صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از 31 به 36 از 36

موضوع: داستان گلوله ها داستان زندگی ارون بلک

  1. داستان گلوله ها داستان زندگی ارون بلک

    #1
    10000 500 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    109
    علاقه مند به
    sub-zero
    سن
    12
    تشکر
    44
    تشکر شده 205 بار در 125 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Shokeh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    ثبت نام آغاز شد(لیو کنگ و خیلی ها مثل اسکورپیون نیست )



    درزم اون بلک منم
    به کسی همه دوسش دارن شک کن.هیچکس نمیتونه همرو از خودش راضی نگه داره.مگر اینکه یه خصلت کثیف رو تو خودش پرورش بده و اون..........دوروییه
    جوکر

  2. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید 10000 500 از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (01-25-2016),Noob__Smoke (02-25-2016),parsa mk (11-27-2015)

  3. #31
    10000 500 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    109
    علاقه مند به
    sub-zero
    سن
    12
    تشکر
    44
    تشکر شده 205 بار در 125 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Shokeh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط a.m.297 [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    ​من رپتایل باشم؟؟؟
    بله حتما منتظر بودم
    به کسی همه دوسش دارن شک کن.هیچکس نمیتونه همرو از خودش راضی نگه داره.مگر اینکه یه خصلت کثیف رو تو خودش پرورش بده و اون..........دوروییه
    جوکر

  4. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید 10000 500 از ایشان تشکر کرده اند:

    a.m.297 (02-26-2016),Noob__Smoke (02-25-2016)

  5. #32
    a.m.297 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    نوشته ها
    134
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    توی قم
    سن
    12
    تشکر
    266
    تشکر شده 100 بار در 60 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    ​داستانو بنویس دیگه
    با تایپیک های من همراه باشید

    داستان : به دنبال کشتن قسمت 5 در حال ساخت میباشد

    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=7368

    جیسون هیچ وقت نمیمیرد:

    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=7363

    زدن ایکس ری در کمبت 9 ماگن:

    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=7378

    کمبت پک 3 در راه است؟چه کسانی را دارد؟

    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=7392



  6. #33
    10000 500 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    109
    علاقه مند به
    sub-zero
    سن
    12
    تشکر
    44
    تشکر شده 205 بار در 125 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Shokeh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    بعد میلارد ها سال فصل دوم
    اغاز داستان (ایا می دانستید من همیشه داستان رو فلبداهه می نوسم)
    آنچه گذشت:ارون بلک بافردی به نام کوتال کان آشنا شد و اماده حمله به جانشین شائوکان به نام ملینا.....
    ارون:کوتال کان. کوتال:بله ارون قربا سرباز اماده اند. زمانی که کوتال کان شروع میکنه به حرف زدن کالسکه حامل ملینا رد میشه کوتال:زمانی که کالسکه به مقصد رسید حمله کنید (سکوت(ارونجواب کوتال نداد) ) ارون! ارون! ارون:هان هان بله ببخشید داشتم اهنگ گوش می دام چشم قربان وقتی کالسکه به مقصد رسی حمله میکنیم کوتال:چی گوش درزمن بده منم گوش بدم ارون:اهنگ قاصدک از گروه ارین برفایید قربان گوش بدین. دوتایی باه:اروم اروم سپیده... یک سرباز :قربان کالسکه رسید کوتال:اتک در سالون تاج گذاری:
    ملینا:تارکان ها نژاد برتر.. ناگهان در ترکید بوووم ملینا: سیندل مگ قرا نبودبیخیال.
    کوتال: نژادبرتر منم. ملینا :حمله کوتال: حمله

    به کسی همه دوسش دارن شک کن.هیچکس نمیتونه همرو از خودش راضی نگه داره.مگر اینکه یه خصلت کثیف رو تو خودش پرورش بده و اون..........دوروییه
    جوکر

  7. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید 10000 500 از ایشان تشکر کرده است:

    Noob__Smoke (07-17-2016)

  8. #34
    Noob__Smoke آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    1,130
    علاقه مند به
    rain
    محل سکونت
    BLλCK MESA LABS
    تشکر
    4,051
    تشکر شده 2,477 بار در 1,096 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    20
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خوبه.ولی بعضی حرفارو نمینویسی
    منظورمن مخوام بم دستویی)

    ولی خب از برگشتنت خوشحالیم

    we Are Broken

  9. #35
    10000 500 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    109
    علاقه مند به
    sub-zero
    سن
    12
    تشکر
    44
    تشکر شده 205 بار در 125 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Shokeh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام دوستان من برگشتم و قست دارم داستانو ادمه بدم فصل دوم قسمت دوم
    آنچه گذشت:کوتا کان: اماده ی حمله بشید. کوتال کان: حملهههه. ملینا:حمله.
    حال حاضر:بعد از فرمان حمله ارون و سرباز ها به طرف تارکان ها رفتند ارون بارا کا به طرف هم دویدن ارو فت تیرش را کشید
    ام ناگهان با صنه ای وحشتناک مواجه شد چیزی مانند قلاب اسکور پیون از شکم بارا کا بیرون زده بود. ارون:اسکورپیون !!!
    اما او اسکور پیون نبود او بسرعت ناپدید و ارون اورا تشخیص نداد به حر حال ملینا و سپا هش فرار کردند کوتال کان تاج سلطنت دنیا ی خارج را بر سر نهاد و با غرور گفت:از این پس اینجا از آن شاه کوتا کان است
    در زمین (ارت لرم) رایدن زمانی که ما درگیر جنگ با کواچی و شیناک بو دیم حاکم جدیدی به نام کوتال کان حاکم شده و این عالیه دیگه درگیر جنگ با دنیا ی خارج نمی. شیم ساب-زیروخودم می دونم تو ایکس دارکهاین بعد از ماجرایه چیتر سونیاس)به هر حال اون اهل دنیا ی خارجه او نا همش اهل جنگن امکان نداره بهمون پیش نهاد تور نومتر ندن. جانی:ولی ما این جاییم تا از زمین دفاع کنیم.
    دنیای خارج:
    ارون روبه کوتال (این مکالمه از وسط پخش میشه):آره همون جوری که برات توصیف کردم یه قلاب از شکم باراکا زده بود بیرون.کوتال کان: این نشونه ها شومه این ها همه نشونه های.....
    چه موجودی باراکا را کشت؟ در سلطنت کوتال رابطه ی اوت رلم و ارت رلم چگونه خواهد بود همه ی این ها در قسمت بعد.
    به کسی همه دوسش دارن شک کن.هیچکس نمیتونه همرو از خودش راضی نگه داره.مگر اینکه یه خصلت کثیف رو تو خودش پرورش بده و اون..........دوروییه
    جوکر

  10. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید 10000 500 از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (07-31-2017),Kenshi fatality (08-01-2017),pereditor (08-02-2017)

  11. #36
    10000 500 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    109
    علاقه مند به
    sub-zero
    سن
    12
    تشکر
    44
    تشکر شده 205 بار در 125 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Shokeh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت 3 از فصل 2
    انچه گذشت:کوتال کان امپرور شد و صحبت هایی در مورد موجود مرموزی که باراکا رو کشت کرد
    حال حاضر:کوتال کان:این همه نشونه های الینه.ارون:الین؟اینکه وحشتناکه ونی خون خونو بد بختی .کوتال کان میشه خفه شی می دونم چیکار کنم باید پریدیتور هارو به خدمت بگیرمو ارون فرا/تورو بفرست با باسشون حرف بزنه.ارون:چشم.
    چندی بعد:فرا/تور به پیش کوتال رفتن کوتا کان:فرا/تور برید به باسه پردیتور ها بگینبه کمک ما بیان در عوض...فرا:در عوض چی؟کوتال:میتونن با مبارزه تو یه تر نومتر و پیروزی در اون کل اوت رلم رو بگیرن.فرا:اما قربان...کوتا کان حرف اورا قطع کرد و گفت:ما نمی بازیم برو حالا.... پایان
    می دونم چند وقتیه داستان اوفت کرده ولی خب سعیمو میکنم پیشرفت کنهبرای قسمت بعدبه کمک کسی نیاز دارم که بتونه با موگن کاراکتر میکر کا کنه
    به کسی همه دوسش دارن شک کن.هیچکس نمیتونه همرو از خودش راضی نگه داره.مگر اینکه یه خصلت کثیف رو تو خودش پرورش بده و اون..........دوروییه
    جوکر

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234