صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 27 از 27

موضوع: داستانی متفاوت عقرب اقاز میکند فصل 1

  1. Red face داستانی متفاوت عقرب اقاز میکند فصل 1

    #1
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    154
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زمین خدا
    تشکر
    88
    تشکر شده 79 بار در 66 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام به مدیران گرامی این اولین تاپیک من خواهد بود این داستان داستان زندگی اسکورپیونه ولی نه سبر کنید این داستان فرق داره این داستان در اوایل در اتفاقات بعد مورتال کامبت ایکسه و بعد 10 قسمت فصل اول تموم میشه درسته فصل اول کم قسمته ولی فصل 2 که شروع ماجراست اصل کاره برای موضوعی که تو داستان میفهمید زمان به عقب بر میگرده زمان سالمی شیرای ریو و اسکورپیون سعی میکنه به خواتر دونستن اینکه شیرای ریو قراره ناوود بشه جولوشو بگیره ولی موفق نمیشه و داستان اصلی شروع میشه ولی این داستان شاهد شخصیت ها و داستانی متفاوته شخصیت های جدید که خودم ساختمشون و ماجرایی جالب تر از قبل و پیچیده فصل دوم تا تور نمنت ارماگدون ادامه دارد ولی یه داستان دیگه که ادامه این داستان است هم وجود دارد لطفا نظر من رو قبول کنید گفته باشم که فصل اول از عکس های کمیک مورتال کمبت با دوبله خاست خودم استفاده میکنه یعنی شکل کمیکه ولی فصل دوم کمتر اینجوریه لطفا درخواستم را قبول کنید خدا نگه دار



    قسمت اول:سر اقاز همه چیز



    شاید قبلن شنیده باشید. که این انسان که خیلی هم شبیه انسان ها بود چه زندگی بی خوشی و بی انسانیتی داشته و هالا با داستان من اشنا شید.
    ندرلم
    http://up.upinja.com/ue817.png
    «عکس های من اینظوری قرار میگیره زیاد دوست ندارم صفه شلوق بشه»
    صدای کسی که کینه ی 30 ساله ای نسبت به من داره برادرم اسکورپیون.سرباز:ولی استاد شما اسکورپیونید.هانزو:دروغ، دیگه زمان پنهان کاری گزشته من اسکورپیون نیستم.سرباز: پس اسکورپیون کیه. هانزو:بزار با داستان بهت بگم.

    ماهیت من یکی از اون دو روه تو یک بدن بود و توافقی نداشتیم اما زندگیمون به توافق بستگی داشت، متهد شدیم.
    ساهب خانواده و زندگی شدیم عجیبش این بود که هر دو خانواده هامون یکی بود ساهب پسر شدیم، پسر من ،همسرم و اسکورپیون خیلی عجیبه نه. سرباز:بله استاد. هانزو:ولی یک روز نادونیم همه چیز رو خراب کرد
    گزشته
    هانزو:بزار نقشه ی اناسر معبد شاعولین رو خودم بدزدم .اسکورپیون:تو نمیتونی.هانزو:تو همیشه میگی اعتمادم شجاعت میخواد میخوام ببینم اون قدر شجاعی که بزاری خودم این کارو بکنم.اسکورپیون:ام. هانزو:دوباره میپرسم
    http://up.upinja.com/k69kx.png
    ولی تا راه افادم سمت معبد
    به شیرای ریو همله شد.
    http://up.upinja.com/jqm3c.png
    و به خانوادم
    http://up.upinja.com/xwnil.png
    تو راه به خودمم همله شد
    http://up.upinja.com/nwgey.png
    ودر اخر
    http://up.upinja.com/qt4xm.png
    هرف هایی از گزشته
    سابزیرو:بهت نگفته بودم چه قدر قبیلت بی ارزشه، و هالا، میراث شیرای ریو با تو دفن میشه ،اومیدوارم تو و خانوادت در جهنم بسوزید.
    http://up.upinja.com/n2nht.png
    واسش کار میکردم کارای خیلی کسیف
    http://up.upinja.com/bw73q.png

    http://up.upinja.com/5r531.png

    http://up.upinja.com/v59dm.png

    http://up.upinja.com/49ae5.png

    اسکورپیون:هانزو. هانزو:چی میخوای. اسکورپیون:این هشدار آخره آزادم کن همین الان. هانزو:واگه آزادت نکنم. اسکورپیون:آزاد میشمو خودم میکشمت. هانزو:بدن من زندان مهکمی مگه نه و نمیتونی منو در اختیار خودت بگیری.
    اسکورپیون:خواهیم دید چون مرگ در انتزارته.
    هانزو:اگه راست میگی از بدنم بیا بیرون چون اگه خودم هم بخوام نمیتونم بیارمت بیرون هه هه هه.
    اسکورپیون:بهای اینو به سختی میپردازی هانزو موقتا قدرتم دست توعه ولی وقتی دوباره فرمونتو به دست بگیرم میمیری اون وقت می بینیم کی میخنده هالا اگه من جای تو بودم میرفتم شیرای ریو تا ببینم تاکادا اون جارو خراب کرده یا نه هه هه هه هه هه خودت میدونی استادی شیرای ریو رو دادی به اون.
    هانزو:بگو اون جا چه خبره.
    اسکورپیون:آزادم کن اون وقت بهت میگم چه خبره هاهاهاهاهههه ها.
    هانزو:لعنت به تو.
    http://up.upinja.com/9w67r.png
    ادامه دارد
    توی فصل اول چند قسمتی از عکس های پینت استفاده میکنم ولی بعدش دیگه اینجوری نیست تا قسمت.بعد هر قسمت تا فصل دوم هر روز یا 2،3روز در میون قرار میگیره



    لینک عکس هارو توی صفه اینترنت کپی کنید عکس میاد اگه عکس ها مشکلی داشت به من اتلاع بدید

    بعضی وقتا هتی وقتی که میبازی بازم میتونی برنده باشی جوری که وارد تشک مبارزه میشی مهم نیست مهم اینه که چجوری پا میشی
    و در بدترین لحظات تنها قدم برای پیروزی یه لبخند کوچیکه
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  2. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (08-23-2017),noooob (08-24-2017)

  3. #21
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    154
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زمین خدا
    تشکر
    88
    تشکر شده 79 بار در 66 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اگر داستان دیر شده خیلی بخشید دارم بروز رسانیش میکنم اخه شبیح جک شده مسابقات تکواندوی شهرستانمونم شروع شده باید تمرین کنم امتهان کمربندمم همین تور کلم شلوغه امتحان تعین ستح اینجاستیس یکم شروع شده«یه امتهانی تو یکی از گیمنتای شهرستانمون»ولی تا 3 روزه اینده میزارم قسمت 8 و 9 و بعدش دیگه میریم اثل داستان فصل 2 که تو همین تاپیک قرارش میدم فصل سرو توی یه تاپیک دیگه ولی فعلا تریلر قسمت اولو ببینید نظر بدید
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    خیلی خوب نظر فراموش نشه باشید تا باشم بای نای

    بعضی وقتا هتی وقتی که میبازی بازم میتونی برنده باشی جوری که وارد تشک مبارزه میشی مهم نیست مهم اینه که چجوری پا میشی
    و در بدترین لحظات تنها قدم برای پیروزی یه لبخند کوچیکه
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (09-19-2017)

  5. #22
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    154
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زمین خدا
    تشکر
    88
    تشکر شده 79 بار در 66 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    باز کنید
    داستان در روز های تعتیل قرار میگیرد چون مدرسه ها شروع شده و ده اه پودینه بس کن دیگه توعم همین الان پا تخته بودم اه ا ببخشید معلم ریاضیمون بود معلم خوبیه فقت بیست و چهار ساعته پا تخته نگهت میداره ا من اقا میشه 24 ضربدر p توان دو اه خیلی خوب داستان در پنج شنبه و جمعه و شنبه و یک شنبه قرار میگیرد در این 4 روز بای

    بعضی وقتا هتی وقتی که میبازی بازم میتونی برنده باشی جوری که وارد تشک مبارزه میشی مهم نیست مهم اینه که چجوری پا میشی
    و در بدترین لحظات تنها قدم برای پیروزی یه لبخند کوچیکه
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  6. #23
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    154
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زمین خدا
    تشکر
    88
    تشکر شده 79 بار در 66 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    مقر سایه.
    هانزو: هالا چرا من اونجوری شدم؟ چرا به عقرب تبدیل شدم؟
    سایه:بخاتر هرکتی که در تور نمنت3 کشف شد.
    تاکادا:انامالاتی در موردش شنیدم اما دوس داشتم بتونم انجامش بدم.
    هانزو: اینو میدونم اون حرکت انامالاتی بود نمیدونم چرا این انامالاتی،حیوان درونی اسکورپیون عقربه.
    سایه: نه مال توعه.
    هانزو:چی! پس چرا در تور نمنت3 اسکورپیون عقرب میشد همینتور در چهارم.
    تاکادا:صبر کن سایه داری میگی اسکورپیون اون موقع از قدرت استاد استفاده میکرده؟
    سایه: دقیقا. پس فکر کردی چرا انقدر تولش داد تا از بدن هانزو بیاد بیرون؟
    هانزو:باشه فهمیدم ولی چی الان خطر ناکه؟ اسکورپیون زخمیه،سابزیرو هم که بدجور زخمی شده، پس خطر چیه؟
    سایه:ریدن.
    تاکادا و اسکورپیون: جاااااااااااااااااااااااا ان؟ چرا؟
    سایه: ریدن خودشو با کومیدوگو زخمی کرده.
    تاکادا: چرا؟
    سایه:میخواست امتهانش کنه ولی نتونست تهملش کنه
    تاکادا:حالم از این هازر جوابیت بهم میخوره.
    سایه:اما بعد از ریدن خطر فنجه.
    تاکادا:چی هست؟
    سایه:کسانی که به خاتر انتقام زندگی میکنن. یک چرخه که هر دوران یک فنج باید در دنیا دنبال انتقام راه بره. و اسکورپیون هم یک فنجه. زندگی واسه انتقام باعث میشه اون ها بر عکس ادما باشن. ادما میکشن که زنده بمونن،فنج زندگی میکنه تابکشه.5مقام خیلی قدرت مند در جهان وجود داره مهافزا اربابانه زمان شبح های زمان نیمه مهافزا و فنج ،فنج قوی ترینه ولی نمیدونم چرا اسکورپیون، توی تاریخ نوشته که اسکورپیون بالاخره دوباره بعد زندانی شدنش به ندرلم برمیگرده و فکر انتقامو از سرش بیرون میکنه نوشته شده با هانزو یکی میشه دوباره
    تاکادا:تو از کجا میدونی
    سایه:من یه شبح زمانم
    هانزو:چجوری باید شکستش داد؟
    سایه:راهی نیست.
    هانزو:قیر ممکنه
    سایه: یه راه هست ولی تقریبا قیر ممکنه
    هانزو: بگو چه راهی؟
    سایه:باید تو حالت انتقام بکشیدش.
    تاکادا:هالا تو بیرون از این حالت مسخره چه قدر قویه؟
    سایه:بهتره ندونی قدرتش با قدرت اوناگا شاعوکان بلیز برابری میکنه قدرتی فوق العاده بیشتر از اتحاد مرگبار نمیشه تسورش کرد
    تاکادا و هانزو: هه راهه دیگه ای هم که نداریم نه؟
    سایه:نیمه پور لیوانو ببینید هداقل اسکورپیون زخمیه.

    ازمایشگاه متروکه ژاپن.
    عکس 1


    عکس2
    [SPOILER]
    [/SPOILER]
    اسکورپیون: چی شد بالاخره میتونم دوباره...

    هانتر:قربان شما باید استراهت کنید ولی نگران نباشید استاد با تموم شدن درمان شما میتونید با هانزو یکی بشید.
    اسکورپیون: و میتونم شمشیرمو بگیرم. و بالا خره، انتقام از ان من خواهد شود«انتقام از ان من خواهد شد یکی از دیالوگ های اسکورپیون»

    مقر سایه
    سایه: یک شمشیر رو میاره پیش هانزو و میگه: ازش استفاده کن اینو واسه پدرم با خون اهالی شرای ریو ساختم ولی میدمش به تو، قدرت اتش توش نهفته.
    اوه یادم رفت بگم اون میخواد با زرف 3 روز...
    هانزو: زرف 3 روز چی
    سایه:بکشتت.
    هانزو و تاکادا: هه لطفا دفعه بعد خبر نده
    یهو یه چیز اجیب با کلاه کاهیه چینی میره بالایه مقر
    تاکادا به بالا نگاه میکنه و میگه: فکر کنم اینو از ترف همه میگم. ولی مهمون داریم
    سایه: چی شد... اوه فکر کنم باید ...
    هانزو: چی؟
    سایه: از شمشیر استفاده کنی.
    اون چیز اجیب میپره پاینو میگه: تو میمیری هانزو.
    هانزو: لرد ریدن از دیدنتون خوشهالم بستم بهتون رسید؟ «منظورش سابزیروعه»
    ریدن: مسخره بازی بسه کار ما هنوز تموم نشده.
    ریدن به هانزو همله میکنه.
    عکس3

    هانزو: تو هم دیوونه ای.
    ریدن هانزو رو میندازه روی زمین ولی هانزو ناپدید میشه.
    ریدن: تا ابد که نمیتونی فرار کنی.
    اما تاکادا یک شمشیرو از پشت میکنه تو بدن ریدن
    عکس4

    هانزو و تاکادا تو بالای مقر زاهر میشن و پنهان
    هانزو: نباید اونو بکشی
    تاکادا: اخه چرا.
    هانزو: اگه بخای اونو بکشی ما هم با اسکورپیون فرقی نداریم.
    تاکادا: ببخشید، ولی اون هقش بود.
    سایه یک هو زاهر میشه و میگه: یه خبر خوب دارم یه خبر بد.
    هانزو:بگو خبرارو.
    سایه: خبر بد اینه که اسکورپیون درمان شده و توپم تکونش نمیده.
    تاکادا: و خبر خوب؟
    سایه: داره میاد اینجا.
    هانزو و تاکادا: یه بار خاستی خبر خوب بدی به این بدی شد کجای این خوبه؟
    سایه: اینجاش که اون با ریدن میجنگه. و لازم نیست ما خودمونو در گیر کنیم.
    هانزو: و اون میتونه ریدنو برای رسیدن به من تیکه تیکه کنه.
    سایه: یه جورایی
    یهو یه پورتال باز میشه و یه چیزی به ریدن همله میکنه.
    اما ریدن اونو میگیره.
    عکس5

    و ریدن اون جونورو پودر میکنه.
    ریدن: کی اینو فرستاده.
    یک هو از اون پورتال اسکورپیون زاهر میشه و میزنه تو صورت ریدن.
    عکس6

    عکس7

    «شرمنده راحت نه رهحت»
    عکس8

    اسکورپیون: به به سلام میبینم که یاد من افتادی،هانزو.
    هانزو: تو اخه؟ چرا این کارو میکنی؟
    اسکورپیون: بخاتر انتقام.
    سایه یهو زاهر میشه و میگه: انتقام مثل یه افعی دو سره، پدر.
    اسکورپیون با تعجب: هان... سایه بیا پیش من منو تو باهم میتونم ببریم.
    سایه: نه عمو هیچ اشتباهی نکرده که میخوای بکشیش.
    اسکورپیون: زده نزدیک 30 سال منو زندانی کرده میگی هیچ کار، تازه این هیچی لابت من لج بازی کردم که شیرای ریو ناوود شد.
    هانزو: چرا چرت میگی من که نمیدونستم اینجوری میشه.
    اسکورپیون: بیا یه بازی بکنیم.
    هانزو: پدرو پسر جفتشون عاشق بازی کردن با اساب من بدبختن.
    اسکورپیون: پس یه معامله، با شمشیر بیا به برج رعد بعد میگم چی کار کنی.
    و اسکورپیون با ریدن ناپدید میشه
    هانزو: اخ اماده شید میریم همون جایی که این دیوونه میخاد بریم.
    سایه: منم میام.
    تاکادا: اگه تو با این قیافه بیای هم ابرومون میره هم وقتمون.
    هانزو: مسخره بازی در نیار از وقتی که قبیلرو بهت سپرده بودم تا الان هیچ فرقی نکردی. سایه تقیر شکل میتونی بدی؟
    سایه: هله.
    و تبدیل میشه به یه ادم جوون با موهای سفید.
    عکس9

    تاکادا: دقیقا شکل باباتی.
    هانزو: تاکادا
    تاکادا: باشه بس میکنم.
    هانزو: ولی بهتره مخفی بیای سایه.
    سایه: هتما خوب بریم تمومش کنیم.
    ادامه دارد



    بابت تاخیر ایم ساری سو ساری سو سو سو نظر فراموش نشه قسمت بعد فردا قرار میگیره خدا نگه دار بای نای

    بعضی وقتا هتی وقتی که میبازی بازم میتونی برنده باشی جوری که وارد تشک مبارزه میشی مهم نیست مهم اینه که چجوری پا میشی
    و در بدترین لحظات تنها قدم برای پیروزی یه لبخند کوچیکه
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  7. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (10-05-2017)

  8. #24
    Noob__Smoke آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    1,151
    علاقه مند به
    rain
    محل سکونت
    BLλCK MESA LABS
    تشکر
    4,068
    تشکر شده 2,520 بار در 1,112 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    20
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اصلا باورشم نمیکردم ... مهارت نویسندگیت محشره! خیلی از داستان لذت بردم! تنها مشکلش غلط املایی های فراوونه...
    و واقعا منتظر قسمت بعد این...یجورایی...سریالم!

    we Are Broken

  9. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Noob__Smoke از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (10-09-2017)

  10. #25
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    101
    علاقه مند به
    scorpion
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    16
    تشکر
    549
    تشکر شده 245 بار در 104 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستانت از همه جهت عالیه.ولی با نوب اسموک موافقم غلط املایی هات زیاده.منتظر بقیشیم.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  11. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (10-09-2017)

  12. #26
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    154
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زمین خدا
    تشکر
    88
    تشکر شده 79 بار در 66 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اه هوف خدایا شکرت ولی نته منتقه لعنتی قتعه شاید داستان تا 22ام دیر بشه خیلی بد شانسیه هیف شد ولی سعی میکنم قسمت بعدیرو سریع تا قبل از 4 شنبه بزارم خدا کنه دوستان گفتم گفته باشم راستی تا اونروز که من نیستم لطفا نزرات وپیشنهاد واسه فصل دو بدید مثلا چی شه چی نشه مسخرم بود بدید بدرد میخوره بای نای قلطامم به زودی تموم میشه فقت فصل اول اینجوریه فصل دو بهتر میشه



    تو پ.خ نظر و پیشنهاد بدید هتما استفاده میکنم چون من از هر نظری یه استفاده ای میکنم خدا نگه دار و شرمنده

    بعضی وقتا هتی وقتی که میبازی بازم میتونی برنده باشی جوری که وارد تشک مبارزه میشی مهم نیست مهم اینه که چجوری پا میشی
    و در بدترین لحظات تنها قدم برای پیروزی یه لبخند کوچیکه
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  13. #27
    DARK GAIA آواتار ها کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    422
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    هیچ کجا
    تشکر
    1,204
    تشکر شده 1,029 بار در 350 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Ghamgin
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

  14. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید DARK GAIA از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (10-16-2017),scorpionxl (10-19-2017)

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123