صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 55

موضوع: اندینگ های کارکترای مورتال کامبت x (ترجمه ی فارسی)

  1. اندینگ های کارکترای مورتال کامبت x (ترجمه ی فارسی)

    #1
    Princess Kitana آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    784
    علاقه مند به
    kitana
    محل سکونت
    Edenia
    سن
    28
    تشکر
    2,780
    تشکر شده 3,356 بار در 594 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    9 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها



    در این تاپیک ترجمه ی اندینگ های کاراکترای مورتال کامبت x که با ترجمه ی فارسی
    قرار داده میشه. سعی میکنم هرروز یک اندینگ رو قرار بدم



    با کلیک بروی هر عکس هرکاراکتر،اندینگ اون شخصیت رو ببنید:

    لیست کاراکترا:


    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *

    *

    *

    *

    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]*
    *

    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]* [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *


    *

    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *

    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *

    *

    *

    *
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    *

    *






  2. 42 کاربر به خاطر ارسال مفید Princess Kitana از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    alifat (04-28-2015),aryafar (03-04-2016),AS-SCORPION (04-28-2015),Bi-Han (04-28-2015),DARK GAIA (09-30-2015),Dark Noob (04-29-2015),DFSHINNOK7 (04-30-2015),E R M A C (04-29-2015),EMPEROR (04-28-2015),Farshad Grayson (05-13-2015),Holy Ninja (09-04-2015),javadali2626 (04-28-2015),Kombo Master (06-21-2015),Legend Of Darkness (04-29-2015),liu-kang (04-30-2015),Lord Quan chi (06-12-2015),love day (08-05-2015),mahyar_ach (08-25-2015),mmd9011 (04-28-2015),mojtaba 24 (04-29-2015),mortal kombat orginal (08-28-2015),Nima79h (04-28-2015),nj.subzero (04-28-2015),NOOB_ALI (04-22-2016),Noob__Smoke (08-27-2015),Onaga (04-29-2015),predatorr (03-28-2016),RedDragon (08-28-2015),ruler (05-10-2015),scorpion123 (06-28-2015),scorsub (04-21-2016),Shirai Ryu Warrior (07-24-2015),staibod (04-21-2016),Sub-100 (05-14-2015),SUB-SOROUSH (04-30-2015),T A R O K H (04-29-2015),The Great HEZAR (04-28-2015),The JokeR (04-29-2015),Thunder boy (05-10-2015),VAHID.K.R (05-10-2015),zero vii (06-19-2015),Zotac_MHz (08-26-2015)

  3. #21
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,904 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    shinnok

    قلمرو زمین متعلق به شیناک بود.این ناحیه به یک منطقه عملیاتی تبدیل شده بود که از طریق آن شینوک توانست جنگ اش با خدایان ارشد را به پایان برساند.

    جنگی که از ازل شروع شده بود خدایان ارشد به ساکنین این ناحیه دروغ گفته بودن:آن ها ماهیت انسانی نداشته بلکه جزء بخشی از یک موجود بزرگتر به نام موجود یگانه بودند.شینوک قلمرو ها را با هم ادغام کرد و باعث ترس و وحشت شد.

    یک بار دیگر این قلمرو واحد توانست خدایان ارشد را شکست دهد...شیناک با رضایت به پیروزی هایش نگاه می کرد.این واقعیت در نهایت به پایان رسیده بود...


    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  4. 14 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    assassinsubzero (07-07-2015),Bi-Han (07-07-2015),DARK GAIA (10-22-2015),EMPEROR (07-08-2015),javadali2626 (07-07-2015),Lord Quan chi (07-08-2015),mojtaba 24 (07-07-2015),predatorr (03-28-2016),Princess Kitana (07-07-2015),RedDragon (07-08-2015),scorsub (04-21-2016),Shirai Ryu Warrior (01-25-2016),The JokeR (07-07-2015),Thunder boy (07-07-2015)

  5. Smile

    #22
    Princess Kitana آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    784
    علاقه مند به
    kitana
    محل سکونت
    Edenia
    سن
    28
    تشکر
    2,780
    تشکر شده 3,356 بار در 594 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    9 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    Jax




    پس از شکست شیناک،جانی کیج در بیمارستان بستری شد و از جکس خواست که جای اونو به عنوان رهبر گروه پر کنه،جکس هم پذیرفت



    این فرصتی برای اون بود تا وقت بیشتری رو با جکی بگذرونه و ازش محافظت کنه! پس از گذروندن یک ماموریت معمول حمل و نقل.بزرگترین ترس جکس به حقیقت پیوست
    ناگهانارون بلک مزدور ظاهر شد و شروع کرد به شلیک کردن به سمت اونها!از شانس خوب جکی و افراد گروه، واکنش سریع جکس و دستان ضدگلوله او باعث شد هیچکدوم از گلولها به آنها اصابت نکنه و جکس به سرعت بلک رو شکست داد.



    بعداز این اتفاق همینطور که لکه های خون سینه ی اونو فرا میگرفتند،او از حال رفت

  6. 14 کاربر به خاطر ارسال مفید Princess Kitana از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    alifat (07-09-2015),DARK GAIA (10-31-2015),EMPEROR (07-08-2015),javadali2626 (08-20-2015),Lord Quan chi (07-08-2015),Nima79h (07-08-2015),nj.subzero (07-09-2015),predatorr (03-28-2016),RedDragon (07-08-2015),scorpion123 (07-09-2015),scorsub (04-21-2016),Shirai Ryu Warrior (01-25-2016),The JokeR (07-24-2015),Thunder boy (07-08-2015)

  7. #23
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,904 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    cassie cage

    پیروزی احساس بر انگیز کسی کیج بر شینوک این امکان را برای رایدن فراهم ساخت تا یک وظیفه مهم و جدید به او بدهد و این وظیفه به دام انداختن یک دزد روح بود.هیچ کس جرات نمی کرد به کسی به گوید که ممکن است روح شنگ سونگ باشد که دوباره زنده شده.

    پس از دنبال کردن او در آخرین منطقه او به پیرمردی سالخورده بر خورد کرد.او با نا امیدی جنگید ولی در نهایت شکست خورد.

    در حالیکه پیرمرد روی زمین افتاده بود در حال مردن بود کسی نامش را پرسید.او با ناراحتی و یک آرامش درونی زمزمه کرد:شوجینکو


    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  8. 17 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    alifat (07-24-2015),aryafar (03-04-2016),Bi-Han (07-09-2015),DARK GAIA (10-31-2015),Dark Noob (07-09-2015),EMPEROR (07-10-2015),Farshad Grayson (08-24-2015),javadali2626 (08-20-2015),Kiyarad81 (07-09-2015),love day (08-06-2015),mojtaba 24 (07-10-2015),predatorr (03-28-2016),Princess Kitana (07-10-2015),RedDragon (07-10-2015),scorsub (04-21-2016),The JokeR (07-24-2015),Thunder boy (07-10-2015)

  9. #24
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,904 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    johnnycage

    زندگی جانی کیج عجیب تر از یک فیلم علمی تخیلی بود اما او به خوبی می دانست که به انتهای آخرین سکانس آن نزدیک می شود.

    با استفاده از جهت یابی ریدن جانی می توانست تا استحکامات جزیره متروک شنگ سونگ با کشتی رد کند...همان مکانی که ماجراجویی هایش از آن جا آغاز شده بود تا برای آینده اش تصمیم بگیرد.

    جانی در میان سنگ ها یک کتاب قدیمی پیدا کرد.صفحات این کتاب نشان می داد شانگ سونگ راز زندگی طولانی مدت اش را در آن کتاب بر ملا کرده است.جانی کیج فعلا بازنشسته نخواهد شد...

    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  10. 12 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    alifat (07-24-2015),aryafar (03-04-2016),Bi-Han (07-24-2015),EMPEROR (07-24-2015),javadali2626 (08-20-2015),Noob__Smoke (07-24-2015),Princess Kitana (07-24-2015),RedDragon (08-23-2015),scorsub (04-21-2016),The JokeR (07-24-2015),Thunder boy (07-24-2015),Zotac_MHz (08-24-2015)

  11. #25
    Princess Kitana آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    784
    علاقه مند به
    kitana
    محل سکونت
    Edenia
    سن
    28
    تشکر
    2,780
    تشکر شده 3,356 بار در 594 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    9 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    ویترین مدال ها

    Kung jin


    خانواده ی کونگ جین بخاطر نقش او در نجات زمین،یک مجمسه همانندش ساختند تا به گنجینه ی خدمتگذاران ریدن اضافه بشه.



    اما باور او در مورد یک شخص(کونگ لائو) نمیتونست مدت طولانی مورد قبل خانوادش واقع بشه.کونگ جین به دنبال پسر عموش رفت و اونو در ندرلیم یافت.

    ریدن براین باوربود که روح کونگ لائو بدون کوان چی و جادوی اون برای باطل کردنش،تا ابد زندانی خواهد ماند



    اما کونگ جین میدونست که قدرت شائولین قدرتمند تر از جادوی یک جادوگره! او عهد کرد که به کونگ لائوکمک کنه تا از شر شیطانی که دوباره زنده کردتش خلاص بشه


  12. 9 کاربر به خاطر ارسال مفید Princess Kitana از ایشان تشکر کرده اند:

    aryafar (03-04-2016),Bi-Han (08-24-2015),nj.subzero (08-24-2015),Noob__Smoke (08-24-2015),reu.khan (03-13-2017),scorsub (04-21-2016),Shirai Ryu Warrior (08-24-2015),The JokeR (08-26-2015),Thunder boy (08-24-2015)

  13. #26
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,904 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    از طرف پرنسس به اسکورپیون 123=اسپم زدایی شود انجام شد
    Mileena




    ملینا با زور و تقلا موفق به غلبه بر دشمن شد.او همه جا را بهم ریخت و احساس کرد که روحش از اجرام آسمان در حال آمدن به سمت زمین است.

    و درون یک محفظه بیدار شد.دور و برش تعداد بیشماری از آدم هایی بودند که دقیقا شکل و شمایلشان کپی او بود.ملینا متوجه شد که می تواند ذهن آن انسان ها را بخواند و آن ها به او تعلق دارند.

    او به سرعت متوجه شد که داشتن تعداد زیادی جنگ جوی درنده خشمگین که دارای ذهن مشترک هستند چقدر مفید است.مادامیکه آن ها برای انتقام از دشمنانشان نقشه می کشیدند خالق ملینا با خنده اهسته خود در حال پیداکردن او بود...

    ویرایش توسط Princess Kitana : 08-27-2015 در ساعت 02:48 PM
    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  14. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    BARAKA_Classic (04-13-2016),Bi-Han (08-27-2015),DARK GAIA (10-20-2015),Dark Noob (08-27-2015),Noob__Smoke (08-27-2015),Princess Kitana (08-27-2015),RedDragon (08-27-2015),scorsub (04-21-2016),Shirai Ryu Warrior (08-27-2015),The JokeR (08-27-2015),Thunder boy (08-27-2015)

  15. #27
    scorpion123 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    938
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    20
    تشکر
    840
    تشکر شده 2,904 بار در 890 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    4
    حالت من
    Badjens
    تگ شده
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    دوستان بزارید عرق پستی که گفتم پست غیر اندینگ نزارید خشک بشه بعد پست غیر اندینگ بزاریداین بحثارو تو چت باکسم می شه کرد به والله
    reptile


    پس از شکست شینوک رپتایل توسط کوتال کان به قلمرو ارت لم فراخوانده شد تا میزان خرابی ها را ارزیابی کند.چندین درخواست کمک می توانست برای برطرف کردن اختلافات در آینده مفید باشد.

    در طول زمان بحران،رپتایل اتفاقی با یک غار فرو ریخته مواجه شد.او از این که میدید جانوارن رپتورز از غار خارج می شوند حسابی جا خورده بود.این جانوارن هیچ گاه ارت لم را به سمت قلمرو دیگر ترک نکرده بودند و در این غار جایشان امن بود و می توانستند در آن پنهان شوند.

    رپتایل دیگر تنها نبود.او با خود عهد کرد که با هم نژادی هایش که دوباره پیدا کرده بود بماند و سرزمینشان را نجات دهد...

    ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده ای؟
    وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده ای؟
    ای سرو خوش بالای، من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من ،از من چرا رنجیدهای؟
    بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
    وز ناوکت پرخون شدم ،از من چرا رنجیده ای؟
    گر من بمیرم در غمت ،خونم بتا در گردنت
    فردا بگیرد دامنت ،از من چرا رنجیده ای؟

  16. 12 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpion123 از ایشان تشکر کرده اند:

    + Show/Hide list of the thanked

    DARK GAIA (10-20-2015),Dark Noob (08-28-2015),Holy Ninja (08-29-2015),mortal kombat orginal (08-28-2015),Noob__Smoke (08-28-2015),predatorr (03-28-2016),Princess Kitana (08-28-2015),RedDragon (08-28-2015),scorsub (04-21-2016),The JokeR (08-28-2015),Thunder boy (09-10-2015),Zotac_MHz (08-28-2015)

  17. #28
    DARK GAIA آواتار ها کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    438
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    هیچ کجا
    تشکر
    1,207
    تشکر شده 1,072 بار در 363 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Ghamgin
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Kano


    کینو همیشه یک بازمانده بوده اما بالاخره روزی باید تسلیم سرنوشت شود
    عقاید های وی در ترور های بی رحمانه نیز با خودش به گور می رفت
    مگر اینکه او بتواند روش های خود را به نسل جدید انتقال دهد


    مبارزه کردن،کار با سلاح،خراب کردن تجهیزات فوق پیشرفته،آموزش شکنجه کردن...
    همه این ها میتوانند برنامه تحصیلی مورد نظر او باشد
    اما قبل از اینکه دانش آموزان بتوانند تکنیک های او را یاد بگیرند،کینو باید ضعف آنها را از بین ببرد


    آنها یاد می گیرند یا تا مرگ پیش می روند
    اولین شاگرد کینو؟فرزند خودش
    کلاس هم اکنون در جریان است
    با تشکر از Prinsecc Kitana








    Quan Chi


    کوان چی برای مدت های زیادی خدمتکار شیناک بود
    وظیفه او در آزاد کردن شیناک از حبس متوجه الدرگاد ها نشد
    شیناک تهدیدی به حساب نمی آمد اما کار های کوان چی موجب ظهور یک قدرت جدید شد


    پس از چندی مشورت الدرگاد ها تصمیم به اجرای نقشه ای گرفتند
    تا تعادل میان این قدرت حفظ شود قبل از اینکه بیشتر رشد کند


    اراده آزادی در روح کوان چی از بین رفت و او را به یک راه رهنمود کرد:
    "او باید ریدن را بکشد"
    ویرایش توسط Princess Kitana : 10-19-2015 در ساعت 01:52 PM
    fr-041_debris - Farbausch

  18. 9 کاربر به خاطر ارسال مفید DARK GAIA از ایشان تشکر کرده اند:

    aryafar (03-04-2016),Holy Ninja (02-12-2016),predatorr (03-28-2016),Princess Kitana (10-19-2015),RedDragon (10-19-2015),scorsub (04-21-2016),Shirai Ryu Warrior (01-25-2016),The JokeR (10-19-2015),Thunder boy (01-25-2016)

  19. #29
    Thunder boy آواتار ها Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,144
    علاقه مند به
    raiden
    تشکر
    1,804
    تشکر شده 3,504 بار در 1,315 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Badhal
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    پس بقیش چیشد؟؟؟؟؟؟خیلی وقته نزاشتین
    http://upload7.ir/images/62988384481640551445.jpg

  20. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید Thunder boy از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (01-25-2016),scorsub (04-21-2016)

  21. #30
    ♦♦♦viper♦♦♦ آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    168
    علاقه مند به
    smoke
    محل سکونت
    ahvaz city
    تشکر
    853
    تشکر شده 329 بار در 143 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Leatherface
    __________________________________________________ __________________

    صورت چرمی نیم تنه پایین بدن پیرمرد را در یک لباس عجیب غریب قطع کرد
    شاید الان آن مرده باشه،صورت چرمی متوجه دختر زیبا با موهای زرد که آدامس میجوید شد.
    او جذابترین ماسک خودش رو برد و یک کمپ نظامی پیدا کرد که دختر را میشود بیشتر روزها آنجا دید

    او چند نگهبان و چند تا از دوستان او را قطع کرد تا به آن برسد،اما ارزشش رو داشت.
    او از جیبش صورت پیر مرد را در آورد که برای دختر نگهش داشته بود تا به او هدیه بدهد.
    دختر آن هدیه را نپذیرفت و او بود که خوشش نیامد.
    سپس صورت چرمی آن را به قطعات کوچک خورد کرد تا در فلفل قرمزش استفاده کند
    بعد او ماسکش را در آورد و مشغول کار بر روی صورت دختر شد.
    اگر دوست دخترش نمیشود ،میتوان از او در جهات دیگر استفاده کرد.



    Life :::::: > SONY


  22. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید ♦♦♦viper♦♦♦ از ایشان تشکر کرده اند:

    aryafar (03-04-2016),Holy Ninja (03-05-2016),love day (03-04-2016),mahyar_ach (07-10-2016),Nima79h (03-04-2016),predatorr (03-28-2016),scorsub (04-21-2016),The JokeR (04-19-2016)

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع