صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 11 از 11

موضوع: ___R3V3N4NT ___

  1. ___R3V3N4NT ___

    #1
    DeAtHjOkEr آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    نوشته ها
    36
    علاقه مند به
    shao-kahn
    تشکر
    10
    تشکر شده 28 بار در 18 ارسال
    حالت من
    Konjkav
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    درود ....
    داستان
    revenant
    امید وارم خوشتون بیاد
    بدون تصویر به سبک رمان



    EARTH REALM 12:00
    - قربان.... یک پیام به دستمون رسیده
    _ از طرف کی؟
    - آقای کارلتون
    _ خب؟
    - قربان، آقای کارلتون تقاضا کمک کردن
    _ به استرایکر خبر بده.... باز چه آبروریزی به پا کرده

    EARTH REALM 12:30
    - قربان ما آماده ایم
    _ یک... دو... سه.... برو برو برو

    در خانه کارلتون سان شکست.... قسمت هایی از خانه تخریب، قسمت هایی سوخته، و خون ریخته بر دیوار
    -قربان! خون! خون
    _ باید از خدات بخوای که خون اون نباشه...
    جسم بیهوش کساندرا، بر روی زمین افتاده، و همه مات و مبهوت.....

    NECROPOLIS 500:1000
    ^ یوختانا ، آوردمش
    * میدانی که چه کنی؟
    ^ آری...
    *پس برو، میخواهم خیلی زود باز آیی

    NETHER REALM 1555:000
    ^ یوختانا ، میخواهم به پیش آتش بزرگ بروم.
    + بهتر است سریع تر بروی، پرتال رو به روی خانه امپراطور است.

    NEXUS 00:00
    وارد اتاقی پر از دگمه شدم، او به من گفته بود به کجا بروم، من هم داخل پرتالی که چرخش آن عکس بود، رفتم.
    BLACK REALM
    ^ یوختانا، به دنبال بزرگ جادوگر هستم....
    # خانه اورا میتوانی بیابی، اگر که مرده و زنده باشی
    من زود فهمیدم که منظورش چیست چون او به من گفته بود چه کنم، پس به خواب رفتم و در هنگام خواب با استفاده از قدرت های تله کنتیک به قصر بزرگ جادوگر رفتم
    مردی سفید دیدم که حرف های نامعلومی بر روی پوست او نوشته شده بود.
    ^ یوختانا
    @ یوختانا، آیا " او " تو را فرستاده؟
    ^ بلی
    @ چیزی برایم آورده ای؟
    ^ یک جسد
    @ عینکش را هم آوردی؟
    ^ بلی
    @ برگرد و به " او " بگو چهار خزان دیگر بازگرداند تورا
    ^ بلی
    NECROPOLIS 000:000
    ^ یوختانا، بازگشته ام و پیغامی دارم
    * باز گو
    ^ بزرگ جادوگر گفت که چهار خزان دیگر باز گردم
    * خیلی خوب.... میتوانی بروی
    ^ سرورم، دلیل این کار چه بود
    * چهار خزان دیگر خواهی فهمید....



    Dιҽ Sƚαɾƙҽɳ ʂιɳԃ ʂƚα̈ɾƙҽɾ, ɯҽɳɳ ʂιҽ αʅʅҽιɳ ʂιɳԃ
    sir ADOLF HITLER-

  2. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید DeAtHjOkEr از ایشان تشکر کرده است:

    love day (01-22-2018)

  3. #11
    DeAtHjOkEr آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    نوشته ها
    36
    علاقه مند به
    shao-kahn
    تشکر
    10
    تشکر شده 28 بار در 18 ارسال
    حالت من
    Konjkav
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط scorpionxl [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    عالی ولی لطفا مثلا شخصیت هرف میزنه بگو کی داره حرف میزنه مثلا بگو
    شیناک:ای احمق پدر سوخته
    شاعوکان:اخه واسه چی بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شیناک:تو ریدنو توی دستات داشتیو ناوودش نکردی میدم فلانی بخوردتا!!!!!!!!!!!!!
    شاعو:حالا وقت زیاده
    شینی:
    ممنون که به ما انرژی میدین
    من عمدا اینجوری نوشتم تا در ذهن خواننده یکم فکر کنه بعد بهتر داستانو میفهمه


    قسمت چهارم: " خ " برای خیانتکار است
    4TH PART : T is for TRAITOR
    EARTH REALM
    اداره پلیس


    _ کثافت حرف بزن.....
    ^ یوخ..
    _ یک بار دیگه یوختانا رو به زبون کثیفت بیاری قسم میخورم کاری کنم جنازت رو با چسب نتونن به هم به چسبونن
    ^ اما... اما من چه کر ـــ
    _ تعریف کن عوضی، داستان چیه؟ شوهر عوضی من کجاس؟ ها؟ بنال
    ^باشد باشد.... فقط کاری به مردمان من نداشته باشید
    _ اینجا من قانون تعیین میکنم عوضی... بــــنــــال
    ^ باشد... میگویم :
    تمام ماجرا از این قرار است....
    شیناک شوهرت را گرفته و الان او مرده است
    _... گندت بزنن... این عوضیو بکشین... میریم اوت ورلد
    ^ اگر کمکی بکنم، میگذاری نمیرم؟
    _ اگر بدرد بخوره
    ^ شیناک، در اوت ورلد نیست، در نکرو پلیس ساکن است
    _ این عوضیو بکشین
    ^اما...
    NETHER REALM
    سونیا و جکس و استرایکر، به سمت اشراه، یکی از دوستان ارث رلم رفتند.
    او به آنها طریقه رفتن به نکروپلیس را یاد داد
    همه چیز مهیا رفتن بود ...
    NECROPOLIS
    سونیا و جکس و استرایکر، دوستان دیگر خود یعنی لو کنگ و کو نگ لائو را نیز خواسته بودند.
    آنها به قلعه شیناک رسیده بودند.
    جکس تنها با یک ضربه، در را شکست و همه یورش بردند به داخل
    _ شوهر لعنتیم کجاس؟
    ناگهان شائوکان ظاهر شد و گفت : دنبال کسی میگردین؟
    همه مات و مبهوت...

    _ هاهاها...انتظار داشتی اون روننت مسخره بیاد بهت بگه
    ^ چ چ چی؟
    _همینه دیگه، شما فانی ها.... هه....
    ^چی میگی، تو ش ش ش شائوکانی؟
    _من شائوکان، امپراطور دنیای خارجم، من پسر لرد شیناکم، من خود شیطانم....
    ^ اما .. اما... مهم نیست... ما اومدیم بکشیمت
    _ البته، بهم 12 سال وقت دادین تا زمین و ادنیا رو به علاوه اوت ورلد فتح کنم
    ^ 12 سال؟ شائو... آماده مردن باش
    _ آره.... خیلی ساده هستی ای زمینی! بزار برات بگم چجوری... تو اون روننت مسخره رو گرفتی، ولی فکر نکردی چرا شیناک اونو آزاد کرد...
    ^ چون کارش باهاش تموم شده بود
    _ پس خوب نقشش گرفت.... خب زمینی احمق... نوب رو عمدا فرستاد تا یه تله شه... شما بیاین پیش اشراه، که اونم اشراه نبود، یک نینجای مزدور طرد شده بود...
    ^ اسکورپیون؟
    _خامیلیون... شما وارد پرتال من شدید، الان 12 ساله که مردین، حالا من کل قدرتو حس میکنم
    ^شائوکان، آماده مرگ باش...
    _ چرا اینجا؟ بهتر نیست بریم به یه جای خوب؟
    شائوکان تله پورت کرد سونیا و جکس و بقیه را نیز به GORO LAIR برد.
    مکان فعلی تورنومنت مرگبار

    -مسابقه اول بین سونیا بلید از ارث رلم و اشراه از ندررلم.

    THE END OF THIS PART
    Dιҽ Sƚαɾƙҽɳ ʂιɳԃ ʂƚα̈ɾƙҽɾ, ɯҽɳɳ ʂιҽ αʅʅҽιɳ ʂιɳԃ
    sir ADOLF HITLER-

  4. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید DeAtHjOkEr از ایشان تشکر کرده اند:

    scorpionxl (01-25-2018),thomas (02-14-2018)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12