صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 49

موضوع: داستانی متفاوت عقرب اقاز میکند فصل 1

  1. Red face داستانی متفاوت عقرب اقاز میکند فصل 1

    #1
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 150 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام به مدیران گرامی این اولین تاپیک من خواهد بود این داستان داستان زندگی اسکورپیونه ولی نه سبر کنید این داستان فرق داره این داستان در اوایل در اتفاقات بعد مورتال کامبت ایکسه و بعد 10 قسمت فصل اول تموم میشه درسته فصل اول کم قسمته ولی فصل 2 که شروع ماجراست اصل کاره برای موضوعی که تو داستان میفهمید زمان به عقب بر میگرده زمان سالمی شیرای ریو و اسکورپیون سعی میکنه به خواتر دونستن اینکه شیرای ریو قراره ناوود بشه جولوشو بگیره ولی موفق نمیشه و داستان اصلی شروع میشه ولی این داستان شاهد شخصیت ها و داستانی متفاوته شخصیت های جدید که خودم ساختمشون و ماجرایی جالب تر از قبل و پیچیده فصل دوم تا تور نمنت ارماگدون ادامه دارد ولی یه داستان دیگه که ادامه این داستان است هم وجود دارد لطفا نظر من رو قبول کنید گفته باشم که فصل اول از عکس های کمیک مورتال کمبت با دوبله خاست خودم استفاده میکنه یعنی شکل کمیکه ولی فصل دوم کمتر اینجوریه لطفا درخواستم را قبول کنید خدا نگه دار



    قسمت اول:سر اقاز همه چیز



    شاید قبلن شنیده باشید. که این انسان که خیلی هم شبیه انسان ها بود چه زندگی بی خوشی و بی انسانیتی داشته و هالا با داستان من اشنا شید.
    ندرلم
    http://up.upinja.com/ue817.png
    «عکس های من اینظوری قرار میگیره زیاد دوست ندارم صفه شلوق بشه»
    صدای کسی که کینه ی 30 ساله ای نسبت به من داره برادرم اسکورپیون.سرباز:ولی استاد شما اسکورپیونید.هانزو:دروغ، دیگه زمان پنهان کاری گزشته من اسکورپیون نیستم.سرباز: پس اسکورپیون کیه. هانزو:بزار با داستان بهت بگم.

    ماهیت من یکی از اون دو روه تو یک بدن بود و توافقی نداشتیم اما زندگیمون به توافق بستگی داشت، متهد شدیم.
    ساهب خانواده و زندگی شدیم عجیبش این بود که هر دو خانواده هامون یکی بود ساهب پسر شدیم، پسر من ،همسرم و اسکورپیون خیلی عجیبه نه. سرباز:بله استاد. هانزو:ولی یک روز نادونیم همه چیز رو خراب کرد
    گزشته
    هانزو:بزار نقشه ی اناسر معبد شاعولین رو خودم بدزدم .اسکورپیون:تو نمیتونی.هانزو:تو همیشه میگی اعتمادم شجاعت میخواد میخوام ببینم اون قدر شجاعی که بزاری خودم این کارو بکنم.اسکورپیون:ام. هانزو:دوباره میپرسم
    http://up.upinja.com/k69kx.png
    ولی تا راه افادم سمت معبد
    به شیرای ریو همله شد.
    http://up.upinja.com/jqm3c.png
    و به خانوادم
    http://up.upinja.com/xwnil.png
    تو راه به خودمم همله شد
    http://up.upinja.com/nwgey.png
    ودر اخر
    http://up.upinja.com/qt4xm.png
    هرف هایی از گزشته
    سابزیرو:بهت نگفته بودم چه قدر قبیلت بی ارزشه، و هالا، میراث شیرای ریو با تو دفن میشه ،اومیدوارم تو و خانوادت در جهنم بسوزید.
    http://up.upinja.com/n2nht.png
    واسش کار میکردم کارای خیلی کسیف
    http://up.upinja.com/bw73q.png

    http://up.upinja.com/5r531.png

    http://up.upinja.com/v59dm.png

    http://up.upinja.com/49ae5.png

    اسکورپیون:هانزو. هانزو:چی میخوای. اسکورپیون:این هشدار آخره آزادم کن همین الان. هانزو:واگه آزادت نکنم. اسکورپیون:آزاد میشمو خودم میکشمت. هانزو:بدن من زندان مهکمی مگه نه و نمیتونی منو در اختیار خودت بگیری.
    اسکورپیون:خواهیم دید چون مرگ در انتزارته.
    هانزو:اگه راست میگی از بدنم بیا بیرون چون اگه خودم هم بخوام نمیتونم بیارمت بیرون هه هه هه.
    اسکورپیون:بهای اینو به سختی میپردازی هانزو موقتا قدرتم دست توعه ولی وقتی دوباره فرمونتو به دست بگیرم میمیری اون وقت می بینیم کی میخنده هالا اگه من جای تو بودم میرفتم شیرای ریو تا ببینم تاکادا اون جارو خراب کرده یا نه هه هه هه هه هه خودت میدونی استادی شیرای ریو رو دادی به اون.
    هانزو:بگو اون جا چه خبره.
    اسکورپیون:آزادم کن اون وقت بهت میگم چه خبره هاهاهاهاهههه ها.
    هانزو:لعنت به تو.
    http://up.upinja.com/9w67r.png
    ادامه دارد
    توی فصل اول چند قسمتی از عکس های پینت استفاده میکنم ولی بعدش دیگه اینجوری نیست تا قسمت.بعد هر قسمت تا فصل دوم هر روز یا 2،3روز در میون قرار میگیره



    لینک عکس هارو توی صفه اینترنت کپی کنید عکس میاد اگه عکس ها مشکلی داشت به من اتلاع بدید



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  2. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (08-23-2017),noooob (08-24-2017),You s (06-16-2018)

  3. #21
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 150 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اگر داستان دیر شده خیلی بخشید دارم بروز رسانیش میکنم اخه شبیح جک شده مسابقات تکواندوی شهرستانمونم شروع شده باید تمرین کنم امتهان کمربندمم همین تور کلم شلوغه امتحان تعین ستح اینجاستیس یکم شروع شده«یه امتهانی تو یکی از گیمنتای شهرستانمون»ولی تا 3 روزه اینده میزارم قسمت 8 و 9 و بعدش دیگه میریم اثل داستان فصل 2 که تو همین تاپیک قرارش میدم فصل سرو توی یه تاپیک دیگه ولی فعلا تریلر قسمت اولو ببینید نظر بدید
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    خیلی خوب نظر فراموش نشه باشید تا باشم بای نای



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (09-19-2017)

  5. #22
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 150 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    باز کنید
    داستان در روز های تعتیل قرار میگیرد چون مدرسه ها شروع شده و ده اه پودینه بس کن دیگه توعم همین الان پا تخته بودم اه ا ببخشید معلم ریاضیمون بود معلم خوبیه فقت بیست و چهار ساعته پا تخته نگهت میداره ا من اقا میشه 24 ضربدر p توان دو اه خیلی خوب داستان در پنج شنبه و جمعه و شنبه و یک شنبه قرار میگیرد در این 4 روز بای



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  6. #23
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 150 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    مقر سایه.
    هانزو: هالا چرا من اونجوری شدم؟ چرا به عقرب تبدیل شدم؟
    سایه:بخاتر هرکتی که در تور نمنت3 کشف شد.
    تاکادا:انامالاتی در موردش شنیدم اما دوس داشتم بتونم انجامش بدم.
    هانزو: اینو میدونم اون حرکت انامالاتی بود نمیدونم چرا این انامالاتی،حیوان درونی اسکورپیون عقربه.
    سایه: نه مال توعه.
    هانزو:چی! پس چرا در تور نمنت3 اسکورپیون عقرب میشد همینتور در چهارم.
    تاکادا:صبر کن سایه داری میگی اسکورپیون اون موقع از قدرت استاد استفاده میکرده؟
    سایه: دقیقا. پس فکر کردی چرا انقدر تولش داد تا از بدن هانزو بیاد بیرون؟
    هانزو:باشه فهمیدم ولی چی الان خطر ناکه؟ اسکورپیون زخمیه،سابزیرو هم که بدجور زخمی شده، پس خطر چیه؟
    سایه:ریدن.
    تاکادا و اسکورپیون: جاااااااااااااااااااااااا ان؟ چرا؟
    سایه: ریدن خودشو با کومیدوگو زخمی کرده.
    تاکادا: چرا؟
    سایه:میخواست امتهانش کنه ولی نتونست تهملش کنه
    تاکادا:حالم از این هازر جوابیت بهم میخوره.
    سایه:اما بعد از ریدن خطر فنجه.
    تاکادا:چی هست؟
    سایه:کسانی که به خاتر انتقام زندگی میکنن. یک چرخه که هر دوران یک فنج باید در دنیا دنبال انتقام راه بره. و اسکورپیون هم یک فنجه. زندگی واسه انتقام باعث میشه اون ها بر عکس ادما باشن. ادما میکشن که زنده بمونن،فنج زندگی میکنه تابکشه.5مقام خیلی قدرت مند در جهان وجود داره مهافزا اربابانه زمان شبح های زمان نیمه مهافزا و فنج ،فنج قوی ترینه ولی نمیدونم چرا اسکورپیون، توی تاریخ نوشته که اسکورپیون بالاخره دوباره بعد زندانی شدنش به ندرلم برمیگرده و فکر انتقامو از سرش بیرون میکنه نوشته شده با هانزو یکی میشه دوباره
    تاکادا:تو از کجا میدونی
    سایه:من یه شبح زمانم
    هانزو:چجوری باید شکستش داد؟
    سایه:راهی نیست.
    هانزو:قیر ممکنه
    سایه: یه راه هست ولی تقریبا قیر ممکنه
    هانزو: بگو چه راهی؟
    سایه:باید تو حالت انتقام بکشیدش.
    تاکادا:هالا تو بیرون از این حالت مسخره چه قدر قویه؟
    سایه:بهتره ندونی قدرتش با قدرت اوناگا شاعوکان بلیز برابری میکنه قدرتی فوق العاده بیشتر از اتحاد مرگبار نمیشه تسورش کرد
    تاکادا و هانزو: هه راهه دیگه ای هم که نداریم نه؟
    سایه:نیمه پور لیوانو ببینید هداقل اسکورپیون زخمیه.

    ازمایشگاه متروکه ژاپن.
    عکس 1


    عکس2
    [SPOILER]
    [/SPOILER]
    اسکورپیون: چی شد بالاخره میتونم دوباره...

    هانتر:قربان شما باید استراهت کنید ولی نگران نباشید استاد با تموم شدن درمان شما میتونید با هانزو یکی بشید.
    اسکورپیون: و میتونم شمشیرمو بگیرم. و بالا خره، انتقام از ان من خواهد شود«انتقام از ان من خواهد شد یکی از دیالوگ های اسکورپیون»

    مقر سایه
    سایه: یک شمشیر رو میاره پیش هانزو و میگه: ازش استفاده کن اینو واسه پدرم با خون اهالی شرای ریو ساختم ولی میدمش به تو، قدرت اتش توش نهفته.
    اوه یادم رفت بگم اون میخواد با زرف 3 روز...
    هانزو: زرف 3 روز چی
    سایه:بکشتت.
    هانزو و تاکادا: هه لطفا دفعه بعد خبر نده
    یهو یه چیز اجیب با کلاه کاهیه چینی میره بالایه مقر
    تاکادا به بالا نگاه میکنه و میگه: فکر کنم اینو از ترف همه میگم. ولی مهمون داریم
    سایه: چی شد... اوه فکر کنم باید ...
    هانزو: چی؟
    سایه: از شمشیر استفاده کنی.
    اون چیز اجیب میپره پاینو میگه: تو میمیری هانزو.
    هانزو: لرد ریدن از دیدنتون خوشهالم بستم بهتون رسید؟ «منظورش سابزیروعه»
    ریدن: مسخره بازی بسه کار ما هنوز تموم نشده.
    ریدن به هانزو همله میکنه.
    عکس3

    هانزو: تو هم دیوونه ای.
    ریدن هانزو رو میندازه روی زمین ولی هانزو ناپدید میشه.
    ریدن: تا ابد که نمیتونی فرار کنی.
    اما تاکادا یک شمشیرو از پشت میکنه تو بدن ریدن
    عکس4

    هانزو و تاکادا تو بالای مقر زاهر میشن و پنهان
    هانزو: نباید اونو بکشی
    تاکادا: اخه چرا.
    هانزو: اگه بخای اونو بکشی ما هم با اسکورپیون فرقی نداریم.
    تاکادا: ببخشید، ولی اون هقش بود.
    سایه یک هو زاهر میشه و میگه: یه خبر خوب دارم یه خبر بد.
    هانزو:بگو خبرارو.
    سایه: خبر بد اینه که اسکورپیون درمان شده و توپم تکونش نمیده.
    تاکادا: و خبر خوب؟
    سایه: داره میاد اینجا.
    هانزو و تاکادا: یه بار خاستی خبر خوب بدی به این بدی شد کجای این خوبه؟
    سایه: اینجاش که اون با ریدن میجنگه. و لازم نیست ما خودمونو در گیر کنیم.
    هانزو: و اون میتونه ریدنو برای رسیدن به من تیکه تیکه کنه.
    سایه: یه جورایی
    یهو یه پورتال باز میشه و یه چیزی به ریدن همله میکنه.
    اما ریدن اونو میگیره.
    عکس5

    و ریدن اون جونورو پودر میکنه.
    ریدن: کی اینو فرستاده.
    یک هو از اون پورتال اسکورپیون زاهر میشه و میزنه تو صورت ریدن.
    عکس6

    عکس7

    «شرمنده راحت نه رهحت»
    عکس8

    اسکورپیون: به به سلام میبینم که یاد من افتادی،هانزو.
    هانزو: تو اخه؟ چرا این کارو میکنی؟
    اسکورپیون: بخاتر انتقام.
    سایه یهو زاهر میشه و میگه: انتقام مثل یه افعی دو سره، پدر.
    اسکورپیون با تعجب: هان... سایه بیا پیش من منو تو باهم میتونم ببریم.
    سایه: نه عمو هیچ اشتباهی نکرده که میخوای بکشیش.
    اسکورپیون: زده نزدیک 30 سال منو زندانی کرده میگی هیچ کار، تازه این هیچی لابت من لج بازی کردم که شیرای ریو ناوود شد.
    هانزو: چرا چرت میگی من که نمیدونستم اینجوری میشه.
    اسکورپیون: بیا یه بازی بکنیم.
    هانزو: پدرو پسر جفتشون عاشق بازی کردن با اساب من بدبختن.
    اسکورپیون: پس یه معامله، با شمشیر بیا به برج رعد بعد میگم چی کار کنی.
    و اسکورپیون با ریدن ناپدید میشه
    هانزو: اخ اماده شید میریم همون جایی که این دیوونه میخاد بریم.
    سایه: منم میام.
    تاکادا: اگه تو با این قیافه بیای هم ابرومون میره هم وقتمون.
    هانزو: مسخره بازی در نیار از وقتی که قبیلرو بهت سپرده بودم تا الان هیچ فرقی نکردی. سایه تقیر شکل میتونی بدی؟
    سایه: هله.
    و تبدیل میشه به یه ادم جوون با موهای سفید.
    عکس9

    تاکادا: دقیقا شکل باباتی.
    هانزو: تاکادا
    تاکادا: باشه بس میکنم.
    هانزو: ولی بهتره مخفی بیای سایه.
    سایه: هتما خوب بریم تمومش کنیم.
    ادامه دارد



    بابت تاخیر ایم ساری سو ساری سو سو سو نظر فراموش نشه قسمت بعد فردا قرار میگیره خدا نگه دار بای نای



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  7. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (10-05-2017),You s (06-16-2018)

  8. #24
    Noob__Smoke آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    1,192
    علاقه مند به
    rain
    محل سکونت
    oregon, gravity falls
    تشکر
    4,114
    تشکر شده 2,624 بار در 1,157 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    20
    حالت من
    Movafagh
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اصلا باورشم نمیکردم ... مهارت نویسندگیت محشره! خیلی از داستان لذت بردم! تنها مشکلش غلط املایی های فراوونه...
    و واقعا منتظر قسمت بعد این...یجورایی...سریالم!

    DEAD MAN WALKING...
    GRANDPA IS BACK!



  9. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید Noob__Smoke از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (10-09-2017)

  10. #25
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    232
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    859
    تشکر شده 581 بار در 266 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستانت از همه جهت عالیه.ولی با نوب اسموک موافقم غلط املایی هات زیاده.منتظر بقیشیم.


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  11. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (10-09-2017)

  12. #26
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 150 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اه هوف خدایا شکرت ولی نته منتقه لعنتی قتعه شاید داستان تا 22ام دیر بشه خیلی بد شانسیه هیف شد ولی سعی میکنم قسمت بعدیرو سریع تا قبل از 4 شنبه بزارم خدا کنه دوستان گفتم گفته باشم راستی تا اونروز که من نیستم لطفا نزرات وپیشنهاد واسه فصل دو بدید مثلا چی شه چی نشه مسخرم بود بدید بدرد میخوره بای نای قلطامم به زودی تموم میشه فقت فصل اول اینجوریه فصل دو بهتر میشه



    تو پ.خ نظر و پیشنهاد بدید هتما استفاده میکنم چون من از هر نظری یه استفاده ای میکنم خدا نگه دار و شرمنده



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  13. #27
    DARK GAIA آواتار ها کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    438
    علاقه مند به
    tremor
    محل سکونت
    هیچ کجا
    تشکر
    1,207
    تشکر شده 1,072 بار در 363 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    Ghamgin
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]

  14. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید DARK GAIA از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (10-16-2017),scorpionxl (10-19-2017)

  15. #28
    MR.SCORPION آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    106
    علاقه مند به
    nightwing
    محل سکونت
    قلمرو زمین "معبد شیرای ریو
    تشکر
    77
    تشکر شده 177 بار در 109 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    2
    حالت من
    khabalood
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    حاجی تورو جون هر کی دوس داری عکسراو درست بزار داستانت محشره
    get over here

  16. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید MR.SCORPION از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (11-03-2017)

  17. #29
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    233
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    529
    تشکر شده 199 بار در 150 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    تکشر خوب ببخشید داستان دیر شد ولی به "غول"یکی از رفیقام تازه داره "وزع"کشمشی میشه

    قسمت 9 ام«قسمت اخر فصل اول»:نبرد پایانی

    منطقه ای که اسکورپیون با سابزیرو جنگید.



    یه هو کبرا پیداش میشه و سابزیرو رو میبره برج رعد.

    هانزو و تاکادا که به برج رعد رسیدن میرن پیش اسکورپیون و با تعجب میگن: اگه شک داشتم دیوونه ای متمعن شدم کاملا به دکتر نیاز داری.
    اسکورپیون گروگانای زیادی داشت سابزیرو، ریدن ،جانی کیج، لوکنگ
    اسکورپیون: شمشیرو بده به من.
    یک هو سایه زاهر میشه و میگه: این کارو نکن عمو.
    اسکورپیون: معتل نکن اگه میخوای اینا زنده از این خراب شده بیرون برن.
    هانزو: بیا شمشیرتو بگیرو ازادشون کن.
    اسکورپیون: اول شمشیرو بده بعد.
    سایه: نه اینکارو نکون عمو.
    ولی هانزو شمشیرو میده به اسکورپیون و بعد میره عقب.
    اسکورپیون: اوه اره از ترف من به بای هان سلام برسون سابزیرو.
    جانی کیج: چی؟
    و اسکورپیون سابزیرو رو میکشه.
    و بعد لیو کنگو.
    جانی کیج خودشو ازاد میکنه با لگت میزنه تو سورت اسکورپیون و با پا شمشیرو پرت میکنه پیش هانزو و میره پیش شمشیر شمشیرو ور میداره و میگه: هیف که کسیو نمیشناسم سلاممو بهش برسونی با شمشیر خودت...
    اما یه هو از شمشیر یه موج درست میشه دستای جانی میسوزه و جانی پرت میشه اونور
    یه هو یه صدا میاد که میگه: تو لیاقت نداری.
    و اسکورپیون با قدرتش شمشیرو میکشه پیش خودش و میگه: فکر کردی همینجوری کشکو دوقه فقت یه شیطان واقعی میتونه این شمشیرو تو دستاش بگیره.
    هانزو: پس چرا به من اسیبی نزد؟ یعنی منم مثل تو یه هیولام؟
    اسکورپیون: نقطه شباهت ما همینه شاید در زاهر انسان باشی ولی در باتل یه هیولا مثل من،نوب،اوناگا یا هر کس دیگه از جنس مایی.البته نه هر شیطانی بازمانده های شیرای ریو
    هانزو: مزخرفایه فیلسوفانه بسه من یه چیزو میخوام بدونم تو یه زمانی به سابزیرو گفتی: شاید هردومون برای ریدن و زمین بجنگیم ولی هر کسی که مخالف یا خطری برای هدف منه باید بمیره هتی اگه اون خود ریدن باشه. هدف تو چیه؟
    اسکورپیون: من همون چیزیرو میخوام که تو میخوای بازسازی شیرای ریو.
    هانزو: فکر نکنم روشامون یکی باشه.
    اسکورپیون: ببین من از همینت خوشم میاد اینکه هازری واسه بدست اوردن چیزی که میخوای هر کاری بکنی.
    هانزو: ولی مثل تو ادم نمیکشم کاریرو کردی که شنگ سونگ بعد از 30 سال نتونست انجامش بده تو دوتا از مهم ترین مدافعان زمینو کشتی. به سوال من جواب بده 3 عصل مهم نینجا ها چیه؟
    اسکورپیون: سرعت، دقت و...
    هانزو: شرافت این چیزیه که به انوان نینجا نداری.
    اسکورپیون: فکر کردی معنیه شرافت چیه؟ معنیش این نیست که هق نداری کسیرو بکشی...
    هانزو: یعنی هق داری هر 5 ثانیه یه ادم بکشی؟
    اسکورپیون: شاید بخاتر اینه که من اثلا نینجا نیستم شرافت یعنی عدالت
    هانزو: ادالت به زودی اجرا میشه.
    اسکورپیون: اینو به مرده ها بگو. وقتشه.
    هانزو:دلت به حال مرده ها نسوزه نگران زنده باش. اره وقتی اماده جنگ بودم بهت میگم.
    اسکورپیون: چی؟ داری چی میگی؟
    یک هو هانزو ناپدید میشه و تو یه جنگل زاهر میشه«با تاکادا ناپدید میشه»
    اسکورپیون: اه منتزر میمونم برادر. کبرا جانی کیجو درمان کن ببر پیش بقیه فکر کنم باورش شد اینا سابزیرو و لیو کنگ واقعین.
    سایه که پنهانی هرفای اونارو شنیده بود رفت.
    جنگل.
    هانزو با سدای بلند داد میزنه: سایه کمکم کن خواهش میکنم تا بتونم جولوی اسکورپیونو بگیرم.
    سایه یه هو زاهر میشه و میگه: تو یه نادونی.
    هانزو: هرفامو شنیدی مگه نه؟
    سایه: اون شمشیرو برای تو نساختم برای پدرم ساختم قدرت برتر ندرلم.
    هانزو: پس چرا ازم نگرفتیش؟
    سایه: به تو دادمش چون فکر میکردم خوب ازش استفاده میکنی ولی اشتباه میکردم.
    هانزو: ولی الان اون دست صاحب اسلیشه چرا ناراحتی؟
    سایه: اه درسته که اون شمشیر متعلق به پدرمه ولی اون دیگه از شمشیر برای خوبی استفاده نمیکنه. تو کارای اشتباه زیادی کردی هتا قبل از بدست اوردن شمشیر.
    هانزو: تبدیل کردن برادرم به یه هیولا.
    سایه: هالا تو شمشیرو به خطر ناک ترین موجود دنیا تقدیم کردی.
    هانزو: پس باید چی کار کنم؟
    سایه: باید تو حالت انتقام بکشیش.
    هانزو: وقتی هتی لیو کنگو ریدن نتونستن من بتونم؟
    سایه: نیازی نیست ببری تلاش کن همین، با جنگ تو و اون زمان به عقب بر میگرده قبل از ناوودی شیرای ریو مبتونید دوباره شروع کنید.
    هانزو: من امادم برادر زاده، و تاکادا تو هم با من میای؟
    تاکادا: بله پدر
    هانزو:درسته کنشی پدرته ولی همیشه مثل پسرم بودی
    هانزو سایه و تاکادا تو برج رعد زاهر میشن
    هانزو: حالا وقتشه برادر.
    اسکورپیون: بیا شروع کنیم خواعن.
    جنگ شروع میشه.


    اسکورپیون از زیر زمین پند تا اسکلت در میاره تا هانزورو بگیرن.

    هانزو: اه بس کن جولوی من وانمود میکنی به شیطان بودن جولوی سایه وانمود میکنی به ادم بودن وانمود میکنی نمیدونی کوانچی شیرای ریو رو ناوود کرده تا منو بکشی اثلا چرا باید وانمود کنی؟
    اسکورپیون: اه بس کن دی... اااااااااا
    اسکورپیون بدنش میسوزه و فریاد میزنه.
    هانزو خودشو ازاد میکنه
    هانزو به سایه: چه اتفاقی افتاده سایه اون چشه.
    سایه: از هرفات دیوونه شده اون دوباره یادش اومده کوانچی شیرای ریو رو ناوود کرده،اون الان خطر ناک تر از همیشست
    اسکورپیون: اه اه اااااااا
    سایه: اماده باشید به مهز اینکه وارد حالت انتقام شد بکشیدش.
    اسکورپیون با صدای عجیب: من وانمود نمیکنم.
    هانزو: هالا فنجو ناوود کنید.
    سایه، تاکادا و هانزو به اسکورپیون حمله میکنن.
    اسکورپیون: اه اخ ا ه اااااه اه اه اه ولم کنید
    هانزو: تسلیم شو زمان تو به پایان رسیده.
    اسکورپیون میوفته روی زمین و همه بهش حمله میکنن یه هو تو سرش یه صدایی میشنوه که میگه: اسکورپیون این مبارزه هنوز تموم نشده.
    اسکورپیون:تو...
    اون صدا: هانزو نباید برنده بشه. به ناوودی چرخه رازی نشو. تو فنجی.
    یه هو چشمای اسکورپیون قرمز میشه و میدرخشه

    یه هو از بدن اسکورپیون اتش بلند میشه و همه میفتن اونور.


    هانزو: اه

    اسکورپیون از روی زمین بلند میشه اما زاهرش اجیب شده و میگه: تو نمیتونی ببری
    و به هانزو حمله میکنه

    زنجیر میخوره به هانزو و هانزو خون بالا میاره.
    هانزو: اه ااا
    تاکادا و سایه: استاد،عمو
    هانزو میفته رو زمین ولی تاکادا میاد پیشش

    اسکورپیون به حالت ادی بر میگرده و میگه: بالاخره،من پیروز شدم دیگه به من اسیبی نمیرسونی، انسان.
    ولی تا اسکورپیون میخواد قدرتای هانزورو بگیره میبینه نمیتونه.
    اسکورپیون:این امکان نداره چرا کار نمیکنه.
    هانزو در حالی که خون بالا میورد گفت:هاهاهاها یا... یادم رفت ب... بگم که با باید منو اسیر کنی و اگه بمیرم قدرتامم با خو... خودم به گورم میره.
    حا... حالا زمین در امانه دی... دیگه میتونم راحت باشم، برادر.
    اسکورپیون:نه نه نه تو نباید بمیری من قدرتاتو میخوام تو هق نداری بمیری نمیر هانزو.
    هانزو:ه... هطا اگه میخاستمم میمردم و هالا بهتره سعی کنی دوباره تاریخ رو رقم بزنی.
    اسکورپیون:چی؟ یعنی چی؟ منزورت چیه؟
    یکهو با یه برق زمان به عقب برمیگرده همون زمانی که شیرای ریو ناوود نشده بود
    اسکورپیون با ناراحتی و با صدای بلند:ازت متنفررررررررررررررررررررم ممممممممممممممم
    ادامه دارد
    در فصل دوم با ما همراه باشید.«فصل اول فقط شروع کاره فصل دوم اصل کاره اسکورپیون چون میدونه چی میشه همه چیزو خراب میکنه ولی به قول خودش:تنها قهرمان داستان که قدرتش از خیلی ادما بیشتره اونقدری که نیاز به کمک نداره فقط دو حالت داره یا پروردگار بخواد اون قوی باشه یا خودش ویلن داستان باشه گزینه 1 بهتره ولی ما لایقش نیستیم»فصل دو:بزرودی دوستان تکشر بابت تعریف فقط اقایون ازم زیاد تقریف نکنید به اندازه ترشم میکنه مثل اد بون اونقدر از کمبت 9 بیچاره تعریف کردن ری...استارت کرد به استوریه کمبت ایکس بای نای بای نای شب خوش فردا انتحان شیمی دارم چه خاکی به سرم بریزم؟



    امتحان شیمی با این "وزع"فکر کنم امتحان املامم 0 شم



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  18. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (10-30-2017),scorsub (10-31-2017),You s (06-16-2018)

  19. #30
    mahyar_ach آواتار ها Devil Within
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    509
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    Guilanrelam
    تشکر
    1,797
    تشکر شده 1,209 بار در 514 ارسال
    حالت من
    Bitafavot
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    یادش بخیر یه زمانی چه قد این فن فیک شنا طرفدار داشتن ، نه فقط فن ک فیک شنا ، کمیک ام کی ایکس هم خیلی سروصدا به پا کرد

    خوب بود

    تشکر
    [FONT=Book Antiqua]
    Telegram ID / Instagram : @mahyardw
    [/FONT]

  20. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید mahyar_ach از ایشان تشکر کرده اند:

    scorpionxl (10-31-2017),scorsub (10-31-2017)

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین