صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از 51 به 51 از 51

موضوع: داستانی متفاوت عقرب اقاز میکند فصل 1

  1. Red face داستانی متفاوت عقرب اقاز میکند فصل 1

    #1
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    238
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    566
    تشکر شده 201 بار در 152 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام به مدیران گرامی این اولین تاپیک من خواهد بود این داستان داستان زندگی اسکورپیونه ولی نه سبر کنید این داستان فرق داره این داستان در اوایل در اتفاقات بعد مورتال کامبت ایکسه و بعد 10 قسمت فصل اول تموم میشه درسته فصل اول کم قسمته ولی فصل 2 که شروع ماجراست اصل کاره برای موضوعی که تو داستان میفهمید زمان به عقب بر میگرده زمان سالمی شیرای ریو و اسکورپیون سعی میکنه به خواتر دونستن اینکه شیرای ریو قراره ناوود بشه جولوشو بگیره ولی موفق نمیشه و داستان اصلی شروع میشه ولی این داستان شاهد شخصیت ها و داستانی متفاوته شخصیت های جدید که خودم ساختمشون و ماجرایی جالب تر از قبل و پیچیده فصل دوم تا تور نمنت ارماگدون ادامه دارد ولی یه داستان دیگه که ادامه این داستان است هم وجود دارد لطفا نظر من رو قبول کنید گفته باشم که فصل اول از عکس های کمیک مورتال کمبت با دوبله خاست خودم استفاده میکنه یعنی شکل کمیکه ولی فصل دوم کمتر اینجوریه لطفا درخواستم را قبول کنید خدا نگه دار



    قسمت اول:سر اقاز همه چیز



    شاید قبلن شنیده باشید. که این انسان که خیلی هم شبیه انسان ها بود چه زندگی بی خوشی و بی انسانیتی داشته و هالا با داستان من اشنا شید.
    ندرلم
    http://up.upinja.com/ue817.png
    «عکس های من اینظوری قرار میگیره زیاد دوست ندارم صفه شلوق بشه»
    صدای کسی که کینه ی 30 ساله ای نسبت به من داره برادرم اسکورپیون.سرباز:ولی استاد شما اسکورپیونید.هانزو:دروغ، دیگه زمان پنهان کاری گزشته من اسکورپیون نیستم.سرباز: پس اسکورپیون کیه. هانزو:بزار با داستان بهت بگم.

    ماهیت من یکی از اون دو روه تو یک بدن بود و توافقی نداشتیم اما زندگیمون به توافق بستگی داشت، متهد شدیم.
    ساهب خانواده و زندگی شدیم عجیبش این بود که هر دو خانواده هامون یکی بود ساهب پسر شدیم، پسر من ،همسرم و اسکورپیون خیلی عجیبه نه. سرباز:بله استاد. هانزو:ولی یک روز نادونیم همه چیز رو خراب کرد
    گزشته
    هانزو:بزار نقشه ی اناسر معبد شاعولین رو خودم بدزدم .اسکورپیون:تو نمیتونی.هانزو:تو همیشه میگی اعتمادم شجاعت میخواد میخوام ببینم اون قدر شجاعی که بزاری خودم این کارو بکنم.اسکورپیون:ام. هانزو:دوباره میپرسم
    http://up.upinja.com/k69kx.png
    ولی تا راه افادم سمت معبد
    به شیرای ریو همله شد.
    http://up.upinja.com/jqm3c.png
    و به خانوادم
    http://up.upinja.com/xwnil.png
    تو راه به خودمم همله شد
    http://up.upinja.com/nwgey.png
    ودر اخر
    http://up.upinja.com/qt4xm.png
    هرف هایی از گزشته
    سابزیرو:بهت نگفته بودم چه قدر قبیلت بی ارزشه، و هالا، میراث شیرای ریو با تو دفن میشه ،اومیدوارم تو و خانوادت در جهنم بسوزید.
    http://up.upinja.com/n2nht.png
    واسش کار میکردم کارای خیلی کسیف
    http://up.upinja.com/bw73q.png

    http://up.upinja.com/5r531.png

    http://up.upinja.com/v59dm.png

    http://up.upinja.com/49ae5.png

    اسکورپیون:هانزو. هانزو:چی میخوای. اسکورپیون:این هشدار آخره آزادم کن همین الان. هانزو:واگه آزادت نکنم. اسکورپیون:آزاد میشمو خودم میکشمت. هانزو:بدن من زندان مهکمی مگه نه و نمیتونی منو در اختیار خودت بگیری.
    اسکورپیون:خواهیم دید چون مرگ در انتزارته.
    هانزو:اگه راست میگی از بدنم بیا بیرون چون اگه خودم هم بخوام نمیتونم بیارمت بیرون هه هه هه.
    اسکورپیون:بهای اینو به سختی میپردازی هانزو موقتا قدرتم دست توعه ولی وقتی دوباره فرمونتو به دست بگیرم میمیری اون وقت می بینیم کی میخنده هالا اگه من جای تو بودم میرفتم شیرای ریو تا ببینم تاکادا اون جارو خراب کرده یا نه هه هه هه هه هه خودت میدونی استادی شیرای ریو رو دادی به اون.
    هانزو:بگو اون جا چه خبره.
    اسکورپیون:آزادم کن اون وقت بهت میگم چه خبره هاهاهاهاهههه ها.
    هانزو:لعنت به تو.
    http://up.upinja.com/9w67r.png
    ادامه دارد
    توی فصل اول چند قسمتی از عکس های پینت استفاده میکنم ولی بعدش دیگه اینجوری نیست تا قسمت.بعد هر قسمت تا فصل دوم هر روز یا 2،3روز در میون قرار میگیره



    لینک عکس هارو توی صفه اینترنت کپی کنید عکس میاد اگه عکس ها مشکلی داشت به من اتلاع بدید



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  2. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (08-23-2017),noooob (08-24-2017),You s (06-16-2018)

  3. #51
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    238
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    566
    تشکر شده 201 بار در 152 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط DeAtHjOkEr [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    این داستانت مثل جمعیت چینه

    خوبه و داره پیشرفت میکنه
    از طرز نوشتنت خوشم میاد و جالبه
    اما اینو بدون، هیچ کس نمیره طرف طراحی مگر اینکه بهترین خودشو نشون بده( یا هر کاری کلا)
    تو هم بهتره حالا که از عکس استفاده میکنی عکسارو یکم بهتر انتخاب کنی(هوشمندانه تر)
    خز غلط املایی رو در نیار فانوسا!
    ولی در کل بامزه اس
    اینکه شخصیت های جدید میسازی و کاری به اون شخصیت های قدیمی نداری خیلی خوبه چون سالهاست که در فن فیکشن ها فقط چند شخصیت میخونیم
    اسکورپین
    جانی کیج
    ....
    از فن فیکشنت خوشم اومد اما قطعا جای پیشرفت داره، برو فن فیکشن های خانوم مری کیج رو بخون مخصوصا روان زخم که به سبک داستان نویسیت کمک کنه
    سلیقت خوبه و بهترش کن.... همین قسمت نوشته شیرای ریو خرابه!
    فکر کردم شیرای ریو آدم سر به راهی نی و این حرفا که بعد کلی تامل گرفتم که نه! اینجا اسم مکانه!
    حتما یه تاپیک بزن شخصیتاتو معرفی کن
    و سخن آخر
    خوبه که داستانت خشک و بی روح نی و میشه دخالت شیوه داستان گویی انیمه و ... رو درش دید
    موفق باشی
    اینم نظر

    به روی چشم قسمت بعدی فردا قرار میگیره میپرسید چرا بعد از این همه تاخیر فردا؟؟؟ چون غلط املایی هاشو باید اصلاح کنم میخوام بی نقص باشه ولی توی پستام قلت عملایی فراوونه



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456