صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 49

موضوع: داستانی متفاوت عقرب اقاز میکند فصل 1

  1. Red face داستانی متفاوت عقرب اقاز میکند فصل 1

    #1
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 151 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام به مدیران گرامی این اولین تاپیک من خواهد بود این داستان داستان زندگی اسکورپیونه ولی نه سبر کنید این داستان فرق داره این داستان در اوایل در اتفاقات بعد مورتال کامبت ایکسه و بعد 10 قسمت فصل اول تموم میشه درسته فصل اول کم قسمته ولی فصل 2 که شروع ماجراست اصل کاره برای موضوعی که تو داستان میفهمید زمان به عقب بر میگرده زمان سالمی شیرای ریو و اسکورپیون سعی میکنه به خواتر دونستن اینکه شیرای ریو قراره ناوود بشه جولوشو بگیره ولی موفق نمیشه و داستان اصلی شروع میشه ولی این داستان شاهد شخصیت ها و داستانی متفاوته شخصیت های جدید که خودم ساختمشون و ماجرایی جالب تر از قبل و پیچیده فصل دوم تا تور نمنت ارماگدون ادامه دارد ولی یه داستان دیگه که ادامه این داستان است هم وجود دارد لطفا نظر من رو قبول کنید گفته باشم که فصل اول از عکس های کمیک مورتال کمبت با دوبله خاست خودم استفاده میکنه یعنی شکل کمیکه ولی فصل دوم کمتر اینجوریه لطفا درخواستم را قبول کنید خدا نگه دار



    قسمت اول:سر اقاز همه چیز



    شاید قبلن شنیده باشید. که این انسان که خیلی هم شبیه انسان ها بود چه زندگی بی خوشی و بی انسانیتی داشته و هالا با داستان من اشنا شید.
    ندرلم
    http://up.upinja.com/ue817.png
    «عکس های من اینظوری قرار میگیره زیاد دوست ندارم صفه شلوق بشه»
    صدای کسی که کینه ی 30 ساله ای نسبت به من داره برادرم اسکورپیون.سرباز:ولی استاد شما اسکورپیونید.هانزو:دروغ، دیگه زمان پنهان کاری گزشته من اسکورپیون نیستم.سرباز: پس اسکورپیون کیه. هانزو:بزار با داستان بهت بگم.

    ماهیت من یکی از اون دو روه تو یک بدن بود و توافقی نداشتیم اما زندگیمون به توافق بستگی داشت، متهد شدیم.
    ساهب خانواده و زندگی شدیم عجیبش این بود که هر دو خانواده هامون یکی بود ساهب پسر شدیم، پسر من ،همسرم و اسکورپیون خیلی عجیبه نه. سرباز:بله استاد. هانزو:ولی یک روز نادونیم همه چیز رو خراب کرد
    گزشته
    هانزو:بزار نقشه ی اناسر معبد شاعولین رو خودم بدزدم .اسکورپیون:تو نمیتونی.هانزو:تو همیشه میگی اعتمادم شجاعت میخواد میخوام ببینم اون قدر شجاعی که بزاری خودم این کارو بکنم.اسکورپیون:ام. هانزو:دوباره میپرسم
    http://up.upinja.com/k69kx.png
    ولی تا راه افادم سمت معبد
    به شیرای ریو همله شد.
    http://up.upinja.com/jqm3c.png
    و به خانوادم
    http://up.upinja.com/xwnil.png
    تو راه به خودمم همله شد
    http://up.upinja.com/nwgey.png
    ودر اخر
    http://up.upinja.com/qt4xm.png
    هرف هایی از گزشته
    سابزیرو:بهت نگفته بودم چه قدر قبیلت بی ارزشه، و هالا، میراث شیرای ریو با تو دفن میشه ،اومیدوارم تو و خانوادت در جهنم بسوزید.
    http://up.upinja.com/n2nht.png
    واسش کار میکردم کارای خیلی کسیف
    http://up.upinja.com/bw73q.png

    http://up.upinja.com/5r531.png

    http://up.upinja.com/v59dm.png

    http://up.upinja.com/49ae5.png

    اسکورپیون:هانزو. هانزو:چی میخوای. اسکورپیون:این هشدار آخره آزادم کن همین الان. هانزو:واگه آزادت نکنم. اسکورپیون:آزاد میشمو خودم میکشمت. هانزو:بدن من زندان مهکمی مگه نه و نمیتونی منو در اختیار خودت بگیری.
    اسکورپیون:خواهیم دید چون مرگ در انتزارته.
    هانزو:اگه راست میگی از بدنم بیا بیرون چون اگه خودم هم بخوام نمیتونم بیارمت بیرون هه هه هه.
    اسکورپیون:بهای اینو به سختی میپردازی هانزو موقتا قدرتم دست توعه ولی وقتی دوباره فرمونتو به دست بگیرم میمیری اون وقت می بینیم کی میخنده هالا اگه من جای تو بودم میرفتم شیرای ریو تا ببینم تاکادا اون جارو خراب کرده یا نه هه هه هه هه هه خودت میدونی استادی شیرای ریو رو دادی به اون.
    هانزو:بگو اون جا چه خبره.
    اسکورپیون:آزادم کن اون وقت بهت میگم چه خبره هاهاهاهاهههه ها.
    هانزو:لعنت به تو.
    http://up.upinja.com/9w67r.png
    ادامه دارد
    توی فصل اول چند قسمتی از عکس های پینت استفاده میکنم ولی بعدش دیگه اینجوری نیست تا قسمت.بعد هر قسمت تا فصل دوم هر روز یا 2،3روز در میون قرار میگیره



    لینک عکس هارو توی صفه اینترنت کپی کنید عکس میاد اگه عکس ها مشکلی داشت به من اتلاع بدید



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  2. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (08-23-2017),noooob (08-24-2017),You s (06-16-2018)

  3. #11
    cyber-subzero آواتار ها کاربر تازه
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    نوشته ها
    3
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    همدان،یا شایدم لین کویی!
    تشکر
    4
    تشکر شده 6 بار در 4 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام.
    چقدر غلط املایی داری
    ولی داستن خوبه و میدوارم ادامه داشته باشه

  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید cyber-subzero از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (01-11-2018)

  5. #12
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 151 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط noooob [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    سلام ،

    اولش که "آقاز" رو دیدم اومدم بهت بگم بی سواد ولی گفتم نه "سبر" کن حتی به "خواتر" مبحث شیرین گاو هندی هم که شده نباید صاحب تاپیک رو اذیت کنم ! به همین علت با "درخاست" شما موافقت میکنم.
    از اول نوشتن تا "هالا" سعی کردم صفحه "شلوق" نشه ، ولی کار از کار "گزشته" ، اصلا تو "روه" Editor که اینقدر بی نظمه.
    از "ساهب" تاپیک تشکر میکنم چون از "اناسر" داستان نویسی به خوبی آگاه بودن ، داستانشون به مغز آدم "همله" میکنه
    اصلا داستانت "هرف" نداره ، کار های "کسیف" رو قشنگ بیان کردی ، "منتزر" کار های بعدی شما هستما پس "اتلاع" بده.
    در آخر "اومیدوارم" در تمام مراحل زندگیت مثل الانِ من خندون باشی نمکدون !
    جدا از شوخی قشنگ بود !
    ایول
    چاکرین منم اون اقازو به خواتر اینکه ادم جزب کنه نوشتم همه تو سایت میدونن من خیلی ادم رو موخیم همونتور که اگه منو بشناسید میدونید با قلت املایی خوشمزه بازی در میارم ولی از اینکه نخواستید منو ناراهت کنید و به جاش این نظرو دادین که منو بشتر ناراهت کرد ممنونماز جناب دارک نوبم ممنون فکر کنم شما و دارک نوب خیلی شبیه هم باشید بازم ممنون جناب دارکنوب که جواب منو ندادن در کل ممنون و اگه میتوانید یه کم به من در مورد این نظرتون«هالا درست نوشتیم نزرو فکر نکن همه هرفام درسته»توزیح بدید ممنون میشم اسپمر محترم بازم تکشر دارک نوب



    و جای شما بودم اول در مورد ترف یکمی اتلاعات بدست میوردم بعد سنگه رو یخش میکردم یکمم به بزرگتر احترام قاعل شید لطفا



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  6. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    noooob (01-16-2018)

  7. #13
    MKXsubzero آواتار ها EXORCIST
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    نوشته ها
    86
    علاقه مند به
    sub-zero
    تشکر
    367
    تشکر شده 212 بار در 93 ارسال
    حالت من
    Pakar
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط scorpionxl [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    چاکرین منم اون اقازو به خواتر اینکه ادم جزب کنه نوشتم همه تو سایت میدونن من خیلی ادم رو موخیم همونتور که اگه منو بشناسید میدونید با قلت املایی خوشمزه بازی در میارم ولی از اینکه نخواستید منو ناراهت کنید و به جاش این نظرو دادین که منو بشتر ناراهت کرد ممنونم
    سلام
    خسته نباشید داستان نویسیتون عالیه!
    ولی اگه فکر میکنید با این غلط املایی ها داستانتون جذاب به نظر میاد باید بگم اشتباه میکنید!
    لطفا به نظر دوستات احترام بزار چند بار بهتون سفارش کردن که غلط املایی هاتونو درست کنید؟!
    این نشون میده کسی از این کارت خوشش نمیاد!
    موفق باشی !


  8. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید MKXsubzero از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (08-26-2017),scorpionxl (08-26-2017)

  9. #14
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 151 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط MKXsubzero [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    سلام
    خسته نباشید داستان نویسیتون عالیه!
    ولی اگه فکر میکنید با این غلط املایی ها داستانتون جذاب به نظر میاد باید بگم اشتباه میکنید!
    لطفا به نظر دوستات احترام بزار چند بار بهتون سفارش کردن که غلط املایی هاتونو درست کنید؟!
    این نشون میده کسی از این کارت خوشش نمیاد!
    موفق باشی !
    حتما من همونتور که به جناب نوب اسموک گفتم دیگه تو داستان اینجوری خوشمزه بازی در نمیارم تمام سعی خود را میکنم و دیگر این کار تکرار نمیشود داستان در ساعت 4 تا 7 امروز قرار میگیرد به خواتر تاخیر داستان ازر میخوام



    راستی از لب خندتونم خوشم اومد ممنون بابت پست خیلی مفید بود دیگر تکرار نمیشود همین که فهمیدم ناراحت نیستید خوشحالم کرد



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  10. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    MKXsubzero (08-27-2017)

  11. #15
    MKXsubzero آواتار ها EXORCIST
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    نوشته ها
    86
    علاقه مند به
    sub-zero
    تشکر
    367
    تشکر شده 212 بار در 93 ارسال
    حالت من
    Pakar
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط scorpionxl [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    حتما من همونتور که به جناب نوب اسموک گفتم دیگه تو داستان اینجوری خوشمزه بازی در نمیارم تمام سعی خود را میکنم و دیگر این کار تکرار نمیشود داستان در ساعت 4 تا 7 امروز قرار میگیرد به خواتر تاخیر داستان ازر میخوام
    همین الانشم تو این پستت چندتا غلط املایی هست!
    داداش شرافتا این غلط املاییارو از قصد مینویسی یا دیکتت ضعیفه؟!
    ویرایش توسط MKXsubzero : 08-27-2017 در ساعت 11:42 AM


  12. #16
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 151 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    بابت تاخیر داستان واقعا شرمنده نتم تموم شده به زودی میزارمش شایدم الان بزارم و باشه مچمو گرفتید املام زعیفه ولی دارم دروغ میگم خوب معلومه که از عمده توی هر 1 پست 99 درصدش از عمده اون یک درصد دیگه هواس پرتیه
    خوب داستان وقتی نتم دوباره خرییده بشه یعنی نت بخرم گذاشته میشه الانم دارم از تو کافینت پست میذارم خدا نگه داره



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  13. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (08-28-2017)

  14. #17
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 151 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    این نیز قسمت بعد اوپس قسمت های بعد یک خبر خیلی خوب دارم قسمت 3 و چهار با هم ترکیب شدن یعنی ترکیبشون شد قسمت 3 و داستان فقت دیگه فصل اول 9 قسمت داره خبر خوبیه این نیز قسمت 3
    قسمت3:هیچ چیز قیر ممکن نیست

    عکس1




    هانزو:فکر کردم قبوله همون جایی که گفتی هدفمو میسازم.یوشی:متمعنی نمیخوای به گروهم ملهق بشی؟ هانزو:بله و متمعنم هدفم باز سازی شیرای ریو هست که بهش میرسم هرتور شده. یوشی:واگه کسی مخالف یا ختری برای هدفت بود؟ هانزو:مرده.
    تاکادا:استاد زود بیاید وقت رفتنه. هانزو: الان میام خوب یوشی بالاخره وقت خداهافزی رسید خداهافز یوشی. بعد یوشی سر تکون میده «به معنی خداهافزی»و وقتی هانزو میره تو هیات خونه.
    یوشی:به امید دیدار پسرم.
    منزور یوشی چی بود فکر کنم فهمیدید پدر هانزو هاساشی هنوز زندس و هانزو اینو نمیدونه یوشی پدر هانزوعه ولی از نظر شما هانزو میفهمه یا نه. بزارید تو قسمت های آینده بفهمیم هانزو به زنده بودن پدرش پی میبره یا نه.
    توی راه
    تاکادا:استاد کجا داریم میریم.
    هانزو:بعدا میفهمی.
    تاکادا:کی.
    هانزو:به زودی.
    چند ساعت بعد.
    عکس2




    هانزو:میرم یکم قدم بزنم. اسکورپیون:نگاش کن داره راهت راه میره اونم تو جهنمی که خودش ساخته.
    تاکادا:چی بود.
    هانزو:اسکورپیون.
    تاکادا:چی میخواد.
    اسکورپیون:جون استادتو بچه.
    هانزو: اه اه ااااااااااه اااااااااااااااا اااااااااااااااااه اه ااااااااااااااااههههههههه ههه
    بعد هانزو اینارو تو زهنش میبینه و میشنوه.
    تقصیر تو بود.
    شیرای ریو به خاطر تو از بین رفت.
    عکس3

    خون خونوادمو ریختن
    عکس4






    قبیلم رو اتیش زدن.
    در انتظارم باش.
    همش نخسیر تو بود.
    میکشمت سبر کن
    You die
    عکس5

    هانزو:اه اه اه
    تاکادا:استاد چی شد.
    هانزو:با من هرف زد گفت میاد سراقم، باید آماده باشم.
    ناشناس:دقیقا.
    تاکادا:چی بود.
    هانزو:نمیدونم
    ناشناس:به زودی خیلی زود می بینمت.
    تو همین موقع سرو کله ی اژدهای قرمز پیدا میشه.
    عکس6

    سوهاو:مگه نمیدونی من به این راهتی نمی میرم.
    هانزو:میدونم هالا شروع میسه.
    عکس7

    عکس8

    عکس9

    بعد هانزو این کارو کرد
    عکس10

    و
    هانزو که اسکورپیون تسخیرش کرده بود:همتون می میرین.
    همرو اتیش زد
    همه سوختن بدون اینکه اسکورپیون از کسی کمک بگیره.
    تاکادا:استاد چتوری این کارو کردید.
    عکس11

    هانزو:اه اه اااااااااااااااه اه ااااااااااااا اااااااا اهههههههه معزرت میخوام
    هانزو:غکر کنم باید به زودی با اون رو به رو شم.
    تاکادا:کی استاد.
    هانزو:خیلی خیلی زود. بهتره بریم.
    تاکادا:کجا
    هانزو:پیش یک دوست قدیمی.
    عکس13

    عکس14

    عکس15

    فوجین:چی شد.
    ریدن:خودت هدس بزن.
    فوجین:اینم که قاتی کرد.
    عکس16

    پایان

    خیلی خوب من باید برم بچم رو گازه باید برم وای وات ده هل ای دو؟؟؟چه گلی به سرم بریزم یاشگام دیر شد استادم خفم میکنه باش تا باشم بای نای وای بپم سوخت وای



    عکس ها در اسپویلر است بزنید روش عکسا میاد
    بپم:بابا جزقاله شدم بیا دیگه
    من:ای باشگاهمم دیر شد وای گل تو سرم


    انتزار تا قسمت بعد



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  15. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (09-08-2017),love day (08-31-2017),You s (06-16-2018)

  16. #18
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 151 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت4:جیسون ورهیز
    عکس1

    قلمروی زمین زمان حال
    هانزو:سلام جیسون.
    جیسون:چی میخوای.
    هانزو:اومدم باهات هرف بزنم.
    جیسون:گفتم وقتی بیا که فهمیده باشی من کیم.
    هانزو:چون فهمیدم اومدم.
    جیسون:زود باش بگو.
    هانزو:تو به من گفتی تو هم مسل من یک روحی پس معلوم میشه نمیتونم از نمونه خونت چیزی بفهمم
    جیسون:خودت اثلا فهمیدی چی گفتی.
    هانزو: ساکت باش. تو همیشه این ماسک رو سورتت هست پس معلومه من و تو قبلنم همدیگه رو دیدیم.
    جیسون:هاشیه نرو برو سر اثل متلب.
    هانزو:تو تو دنیای زندگی میکردی که وحشت هکمرانی میکرد ترس و ترس
    جیسون با نگرانی:هرفات بی معنیه.
    هانزو:چرا اون نقابو ور نمیداری جیسون ورهیز
    جیسون نقابشو ور میداره و میگه:بگو از کجا فهمیدی؟
    هانزو:ساده بود اون صدای مسخره که بهم گفت:« نمیتونی» رو زبت کردم. جریان اینه. تو روز اوریل سال 2020 بی صرو صدا وارد قرارگاه نیروهای ویژه شدم.

    رفتم سراق کامپیوتر اثلی و اون صدارو پخش کردم اما دیدم به صدای هیچ کس تو این بعد نمیخوره.
    پس فهمیدم که تو کی هستی.
    چن به صدای هیچ کسی نمیخورد معلوم شد تو اصلن تو بعد موبارزات مرگ بار متولد نشدی پس با صدای تک تکه بعدا مقایسش کردم
    جیسون:ولی من الان رو صورتم نقاب بود چتور منو شناختی.
    بعد هانزو یک ضبت صدای پیشرفته رو به جیسون نشون داد و گفت:من فقت به یک نمونه صدای دیگه نیاز داشتم تا بفهمم تو کی هستی و الانم بااین ضبت صدا صداتو برای جکس فرستادم اون هرفای انهرافیمم برای این بود که جکس بتونه اون صدا هارو مقایسه کنه و هویتت معلوم شه.
    جیسون:با اینکه پیر شدی اما مقزت تنده. و متعسفانه شما رازم رو فهمی دید «منظورش از شما هانزو و تاکادا بود» و باید تمومش کنم.
    یک هو
    عکس2

    پایان
    این قسمت کلا استراحت بود



    قسمت5:نبرد با پادشاه سرما
    عکس1

    عکس2

    هانزو:این اراجیف اثر کومیدوگو هست کوای. من برادرتو نکشتم. میفهمی یا نه؟
    سابزیرو:میفهمم ولی برام مهم نیست.میکشمت.


    عکس3

    عکس4

    عکس5

    عکس6

    عکس7

    عکس8

    عکس9

    عکس10

    عکس11

    بعد تا سابزیرو به هانزو نزدیک میشه تاکادا میگه:فکرکنم باید بیشتر سبر کنی.
    ومهکم میزنه تو سر سابزیرو.
    سابزیرو:اخ
    عکس12

    عکس13

    هانزو که اسکورپیون تسخیرش کرده بود:بس کن خودت میدونی بدی همیشه بازندس.
    سابزیرو:فکر کردی اولین کسی هستی که میخوای با بدی بجنگی؟ قبل از تو خیلیا مسل ریدن برای انسانیت جنگیدن.
    اسکورپیون:میفهمم ولی الان وقت وقت موعزه نیست لین کویی.
    سابزیرو:برای لین کویی هم که شده میکشمت.
    اسکورپیون:هههههههههه


    عکس14

    عکس15



    سابزیرو:چرا؟
    اسکورپیون:شاید هردومون برای ریدن و زمین بجنگیم ولی هرکس مخالف یا خطری برای هدف من باشه باید بمیره هتی اگه اون خود ریدن باشه.
    بعد اسکورپیون شمشیرارو در اورد و در این لهظه بو رای چو میاد.
    اسکورپیون رو به بو رای چو:اینو از اینجا ببر اگه یک بار دیگه ببینمش مرده.
    بو رای چو:فهمیدم.
    و بو رای چو سابزیرو رو میبره.
    تاکادا:استاد آروم باشید.
    اسکورپیون:من استاد تو نیستم
    هانزو:اسکورپیون از جسم من برو بیرون.
    ادامه دارد.
    «اگر که بله اگر داستان عکس ها قلت املایی داشت مرا ببخشید عکسا ماله 4 یا 5 ماه پیشه نتونستم اوزش کنم ترجمرو شرمنده دیگه سعی میکنم تکرار نشه اگه تو نوشته هام قلط املایی بود شرمند اشتباه تایپی بود هداقل مثل بعزیا زیاد تو داستان سوتی نمیدم«جناب اقای ادوارد بون»



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  17. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (09-08-2017),You s (06-16-2018)

  18. #19
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 151 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داداشا لطفا وقتی تشکر میکنید یه نظرم بدید یه هو دیدید شیطون خرم کرد نزاشتم
    قسمت6:پسره بی رحم تر از پدر
    هانزو:اه اه معذرت میخوام تاکادا.
    تاکادا:داره از قبلم قوی تر میشه باید یه کاری بکنیم.
    هانزو:باید قبول کرد نمیتونم بکشمش.
    تاکادا:پس باید چی کار کنیم.
    هانزو:اتهاد دوباره.
    تاکادا:اخه چتوری چتوری این مهاله.
    هانزو:یا اتهاد یا مرگ من و اون.
    ناشناس:راه دیگه ای هم هست.
    هانزو:تو کی هستی.
    ناشناس:توی این ملاقات میفهمی دایی جان.
    تاکادا:استاد منزور اون صدا چی بود من نمیفهمم؟
    هانزو: اما من میفهمم،خدا هافظ تاکادا.
    تاکادا:استا...
    اما یکهو هانز نپدید میشه.
    واین جا پدیدار میشه
    عکس1

    «لطفا کسانی که میدانند لین عکس سیاهه واقعا کیه خودشونو بزنن به نادانی اگه لو بدن پخ لطفا اگر میدانید به کسی نگید ممنون»
    ناشناس:سلام.
    هانزو:چرا داری این کارو میکنی پسرم.
    ناشناس:من پسر تو نیستم،اسم من سایس
    هانزو:چرا چرت میگی پسرم م...
    سایه:من پسر تو نیستم،اون برادرم بود،منو اونم مثل شما بودیم.
    هانزو:به من بگو چرا داری این کارو میکنی.
    سایه:میخوام باهم یه بازی انجام بدیم اگه من بردم تو میمیری اگه تو بردی من به تو کمک میکنم،قبوله؟
    هانزو:نه.
    سایه: حق انتخابی نداری.
    هانزو:قبوله.
    سایه: عالیه اول باید سر هویکو برای مولاک و درامین ببری و از خطر اگاهشون کنی
    هانزو:اگه به اخطارم گوش ندادن؟
    سایه:ولشون کن و بزار بمیرن.
    مرهله اخرم بعدن میفهمی ها ها هاهاها.
    بعد هانزو برمیگرده همون جایی که بود.


    تاکادا:استاد چی شد؟
    هانزو:باید بریم.
    تاکادا:کجا؟
    هانزو:یه ماموریت از طرف پسر اسکورپیون.
    تاکادا:چی کار باید بکنیم؟
    هانزو:کشتن هویک ماموریتمونه.
    تاکادا:پس بریم.
    مرکز فرماندهی شوجینکو
    عکس2


    شوجینکو:منظورت چیه؟
    عکس3


    هویک:حالا برای چی اومدی اینجا اسکورپیون؟
    اسکورپیون«هانزو که اسکورپیون تسخیرش کرده»:اومدم این کارو بکنم.
    وبه هویک حمله میکنه.
    عکس4

    عکس5

    و هویک میمیره و تاکادا و اسکورپیون با سر هویک نا پدید میشن.
    ادامه دارد.
    «خوب نظر فراموش نشه»

    قسمت7:من با شمام
    «قسمت 7 در کل توی امار بیشترین رعیو برای فصل اول اورده بود امبد وارم خوشتون بیاد دوستان»
    ندرلم
    مولاک:اه پس چرا انقدر تول کشید درامین؟
    درامین:سبور باش،سایه گفت یکی از اقوامش بسته رو میاره و گفت اهتمال تعخیرم هست.
    مولاک:تا الان باید میرسید چرا...ها اون چیه.
    عکس1





    مولاک:تو کی هستی غریبه؟
    اون مرد جولوتر میاد و معلوم میشه که اون اسکورپیونه.
    اسکورپیون: ببینم دوست قدیمیتونو نشناختید.
    مولاک و درامین با هم: این امکان نداره
    گزشته اونا با هم جنگیده بودن.
    عکس2

    ولی اسکورپیون با دو نفر از قویترین اونی ها «اونی ها قول های ندرم هستن که تو اشیانه گورو هم زندگی میکنن» مواجح شده بود و به نامردی شکست خورد و به درون پورتال شنگ سونگ پرتاب شد تا به امید اینکه اخرین تحدید برای کوانچی از بین بره
    عکس3

    اما اون بازم نمرد. و هتی قوی ترم شد
    اون با مهافزها«خ..یان» پیمان بست و هزار بار قویتر شد ولی درامین و مولاک نمیدونستن اون هنوزم داره نفس میکشه.
    زمان هال.
    اسکورپیون:چیشده؟ از روه میترسید؟
    عکس4

    مولاک:سایه گفت یکی از اقوامش اینو«سر هویک»میرسونه.
    اسکورپیون: دیدن اینکه دشمنتون فامیلشه عجیبه؟
    درامین:خوب بسترو رسوندی بورو.
    اسکورپیون: موازب باشید امروز یک نفر میخواد شما بمیرین موازب باشید.
    مولاک:چی شده که نگران دشمانیتی؟
    اسکورپیون:سایه گفت فقت بهتون اختار بدم خدا هافظ امیدوارم زنده بمونید.
    عکس5

    مولاک:برو تا نکشتیمت!
    اسکورپیون: هاهاها هههه منو بکشید چتوری؟ مثل دفعه قبل؟
    و یک هو کیتانا پیداش میشه و
    عکس6

    اسکورپیون: من به دشمنم کمک نمیکنم هاهاهاهاهههه.
    و کیتانا به درامینم حمله میکنه.
    درامین:اااااااااااااااااا اا
    اسکورپیون در حال خنده: هاهاههه هشدار دادم،من به دشمنم کمک نمیکنم.
    و اسکورپیون وارد پورتالی که سایه باز کرده میشه .
    و وقتی میرسه هانزو میگه:از جسم من بورو بیرون اه اه ااا
    و خودشو تو یه میدون اجیب مثل میدون گلادیاتورا میبینه.
    عکس7


    هانزو: اینجا کجاست سایه؟
    سایه: ماموریت اخرت، و من تو قرارمون یکم تاقیر دادم.
    و یکهو چند نفر تاکادارو دست بسته میارن بالای میدون مبارزه پیش سایه.
    سایه: اگه ببازی اینم باهات میمیره.
    هانزو: این خشم کور کورانرو از اسکورپیون به ارث بردی نه من.
    سایه: مگه تو پدرمی که ازت اخلاق به ارث ببرم؟
    هانزو:بگو چیکار باید بکنم.
    سایه: هاهاها، تو باید تعداد کمی اونی رو شکست بدی فقت اندازه اون در های دورت هه هه ها هه
    یکهو از در هایی که دورتا دور زمین مبارزرو گرفته بود اونی خارج میشه
    عکس8

    تاکادا: این که چندین هزار اونی میشه.
    سایه:در،آن،واهد«همزمان»
    اگه بتونی شکستشون بدی من کمکت میکنم جولوی پدرمو«اسکورپیون پدر سایس» بگیری اما اگه نتونی تو و تاکادا میمیرین و پدرم مالک جسمت میشه.واسه استوره ها خیلی کمه مگه نه؟
    تاکادا:این قیر ممکنه این عملی نیست.
    هانزو:بیاید جولو.
    عکس9

    هانزو:هاااااااااااااااااا ااا«سدای فریاد»
    اونی ها با هم:هااااااااااااااااااااا ااااا
    هانزو خوب جنگید اولی رو پرت کرد سمت دیوار دوومیرو با شمشیر زد و سومیرو با زنجیرش گرفت و...«قیره»
    ولی یکهو همه اونی ها میریزن سر هانزو ولی یکی از اونی ها هانزورو نگه میداره و یک سری جملاتو به زبون میاره و یکشو هانزوباصدای بلند فریاد میزنه:ااااااااااا نه
    و یکهو یه موجود با صر اسکلت پرت میشه رو دیوار ولی هانزو هنوز زیر دستای اونی هاست.
    اون اونی که داشت یه چیزایی میگفت نزدیک اون موجود میشه و میگه:خوبی اسکورپیون؟
    بالاخره اون اتفاقی که نباید میفتاد افتاد اسکورپیون،ازاد شد.
    اسکورپیون:تو کی هستی.
    اون اونی کم کم عوز میشه و سایه تاکادا هانزو و اسکورپیون میگن: این امکن نداره، کوانچی!!!
    کوانچی:پاشو باید بریم.
    ولی اسکورپیون گلوی کوانچی رو میگیریه و میگه: تو میمیری
    کوانچی:هانزو کمک.
    هانزو اونی هایی که دورو برش بودنو پرت میکنه سمت دیوار و میگه: چرا باید این کارو بکنم؟
    و اسکورپیون کوانچی رو میسوزونه.
    عکس10

    کوانچی:نهههههههههه
    اسکورپیون: خداهافظ.
    سایه:پدر
    اسکورپیون:سایه... اااااا
    کلی اونی میریزن سر اسکورپیون و میزننش.
    سایه:پدر، ولش کنید احمقا ولش کنید.
    در همون لحزه یه اونی بزرگ با یه چکش هانزورو میزنه
    هانزو:اااااااااااا
    تاکادا با صدای بلند:استاد«اگه سریال جومونگو دیدین صداشو تو موقعی که استادش هموسو مرد تصور کنید»
    هانزو میفته زمین و میبینه از دستاش خون داره میاد دردی که داشت قیر قابل توصیف بود
    اسکورپیون: اااااااا... ولم کنید
    وبدنش اتیش میگیره و همه اونی هایی که دورش بودن تبدیل به خاکستر خیلی داغی میشنو میریزن رو اسکورپیون.
    سایه:پدر
    تاکادا:استاد
    تاکادا میره پیش هانزو
    تاکادا:استاد خوبید؟
    هانزو:دیگه کافیه.
    و هانزو تبدبل میشه به یک عقرب و همه اونی ها رو میکشه.
    سایه:نه این قیر ممکنه.
    اسکورپیون:اخ اخ اا
    و اسکورپیون بیهوش میشه.
    یکهو یه پورتال باز میشه و هوتارو و دایرو میان و میگن:ارباب حالتون خوبه؟
    هوتارو:بیا ببریمش
    دایرو: باشه
    و اسکورپیونو میبرن.
    هانزو هم به شکل انسان بر میگرده.
    سایه:تو پیروز شدی من بهت کمک میکنم.
    هانزو: اول منو خوب کن
    سایه:باشه
    سایه یه نور سیاهو میزاره رو دستای هانزو و هانزو خوب میشه
    هانزو:هرچیم بشه بازم تصلیم نمیشیم.
    تاکادا: استاد متوجح اتفاق عجیبی نشدید؟
    هانزو: چی؟ چه اتفاقی؟
    سایه: هوتارو و دایرو باهم متهد شدن
    هانزو: این امکان نداره! اونا که دشمنن!
    سایه: زاهرا پدرم افرادی رو برای خودش جمع کرده.
    تاکادا: کی میدونه اون دیگه چه ادمایی رو تو خونش نگه میداره.
    سایه: این میتونه اغاز یک اتهاد جدید باشه با مقز منو مهارت هانزو و فرزی تاکادا، شانسمون دو چندان میشه
    هانزو:پس حالا دیگه میتونیم دست بدیم؟برادر زاده؟
    سایه دست هامزورو میگیره و میگه:کمو بیش
    ازمایشگاه متروکه ژاپن
    عکس11

    عکس12

    عکس13

    دایرو: حالش خوب میشه قوتی هلبی
    یه ربات میاد بیرون و میگه:با این سرم بعله
    هوتارو:این چیه؟
    دکتر: یه چیزکه بهش کمک میکنه بدنش ترمیم بشه.
    دایرو: چی هست قوتی هلبی
    دکتر: اول که به تو ربتی نداره کله قرمز، دوم من اسم دارم اسمم هانتر زالومنه
    اسکورپیون: هرچی میخای باش فقت انجامش بده و این چیز رو بهم تزریق کن زیاد.
    هانتر: قربان این دیوونه گیه همین چیز ناپایداره ممکنه شمارو به هیولا تبدیل کنه
    اسکورپیون گلوی هانترو میگیره
    اسکورپیون: انجامش بده مهم نیست انجامش بده.
    هانتر: چشم قربان
    اسکورپیون ولش میکنه و میگه:خوبه هاهاهه.
    ادامه دارد
    «امید دارم خوشتون اومده باشه امید چیزه ادم روش واسته میلیزههههههههه خوب خوشتون اومد؟نظر فراموش نشه راستی اینم لینک تریلر فصل دوم برید ببینید حالشو ببرید اگرم خراب بود بهم بگید»راستی فیلمیشم دارما اینا فقت با اهنگ این ی***م ببینید بکیفید
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    تریلر در نوشته



    ای فیلمش حجمش زیاده شرمند خودتون یه تریلر فیلمی واس خودتون بسازید نمیتونم اپلود کنم شرمنده دیگه
    باشید تا باشم بای نای نظر فراموش نشه



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  19. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (09-09-2017),You s (06-16-2018)

  20. #20
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    204
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    779
    تشکر شده 497 بار در 234 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستان باحالی بود.حتما ادامه بده.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  21. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (09-09-2017)

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین