صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 20

موضوع: شعرهای کمباتی

  1. شعرهای کمباتی

    #1
    A D P آواتار ها THE STRANGE GUY
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    نوشته ها
    409
    علاقه مند به
    kung-lao
    محل سکونت
    Ye Jaei
    سن
    18
    تشکر
    233
    تشکر شده 840 بار در 308 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Ashegh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام

    بازم برگشتم پیشتون با یک تایپیک مسخره

    البته خیلی باحال:->

    در این تایپیک شعر ها بی مزه راجع به مورتال کمبت میگیم. ( تا استعداد های ادبی تون شکوفا بشه )

    من خودم یک شعر زیبا از زندگی جانی کیج سرودم که باهم میخونیم



    جانی مردی بود قوی و با شعور
    که او شـــــیناک را فرستاد به گور

    گشت کینو را با ارب ســـــبزش
    بلک دراگون هم دنبال مرگش

    بود بازیگــری باهوش و قــهار
    که دیگر کس ندارد با او هیچ کار

    ز فرت تنهایی افسرده شد او
    که سونیا اورا دید و گفت :« هی یو !»

    بدو گفت سونیا :« کای مرد
    سریع بیندیش که چه باید کرد؟

    تو را دهم نشانی به روانشـــناس
    روانشناسی باهوش و خوشتیپ و خاص

    کیج برخاست و به نزد وی بِرِفت
    و تا میدان آزادی تاکسی گرفت

    آن مشاور کس نبود جز م. جکس
    عضو گروه اسپشیال و بروبکس

    بدو گفت:« کای مرد پیر افسرده ام!
    رنج دنیا و غم و غصه ها خورده ام!

    گفتش:« که تو را دهم کمبات ایکس
    برو نصبش بکن با 6 دیسک(دیکس)

    گشت جانی زین گفته شاد و شنگول
    که رفت و خرید یه کیلو انگور (انگول)

    ماه ها بود که جانی خوشحال بود
    با اسکور و ساب و جکس او را حال بود

    تا که روزی در ماه جولای
    از عجز در خانه اش کرد فریاد

    کاین چیست که ادبون ساخته است ؟
    کمبت پک 2 ***************** است

    با لگد سایه اش کنسول را شکست
    به قصد سفر بار و بندیل را ببست

    ناگه او را هواداری در راه دید
    گفت تو بودی در فیلم
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

    که کینو اورا کشت با اپرکات
    و تمام کمبتو داد بر باد

    جانی از خشم درونش او را کشت
    و به قانون همانجا کرد پشت

    سپس ستوانی او را گرفت
    و بدو گفت :« کای مرد خـ**ت

    فکر کردی جهان، کمبات است؟
    او را کشت و این شعر را ببست...



    اطلاعات شعر

    اطلاعات شعر

    سروده : aryan23

    قالب : مثنوی

    سال انتشار: 2015 ( همزمان با انتشار کمبت پک 2



    دفعه های بعدی عکس هم میزارم

    لطفا کسی پستو به سطل آشغال منتقل نکنه چون دوسش دارم

    راستی...

    همه می تونن اشعارشونو اینجا به اشتراک بزارن

  2. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید A D P از ایشان تشکر کرده اند:

    aryafar (12-28-2015),♦♦♦viper♦♦♦ (12-23-2015),Dark Noob (12-22-2015),Farshad Grayson (12-22-2015),mortal kombat smoke (12-23-2015),Shirai Ryu Warrior (12-23-2015),TB.C.Cage (12-23-2015)

  3. #11
    Shirai Ryu Warrior آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    نوشته ها
    1,378
    علاقه مند به
    scorpion
    تشکر
    2,162
    تشکر شده 3,224 بار در 1,205 ارسال
    حالت من
    Gerye
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    دوستان شاعر بزرگوار...

    گر دراین محفل نمودی شرکت تو
    گو قالب را که مردیم از کف تو
    ////////
    چطور است قالب شعر تو نو شعر مونو شعر فلان
    مانده ام در جملگی اشعار ما از بهر آن


    یه سلام و یه درود

    امیدوارم همه بچه های انجمن حالشون عالی باشه تنشون سلامت.ایام به کام باشه و دلا آروم.


  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Shirai Ryu Warrior از ایشان تشکر کرده است:

    Dark Noob (12-28-2015)

  5. #12
    کاربر تازه
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    نوشته ها
    4
    علاقه مند به
    scorpion
    تشکر
    0
    تشکر شده 5 بار در 2 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نصیحت کورتال کان به رپتایل:

    تاتوانی پیش من دهان مکن باز بر کسی نابود مکن دنیا باز

    گورستان تو در معده شود ان غذایت زود تر حاصل شود

    ادم ها چون در زمین پنهان شود زندگی بر او مانند جهنم شود

    گفت ارون بلک: هر ان تیری از من در شود نا گهان اغاز جنگ اعلام شود

  6. #13
    کاربر تازه
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    نوشته ها
    4
    علاقه مند به
    scorpion
    تشکر
    0
    تشکر شده 5 بار در 2 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خاموش و تاریک وسرد و مرگ پرداز فیتالیتی ها مثل یک رویا شد

    هرچه درد و مرگ و نامردی پرزد و با ارون بلک گم شد

    با نسیمی که اسکور پیون دراوست بتز چشم مرده ای واشد

    بر درختی کورتال کان خندید در کتابی نوب سایبات معنا شد

    بانسیمی که بوی خون در اوست اماده شو پاشو

    مثل یک کورتال کان بجنگ مثل یک ساب زیرو پیدا

    مرگ برتو میزند لبخند هست وقت مردنت امروز

    بهتر از هر چه هست در مورتال باام کی سنتر راز گفتنت امروز

  7. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorbakhsh از ایشان تشکر کرده اند:

    ARIANSH81 (01-31-2016),Shirai Ryu Warrior (01-22-2016)

  8. #14
    A D P آواتار ها THE STRANGE GUY
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    نوشته ها
    409
    علاقه مند به
    kung-lao
    محل سکونت
    Ye Jaei
    سن
    18
    تشکر
    233
    تشکر شده 840 بار در 308 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Ashegh
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    یکم خوش خط تر و با قافیه تر بگید

    فقط شعر های خودم :

    خیزید و خز آرید که شاوکان بیامد ..

    شاوکان بیامد..
    شاوکان بیامد..

    شاوکان...
    بالشکری پر ز شوکان بیامد ...

    شاوکان بیامد..
    شاوکان بیامد..

    با اهل غریب و آشنا باز بیامد ..

    شاوکان بیامد..
    شاوکان بیامد..

    از اهل قضا، تشنه دلان باز بیامد..

    شاوکان بیامد..
    شاوکان بیامد..

    با رپی و کیتانا و جکس باز بیامد

    شاوکان بیامد..
    شاوکان بیامد..

    گر دارک نوب و شیرای نیایند ...
    باز بیامد...

    شاوکان بیامد..
    شاوکان بیامد..

    از کنشی و کیسی نترسد ....

    شاوکان بیامد..
    شاوکان بیامد..

    شیناک و الدرگاد برفتند ...
    چون ...


    شاوکان بیامد..
    شاوکان بیامد..




  9. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید A D P از ایشان تشکر کرده اند:

    love day (01-31-2016),TB.C.Cage (02-07-2016)

  10. #15
    ⭐️Hide⭐️ آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    نوشته ها
    18
    علاقه مند به
    kotalkahn
    محل سکونت
    Hide From Eyes
    سن
    24
    تشکر
    29
    تشکر شده 20 بار در 8 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اینم شعر من :

    شوجینکو پیری با دلق درشت *
    پشته ای رزم همی برد به پشت

    لنگ لنگان قدمی برمی داشت
    هر قدم دانه ی فنی می کاشت

    کای الدرگادهای بی عدب
    و ای وان بینگ بی روح نژند*

    کنم از کفش نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردید با من

    در کمبت به رخم بگشادید
    تاج قدرت به سرم بنهادید

    حدم نیست ثنایتان گفتن
    گوهر شکر عبایتان سفتن

    کانی به مهارت مغرور
    رخش پندار* همی راند ز دور

    آمد آن پاچه خواریش به گوش
    گفت: کای پیر خرف گشته، خموش!

    رزم بر پشت زنی زین سان گام
    دولتت کو ؟ کمبتت کدام ؟

    عزت از خواری نشناخته ای
    عمر در کمبت بازی باخته ای

    پیر گفتا که چه عزت زین به؟
    که نیم* بر در تو بالین نه؟

    کای شائو کان چاشت بده یا شامم
    نان و کوفتی که خورم و آشامم

    شکر گویم که مرا آوترلدی نساخت
    به خسی* چون تو گرفتار نساخت

    شائو کان ز جواب پیر خشمگین
    آورد بیرون، تبری آهنگین

    زد ضربه ای با زور خدا!!!
    فینیش کرد و بگفت : یا مولا!!!

    پیر مرد در آن لحظه
    و بدو گفت کای خسنته

    کس برای من یه عمر جاهلی ( جالی ) نزد
    شکر ز الدرگادی نکرد !!

  11. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید ⭐️Hide⭐️ از ایشان تشکر کرده است:

    Dark Noob (02-01-2016)

  12. #16
    Holy Ninja آواتار ها Holy Ninja
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    نوشته ها
    2,559
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    Guilan Realm
    سن
    25
    تشکر
    3,263
    تشکر شده 9,920 بار در 2,503 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    حالت من
    Mehraboon
    تگ شده
    32 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید];

    باز اسموک با ساب زیرو ........ میروند بر بام لین کویی
    یادم آرد روز مبارزه ......... گردش یک روز دیرین
    خوب و شیرین ....... توی جنگل های لیوینگ فورست
    نینجایی 30 ساله بودم .... شاد و خرم نرم و نازک... چست و چابک
    با دستان قدرتمند..... می زدم من همچو اسموک ...... می پریدم از لب جوی
    دور می گشتم ز لین کویی ..... می شنیدم از ساب زیرو
    از لب خود ساب زیرو...... داستان های نهانی ..... راز های جاودانی
    اسموک چون نینجای غران ..... فتالتی می کرد سکتور را
    سکتور از اسموک گریزان رفته رفته گشت پنهان
    توی این دریای جوشان ..... اسموک وارونه پیدا
    پس گواه بود آن روز..... به چه زیبا بود آن روز

    می شنیدم اندر این دود فشانی * قدرت های جاودانی * پند های کوای لیانگی
    بشنو از من دوووووست من * نینجاها ، خواه دوستن * خواه دشمن
    هست توماس * هست کوای * هست بیهان
    :->

    سخنی از اسموک : یادش بخیر این شعرو زمانی که تو دبستان لین کویی در قبیله لین کویی بودیم تو کتابامون بود


    I am Holy Ninja , Grandmaster of the Lin Kuei

    آدرس کانال تلگرام سایت : Telegram.me/MKCenter_Official[/CENTER]

    فصل دوم داستان


    برای مشارکت در ساخت فصل دوم داستانی به ما بپیوندید

    ارتباط با نینجای مقدس در تلگرام : HolyNinja@



  13. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید Holy Ninja از ایشان تشکر کرده اند:

    love day (10-19-2016),predatorr (07-24-2016),RedDragon (07-24-2016),TB.C.Cage (07-24-2016)

  14. #17
    Noob666 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    نوشته ها
    145
    علاقه مند به
    noob-saibot
    محل سکونت
    قلمرو زمین
    سن
    22
    تشکر
    170
    تشکر شده 325 بار در 137 ارسال
    حالت من
    Motarez
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط mary cage [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    سلام عزیزای دل مری کیج
    این شعررو جایی سرودم که حالم خیلی بد بود شاید این آخرین شعری باشه که مینویسم...خیلی دوست دارم همتون بخونینش... .البته لطف میکنین به این بنده حقیر که میخونین... .بااجازه شما:




    حرف آخر

    دیگه داره چیره میشه غم دردم تو تنم
    شاید آتیش بگیره یا بریزه بال و پرم
    دیگه هیچ فاصله ای بین منو دستات نیست
    دیگه هیچ دغدغه برای پروازم نیست
    سنم از چهارو پنج و شیش و هفت و هشت گذشت
    اما هیچ موقع خیال عشقت از دلم نرفت
    وقتی درد میکشیدی غم های من بزرگ میشد
    میشد اندازه دنیا،حال من عجیب میشد
    واسه تو گریه میکردم..صبح تاشب یا شب تا صبح
    مامانم میگفت تو یه دیوونه ای....با خنده خُب
    اما حالا دیگه داستان عجیب زندگیم عوض میشه
    اون قَدَرحالم بده که شایدم تموم بشه
    درد سنگین وجودم حرصمو درمیاره
    انگار این دفعه منم که اشکتو درمیاره
    خودتم میدونی هیشکی مثل من دوستت نداشت
    "مری" جز تو دیگه دوستی دورو اطرافش نداشت
    من کسیم که تمام شب باهات حرف میزنه
    روی تخت بیمارستان از جانیش دم میزنه
    اما چندروزه که اون شیطنتام تموم شده
    حتی یک دست با تو بازی کردنم حروم شده
    اما این قلب من این حرفارو درک نمیکنه
    اینقدر دوستت داره که منو رسوا میکنه... .
    خدای مهربونم ببخش اگه دوسش دارم
    تو خودت خوب میدونی بی اون دووم نمیارم
    گناه عاشقی پای منو قلب داغونم
    بزار راحتت کنم عاشقتم جانی جونم... .



    ممنون که تحمل کردین


    جز اینکه قافیه اصلا نداشت و وزن رو هم از مولفه های شعری حذف کرده بودی و دهن همه ی شاعرا بعد از خوندنش سرویس شد، خوب بود



    اینو با همه ی کسایی ام که شعر گذاشتن
    دوستان توی شعر کلاسیک دو تا مولفه هست به اسم های قافیه و وزن
    اگر نمیدونید شعر چیه، اگر نمیتونید شعر بگید باور کنید چیزی از ارزش هاتون کم نمیشه فقط دهن شعر فارسی رو به ...میدید ...
    خسته ام از چهار دیواری
    که به تکرار
    هیچ، مشغولم
    خسته ام از
    شعار آزادی
    روی دیوار های سلولم...

  15. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Noob666 از ایشان تشکر کرده است:

    The JokeR (11-26-2016)

  16. #18
    thomas آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    نوشته ها
    226
    علاقه مند به
    smoke
    محل سکونت
    شيراز
    تشکر
    141
    تشکر شده 261 بار در 172 ارسال
    حالت من
    Kesel
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط Noob666 [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    جز اینکه قافیه اصلا نداشت و وزن رو هم از مولفه های شعری حذف کرده بودی و دهن همه ی شاعرا بعد از خوندنش سرویس شد، خوب بود



    اینو با همه ی کسایی ام که شعر گذاشتن
    دوستان توی شعر کلاسیک دو تا مولفه هست به اسم های قافیه و وزن
    اگر نمیدونید شعر چیه، اگر نمیتونید شعر بگید باور کنید چیزی از ارزش هاتون کم نمیشه فقط دهن شعر فارسی رو به ...میدید ...
    نكنه ميخواستى شعر مرصع بگه؟

    !!!!!toasty

  17. #19
    Noob666 آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    نوشته ها
    145
    علاقه مند به
    noob-saibot
    محل سکونت
    قلمرو زمین
    سن
    22
    تشکر
    170
    تشکر شده 325 بار در 137 ارسال
    حالت من
    Motarez
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط thomas [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    نكنه ميخواستى شعر مرصع بگه؟

    اگر ابتدایی ترین اصول شعر رعایت نشه، دیگه اسمش شعر نیست
    خسته ام از چهار دیواری
    که به تکرار
    هیچ، مشغولم
    خسته ام از
    شعار آزادی
    روی دیوار های سلولم...

  18. #20
    thomas آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    نوشته ها
    226
    علاقه مند به
    smoke
    محل سکونت
    شيراز
    تشکر
    141
    تشکر شده 261 بار در 172 ارسال
    حالت من
    Kesel
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط Noob666 [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    اگر ابتدایی ترین اصول شعر رعایت نشه، دیگه اسمش شعر نیست

    حالا كه دقت ميكنم ميفهمم از همون اولشم حق با تو بود.

    !!!!!toasty

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12