نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: بیوگرافی Talia Al'Ghul در دنیای اینجاستیس

  1. بیوگرافی Talia Al'Ghul در دنیای اینجاستیس

    #1
    Sub-100 آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    May 2012
    نوشته ها
    869
    علاقه مند به
    harleyquinn
    محل سکونت
    Graveyard
    سن
    19
    تشکر
    1,403
    تشکر شده 4,601 بار در 933 ارسال
    حالت من
    Sarbezir
    تگ شده
    5 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها




    تالیا القول یک کاراکتر فرعی در بازی اینجاستیس است که به عنوان یک ساپورت کارت در ورژن موبایل این بازی حضور یافته است.

    بیوگرافی:
    تالیا القول دختر تروریست بین المللی، ریش القول است. به همین علت او یکی از اعضای لیگ قاتلان به شمار می رود. ریش اعتراف کرد که در نظرش بتمن پدری کاملا مناسب برای وارثش خواهد بود و همینطور تالیا او را عشق خود میدانست. در نتیجه این دو با هم ازدواج کردند. در ماجرا های اولش، تالیا شرور نبود و بسیار به پدرش وفادار بود. ولی در نهایت کار هایش به حق شیطانی شدند و به یکی از نامدار ترین خلافکاران جهان تبدیل شد. کودکی که از بتمن داشت دامیان وین نام گرفت که بعدا تبدیل به رابین شد.

    قدرت ها و توانایی ها:
    • طول عمر زیاد
    • نبوغ بسیار بسیار زیاد
    • مبارزه ی تن به تن پیشرفته
    • تیر اندازی
    • شمشیر زنی



    MKCenter.ir

    Devil is not born
    Devil is made
    by the corrupt hearts of those who give up on hope




  2. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید Sub-100 از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (01-24-2015),scorpion123 (01-23-2015)

  3. #2
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,905 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سه نکته:
    1-راز القول نبود؟؟؟؟
    2-بتمن؟تالیا؟شیطونا
    این ساپورت کارتا چیه ما نفهمیدیم
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟