صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 19

موضوع: ___R3V3N4NT ___

  1. ___R3V3N4NT ___

    #1
    DeAtHjOkEr آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    نوشته ها
    61
    علاقه مند به
    shao-kahn
    تشکر
    16
    تشکر شده 63 بار در 41 ارسال
    حالت من
    Konjkav
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    درود ....
    داستان
    revenant
    امید وارم خوشتون بیاد
    بدون تصویر به سبک رمان



    EARTH REALM 12:00
    - قربان.... یک پیام به دستمون رسیده
    _ از طرف کی؟
    - آقای کارلتون
    _ خب؟
    - قربان، آقای کارلتون تقاضا کمک کردن
    _ به استرایکر خبر بده.... باز چه آبروریزی به پا کرده

    EARTH REALM 12:30
    - قربان ما آماده ایم
    _ یک... دو... سه.... برو برو برو

    در خانه کارلتون سان شکست.... قسمت هایی از خانه تخریب، قسمت هایی سوخته، و خون ریخته بر دیوار
    -قربان! خون! خون
    _ باید از خدات بخوای که خون اون نباشه...
    جسم بیهوش کساندرا، بر روی زمین افتاده، و همه مات و مبهوت.....

    NECROPOLIS 500:1000
    ^ یوختانا ، آوردمش
    * میدانی که چه کنی؟
    ^ آری...
    *پس برو، میخواهم خیلی زود باز آیی

    NETHER REALM 1555:000
    ^ یوختانا ، میخواهم به پیش آتش بزرگ بروم.
    + بهتر است سریع تر بروی، پرتال رو به روی خانه امپراطور است.

    NEXUS 00:00
    وارد اتاقی پر از دگمه شدم، او به من گفته بود به کجا بروم، من هم داخل پرتالی که چرخش آن عکس بود، رفتم.
    BLACK REALM
    ^ یوختانا، به دنبال بزرگ جادوگر هستم....
    # خانه اورا میتوانی بیابی، اگر که مرده و زنده باشی
    من زود فهمیدم که منظورش چیست چون او به من گفته بود چه کنم، پس به خواب رفتم و در هنگام خواب با استفاده از قدرت های تله کنتیک به قصر بزرگ جادوگر رفتم
    مردی سفید دیدم که حرف های نامعلومی بر روی پوست او نوشته شده بود.
    ^ یوختانا
    @ یوختانا، آیا " او " تو را فرستاده؟
    ^ بلی
    @ چیزی برایم آورده ای؟
    ^ یک جسد
    @ عینکش را هم آوردی؟
    ^ بلی
    @ برگرد و به " او " بگو چهار خزان دیگر بازگرداند تورا
    ^ بلی
    NECROPOLIS 000:000
    ^ یوختانا، بازگشته ام و پیغامی دارم
    * باز گو
    ^ بزرگ جادوگر گفت که چهار خزان دیگر باز گردم
    * خیلی خوب.... میتوانی بروی
    ^ سرورم، دلیل این کار چه بود
    * چهار خزان دیگر خواهی فهمید....



    Dιҽ Sƚαɾƙҽɳ ʂιɳԃ ʂƚα̈ɾƙҽɾ, ɯҽɳɳ ʂιҽ αʅʅҽιɳ ʂιɳԃ
    sir ADOLF HITLER-

  2. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید DeAtHjOkEr از ایشان تشکر کرده اند:

    love day (01-22-2018),Noob__Smoke (08-05-2018)

  3. #2
    mahyar_ach آواتار ها Devil Within
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    510
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    Guilanrelam
    تشکر
    1,797
    تشکر شده 1,210 بار در 515 ارسال
    حالت من
    Bitafavot
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    حاجی این همه از داستان بقیه ایراد میگیری میگی دیالوگ زیاده داستان کم

    قربونت برم مال تو که کلش دیالوگه ، ولی قشنگ بود ادامه بده دنبال کنیم. خوب مینویسی

    فقط یکم فعلا رو میزوون کن انگار میخوایم شاهنامه بخونیم
    Telegram ID / Instagram : @mahyar_ach

  4. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید mahyar_ach از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (01-19-2018),DeAtHjOkEr (01-19-2018),Smasher (01-19-2018)

  5. #3
    DeAtHjOkEr آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    نوشته ها
    61
    علاقه مند به
    shao-kahn
    تشکر
    16
    تشکر شده 63 بار در 41 ارسال
    حالت من
    Konjkav
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط mahyar.A [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    حاجی این همه از داستان بقیه ایراد میگیری میگی دیالوگ زیاده داستان کم

    قربونت برم مال تو کهه د کلش دیالوگه ، ولی قشنگ بود ادامه بده دنبال کنیم. خوب مینویسی
    البته باید درنظر داشته باشید که:
    1. این فقط یه قسمت از داستانه

    قسمت های بعدی دیالوگ ها کمتر میکنم...
    ممنون از نظر
    ولی چجوری در عرض نیم ثانیه، هنو پست ارسال نشده نظر دادین؟



    نوشته اصلی توسط mahyar.A [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    حاجی این همه از داستان بقیه ایراد میگیری میگی دیالوگ زیاده داستان کم

    قربونت برم مال تو کهه د کلش دیالوگه ، ولی قشنگ بود ادامه بده دنبال کنیم. خوب مینویسی
    البته باید درنظر داشته باشید که:
    1. این فقط یه قسمت از داستانه

    قسمت های بعدی دیالوگ ها کمتر میکنم...
    ممنون از نظر
    ولی چجوری در عرض نیم ثانیه، هنو پست ارسال نشده نظر دادین؟
    Dιҽ Sƚαɾƙҽɳ ʂιɳԃ ʂƚα̈ɾƙҽɾ, ɯҽɳɳ ʂιҽ αʅʅҽιɳ ʂιɳԃ
    sir ADOLF HITLER-

  6. #4
    mahyar_ach آواتار ها Devil Within
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    510
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    Guilanrelam
    تشکر
    1,797
    تشکر شده 1,210 بار در 515 ارسال
    حالت من
    Bitafavot
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط DeAtHjOkEr [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    البته باید درنظر داشته باشید که:
    1. این فقط یه قسمت از داستانه

    قسمت های بعدی دیالوگ ها کمتر میکنم...
    ممنون از نظر
    ولی چجوری در عرض نیم ثانیه، هنو پست ارسال نشده نظر دادین؟




    البته باید درنظر داشته باشید که:
    1. این فقط یه قسمت از داستانه

    قسمت های بعدی دیالوگ ها کمتر میکنم...
    ممنون از نظر
    ولی چجوری در عرض نیم ثانیه، هنو پست ارسال نشده نظر دادین؟
    نگاه اجمالی با کمی دقت

    فدا
    Telegram ID / Instagram : @mahyar_ach

  7. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید mahyar_ach از ایشان تشکر کرده است:

    DeAtHjOkEr (01-20-2018)

  8. #5
    DeAtHjOkEr آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    نوشته ها
    61
    علاقه مند به
    shao-kahn
    تشکر
    16
    تشکر شده 63 بار در 41 ارسال
    حالت من
    Konjkav
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت دوم: نگاهی به پشت سر
    SECOND PART : A LOOK TO BACK


    _ کثافت حرف بزن.....
    ^ یوخ..
    _ یک بار دیگه یوختانا رو به زبون کثیفت بیاری قسم میخورم کاری کنم جنازت رو با چسب نتونن به هم به چسبونن
    ^ اما... اما من چه کر ـــ
    _ تعریف کن عوضی، داستان چیه؟ شوهر عوضی من کجاس؟ ها؟ بنال
    ^باشد باشد.... فقط کاری به مردمان من نداشته باشید
    _ اینجا من قانون تعیین میکنم عوضی... بــــنــــال

    FLASH BACK
    PARALAMAN REALM 12:00
    در کوچه ای تاریک، در پارالامان رلم، جوانی سیاه رنگ قدم میزد، گویا یکی از نمونه های شکست خورده دیگر LIN KUEI بود. باران سختی میبارید و تنگی کوچه، و ناهمواری کف زمین،
    باعث میشد تا در آن سرزمین نفرین شده، حتی یک نفر پیدا نشود. اما او، آمده بود برای اتنقام
    سردی هوا، باعث میشد تا خون، آرام و آرام تر در رگ های او بجهد...
    اما به راستی او در این منطقه نفرین شده چه میکرد؟
    OUTWORLD 0000:00
    _ ما آماده ایم
    ^ خیلی آماده نباشید
    _ من، خدای خون و خورشید، از طرف الدرگاد ها وظیفه نابودی آن قلمرو را دارم
    ^ پس چطوره یه بار با هم همکار شیم؟
    _.....
    PARALAMAN REALM 000500:200 (before the war) O
    من آماده ام..... میدانم که دستورم از طرف خدایان است، اما نابودی آن سرزمین، به ضرر مردمان من است.....
    ولی.... اینگونه .... تمام ما میمیریم.... تمام ما....
    همه چیز از پیروزی پسر شیناک شروع شد....
    ERMAC
    آن سال، سالی بود که ارمک، توانسته بود تمام روح های دنیای زیرین را جمع کند، و به یک قدرت مطلق تبدیل شده بود، قدرتی که هیچ الدرگادی نمیتوانست با آن مقابله کند
    اما....
    شیناک...
    شیناک خالق ارمک بود، و تمام قدرت هایش را او به ارمک داده بود، قطعا از ارمک قوی تر بود، اما در آن سال شیناک، توسط ریدن کشته شده بود و هیچ ناجی وجود نداشت که دنیاهارا نجات دهد
    ارمک، از قدرت خود، قلمرویی ساخته بود به اسم پارالامان رلم، و هر روز آن قلمرو بزرگ و بزرگ تر می شد.
    تمام پرنس ها، خدا ها، نیمه خدا ها، همه... همه برای مقابله با او قیام کرده بودند، در اتاق جنگ سیاه، تمام نقشه ها کشیده شده بود....
    قرار بود من و شائو کان، به پارالامان حمله کنیم...
    اما حال که می اندیشم، میفهمم که نابودی پارالامان، به ضرر مردمان من است. اوش تک ها، از خون تبعیت میکنند....
    ^آهای مردک.... یا میای یا مردمانت رو نابود میکنم
    _ تنها میتوانم بگویم.... روزی انتقامم را میگیرم
    ^ آهای پلنگ آبی، تا ده ثانیه میشمرم
    PARALAMAN REALM; THE WAR
    جنگ شروع شد، بسیاری از ارواح، مرده و تکاتکی نیز، جسم داشتند، اما هیچ رحمی دیده نمیشد
    چکش شائوکان، خون اندود شده بود و کاتال خان، به اندازه هیچ وقتی، خون ریخته بود...
    مرده هایی بی قلب و بی سر و ارواحی که خون آن ها، غذای روح شائوکان بود....
    الدرگاد ها، پس از قضاوت درباره شائوکان و این جنگ نابرابر، و با توجه به این که چندین نفر از سپاه خودی را نیز تار و مار کرده بود، اورا خواستند
    NEXUS
    $ شائوکان، ما خدایان اعظم، با قضاوت درباره تو، تورا به 10 سال تبعید و نیز خلع قدرت هایت محکوم میکنیم
    ^ هیچ کس نمیتونه منو محکوم کنه....
    $ یعنی میخواهی...
    ^ میخواهم همه شمارا بکشم!
    شائوکان به سمت تکاتک آنها حمله میکرد و به هریک آسیبی میرساند، تا اینکه با اتحاد قدرتهایشان، توانستند اورا زندانی کنند.
    $ حال ما تورا به مجازاتی بالاتر محکوم میکنیم... مرگ!
    _ هیچ کس نمیتونه مــــــــــــــ
    حرف شائوکان ناتمام ماند و خون او، مانند آبشاری، از رگهایش فروریخت...
    شیناک، خدای اعظم، پس از دیدن مرگ پسرش، قسم خورد که تمام این کار هارا جبران کند

    END OF THIS PART
    Dιҽ Sƚαɾƙҽɳ ʂιɳԃ ʂƚα̈ɾƙҽɾ, ɯҽɳɳ ʂιҽ αʅʅҽιɳ ʂιɳԃ
    sir ADOLF HITLER-

  9. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید DeAtHjOkEr از ایشان تشکر کرده اند:

    hzdmc (01-21-2018),MKXsubzero (01-21-2018),scorpionxl (01-20-2018)

  10. #6
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    236
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    539
    تشکر شده 201 بار در 152 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    یوختانا چیه دیگه؟؟؟شخصیت جدیده؟؟؟تو عمرم همچین اسمی نشنیدم؟؟؟
    داستان خیلی خوبه



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  11. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده اند:

    hzdmc (01-21-2018),Noob__Smoke (08-05-2018)

  12. #7
    DeAtHjOkEr آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    نوشته ها
    61
    علاقه مند به
    shao-kahn
    تشکر
    16
    تشکر شده 63 بار در 41 ارسال
    حالت من
    Konjkav
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط scorpionxl [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    یوختانا چیه دیگه؟؟؟شخصیت جدیده؟؟؟تو عمرم همچین اسمی نشنیدم؟؟؟
    داستان خیلی خوبه
    سلام.
    یوختانا سلامشونه
    بدرود



    قسمت سوم: مرگ
    THIRD PART : DEATH
    NEXUS EXIT PORTAL
    خدایان ارشد، بعد از اعدام شائوکان، خدای اعظم شیناک را خواستند، تا قدرت اورا نیز بکاهند، زیرا شائوکان پسر او بود و او نیز میتوانست اورا کنترل کند....
    شیناک، از قدرت خود صرف نظر کرد و به سرزمینی به اسم NECROPOLIS تبعید شد.....
    NECROPOLIS
    شیناک که خلع قدرت شده بود همچون جوانی بی آزار در کوچه ها میدوید.... سن او، مقام او... همه چیز او گرفته شده بود....
    ^میخواهم به پیش پرتال ساز بروم
    _ هه.... کتابی حرف میزنی مردک؟
    ^ راه را نشانم بده
    _ باشه تازه کار..... کافیه تا رد استخونارو دنبال کنی
    شیناک، با تمام سرعت میدوید و به یک قلعه رسید... نگهبانان در قلعه خبر از این میدادند که شخصی مهم درون قلعه است...
    شیناک با استفاده از فنون تله کنتیک، نگهبانان را به فرجام رسانده و در را باز کرد....
    ^ درود بر پرتال ساز بزرگ
    _ من را سرور شنگ صدا میکنی
    شیناک که میخواست شنگ سونگ را درجا بکشد، اما لحظه تامل کرد و به هدفش فکر کرد
    ^ سرور شنگ، میخواهم پرتالی به پارالامان بسازید و من را به آنجا برسانید
    _ چی میدی؟
    ^قطعه ای از کامیگودو را
    _به نظر با ارزش میاد.... باشه....
    PARALAMAN REALM ... RUINED
    شیناک، دیوانه وار به سمت قلب قلمرو میدوید.... قلمرو مانند سرزمینی دودی شده بود....
    بار ها ارواحی سرگردان اورا محاصره میکردند اما او بالاخره به قلب پارالامان رلم رسید...
    جایی که قدرت ارمک نهفته بود.....
    اما که اجازه دریافت تمام ارواح ندررلم را به او داده بود؟ خودش!
    او با اندک قدرتی که در اختیار داشت، تمام ارواح را به اتحاد رساند....
    بار دیگر قدرت مطلق از آن کسی بود ... اما آن کس ارمک نبود... شیناک بود!
    شیناک که حال میتوانست پرتال نیز بسازد،به نکروپلیس برگشت تا خدایان ارشد متوجه غیبت او نشوند.
    NECROPOLIS
    چند ماهی از سقوط شیناک میگذشت و شیناک فکر مخوفی در سر داشت....
    احیاء پسرش
    شائوکان
    و ترکیب قدرت او با قدرت ارمک برای پیروزی مطلق بر دنیا
    اما او برای این کار به یک منبع انرژی اژدها ارواح نیاز داشت...
    اژدها ارواح، یکی از معدود اژدها های درون بازیست و قدرت او نیز بالاتر از آن ها، ولی سال ها پیش موجود یگانه اورا نابود ساخت اما ارواح او به دنبال افرادی در دنیا گشتند که بیشترین درصد پیروزی را به اژدها بدهند.
    SHAO KAHN
    JOHNNY KAGE
    ERMAC

    شیناک، با توجه به این که ارمک دیگر وجود نداشت، دست روی مهره ای گذاشت که وجودش بسیار مهم است...
    جانی کیج
    او، حتی قدرتی بیشتر از ارمک و شائوکان داشت، به این دلیل که اژدها، ابتدا اورا یافته بود و بیشتر انرژی خود را به او داده بود

    شیناک که فکرخود را کرده بود، آماده احیاء بود....
    ENDE
    Dιҽ Sƚαɾƙҽɳ ʂιɳԃ ʂƚα̈ɾƙҽɾ, ɯҽɳɳ ʂιҽ αʅʅҽιɳ ʂιɳԃ
    sir ADOLF HITLER-

  13. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید DeAtHjOkEr از ایشان تشکر کرده اند:

    hzdmc (01-21-2018),MKXsubzero (01-21-2018)

  14. #8
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    252
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    39
    تشکر شده 279 بار در 153 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خیلیی خوب بود ولی قسمت اولشو هیچی نفهمیدم خیلی کتابیه

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  15. #9
    DeAtHjOkEr آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    نوشته ها
    61
    علاقه مند به
    shao-kahn
    تشکر
    16
    تشکر شده 63 بار در 41 ارسال
    حالت من
    Konjkav
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت چهارم : آئینه
    4TH PART : MIRROR

    شیناک آماده احیاء شائوکان بود. او دنبال شخصی بود که از هیچ کدام از شش قلمرو اصلی نباشد.....
    شخصی مانند.... مانند... بای هان!
    شیناک بای هان را به نکرو پلیس کشاند....
    شیناک، نمیخواست که خبری از کار هایش جایی درز کند، پس مجبور شد بای هان را کشته و از او رونانت سازد.
    سپس، به او قدرت تغییر چهره داد، و اورا " نوب " نامید.
    نوب را به ارث رلم فرستاد تا تنها بازمانده روح اژدهای سبز را بیابد و اورا بیاورد.
    EARTH REALM 9:00
    نوب، خانه کارلتون را یافته بود، منتظر خارج شدن سونیا از خانه بود. زیرا قدرت سونیا باعث میشد که رونانت ها بسیار ضعیف شده و حتی نابود شوند.
    همین که سونیا خارج شد، نوب خود را به شکل کارگردان فیلم های جانی کیج در آورد
    .....
    ^ بابا..... بابا... بیا ... آقای ... سانچز اینجاست
    _ سانچز کدوم خریه؟
    ^ کارگردان فیلم
    _ گندش بزنن... میام
    ....
    _سلام آقای ... سانچز؟
    ^ بله... سانچز هستم
    _ حتما باید کار مهمی داشته باشید که
    ^ بله... کار مهمی دارم ... بهتره بیاید داخل ماشین تا ببینیم چی میشه
    _نمیتونم بیام
    ^پس من میام
    EARTH REALM 10:00
    نوب کار خود را تمام کرده بود.
    به سمت نکروپلیس راه افتاد
    EARTH REALM 12:00
    از گوشی جانی، یک هشدار خطر به پلیس فرستاده شد

    اداره پلیس

    - قربان.... یک پیام به دستمون رسیده
    _ از طرف کی؟
    - آقای کارلتون
    _ خب؟
    - قربان، آقای کارلتون تقاضا کمک کردن
    _ به استرایکر خبر بده.... باز چه آبروریزی به پا کرده

    NETHER REALM
    نوب، جانی کیج رو پیش شیناک برد.
    شیناک دستور داد که جانی کیج رو به پیش کوآنچی فرستاد
    BLACK REALM
    نوب، جسم جانی کیج رو به جادوگر داد. جادوگر به او گفت که چهار خزان دیگر بازگردد
    NECROPOLIS
    نوب، ماجرا را برای شیناک بازگفت. سردرگمی نوب باعث شد تا سوالی از شیناک بپرسد راجع به دلیل این کار
    شیناک اورا به چهار خزان دیگر موکول کرد.
    EARTH REALM
    نوب، به ارث رلم برگشته بود، و خود را به شکل آدمیان در آورده بود.
    او سردرگم در سرزمین آدم ها از سویی به سویی دیگر میرفت تا اینکه گشت پلیس اورا گرفت

    اداره پلیس

    _ قربان، این مورد مشکوکه میشه بهش برسین
    ^ باشه میام
    سونیا، به نوب نزدیک شد... خیلی سریع خاصیت رونانتی روی نوب اثر گذاشت و سونیا تمام حافظه نوب را خواند.

    ادامه دارد
    Dιҽ Sƚαɾƙҽɳ ʂιɳԃ ʂƚα̈ɾƙҽɾ, ɯҽɳɳ ʂιҽ αʅʅҽιɳ ʂιɳԃ
    sir ADOLF HITLER-

  16. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید DeAtHjOkEr از ایشان تشکر کرده اند:

    hzdmc (01-21-2018),love day (01-22-2018),scorpionxl (01-21-2018)

  17. #10
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    236
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    539
    تشکر شده 201 بار در 152 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    عالی ولی لطفا مثلا شخصیت هرف میزنه بگو کی داره حرف میزنه مثلا بگو
    شیناک:ای احمق پدر سوخته
    شاعوکان:اخه واسه چی بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شیناک:تو ریدنو توی دستات داشتیو ناوودش نکردی میدم فلانی بخوردتا!!!!!!!!!!!!!
    شاعو:حالا وقت زیاده
    شینی:



    You can judge For your self We are not just to the ravenous beast
    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  18. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    hzdmc (01-21-2018)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین