*ها بالا بروید. درب قبر را باز کنید و سر اسکلت را بردارید. راه را برگردید و وارد درب کوچک سمت راست شوید. پس از دیدن دمو اینک دارای یک قدرت دیگر می*شوید که برای استفاده از آن باید دسته را بالا داده و L2 و مربع را بزنید. وارد درب شده و داخل آب شوید. از سمت دیگر خارج شده و سر اسکلت را در جایش که در زیر آبی که کنار بت بزرگ است قرار دهید. پس باید تمام اهرم*ها را طوری بچرخانید که تمام درب*های باز روبروی هم قرار بگیرند. به اتاق انتهایی بروید و اهرم*هایی که مانند دو شیشه هستند را بچرخانید تا شیشه*ها به هم متصل شوند و از خود نور تولید کنند. دمویی دیده و به اتاق انتهایی رفته و اهرم را بچرخانید تا به بالا بروید. جلوتر دمویی می*بینید و با دشمن مبارزه می*کنید.
    The Cliffs of Madness
    از روی صخره*ها رفته و راه را ادامه دهید. از طناب عبور کنید، اهرم را چرخانده و به بالا بروید. سمت راست از روی سنگ*ها بپرید و وارد غار شوید. سربازها را از پای درآورده و از درب باز شده خارج شوید. از نردبان بالا رفته و وارد غار دیگر شوید. درب را با اهرم باز کرده و تا تیغ*ها از زمین خارج نشده*اند جعبه*ها را خارج کرده و به سمت راست ببرید. در انتها به سمت راست بپرید. جلوتر روی علف*ها پریده و از دیوار بالا بروید. گردنبند قرمز را بردارید تا راه*ها باز شود. خارج شده و در سمت راست روی صخره پریده و با طناب پایین بروید. سمت راست راه را ادامه داده و در انتها روی پل متحرک بپرید. اهرم را بچرخانید و روی پل دیگر پریده و راه را ادامه دهید. از غار خارج شده و از دیوار سمت چپ بالا بروید. از نردبان پایین رفته و با طناب به طرف دیگر بروید و وارد غار شوید. برای برداشتن گردنبند سبز باید معما را حل کنید. سنگی که به صورت L برعکس است را در انتهای سمت چپ قرار دهید( آنرا باید روی دایره وسط اتاق قرار داده و با اهرم 180 درجه بچرخانید). سنگی که گوشه سمت راست قرار دارد را برداشته و کنار سنگ L برعکس قرار دهید. سپس سنگ T شکل را 90 درجه روی اهرم چرخانده و در کنار آنها قرار دهید. سنگ I شکل را در انتهای سمت راست قرار دهید و بزرگترین سنگ را چرخانده و در جایش قرار دهید تا راه باز شود.
    ( شکل سنگ*ها)
    گردنبند را برداشته و از غار خارج شوید. از نردبان بالا رفته و به جایی که طناب را گرفته بودید برگردید. از صخره*ها عبور کرده و دو گردنبند را در دو طرف مجسمه*هایی که شبیه سر زن هستند قرار دهید تا صخره*ها بیرون بیایند. از سنگ*ها بالا بروید و پس از دیدن دمو از روی مانع*ها بپرید و طناب*ها را گرفته و به سمت دیگر بپرید. از دیوار بالا بروید و اهرم را بکشید تا به طبقه*ی بالا برسید. داخل غار شوید.
    The Architects Tomb
    روی سنگ*ها پریده و به طرف مقابل بروید. درب سمت راست را باز کنید و به جلو بروید. از نردبان بالا رفته و اهرم را بچرخانید و سنگ را روی قسمت ترک خورده قرار دهید. اهرم روی سن را برخانید تا به پایین افتاده و آن قسمت را بشکند. سنگ را بالا آورده و اهرم را بچرخانید و آنرا روی شاسی که روی زمین است قرار داده و آنرا روی آن بیندازید تا یک ردیف میله*هایی که جلوی درب اصلی را گرفته باز شود. به پایین آمده و در سمت چپ، مجسمه را در پایین شکافی که شکستید روی شاسی بگذارید تا ردیف دیگر باز شود. بالا آمده و از روی سنگ*هایی که متحرک هستند راه را برگردید. روی شاسی اول ایستاده تا درب باز شود و سریع راه را برگردید و داخل شوید. به پشت اسکلت بروید و جمجمه*ی آنرا کنده تا راه باز شود. داخل شده و از پله*ها پایین بروید. سربازها را از پای درآورده و وارد درب شده و به سمت جعبه رفته و با R2 آنرا باز کنید تا دمویی ببینید. جعبه پاندورا را به سمت درب خروجی ببرید تا دمویی دیگر ببینید.
    The Path of Hades
    از سنگ*های روبرو عبور کرده و در دو راهی به سمت راست بروید. سپس به چپ رفته و روی سنگ بزرگ بروید. از روی چوب سیخ*دار عبور کرده و روی ستون بپرید. روی ستون سیخ*دار به سمت چپ بروید و راه را به جلو ادامه دهید. به ستون سمت چپ بروید و مجدداً روی ستون سمت راست پریده و راه را تا بالا ادامه داده و بازی را ذخیره کنید. به روی سکوهای متحرک رفته و در انتها تمام غول*ها را از بین ببرید تا راه باز شود. در اینجا باید از ستون سیخ*دار بالا بروید. در انتها یکبار دیگر از ستون دیگر بالا رفته و به سمت چپ بروید. دشمنان را از بین برده و از راه عبور کنید تا دمویی ببینید. طناب را بگیرید و بالا بروید.
    Oracles Temple( Destroyed)
    راه را ادامه داده و از درب باز شده داخل شوید. از پله*ها بالا رفته و از راهرو عبور کرده و از پله*ها بالا بروید. به پایین پریده و وارد درب شوید. از پله*ها پایین رفته و به جلو بروید. پس از دیدن دمو باید با غول مبارزه کنید. پس از شکست دادن غول، دمویی می*بینید. در قسمت بعد باید از زن و بچه مراقبت کنید. برای اینکار وقتی که با غول*ها مبارزه می*کنید و آنها زن را زدند و خونش کم شد به سمت زن رفته و با زدن دایره قدرت آنها را دوباره برگردانید. پس از کشتن همه غول*ها دمویی می*بینید و باید با غول آخر مبارزه کنید. پس از شکست دادن غول آخر، دمویی می*بینید .
    Olympous
    از پله*ها بالا رفته و وارد درب شده و در انتها روی صندلی بنشینید تا به خدای جنگ تبدیل شوید.

    اگه مشکلی بودیا جایی گیرکردید حتما بهم اطلاع بدید

    داستان کامل خدای جنگ :

    نگاهی نزدیک به افسانه*ها و داستانهای یونان باستان در بازی God of Warاولین نکته مهم در ساخت هر بازی بدون شک داستان و مسیر حرکتی آن در طول بازی است و این قسمت از اولین فاکتورهای انتخاب یک بازی خوب و به یاد ماندنی در ذهن بازیکن می*باشد و در این میان دیده شده*است که هرچه داستان به واقعیت و دنیای ما نزدیکی بیشتری داشته باشد محبوبیت آن افزایش می*یابد و باز هم اگر چاشنی کمی تخیل و آینده نگری در آن گنجانده شود این معجون داستانی جذابیت دوچندانی به دست خواهد آورد. اما داستان یک بازی جایی به اوج خود میرسد که چاشنی تخیلات جای خود را به افسانه*ها و قهرمانان ملل جهان می*دهند و بازیکن آن دیداری که قرن*ها یک ملت برای به حقیقت پیوستن افسانه*های خود داشته*اند را پیش روی آنان قرار می*دهد. به انجام رساندن این امر با تمام زیبایی*هایش بسیار سخت و دشوار است زیرا تیم نویسنده باید تحقیقات فراوانی را بر روی عقاید و افسانه*های آن قوم انجام دهد و کمترین دخل و تصرفی در اصل موضوع صورت نپذیرد. حال تیم داستان نویسی سونی به سوی یونان رفت و با تحقیقات چند ساله بر روی عقاید و داستان*های مردم این سرزمین توانست بازی بزرگ و تاریخی God of War را به تمام بازیکن*ها و حتی دوستداران تاریخ جهان عرضه کند. در اینجا برای شما خط داستانی بازی از قبل تا انتها بیان می*شود که این نوشته*ها یک سند تاریخی نیز به شمار می*رود و ریشه در عقاید مردمان یونان باستان دارد.
    تاریخچه بازی
    ] ابتدا و منشا خدایانگاهی نزدیک به افسانه*ها و داستانهای یونان باستان در بازی God of War
    اولین نکته مهم در ساخت هر بازی بدون شک داستان و مسیر حرکتی آن در طول بازی است و این قسمت از اولین فاکتورهای انتخاب یک بازی خوب و به یاد ماندنی در ذهن بازیکن می*باشد و در این میان دیده شده*است که هرچه داستان به واقعیت و دنیای ما نزدیکی بیشتری داشته باشد محبوبیت آن افزایش می*یابد و باز هم اگر چاشنی کمی تخیل و آینده نگری در آن گنجانده شود این معجون داستانی جذابیت دوچندانی به دست خواهد آورد. اما داستان یک بازی جایی به اوج خود میرسد که چاشنی تخیلات جای خود را به افسانه*ها و قهرمانان ملل جهان می*دهند و بازیکن آن دیداری که قرن*ها یک ملت برای به حقیقت پیوستن افسانه*های خود داشته*اند را پیش روی آنان قرار می*دهد. به انجام رساندن این امر با تمام زیبایی*هایش بسیار سخت و دشوار است زیرا تیم نویسنده باید تحقیقات فراوانی را بر روی عقاید و افسانه*های آن قوم انجام دهد و کمترین دخل و تصرفی در اصل موضوع صورت نپذیرد. حال تیم داستان نویسی سونی به سوی یونان رفت و با تحقیقات چند ساله بر روی عقاید و داستان*های مردم این سرزمین توانست بازی بزرگ و تاریخی God of War را به تمام بازیکن*ها و حتی دوستداران تاریخ جهان عرضه کند. در اینجا برای شما خط داستانی بازی از قبل تا انتها بیان می*شود که این نوشته*ها یک سند تاریخی نیز به شمار می*رود و ریشه در عقاید مردمان یونان باستان دارد.

    تاریخچه بازی

    ابتدا و منشا خدایان
    آشفتگی ، بی نظمی و نابودی شگفت انگیزی تمام جهان را احاطه کرده بود و جریان آبی بی پایان بوسیله خدای اقیانوس رها شده بود که بخشی از قلمرو خدایی به نام یورینوم (Eurynome) را در بر می*گرفت. یورینوم خدای همه چیز بود و تمام موارد را بدون اشکال اجرا می*کرد. او با بهم آمیختن یک مار بزرگ و قوی و باد شمال ، خدای عشق ، اروس (Eros) که به عنوان اولین تولد خدایان نامیده می*شد را به وجود آورد.
    یورینوم با رقص موج*های اقیانوس آسمان را از زمین جدا ساخت و جهانی واقعی بر روی زمین وسیع بنا کرد و موجوداتی عجیب و غریب مانند حوری*ها ، موجوداتی درنده و حتی درستکار و به همان میزان موجوداتی حیوانی و هیولاهایی بزرگ در آن قرار داد. او در ادامه آفرینشش مادر زمین ، خدای آسمان اورانوس (Uranus) تجسمی از آسمان و ملکوت (بهشت) ، جهنم ، خدای تاریکی و ناحیه*ای وحشتناک در زیر زمین به نام گایا (Gaia) را آفرید.
    با به هم آمیختن و پیوند گایا و اورانوس ، خدای خورشید متولد شد و همچنین نژادی از غول*های ترسناک و مخوف و بسیار مکار و حیله گر به نام کرونوس (Kronus) به وجود آمد. گایا و اورانوس به کرونوس هشدار دادند: که*ای پلیدی ، روزی یکی از فرزندانت بر قدرت تو غلبه خواهد کرد. کرونوس با شنیدن این جمله فرزندانش را بلعید تا از وقوع این اتفاق جلوگیری کند. این عمل باعث خشم و عصبانیت بسیار گایا شد و هنگامی که جوان ترین فرزند کرونوس به نام زئوس (Zeus) متولد شد و بعد از آن کرونوس همسر خود با نام رها (Rhea) را نیز بلعید گایا سنگی را در قنداق پیچید و به جای فرزندش به کرونوس داد تا ببلعد. این کار گایا برای کرونوس بسیار رضایت بخش بود که فرزندش را خود او قربانی می*کند اما خبر نداشت که به جای فرزندش سنگی را بلعیده*است. این عمل گایا را قادر ساخت تا زئوس را از چنگ پدرش در آورده و به او جان ببخشد.
    زئوس بزرگ شد و به سرعت به مبارزه با کرونوس ستمگر پرداخت. کرونوس نمی*دانست مبارز جدید پسر خودش است. زئوس برای شکست پدرش به کمک خواهر و برادر*هایش احتیاج داشت و در حیله*ای متیس (Metis) که اولین همسر زئوس بود دارویی تهوع زا در غذای کرونوس ریخت و این کار باعث شد پنج فرزند قبلی او به نام*های هستیا (Hestia) و دمتر (Demeter) و هرا (Hera) و هیدز (Hades) و پوزیدون (Poseidon) از دهان او خارج شوند. آنها با کمک یکدیگر و هدایت زئوس موفق به شکست دادن پدر خود شدند و او را به بیابان روح*های شکست خورده و سرگردان تبعید کردند.
    زئوس بعد از پیروزی بر پدر خود بر برادران و خواهرانش نیز مسلط شد و جهان را بر اساس میل خود به قسمت*های کوچکی تقسیم کرد. او خود را خدای خدایان نامید و مکانی بزرگ و زیبا برای خود و خدایان مورد علاقه اش در کوهی با نام المپ (Olympus) در تسال (یونان) بنا کرد و باقی خدایان در زیر کوه قرار گرفتند.
    زئوس خود را خدای آسمان و تمام پدیده*های آن مانند ابر و طوفان قرار داد و هستیا را خدای آتشدان گمارد و به برادر خود پوزیدون فرمانروایی دریاها را اعطا کرد. دمتر خدای باروری شد و هرا خواهرش خدای ازدواج و زایمان قرار گرفت و هیدز برادر دیگرش خدای مردگان شد. بعد از گذشت مدتی زئوس با خواهر خود هرا ازدواج کرد که حاصل آن تولد دو بچه دوقلو و بسیار شبیه یکی دختر و دیگری پسر بود. آتنا (Athena) نام دخترش قرار گرفت و خدای علم و زیبایی شد و پسرش آرس (Ares) نام گرفت و خدای جنگ نامیده شد.

    رقابت آتنا و پوزئیدون
    زمان*ها می*گذشت و در یونان پادشاهی با نام ککروپس (Cecrops) شهری بنا ساخت که پیشبینی می*شد به شهری بسیار موفق و مشهور تبدیل شود و همین امر باعث شد تا بسیاری از خدایان به این فکر افتادند تا حاکم آن شوند و بین آنها درگیری*ها آغاز شد. در انتها آتنا دختر زئوس و عموی وی پوزیدون در این کشمکش باقی ماندند و برای حل این مسئله قرار گذاشتند تا هر یک هدیه*ای به شهر بدهند و هدیه هر کس با ارزش تر و بزرگتر بود حاکم شهر شود. پوزیدون که خدای دریاها بود رودخانه*ای را در شهر ایجاد کرد و قول یک ناو بسیار بزرگ داد و آتنا درخت زیتونی کاشت و گفت هرکس که بخواهد می*تواند از آن برای ایجاد آتش ، خوردن و مصارف دیگر استفاده کند. با این هدیه آتنا توانست در رقابت پیروز شود و شهر به افتخار او آتن (Athen) نامیده شد.

    معبد پندورا (Pandora)
    سه خدای اصلی: زئوس ، هیدز و پوزیدون به نزد معماری به نام پاتوس وردس سوم (Pathos Verdes III) که فردی وفادار و معمار خدایان بود رفتند و به او گفتند معبدی را در گرد خانه جعبه پندورا بسازد که قدرت کافی برای کشتن یک خدا را داشته باشد. این معبد بزرگ ساخته شد و همراه جعبه پندورا بر پشت کرونوس که در بیابان روح*های سرگردان تبعید بود قرار گرفت و به او دستور داده شد معبد زنجیر شده بر پشت خود را تا لحضه مرگ به دوش بکشد. وردس معمار معبد نیز در زمان ساخت معبد یکی از پسرانش را از دست داد و پسر دیگرش نیز دیوانه شد و به صحرای گمراهی گریخت. او که با از دست دادن پسرانش اعتقاد خود به خدایان را از دست داده بود ابتدا همسر خود را در بستر با فرو کردن چاقویی در سینه اش کشت و سپس خود او نیز خودکشی کرد و در نامه بجا مانده از وی مشخص شد که او در ساخت معبد به خدایان خیانت کرده*است.
    اولین فردی که سعی در دستیابی به جعبه پندورا را داشت یک سرباز ناشناس یونانی بود که درون معبد توسط دام*های گذاشته شده کشته شد و خدایان او را نفرین کردند تا ابد به دروازه معبد بنگرد و آن را بر روی کسانی که فکر میکنند آنقدر شجاع و دلیر هستند تا از دام*های معبد عبور کنند و به جعبه پندورا دست یابند باز کند. از آن زمان به بعد افراد بسیاری سعی در دست یافتن به جعبه پندورا داشتند ولی هیچ کدام موفق به این عمل نشدند و جسد آنها از درون معبد جمع و در آتش سوزانده میشدند و روح آنها تا ابد بعنوان دشمنان درون معبد به مبارزه با افرادی که وارد آن می*شدند می*پرداختند و به آنها بدن سوزان گفته می*شد.

    اصالت کراتوس
    بیشتر مردم از اصلیت کراتوس چیزی نمی*دانند و بر خلاف فکر مردم نسبت به وی، او عضو اسپارتان (Spartan) نیز نمی*باشد. او بصورت نامشروع از مادری به نام شاند (shunned) و پدری که هویت او را هنوز نمی*داند متولد شده*است. مادر کراتوس همواره از بازگو کردن نام پدرش خودداری می*کرد و چون کراتوس فرزندی نامشروع و حرام زاده بود مردم شایعات بسیاری در مورد پدرش و فرار او می*گفتند و این باعث شده بود کراتوس گستاخ و بی پروا شود. مادر کراتوس با دیدن این وضعیت ، زندگی خود و فرزندش را در خطر می*دید و به همین دلیل به روستای اسپارتا مهاجرت کردند. در دوران اقامت در روستا مادر کراتوس دومین فرزند خود را نیز به دنیا آورد. کراتوس و برادرش اختلاف سنی کمی با یکدیگر داشتند و در دوران کودکی و نوجوانی اعضای جدا ناشدنی از یکدیگر بودند تا زمانی که کراتوس به عضویت ارتش در آمد و همه چیز تغییر کرد. آنهایی که از لحاظ جسمی و روحی قوی بودند به ارتش پیوستند و افراد ضعیف تر به کوه*های خارج از اسپارتا فرستاده شدند تا از خود محافظت کنند. بدبختانه برادر کراتوس از دسته دوم بود و به کوه*ها فرستاده شد و طی زمان کوتاهی در آنجا جان باخت و به عالم مردگان رفت. وی با مردنش حس انتقام جویی شدیدی در دنیای مردگان نسبت به برادش کراتوس پیدا کرد و همواره در فکر کشیدن نقشه*ای برای از بین بردن برادرش بود اما کاری از وی ساخته نبود.
    کراتوس به فرماندهی ارتش رسید. لشکر او را در ابتدا پنجاه سرباز تشکیل می*دادند اما طولی نکشید که لشکر وی به بیش از هزاران نظامی ورزیده رسید. جنگیدن برای افتخار اسپارتان روش وحشیانه*ای بود برای کشتار مردمان بی دفاع ، و او ظالمانه در مسیر خود همه جا را به خاک و خون می*کشید.

    ] جنگ با سپاه بارباری(Barbarian) آدم*های وحشی
    کراتوس شکست ناپذیر بود و در تمام جنگ*ها پیروز و با کشت و کشتار فراوان شهر*ها را فتح می*کرد تا اینکه بزرگترین نبرد کراتوس درگرفت. از سمت شرق گروه عظیمی از نظامیان باربارین به اسپارتا و تمام یونان حمله ور شدند و سپاه کراتوس به منظور مقابله با آنان راهی میدان نبرد شد. کراتوس مانند همیشه در انتظار یک پیروزی ساده بود اما اشتباه می*کرد. با تمام نظم سپاه اسپارتان آنها قادر به مقابله با گروه وحشی و بی رحم باربارین نبودند. باربارها اسپارتا را تصرف کردند و مردم آن را به طرز وحشیانه*ای قتل عام کردند.
    کراتوس و سردسته باربارین با یکدیگر مواجه شدند و مبارزه سختی بین آنها درگرفت و پس از دقایقی مبارزه نفس گیر و سخت کراتوس تسلیم شد و رهبر باربارین پتکش را بالا برد تا سر کراتوس را هدف قرار دهد ، در این زمان کراتوس به ناچار آرس (خدای جنگ) را صدا زد و از او کمک خواست. آرس هدیه*ای مخصوص به کراتوس داد)شمشیر.(Chaos این شمشیر در آتش کوره هیدز ساخته شده بود و کراتوس به منظور نشانه بندگی خدای جنگ ، شمشیر را با زنجیری به دست خود وصل کرد. کراتوس در اولین آزمایش اسلحه جدید خود سر رهبر باربارین را از تن جدا ساخت و جنگ خاتمه یافت. از آن پس کراتوس و افرادش به خدمت آرس درآمدند و تمام کسانی را که بر ضد خدای جنگ بودند بی رحمانه از بین می*بردند.

    روح اسپارتا
    قدرت طلبی بزرگ ترین اشتباه کراتوس بود. او و افرادش به روستای کوچکی که معبد اهدایی به آتنا در آن قرار داشت حمله کردند و هنگامی که کراتوس به ورودی معبد رسید پیشگوی روستا او را از ورود به معبد باز داشت و گفت اگر وارد معبد شود بهای گزافی خواهد پرداخت. کراتوس بدون توجه به اخطار پیشگو ، او را به گوشه*ای انداخت ، درب معبد را شکست و با ورود به آن شروع به کشتار روستاییان پناه گرفته در معبد کرد تا اینکه فریاد آخرین قربانی او را از خون ریزی باز داشت و وقتی به خود آمد که جسد همسر و دخترش را در جلوی خود می*دید او آنها را کشته بود و در این هنگام آرس ظاهر شد و خطاب به او گفت در حال تبدیل شدن به یک جنگجوی بزرگ است. با مرگ همسر و دخترش کراتوس به مظهری از مرگ تبدیل شد. او از فرط ندامت و پشیمانی اجساد خانواده اش را آتش زد و از معبد خارج شد ، در بیرون از معبد با پیشگو مواجه شد و به کراتوس گفت تو برای همیشه خاکستر همسر و دختر خود را بر روی پوستت به دنبال خواهی داشت و از آن به بعد کراتوس ظاهری همانند روح یافت و خاکستر بر روی پوستش نشست تا همگان بدانند او چه کاری کرده*است. بدین ترتیب افسانه روح اسپارتا متولد شد.
    به دلیل نیرنگی که آرس برای کشتن همسر و دخترش به کراتوس زده بود او اینک یک هدف در زندگی داشت و آن گرفتن انتقام و کشتن خدای جنگ بود.

    حمله به آتن
    با گذشت ده*ها سال، کراتوس با شیطان درون خود می*جنگید و امیدوار بود تا با تغییرات روحی و فیزیکی اش ، آتنا و دیگر خدایان جنایات او را فراموش کرده و فرصتی دوباره به او بخشند. کراتوس سفری در پیش داشت و در دریای اژه (Aegean Sea) با گروهی از سربازان و مارهای بزرگی مانند هیدرا (Hydra) (این مار نه سر در افسانه یونان باستان توسط هرکول کشته می*شود) مواجه شد. پوزیدون با دادن تکنیکی قوی به نام خشم پوزیدون به کراتوس کمک کرد و پس از کشتن هیدرا و پیدا کردن کاپیتان کشتی کلید کابین وی را یافت و کاپیتان را به درون گلوی هیدرا پرتاب کرد. پس از غلبه بر هیدرا ، زئوس آتنا را صدا زد و به او اعلام داشت که برادرش آرس در شرف حمله به آتن می*باشد و از آنجایی که خدایان نمی*توانستند به شخصه دراین کار مداخله کنند به فکر افتادند تا از کراتوس استفاده نمایند.
    کراتوس وارد کابین کشتی شد و کابوس کشتن خانواده اش او را لحظه*ای رها نمی*ساخت. حتی شراب و زن*های بسیار نیز نمی*توانست این خاطره هولناک را از ذهن او پاک سازد. کراتوس به مقابل مجسمه آتنا که درون کشتی بود آمد و از او درخواست کمک کرد و آتنا در جواب وی گفت اگر از نابودی شهر آتن توسط آرس جلوگیری کند خدایان از گناه*های گذشته او چشم پوشی می*کنند.
    پس از رسیدن به آتن کراتوس از کشتی پیدا شد و در راه رسیدن به شهر با هیولا*های ارتش آرس مواجه شد و آنها را از بین برد. وی در راه ورود به شهر آتن آرس را می*دید که همراه با بندگانش به تخریب شهر مشغولند. کراتوس به دروازه شهر رسید و با پیشگوی آتن مواجه شد ، اما تا بخواهد با او صحبتی داشته باشد ، پیشگو توسط هارپی (Harpi)*ها (جانورانی که تن و رخسار زن و بال و چنگال مرغ داشتند) دزدیده شد و کراتوس به دنبال پیدا کردن پیشگو رفت. در مسیر ، زئوس به او قدرت استفاده از بزرگترین صاعقه خدایان را اعطا کرد تا در راه رسیدن به هدفش او را یاری دهد.
    کراتوس در راه پیدا کردن پیشگو با پیرمردی روبرو شد که گودالی حفر می*کرد و پیرمرد چیزهای بسیاری درباره کراتوس میدانست , این امر برایش بسیار عجیب بود ولی وقت بسیار کمی برای پیدا کردن پیشگو و پرسیدن مطالب از وی داشت چون آرس به سرعت در حال پیشروی و خراب کردن آتن بود به همین علت راه خود را ادامه داد و پیشگو را در محل هارپی*ها پیدا کرد. او پس از غلبه بر تعداد زیادی از هارپی*ها پیشگو را نجات داد.
    پیشگو به کراتوس توضیح داد که تنها راهی که می*تواند یک خدا را از پای درآورد دستیابی به جعبه پندوراست. حال کراتوس می*بایست از بیابان روح*های سرگردان عبور کند و بعد از پیدا کردن کرونوس وارد معبد شده و با موفقیت جعبه پندورا را خارج سازد کاری که تاکنون هیچ کس موفق به انجام آن نشده بود.

    جعبه پندورا
    کراتوس با انگیزه کشتن آرس از آتن خارج شد و به بیابان روح*های سرگردان رسید. او می*بایست سه سایرن(Siren) (نوعی حوری در یونان باستان) را پیدا می*کرد و پس از کشتن آنها ، روح آنان راه ورود به قلعه*ای را باز سازد تا کراتوس بتواند کرونوس را بیابد. بعد از این مهم کراتوس وارد قلعه شد و با دمیدن درون شیپوری کرونوس را که به سختی راه میرفت صدا کرد. سپس کراتوس از طنابی که بر روی صورت کرونوس بود بالا رفت و سه روز طول کشید تا به بالای پشت کرونوس یعنی به درب معبد پندورا برسد.
    او در جلوی درب معبد با زامبی (Zombie) که مامور سوزاندن اجساد مردگان داخل معبد بود برخورد کرد و زامبی کراتوس را از ورود به داخل معبد منصرف می*کرد و تشویق به برگشتن داشت ولی کراتوس بدون توجه به حرف*های او وارد معبد شد. در داخل معبد دو خدا برای رسیدن کراتوس به هدفش به وی هدایایی دادند. میدن (Maiden) خدای شکار ، سلاحی را به کراتوس داد که اسم خود بر آن بود و هیدز (خدای مردگان) قدرت استفاده از روح موجودات مرده را برای کمک در مبارزات به او اهدا کرد.
    کراتوس برای رسیدن به بالای معبد باید از سه مبارزه با اطلس (Atlas) و پوزیدون و هیدز سربلند بیرون می*آمد. بعد از پیروزی در این مبارزات او راه ورود خود را به کوه زئوس پیدا کرد و با نابودی دشمنان بسیار و فرار از دام*های درون معبد به جعبه پندورا دست یافت.
    آتنا به کراتوس تبریک گفت زیرا تا کنون هیچ کس موفق به انجام این کار نشده بود ، در همان لحظه آرس از یافتن جعبه پندورا توسط کراتوس باخبر شد و ستون شکسته*ای را به سمت وی پرتاب کرد و ستون در قلب کراتوس جای گرفت و او مرد ، سپس هارپی*ها جعبه پندورا را به پیش آرس بردند.

    فرار از هیدز
    کراتوس خود را در جهان مردگان و بر روی رودخانه استیکس (رودخانه*ای که هفت بار به دور جهان مردگان می*گردد) می*دید. او از پایین عالم مردگان راهی را به بالاترین قسمت قلمرو هیدز پیدا کرد و وقتی به آنجا رسید مشاهده کرد طنابی از سنگی بزرگ آویزان است و کراتوس بدون معطلی از آن بالا رفت و در بالای طناب خود را در عالم زندگان یافت. پیرمردی که قبلا او را در حفر کردن گودال دیده بود در اصل با کندن قبری او را از جهان مردگان نجات داده*است. پیرمرد گفت: ای کراتوس تو ریشه*ای از خدایان در خود داری ، و سپس پیرمرد ناپدید شد. (در افسانه*ها احتمال می*رود آن پیرمرد زئوس بوده*است که در قالب پیرمردی ظاهر شده)
    کراتوس به آتن رسید و مشاهده کرد آرس شهر را فتح کرده و همه جا را ویران ساخته. کراتوس پیشگو را که در میان خرابه*های معبد به سر می*برد پیدا کرد و پیشگو به او گفت شهر فتح شده و حال زمان انتقام است.

    نبرد نهایی
    کراتوس ، آرس را در حالیکه با غرور به آتنا برای غلبه و فتح آتن نگاه می*کرد مشاهده کرد و جعبه پندورا با زنجیری در دست آرس آویزان بود. آرس کراتوس را دید و از زنده ماندن او تعجب کرد اما او را خطری برای خود نمی*دید و مورد تمسخرش قرار داد. کراتوس با استفاده از صاعقه*ای زنجیر جعبه پندورا را از دست آرس جدا ساخت و جعبه به زمین افتاد و کراتوس آن را باز کرد.
    حال کراتوس قدرت خدایان را به دست آورده بود و هم اندازه آرس شد (حدود ۲۰ تا ۲۳ متر) و برای نبردی سنگین آماده شد. آرس به او یادآوری کرد که تمام مهارت*های جنگجویی را از او آموخته و اوست که کراتوس را جنگجویی بزرگ ساخته اما کراتوس تنها به فکر نابود کردن آرس بود که ناگهان شش پای عنکبوت مانند از پشت آرس به او حمله ور شد و مبارزه*ای سخت میان آن دو در گرفت در این جنگ کراتوس با قدرت انتقام جویی خود پیروز میدان شد و آرس در انتهای مبارزه با حیله گری خود ناگاه کراتوس را به عالم خیال پرتاب کرد. در حال سقوط ، کراتوس به یاد حرف*های آرس افتاد که به او گفته بود: راه*های زیادی برای شکست دادن یک مرد وجود دارد اما موثرترین راه شکست روح او می*باشد. ناگهان کراتوس همسر و دختر خود را درون معبد دید که توسط موجوداتی همشکل خود کراتوس مورد حمله قرار گرفته*اند و کراتوس تصمیم گرفت تا از آنها محافظت کند و می*دانست آرس میخواهد روح او را شکست دهد. کراتوس موفق به نابودی تمام اهریمنان هم شکل خود شد و رو به آرس گفت من خانواده خود را نجات دادم اما آرس شمشیر*های اهدایی خود به کراتوس را بازپس گرفت و به وسیله آنها خانواده اش را کشت تا هزینه*ای باشد برای کراتوس در برابر قدرتی که بدست آورده بود و باید می*پرداخت.
    کراتوس ناراحت و شکسته از عالم خیال به آتن و صحنه مبارزه بازگشت و در حالیکه آرس خود را برای کشتن او آماده می*کرد کراتوس آخرین هدیه خود را از خدایان دریافت کرد و آن شمشیر خدایان بود. با به دست آوردن شمشیر خدایان توسط کراتوس ، آرس وحشت زده شد و او را به اتحاد دعوت کرد و به او گفت که در سخت ترین شرایط به کمک آمده و او را از مرگ رهایی بخشیده و یک جنگجوی بزرگ ساخته*است. کراتوس به او پاسخ داد که در کارش موفق بوده ، و شمشیر را در سینه آرس فرو کرد. با مرگ آرس جوهر وجود خدایی وی با انفجاری مهیب آزاد شد.

    پایان افسانه
    آتن نجات یافت و بازسازی شد اما کابوس*های کراتوس همچنان ادامه داشت. او از آتنا درخواست کرد کابوس*هایش را از بین ببرد اما آتنا در پاسخ گفت: تنها گناهان گذشته او فراموش می*شود و قولی برای از بین بردن کابوس*هایش به او نداده*است. کراتوس با شنیدن این جمله و برای رهایی از کابوس*هایش خود را از بالای صخره*ای به دریا پرتاب کرد به این امید که مرگ آرام بخش او باشد.
    اما خدایان قصد دیگری داشتند آنها کراتوس را که در حال غرق شدن بود از آب بیرون کشیدند و به بالای صخره بازگرداندند. مجسمه آتنا به کراتوس گفت: شخصی که چنین کار بزرگی را برای خدایان انجام دهد نمی*تواند بمیرد و با توجه به مرگ آرس او خدای جنگ خواهد شد. آتنا دروازه*ای را به سمت کوه المپ و تخت آرس بازکرد و به کراتوس گفت وارد شود و با ورودش به کوه المپ آتنا شمشیر Chaos را دوباره به او هدیه کرد. کراتوس بر تخت خدای جنگ نشست و تمام جنگ*های اعصار تاریخ را در ذهن خود مشاهده کرد او خدای جنگ جدید بود و از این پس هر مردی که وارد جنگی می*شد او را مشاهده می*کرد.
    کراتوس با شکست آرس و گرفتن انتقام خانواده اش راضی نشده بود او همواره در پی فکر گمشده کودکی خود بود که آزارش میداد او پدرش را نمی*شناخت. هنگامی که مادر کراتوس در بستر مرگ بود از او خواست تا نام پدرش را بگوید اما مادرش به موجودی دیو مانند تبدیل شد و به سمت کراتوس حمله ور شد , کراتوس با وجود دوست داشتن مادرش ضربه*ای به او وارد ساخت و به گوشه*ای پرتابش کرد. آخرین کلمه*ای که مادرش پیش از مرگ به زبان آورد این بود: زئوس.
    زئوس پدر کراتوس بود. او فرزند یک خدا بوده*است و آرس و آتنا برادر و خواهر وی بودند. شعله*های خشم و انتقام دوباره در کراتوس برانگیخته شد و این بار می*خواست انتقام خود و مادرش را از زئوس بگیرد. (در عقاید مردم یونان باستان زئوس را برای ترک کردن خانواده اش مقصر نمی*دانستند زیرا همسر او که مادر کراتوس بود موجودی حسود و نادرست بود و می*توانست موجب مشکلات بسیاری برای زئوس شود همانند همسران آپولو (Apollo) (خدای آفتاب و زیبایی و شعر و موسیقی) و آرتمیس (Artemis) (الهه ماه و شکار) و یا هرکول (Hercules).

    سرنوشت
    با دست یافتن کراتوس به جعبه پندورا ، کرونوس برای هزاران سال دیگر در بیابان روح*های سرگردان تبعید بود و معبد بر پشت وی خاموش و در آرامش و سکوتی ابدی قرار گرفت. افسانه معبد پندورا قرن*های متمادی زبان به زبان چرخید و اخیرا معبد جعبه پندورا را در کنار استخوان بزرگی از کرونوس یافته*اند و با کشفیات صورت گرفته ، مشخص شده رازها و تله*های بسیاری در آن وجود دارد و بر اساس یک افسانه قدیمی به زودی قهرمان جدیدی از آن بر خواهد خواست.


    اگه شما هم چیزی میدونید یا فکرمیکنید چیزی جاافتاده توبخش نظرات اعلام کنید تا درستش کنم.


    نقد این بازی :

    نسخه ی اول این بازی را به جرات میتوان بهترین نسخه ی بازی دانست.اکشن ناب در کنار داستان زیبای انتقام و صد البته MUSIC زیبای GREAD MARINO سبب شد که افسانه ی کریتوس خلق شود.

    گیم پلی :

    ابتدا در مورد مهمترین بخش بازی که سبب شد GOW بهترین HACK & SLASH در زمان خود و همچنین یکی از شاهان HACK & SLASH شود صحبت میکنیم.خوبی گیم پلی نسخه ی اول این بازی وجود معما های بسیار برای حل و همچنین اکشن زیبایش بود.در بازی معما های واقعا زیبایی برای حل کردن بود و باعث شد بسیاری از بازیبازان از حل معماهایش بیشتر خود اکشن لذت ببرند.اما اکشن بازی هم واقعا خوب کار شده بود.مخصوصا نواوری در اولین اسلحه ی زنجیری کریتوس یعنی (BLADES OF CHAOS).البته کریتوس برای کشتن دشمنانش سلاح های دیگری هم در دست داشت.او همچنین میتوانست از جادو هم استفاده کند.این جادو ها و سلاح ها (وجود نداشتن بیش از دو سلاح تنها نقص بازی از نظر بسیاری از منتقدان است ولی به نظر من این کمبود سلاح با عث شده بود که تمرکز بیشتری بر روی BLADES OF CHAOS شود و ان ها را تبدیل به بهترین سلاح در سری بازی های HACK & SLASH کنند).توسط هر یک از خدایان المپ به او داده میشد.کریتوس در این بازی با تمام خدایان المپ از جمله زئوس و پوسایدون و ارتیمس و هادس و ... در مکان های که همچون اینه بودن دیدار میکرد و این خدایان هر کدام قسمتی از قدرتشان را به او میداند تا بتواند اریس را شکست دهد.دومین سلاح BLADES OF ARTIMES نام داشت که توسط ارتیمس به او داده شد.این سلاح قدرت بسیار بالایی داشت ولی اصلا قابل مقایسه با BLADES OF CHAOS نیست. نکته ی دیگری که در اکشن بازی نقش داشت RAGE OF THE GODS بود .این قدرت که زمان دار میتوانستید ان را استفاده کنید به جرات میتوانم بگرویم قدرتتان چندین برابر میشد .در کل گیم پلی بازی را میتوان تلفیقی کاملا بجا و درست از دوبخش معما و اکشن ناب دانست.

    گرافیک بازی:

    انقلابی در سطح کنسول PS2 بود.در زمان عرضه اش بهترین گرافیک را بر روی کنسول PS2 داشت.بافت ها عالی کار شده بودند مدل کریتوس واقعا عالی بود و افکت اب نیز همواره چشم ها را نوازش میکرد.کمتر منتقدی بود که از گرافیک این بازی انتقاد کنه و ان را عالی نداند.

    داستان بازی:

    در مقدمه بخش هایی از داستان ذکر شد.اساسی ترین نکته ی مبهم داستان بازی قبر کن معروف در بازی است.شخصی که بعد ها در نسخه ی PSP بازی مشخص شد که همان زئوس است.اتنا خدای حکمت و استراتژِی های جنگی برای نجات شهرش یعنی اتن از چنگال اریس در طول بازی کریتوس را همراهی میکند و او را در رسیدن به هدفش سوق میدهد.کریتوس به تمام بخش های یونان قدم گذاشت.تنها برای یک هدف .کشتن اریس خدای جنگ.اما تنها قدرتی که میتوانست یک خدا را از پا در اورد قدرت اتش امید بود.این قدرت در جعبه ی پاندورا که در معبد پاندورا بر روی شانه های کرونوس (تایتان بزرگ و پدر زئوس)بود قرار داشت.کریتوس پس از زجر های فراوان توانست ان جعبه را از معبد پاندورا خارج کند.در دروازه ی انجا بود که همه ی بازیبازان و کریتوس فکر میکردند کارشان تمام شده است و باید به جنگ با اریس بروند.اما اریس خدای جنگ است و از اتفاقات در حال رخ دادن در معبد پاندورا اگاه بود.اریس یکی از پایه های اتن را بلند کرده و به طرف کریتوس پرتاب میکند.این پایه مسافتی بسیار طولانی را طی میکند تا به کریتوس برسد.در این هنگام شکم کریتوس به اندازه ی نیم متر سوراخ شد.بعد پرندگان اریس جعبه ی پاندورا را بلند کرده و به طرف او میبرند.کریتوس مرد.و به دنیای مردگان منتقل شد.ولی قهرمان بازی ما تسلیم نمیشداو پس از مبارزه با دشمنان و ارواح در حال سوختن که در واقع افراد ارتش اریس بودند به پایان دنیای مردگان رسید.انجا بود که یک تناب از اسان به زمین بودند.کریتوس از ان تناب بالا میرود و قبر کن مرموز بازی را میبیند.انجاست که متوجه میشود که او نمیتواند انسانی معمولی باشد.رویش را بر میگرداند و میبیند او نیست بعد میپرسد که او کی بود و از اسمان ندایی می اید در حالی که رعد و برق اسمان را فرا گرفته و میگوید : ATHENA IS NOT THE ONLY GOD THAT WATCH OVER YOU (درست است زئوس جان فرزندش برایش اهمیت داشته است).بعد از ان کریتوس به سمت اریس مرود در حالی که اریس جعبه ی پاندو را در دست داشته و خطاب به خدایان المپ میگوید : ZEUS YOU ALWAYS CAST YOUR FAVOR ON ATHENA WHEN HIS CITY IS IN RUIN BEFORE ME.DO YOU WANT ME USE YOUR PERCIOUS BOX AGAINST OLAMPUS?? در اینجا کریتوس از قدرت زئوس که به او عطا شده بود استفاده کرده و جعبه ی پاندو را را از دست اریس خارج میکند.کریتوس در جعبه را بازی میکند و بقیه اش هم که میدانید چه شد.
    شاید برای خیلی این بخش از مطلب که گفته شد زئوس فرزندش را دوست داشت مبهم باشد به همین دلیل تصمیم گرفتم تا توضیحاتی در این مورد بدهم.پس از باز شدن جعبه ی پاندورا هر چیزی که توسط زئوس در ان گذاشته شده بود از ان خارج گردید.از جمله ی این موارد میتوان به ترس و حسادت و شهوت اشاره کرد.(اتش امید توسط اتنا ی نامرد که از انسان های بدش می امد و نمی خواست که ن ها بر علیه المپ بایستند قبلا در جعبه قرار گرفته بود.)ترس وجود زئوس را فرا گرفت.این ترس که ناشی از باز شدن جعبه بود کمر سلطان خدایان را شکست و باعث شد که قصد جان فرزندش کریتوس را بکند.ترس از اینکه ممکن است کریتوس زئوس را بکشد و تخت سلطنت را از او بگیرد باعث و بانی این حادثه شد.
    امیدوارم که تما سوالات شما پاسخ داده شود.اگر سوال دیگری است بیان کنید.

    صداگذاری و موزیک :

    در ابتدا ی بازی بیا شده بود.صدا گذاری در بالاترین کیفیت خود قرار داشت و موزیک نیز به بهترین حالت خود بود.موزیک این نسخه انقدر زیبا بود که از بعضی از ان ها در شماره های بعدی ان استفاده شد.اهنگساز این بازی گرید مارینو بود که بسیاری از اهنگ های نسخه های بعدی همچون RAGE OF SPARTA و همچنین اهنگ ابتدایی GOW است.

    گیم پلی : 9.8
    داستان : 10
    صداگذاری : 9.5
    گرافیک : 9.9
    جمع کلی نمرات : 9.8


    قدرت ها واسلحه ها :

    ( شمشیرهای آشوب) : شمشیر های آشوب در عمیق ترین مکان های هادس ساخته شده است که توسط اریس به کریتوس داده می شود ، این شمشیر ها ظاهری با دنده های بزرگ و برنده با گوشه هایی گرد دارند و توسط دو زنجیر بلند به دستان کریتوس داغ شده اند و قادر به از بین بردن هر دشمنی هستند . این شمشیر ها هموراه بهترین ، کار آمد ترین و اصلی ترین سلاح کریتوس هستند و عضوی جدا نشدنی از او محسوب می شوند. [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]Blade of chaos


    Blade of Artemis (شمشیر آرتمیس) : این شمشیر توسط الهه آرتمیس به کریتوس اهدا می شود که حالتی خمیده دارد و بسیار هم سنگین است ، این شمشیر صدمه ی بیشتری نسبت به شمشیر های آشوب به دشمنان وارد می کند اما به علت سنگینی کار با آن کمی کند صورت می گیرد .
    قدرت ها
    Poseidon’s Rage (خشم پوزئیدون) : این قدرت توسط پوزئیدون خدای دریاها به کریتوس اهدا می شود که قابلیت برق دادن تعداد کثیری از دشمنان که نزدیک کریتوس قرار دارند را دارا می باشد . همچنین یکی از کارآمد ترین قدرت های بازی محسوب می شود.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]Poseidon’s Rage


    Medusa’s gaze (نگاه مستقیم مدوزا) : کریتوس این قدرت توسط از بین بردن مدوزا به دست میاورد و با کندن سر او و گرفتن آن به طرف دشمنان قادر است آن ها را تبدیل به سنگ کند ، البته اگر پس ار مدتی به آن ها ضربه وارد نکند دوباره به حالت عادی باز می گردنند.
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]Medusa’s gaze

    Zeus’s fury (خشم زئوس) : این قدرت توسط زئوس به کریتوس اهدا می شود که به او اجازه می دهد تا با ساختن یک صاعقه در دست خود و پرتاب آن به سوی دشمنان آنان را از میان بر دارد ، همچنین این قدرت در حل معماها و پیشبرد بازی نقش به سزایی دارد.
    Army of Hades (ارتش جهنم) : همانطور که از نام این قدرت پیداست ، توسط هادس خدای زیرین به کریتوس داده می شود که کریتوس توسط ان می تواند با ارسال ارواح جهنمی به سوی هر دشمنی ان را بدون دردسر از بین ببرد.
    Rage of the Gods (خشم خدایان) : این قدرتی است که کریتوس در اوایل بازی از خدایان هدیه می گیرد و با استفاده از این قدرت بدن او مانند جریان برق می شود و ضربات او در این حالت بسیار مهلک است اما زمان استفاده از این قدرت بسیار محدود است.






    معرفی غول ها یا Boss ها


    Hydera : هایدرا اولین غولی است که شما با آن مبارزه می کنید ، او یک مار چند سر است و هم اندازه ی یک جزیره است . پوزئیدون برای ثابت کردن حق حاکمیت خود در دریاها آن ها را برای از بین بردن ملوانان و کشتی ها می فرستد . برای از بین بردن هایدرا باید سر اصلی او را از بین برد تا سر های کوچکتر کاملا از بین روند.


    Medusa : مدوزا ملکه ی نسلی از موجودات اسا طیری به نام Gragon ها است ، آن ها در کمک به اریس در گوشه و کنار شهر آتن به از بین بردن مردم و شهر مشغول هستند ، افرودیته یکی ار الهه ها نفرت بسیاری از مدوزا دارد به همین دلیل از کریتوس می خواهد مدوزا را از بین ببرد و از سر او برای از بین بردن دشمنان استفاده کند.


    Pandora’s Guardian : این غول حدود ۲۰ فوت قد دارد و به عنوان نگهبان قسمتی از مقبره پسر ، معمار معبد پاندورا که به هادس ارتباط دارد انجام وظیفه می کند. شکل ظاهری او مانند یک گاو است که زره ای بسیار محکم و چند لایه به تن دارد که او را از اصابت ضربه ها به تنش مصون نگه می دارد . کریتوس موفق می شود با شلیک گلوله های آتشین به سمت او لایه های زره ای او را از بین ببرد و او را نابود سازد.

    Ares : فکر کنم اگر تا به این جای کار مقاله را کامل خوانده باشید دیگر نیازی به معرفی و توصیف اریس نباشد.
    اریس آخرین نفری بود که کریتوس باید در gow1 با او مبارزه می کرد ، او مسبب مرگ خانوا ده ی کریتوس بود و کریتوس هم به دنبال انتقام از او . اریس یک زره ی آهنی قهوه ای داشت و از قدرت بسیار بالایی برخوردار بود ، نا سلامتی او خدای جنگ بود ، اما آتش انتقام کریتوس سرانجام اریس را هم در بر گرفت و از بین برد.


    دشمنان معمولی :

    معرفی دشمنان موجود در بازی

    یونان سرزمینی اساطیری است و موجودات اساطیری آن هم یکی دو تا نیستند . به جرأت می توان گفت سری بازی های god of war یکی از بهترین مراجع برای آشنایی و شناخت تعدادی از این موجودات می باشد . اکنون تمامی دشمنانی که کریتوس در gow1.2 با آن ها دست و پنجه نرم کرده است را به اختصار خدمت شما عزیزان و علاقه مندان معرفی خواهیم کرد.


    Minotaurs : آن ها حدود هشت پا ارتفاع دارند و آناتومی آن ها نزدیک به انسان است . آن ها روی پای عقبی خود راه می روند و در اواخر بازی بسیار قدرتمند می شوند ، و کریتوس اکثرا با فرو کردن شمشیر در گلوی آن ها ، آن ها را از بین می برد.


    Harpies : این موجودات زنان ناقص نیمه پرنده ای هستند که به صورت فردی بسیار ضعیف می باشند و اکثرا به صورت گروهی حمله می کنند و می توانند گاز یا چنگ بگیرند . حملات آن ها به صورت دسته جمعی می تواند کریتوس را از پای در آورد.

    Wraiths : این موجودات روح افراد خبیث در جهنم هستند که با حاله ای از دود سیاه ظاهر می شوند و از زیر زمین حمله می کنند . همچنین آن ها یک شمشیر تیغه دار هم دارند.

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]Wraiths

    Gorgons : آن ها موجوداتی شبیه به انسان ها هستند با

    رنگی سبز و به صورت خزنده حرکت می کنند ، جنس آن ها اساسا ماده است و به جای مو روی سرشان اجساد مار های کوچک است. آن ها قادرند با پرتو چشم خود دیگر موجودات را به سنگ تبدیل کنند.

    Sirens : موجوداتی شبیه به زنان با موی بلند چتری و ناقص و چهره ی زشت ، به راحتی نمی توان مکان آن ها را پیدا کرد مگر با گوش کردن به صدای آن ها.
    Satyrs : آن ها قدی حدود ۶-۷ پا دارند و روی پاهای عقبی خود راه می روند ، باید گفت آن ها جنگجویانی ماهر هستند و توسط نیزه های منحصر به فرد مبارزه می کنند. آن ها در هر شرایطی قادر به مبارزه هستند و تبهر اصلی آن ها در دفاع کردن مقابل ضربه های مداوم است .
    Centaurs : موجوداتی که نیمی از آن ها انسان است و نیم دیگر آن ها اسب ، آن ها از سر تا کمر زره دارند و از کمر به بعد تبدیل به اسب می شوند. سلاح آن ها برای مبارزه ، شمشیر ، نیزه و تیرو کمان است البته گاهی گلوله های آتشین هم پرتاب می کنند.
    Cerberus : سگ های سه سری هستند که حدود ۸-۱۰ پا بلندی قامت دارند ، نفس آن ها به صورت آتش است ، همچنین به سرعت قادر به تولید مثل و تشکیل نوزاد هستند که این نوزاد ها به سرعت بالغ و هم اندازه خودشان می شوند . سربروس ها یکی از قدرتمن ترین دشمنان کریتوس هستند.

    Cerberus seeds : همان توله سگ های کوچکی هستند که توسط سربروس ها متولد می شوند و به سرعت بالغ میشوند.


    اینم رمزهای گیم شارک این بازی :Mastercode = 980C9D66. 78FBB0B3

    Infinite:

    Health = 28632282. E1BF7A65
    (Don't use when fighting last boss)

    Magic = 282A0478. E1BF7A65

    Rage of the Gods = 282A0403. E1BF7A65

    Max:

    Red Orbs/Power Up Meter = 286CEBF6. 0CA5B0AF

    Massive:

    Hit Counter = 2816ED40. F7C9E485_ 2816EDD8 .A1C9D6AC_ 2816EDED. 84C97A82_ 28019568 .A1426965
    Have:

    All Magic Abilities/Moves = 182A0445. 0CA5883E

    Magic Level Codes:
    Max:
    Zeus' Fury = 286CEB9C. 0CA57A71
    Blade of Artemis = 286C52D8 .0CA57A71
    Army of Hades = 286C5240. 0CA57A71
    Blades of Chaos = 286C52ED. 0CA57A6F
    Poseidon's Rage = 286CEB64. 0CA57A71

    Medusa's Gaze = 286CEBE5. 0CA57A71

    Item Codes:

    Have
    All Muse Keys = 082A044A. 0CA57A71


    اینم یه چندتا عکس(واسه این که با محیط بازی بیشترآشنا بشید) :

    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید][فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید] [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    اگه سوالی داشتید حتما بگید چون من هرروزتاپیک ها وپست هامو چک میکنم.
    لینک دانلود خدای جنگ 1هم دارم اگه کسی میخوادتو بخش نظرات اعلام کنه. حتما میزارم
    سلام. برای باز کردن لباس های جدید خدای جنگ یک چیکار کنم؟

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123