صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 21

موضوع: فن فیکشن نکش تا کشته بشی بکش تا خدمت کنی

  1. فن فیکشن نکش تا کشته بشی بکش تا خدمت کنی

    #1
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    242
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    37
    تشکر شده 264 بار در 145 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    (از طرف ریدن)
    چندوقتی بود که دردسرها کم شده بود دشمنا دیگه کم کم ترسیده بودن و کسی نمیتونست حمله کنه شائوکان و یارانش خیلی وقت بود ساکت بودند و کاری نمیکردند دشمنی های بین قبیله ها کمتر شده بود.....
    کم کم به جریانات مشکوک شده بودم..چرا دیگه هیچکس حمله نمیکنه؟چرا شائوکان دوباره دست به کار نمیشه یا کوانچی دوباره حقه دیگه ای نمیزنه میخواستم به مخفی گاه جدیدشون که اسمش Kahn HideOut بود و در زمین ساخته بودتش تقریبا هیچکس به جز من و چندتا از کسایی که میتونستم بهشون اعتماد کنم از اون مخفیگاه خبر نداشتن و بعید میدونم تو زمینم کسی اونجا رو پیدا کرده باشه چندباری سعی کردم تا تو مخفیگاهش جاسوسی کنم اما همیشه شائوکان متوجه من میشد ایندفه تصمیم گرفتم از چند تا دوست کمک بگیرم
    داشتم انتخاب میکردم که چه کسایی رو با خودم به مخفیگاه ببرم ...
    کمی فکر کردم فک نمیکنم لیوکنگ برای اینکار مناسب باشه اگه نقشه ای شیطانی در کار بود اونموقع میخوام لیوکنگ عمل کنه چون اون تو مبارزه کارایی بهتری داره کمی دیگه فکر کردم تا به نتیجه رسیدم
    احتمالا نینجا ها برای اینکار خوبن
    اسموک و ساب زیرو رو برای اینکار انتخاب کردم بعد هم با خودم کمی فکر کردم چون اسکورپینم نینجایی خیلی خیلی ماهریه و الان هم دیگه دشمنی ای با ساب زیرو نداره پس تصمیم گرفتم اسکورپین و اسموک و ساب زیرو رو با خودم ببرم

    به سمت قبیله لین کویی حرکت کردم....
    ....

    یکی از نگهبانا تعظیم کرد و گفت:لرد ریدن با چه کسی کار دارین
    من:گرندمسترتون و اسموک
    بعد از چند دقیقه...


    سابزیرو:لرد ریدن چی باعث شده که بیاید اینجا؟
    من:ازت میخوام که تو یک جاسوسی بامن همراهی کنی
    سابزیرو:جاسوسی کجا؟
    من:مخفیگاه شائوکان...مشکوک شدم بهشون چون خیلی وقته هیچ حرکتی نمیزنن شاید دارن نقشه ای برای زمین میکشن
    اسموک:به جز ما کسی دیگه ای هست؟
    من:آره هست اسکورپینم با ما همراهی میکنه
    ساب زیرو:خیلی وقته ندیدمش بعد از اینکه صلح کردیم زیاد از همدیگه خبر نداریم
    ریدن:میریم پیش اون

    قسمت 1 به پایان رسید تا قسمت بعدی امیدوارم خوشتون اومده باشه
    لطفا نظر بدین

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  2. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (01-21-2018),Mary Cage (01-27-2018),scorpionxl (01-20-2018),thomas (01-21-2018)

  3. #11
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    203
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    393
    تشکر شده 141 بار در 111 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اگه بعضی کلمه های باحالو انگلیسی بزاری بهترم میشه داستان عالیه ولی تولانیش کن
    مردم دنیا به هم حمله میکنن و همو میکشن
    و ما سعی داریم که خودمونو قانع به درست بودنش کنیم
    در حالی که خیلی ها قربانی میشن
    ولی هیچ دلیلی نیست که به یه نفر اجازه بده یه بیگناه رو بکشه یا قربانی قربانی کنه
    عمل گرفتن زندگیه بیگناهان حتی از سر نادانیم یا برای منفعت جمعی
    فقط
    شیطانیه


    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  4. #12
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    242
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    37
    تشکر شده 264 بار در 145 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت 5
    اسم قسمت:کابوس هانزو

    داستان:
    (از طرف اسکورپین)
    ساب زیرو:هانزو بیا میخوام با من تک و تنها بجنگی
    من:کجا میخوای تک و تنها بجنگی
    ساب زیرو:با من بیا
    از مخفیگاه خارج شدیم و من رو برد پشت مخفیگاه
    ساب زیرو:میخوام تمام خشمتو رو من خالی کنی نمیخوام توی تورنومنت عصبانی باشی و میخوام ببینم هردومون اماده تورنومنت هستیم یا نه مدام به شیرای ریو فکر کن میخوام حس تنفرت نسبت به من کاملا از بین بره میدونم تو هنوزم از لین کویی یکم بدت میاد
    به هم احترام گذاشتیم و مبارزه رو شروع کردیم
    هر دو به سمت همدیگه دویدیم سریع روی زمین اسلاید کشیدمو از پشت سر ساب زیرو رو به زمین کوبوندم
    قلبم تند تند میزد چون احساس میکردم کوای لیانگ بدلیلای بزرگتری میخواد بامن بجنگه
    کوای لیانگ دستش رو تکون دادو خیلی سریع بدون اینکه من متوجه بشم مشتی خیلی دردناک به دلم زدو بعد سر منو به زمین کوبوند و بعد با لگدی به صورتم من رو زمین انداخت
    کوای لیانگ:هنوز آماده نیستی.هانزو به قصد کشتنم به من حمله کن
    دوتا شمشیرم رو درآوردم و به سمت کوای لیانگ دوییدم وقتی بهش نزدیک شدم پریدم و رو هوا تلپورت زدم یکی از شمشیرام رو به سمت پاش و دیگری رو به سمت قلبش پرت کردم شمشیری که به سمت قلبش داشت پرت میشد رو گرفت اما شمشیر اولی فرو رفت تو پاش سریع گردنشو گرفتم و یکی از پاهاشو سوزوندم اما نه درحدی که کلا نابود بشه و همونموقع زمین زدمش و تند تند به صورتش روی زمین مشت میزدم تا خشمم خالی شه انقد به صورتش مشت زدم که واقعا احساس میکردم خالی شدم موقعی که تمرکزم فقط رو مشت زدن به ساب زیرو بود از موقعیتش از استفاده کردو پتکی یخی ساخت و محکم به کمرم ضربه زد
    کوای لیانگ:حالا نوبت منه
    دو پتک یخی ساخت و تند تند به کمرم ضربه میزد بعد من رو بلند کردو سریع شمشیرش رو فرو داد تو دلم شمشیرش رو از دلم در اوردم و پرت کردم هوا با یکی از شمشیرام بهش حمله کردم زخم های بزرگی روی سینه اش انداختم همینطوری که داشتم میزدمش شمشیر یخی پرت شده رو هوا فرو رفت تو سینه اش دستم رو آتشین کردم و مشتی محکم به صورتش زدم و شکستش دادم
    من:آمادم
    سابزیرو:خشمت خالی شد؟راستشو بگو هنوز بهم نفرت داری
    کمی فکر کردم وقتی دیدمش واقعا فکر کردم شاید اون گفته بود به قصد کشتنش بهش حمله کنم ولی واقعا چرا انقدر بهش آسیب زدم؟مطمئن بودم اون اصلا از خودش دفاع نمیکرد و سعی میکرد که با ضربه هاش بگه من واقعی دارم مبارزه میکنم ولی نمیکرد اون فقط سعی داشت من خشممو روش خالی کنم اون که شیرای رایو رو نابود نکرده بود همه چی تقصیر کوان چی بود نه اون
    سابزیرو:جواب بده الان هنوزم ازمن متنفری؟
    من:نه کوای لیانگ ازت متنفر نیستم
    باهم به سمت مخفیگاه ریدن حرکت کردیم تا ساب زیرو رو بهبود بدن
    بعد از نیم ساعت تقریبا خوب شده بود
    من:کوای لیانگ نوب اسموک من میخوام برم به شیرای ریو سر بزنم
    نوب:منم باهات میام
    من:چرا؟برای چی باید بخوای بیای شیرای ریو؟
    نوب:میخوام ببینم الان تو چه وضعیه
    بهش شک کردم اما بهش اجازه دادم باهام بیاد
    ساب زیرو و اسموک:فک کنم ماهم بهتر باشه باهاتون بیایم
    به اون دوتا شک نداشتم پس گفتم که بیان
    بعد از یک ساعت به شیرای ریو رسیدیم
    تاکدا:استاد هاساشی چیزی شده؟
    من:آره تورنومنت جدید برگزار شده که اصلا بهش حس خوبی ندارم تازه مشکل اینجاست که ریدن رو دستگیر کردن اگه تو تورنومنت شرکت نکنیم لرد ریدن میمیره
    تاکدا:نیاز هست ما هم تو تورنومنت شرکت کنیم؟
    من:فکرشم نکن!تو باید از شیرای ریو محافظت کنی
    من:هیچکس به شما حمله نکرده؟
    تاکدا:چرا شده
    من:چییی؟!کسی کشته شده؟!
    تاکدا:متاسفانه آره خیلیا موقعی که تو خونشون بود بطور مخفیانه بهشون حمله شده و کشته شدن
    من:جنازه هارو نشونم بده شاید بتونم ازشون سرنخ پیدا کنم
    تاکدا:فکر نمیکنم نیازی باشه ببینیشون چون همشون هم سر و هم پا و دستشون قطع شده.تقریبا 25درصد شیرای رایو کشته شدند
    نوب خیلی اروم داشت تو شیرای ریو قدم میزد وبعد برگشت
    نوب:فک کنم بهتره بریم
    من:اگه تو میخوای برو ولی من تا نفهمم کی اینکارو کرده ازینجا نمیرم
    ساب زیرو سریع گردن نوبو گرفتو گفت:تو اینکارو کردی مگه نه؟دروغ نگو من میتونم دروغو بفهمم
    نوب:دیگه خیلی دیره بعد ازاینکه مقام گرندمستر رو ازت گرفتم 75درصد دیگه شیرای ریو رم نابود میکنم
    خشم منو فرا گرفت و اومدم شمشیرمو فرو بدم تو قلبش و بعد سرشو قطع کنم
    ساب زیرو:نه هانزو از روی خشم عمل نکن من باهاش مبارزه میکنم اگه نتونست منو شکست بده زندانیش میکنیم اگه هم تونست مقام گرندمستر رو بهش میدم
    من:چرااا؟چرا نمیزاری بکشمش؟
    ساب زیرو:احتمالا همه ی اینا نقشه بوده شاید از اولشم اون دوستمون نبوده شاید شائوکان میدونسته که ما قراره بیایم اونجا شاید اونا تمام مدت مارو زیر نظر داشت و فقط تظاهر میکردن.حسی بهم میگه اگه تو بکشیش ریدن رو میکشن
    نوب:خیلی بدبینی کوای لیانگ نه اشتباه نکن اینا نقشه نبوده واقعا شائوکان به من اعتماد نداشت من نمیخواستم زیر نظر اون عمل کنم خسته شده بودم میخواستم برای خودم کار کنم فرصت خوبی بود که هم مقام گرندمستر لین کویی رو بگیرم هم شیرای ریو رو نابود کنم پس با شما اومدم من هنوزم میخوام با شائوکان مبارزه کنم اگه منو بکشی شانستون تو موفقیت تورنومنت کمتر میشه و بدون اگه منو بکشی ریدن کشته میشه
    سابزیرو:چرا ریدن کشته میشه؟
    نوب:اونا برنامه ریزی کردن که کیا با چه کسانی مبارزه میکنن اگه منو بکشی تعداد فرد میشه پس تورنومنت خراب میشه و به همین دلیل ریدن کشته میشه
    سابزیرو:باید بریم به لین کویی اونجا مبارزه سر گرندمستری میکنیم فهمیدی؟
    نوب:چرا که نه
    هممون به سمت لین کویی حرکت کردیم و تقریبا یک ساعت و نیم بعد به اونجا رسیدیم
    بقیش قسمت بعدی
    ببخشید این قسمت کوتاه شد چون میخواستم مبارزه رو تو قسمت بعدی بکنن

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  5. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (01-26-2018),Mary Cage (01-27-2018),scorpionxl (01-26-2018)

  6. #13
    mahyar.A آواتار ها Alone Man
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    500
    علاقه مند به
    taven
    محل سکونت
    Guilan
    تشکر
    1,783
    تشکر شده 1,187 بار در 504 ارسال
    حالت من
    Bitafavot
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    این داستان با عکس میچسبه ، لااقل یه عکس برای هر قسمت

    خیلی خوب بود حاجی
    این نیز می گذرد ...

  7. #14
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    242
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    37
    تشکر شده 264 بار در 145 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت 6
    نام قسمت:گرندمستر
    (از طرف سابزیرو)
    نوب:نیازی به این مسخره بازیا نیست سریع شروعش کن

    با لگد بهم حمله کرد پاشو گرفتم و پرت کردم سریع روی برف اسلاید کشیدمو از پشت یخش کردم به سمتش پریدم با پتک یخی روش فرود اومدم یه کلون ساختو پام رو گرفت و با اصلیش اون یکی پام رو گرفت منو چرخوندنو پرتم کردن یکیشون پرید و درحالی که تو هوا بودم مشتی خیلی محکم به صورتم زد خیلی سریع به زمین خوردم کمرم خیلی درد گرفت دوباره نزدیکم شد پام رو روی دلش فشار دادمو پرتش کردم پشت سرم.الان میخواستم با سبک دراگون بهش حمله کنم سریع دوتا ضربه با حالت دراگون بهش زدم اما تا اومدم بعدیو بزنم دستم رو گرفتو پیچوند و بعد آپرکات دردناکی به صورتم زد و تا اومدم بلند شم یه مشت دیگه به صورتم زد و شکستم داد
    من:طبق شرطی که گذاشتیم تو گرندمستر شدی
    نوب:به گرندمستر جدیدتون تعظیم کنید
    همه ی اعضای لین کویی به جز اسموک و من تعظیم کردند
    نوب:مشکلی پیش اومده اسموک؟ناراحتی بردم؟خب تو ام بیا سر گرندمستری باهام شرط ببند
    هانزو جوش اورد و سریع به سمت نوب پریدو مشتی آتشین به صورتش زدو بعد دوتا شمشیرشو فرو داد تو دلشو یه آپرکات محکم زد
    دست نوب رو گرفتو با شمشیرش قطع کرد گردنشو گرفت و گفت:از گرندمسترتون راضی هستید؟
    نوب:فکر کردی الان تو از من قوی تری من همین تازه وسط یه مبارزه بودم و تو یکدفه اومدی
    هانزو:یه گرندمستر باید همیشه اماده باشه نباید باشه؟موقعی که به لین کوییم حمله میکنن باید اماده باشی
    تقریبا همه اعضای لین کویی یکم ناامید شدن و منم بهش اسیب جدی زده بودم ممکن بود به لین کویی حمله کنن و اون نتونه کاری کنه
    هانزو:کوای لیانگ اسموک بیاین باید برگردیم به مخفیگاه شائوکان بدونیم باید کجا بریم برای تورنومنت
    با هم به سمت مخفیگاه شائوکان حرکت کردیم و رسیدیم
    ایندفه نیاز نبود با مخفیکاری بریم تو کدرمز ربات شده اسموک رو وارد کردم و وارد شدیم به بخش اصلی مخفیگاه رفتیم تو این مدت کوتاه خیلی عوض کرده بودن زمینه مخفیگاه رو
    من:شائوکان برای تورنومنت باید به کجا بریم؟
    شائوکان:تورنومنت همینجا برگزار میشه تو همین مخفیگاه.برو به بقیه خبر بده تورنومنت تا 3 ساعت دیگه شروع میشه
    به مخفیگاه ریدن برگشتیم(یک ساعت و نیم طول کشید)
    و فریاد زدم و گفتم:الان وقتشه تورنومنت تو مخفیگاه کان برگزار میشه
    همگی باهم به سمت کان هایداوت حرکت کردیم و بعد از یک ساعت و نیم به اونجا رسیدیم
    و دوباره وارد شدیم

    شائوکان:درست سر وقت.این تورنومنت به سادگی قبلیا نیست یکمکی ترسناک تره

    شنگ سونگ:قوانین این تورنومنت به این صورته
    زمان یک مسابقه 90 ثانیه است اگر تا اونموقع هیچکس شکست نخورد هردو آنها کشته میشوند
    اگر کسی قصد به فرار از تورنومنت داشته و قوانینو نقص کنه زجر داده و سپس کشته میشه
    اگر کسی دلش نخواهد مبارزه کند کشته میشود
    در آخر مسابقه برنده باید حتما حریف خود را بکشد وگرنه هردو کشته میشوند
    برنده مسابقه باید تا موقعی که معلوم شه کی درنهایت میبره باید زجر بکشه و خدمت کنه
    اگر بخواهید هریک از این قوانین رو نقص کنید ریدن کشته میشود
    بکش تا خدمت کنی و زجر بکشی نکش تا کشته بشی
    اگر شائوکان بخواهد که یک بازنده کشته نشود به جایش خدمت کند قبول است
    متحدین نیز با یکدیگر مبارزه میکنند
    و مسابقات به این صورت است
    1.Noob Vs Sektor
    2.Scorpion Vs Mileena
    3.Goro Vs Liu Kang
    4.Kintaro VS Kung Lao
    5.Sub Zero Vs Smoke
    6.Johnny Cage Vs Sonya Blade
    7.Kenshi Vs Ermac
    8.Shang Tsung Vs Kitana

    در اخر از این 16 نفر 8 نفر بالای می آیند از این 8 نفر 4 نفر بالا می آیند از این 4 نفر 2 نفر بالا می آیند از این 2 نفر یک نفر بالا می آید و با شائوکان مبارزه میکند

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  8. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (01-28-2018),scorpionxl (01-31-2018)

  9. #15
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    203
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    393
    تشکر شده 141 بار در 111 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قیافه شاعوکان وقتی داشت ترکیب مبارزارو مشخص میکرد حتما اینجوری بوده
    شاعو:«خنده شیطانی»هاه اهاه اها هاااااااااااااااااااااااا ا اههههههههههههههه هاااااااااااااااااااااااا
    من:هر هر هر هر زهربوت
    داستان عالیه ادامه بده ولی لطفا عکسایه کارتونی نزار مثل شروعش
    بای نای بای نای
    مردم دنیا به هم حمله میکنن و همو میکشن
    و ما سعی داریم که خودمونو قانع به درست بودنش کنیم
    در حالی که خیلی ها قربانی میشن
    ولی هیچ دلیلی نیست که به یه نفر اجازه بده یه بیگناه رو بکشه یا قربانی قربانی کنه
    عمل گرفتن زندگیه بیگناهان حتی از سر نادانیم یا برای منفعت جمعی
    فقط
    شیطانیه


    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  10. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (01-28-2018)

  11. #16
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    242
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    37
    تشکر شده 264 بار در 145 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت 7
    نام قسمت:تغییر شرایط

    (از طرف هیچکس)
    شائوکان:مسابقه اول نوب بیا بالا سکتور حسابشو برس
    نوب:وایستا من میخوام یه پیشنهاد برای تغییر شرایط بدم
    شائوکان:چه پیشنهادی؟
    نوب:اگه تو آخرین مبارزه تورنومنت تو بردی کسایی که بردن زجر میکشن و خدمت میکنن و اگه ما بردیم ریدن رو آزاد میکنی
    شائوکان:شنگ سونگ تو نظرت چیه؟
    شنگ سونگ:بنظرم اینطوری عادلانه تره
    شائوکان:شرایط تغییر کرد مبارزه رو شروع کنید
    نوب:کاری میکنم آرزو میکردی همون اول بمیری
    سکتور:تو و برادرت مثل هم احمقین
    نوب عصبی شد و به سمت سکتور حمله کرد سریع اسلاید کشید و از پشت سر سکتور رو گرفت و کوبوند به زمین سکتور 4 تا موشک به سمت نوب پرت کرد نوب 2تاشو جاخالی داد اما دوتای دیگه به دلش برخورد کرد نوب سریع بلند شد حرکت بعدی سکتور رو پیشبینی کرد میخواست بسوزونتش پس سریع پرید و با یک بدل روی سکتور فرود آمد همونطور که روی سکتور وایستاده بود به یک دستش انقدر فشار وارد کرد تا یکی از دست های سکتور قطع شد با دست قطع شده سکتور مشتی محکم به صورت سکتور زد سکتور سریع از فرصت استفاده کرد و پای چپ نوب را سوزاند
    نوب:فرق بین بدل و واقعی رو نمیفهمی؟
    نوب سریع از سکتور دور شد میخواست با یک حرکت سکتور رو تموم کنه
    سریع با بدلش به سمت سکتور حرکت کرد و یک لگد به سینه سکتور زد و اصلیش تا اومد گردنش رو قطع کنه سکتور دستش رو گرفتو سوزاند نوب خشمگین شدو دست دیگر سکتور رو هم با فشار زیاد قطع کرد با بدلش دوتا پای سکتور رو گرفت و انقدر کشاند تا قطع شد سپس با پاهای سکتور انقدر به بدن و سرش ضربه زد تا منفجر شد
    شنگ سونگ:برنده این مسابقه نوب سایبات
    شائوکان:اما من بهش نگفتم تا اون رو بکشه
    نوب:موقعی که داشتم میکشتمش باید میگفتی شائوکان من فرصتم رو از دست نمیدم
    شائوکان:این یکی به نفع اونا شد اما بعدی اینطوری نمیشه
    شائوکان:ملینا اسکورپین بیاید بالا
    اسکورپین:آماده مرگت هستی؟
    ملینا:من از یه سقوط کرده شکست نمیخورم
    اسکورپین سریع شمشیرشو در اورد و به سمت ملینا حمله کرد با شمشیرش زخم هایی روی دل ملینا انداخت ملینا سایش رو دراورد و فرو داد تو دل اسکورپین و بعد مشتی محکم به صورت اسکورپین زد اسکورپین تلپورت زد و از پشت شمشیرش رو فرو داد تو کمر ملینا ملینا لگدی محکم به صورت اسکورپین و سپس پاشو گرفتو با سایش قطع کرد
    ماسکش رو دراورد تا اسکورپین رو بخوره پرید روی اسکورپین سریع از فرصت استفاده کرد و شمشیرش رو فرو داد تو دل ملینا و اومد تا از وسط نصفش کنه
    شائوکان:نکشش
    اسکورپین به حرفش گوش نداد و سعی کرد تا ملینا رو بکشه
    شائوکان پتکش رو در اورد و پرت کرد به سمت اسکورپین
    شائوکان:نشنیدی چی گفتم؟
    شنگ سونگ:اسکورپین برنده این مبارزس
    شائوکان مشتی محکم تو صورت ملینا زد و گفت:انقدر زجرت میدم تا بفهمی چطوری مبارزه کنی بازم شروع کرد به زدن ملینا با وسایل مختلف
    شائوکان:مبارزات بعدی فرداست


    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  12. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (01-31-2018)

  13. #17
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    242
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    37
    تشکر شده 264 بار در 145 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت 8:مبارزه تغییر میکند
    شائوکان:4مبارز بعدی بالا بیایند گورو و کینتارو در مقابل لیو کنگ و کونگ لائو شما باهم به طور تگ تیم میجنگید شروع کنید
    لیو بدون اینکه حرفی بزنه پرید و لگدی محکم زد به صورت گورو سپس پای گورو گرفت گورو با چهاردستش لیوکنگ رو گرفت و پرت کرد لیو آژدهایی اتیشی به سمت گورو پرت کرد گورو سریع با کینتارو تگ کرد و اتش به کینتارو خورد لیو دویید و اسلایدی کشید سپس با سه لگد تند و تیز کینتارو رو زمین انداخت
    لیو:کونگ کلاهت
    کونگ لائو کلاه تیزش رو به لیو داد لیو قسمت تیزش رو فرو داد تو قلب کینتارو و اورا کشت لیو با کونگ لائو تگ کرد
    کونگ لائو کلاهش رو برداشت و به سمت گورو پرت کرد در همون هین اسلاید کشیدو از پشت به سر گورو ضربه زد کلاه قلب گورو رو شکافت
    شنگ سونگ:برنده این مبارزه کونگ لائو و لیو کنگ(این حرفو خیلی با حالت خشم گفت)
    شائوکان:اسموک و ساب زیرو بیاید بالا
    ساب زیرو:اما من نمیتونم اونو بکشم
    شنگ سونگ:طبق قوانین کسی که مبارزه نکنه کشته میشه
    ساب زیرو:اما...
    شنگ سونگ:با قانون مشکل داری؟
    اسموک:عیب نداره من رو بکش
    ساب زیرو:چی؟!تورو بکشم؟ازم انتظار داری که تورو بکشم؟
    ساب زیرو:من به شما خدمت میکنم اسموک رو آزاد کنید
    شنگ سونگ:خدمت میکنی؟باشه بهت دستور میدم با اسموک بجنگی
    (از طرف ساب زیرو)
    من:هانزو..شورش!
    هانزو سریع توپی اتشین به سمت شنگ سونگ پرت کرد
    شنگ سونگ:آآه
    شائوکان:ریدن کشته میشه
    من:لیو..لائو ریدن رو بگیرین
    لیو و کونگ سریع به سمت ریدن رفتن نگهبان هارو با مشت و لگد زمین میزدن
    شائوکان:اینطوری درست نیست.ملینا بکششون
    ملینا:فکر میکنی با این ضربه هایی که زدی میتونم مبارزه کنم پدر؟
    شائوکان:لعنت بهش
    شائوکان پتکش رو برداشت و هرکی که جلو راهش سد میشد رو میزد
    من:لیو برو پیش کسی که میتونه ریدن رو بهبود بده
    لیو تا پا به فرار گذاشت شائوکان پتکش رو پرت کرد و لیو رو زمین زد ریدن رو دوباره برداشت و تو قسمت آزمایشگاه پرت کرد جایی که صددرصد برای ریدن خوشایند نبود
    شنگ سونگ:اینطوری چیزی صورت نمیگیره باید شورش متوقف بشه.ساب زیرو..اسموک جنگ شما لغو میشه اما باید این شورش رو متوقف کنید.اما نه اینکه جنگ به کل لغو بشه باید یکیتان شکست بخوره اما نمیره
    من:بسه همگی اینطوری به جایی نمیرسیم
    شنگ سونگ:سونیا...کیج بجنگید در همین حال کنشی و ارمک هم باید بجنگند
    کیج:سونیا مجبوریم بجنگیم
    ....
    بقیش قسمت بعد

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  14. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (02-04-2018),scorpionxl (02-04-2018),thomas (02-04-2018)

  15. #18
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    242
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    37
    تشکر شده 264 بار در 145 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    قسمت 9:دوست در برابر دوست
    (داداشا خواهرا مبارزه ی اسموک و ساب زیرو ام ادامه پیدا میکنه)
    ساب زیرو سریع پرید و ضربه ای به سینه اسموک زد اسموک رو یخ کرد و مشتی محکم تو صورتش زد اسموک سریع لرزید و غیب شدو از پشت ضربه ای به ساب زیرو زد
    ساب زیرو آروم بهش گفت:اسموک بباز
    اسموک:چرا؟
    ساب زیرو:نمیخوام تو مبارزه های بعدی کشته بشی
    ساب زیرو سریع گردن اسموک رو گرفت و با سر بهش ضربه ای محکم زد و اسموک رو از استیج مبارزه پرت کرد
    شنگ سونگ:برنده ساب زیرو
    ارمک سریع تلپورت زد و از پشت به کنشی ضربه زد کنشی سریع با شمشیرش روی سینه ارمک خراش بزرگ انداخت ارمک کنشی رو بلند کرد و زمین زد سریع سر کنشی رو محکم کوبوند زمین و ضربه ای محکم به دل کنشی زد سپس پای کنشی رو گرفت و چند بار کنشی رو کوبوند زمین سپس کنشی رو گرفت و دست و پای کنشی و سرش رو از بدنش جدا کرد
    شنگ سونگ:برنده این مبارزه ارمک
    سونیا دست جانی رو گرفت و پیچوند سپس ضربه دردناک به شکم جانی زد و با مشتی محکم به فک جانی اون رو زمین زد جانی سریع پای سونیا رو گرفت و لگدی محکم به دلش زد سر سونیا رو گرفت و کوبوند به زمین
    سونیا با تفنگش 3 ضربه به پاهای جانی زد و جانی رو زمین انداخت
    جانی فورس بالی به دوتا پای سونیا زد و زمینش انداخت
    هردوتا بی جان رو زمین افتاده بودند
    60 ثانیه گذشت اونا کاری نکرده بودن
    10 ثانیه دیگه مونده بود تا هردوشون کشته شن
    9
    8
    7
    جانی:هردومون باهم میمیریم سونیا
    سونیا:مثل اینکه همینطوره
    4
    3
    اسکورپین سریع تلپورت زد و
    2
    سر سونیا رو قطع کرد
    1
    0
    جانی:چییییییییی؟!!!!!!هانزوو چراااااا؟!!!چرا اینکارو کردی
    اسکورپین:هردوتون میمردید میفهمی؟2تا از افراد ریدن باهم میمردن این تورنومنته باید یکی کشته بشه شاید بهترین دوستت باشه شاید جزئ خانوادت باشه باید بکشی یا کشته بشی فهمیدی؟!حالا بکش یا کشته شو من انتخاب کردم که تو زنده بمونی حالا هم برو
    شنگ سونگ:برنده این مسابقه با دخالت هانزو هاساشی جانی کیج
    شنگ سونگ:حالا نوبت منه کیتانا!کیتانا بیا
    کیتانا با باد بزنش دو زخم بزرگ روی سینه شنگ سونگ انداخت شنگ سونگ به دستش فشار اورد و مشتی محکم به دل کیتانا زد سپس پاش رو بالا اورد و دو ضربه سریع به صورت کیتانا زد دست کیتانا رو گرفتو کشید زمینو مشتی محکم نسیب کیتانا کرد اسکلتی اتشین به سمت کیتانا پرت کرد و با دو دستش ضربه ای محکم به کیتانا زد و کیتانا رو پرت کرد
    کیتانا بلند شدو اسلایدی کشید از پشت به کمر شنگ سونگ ضربه زد باد بزنش رو فرو داد تو دل شنگ سونگ باز هم مشتی به شنگ سونگ زد گردنش رو گرفت تا بکشتش
    شنگ سونگ از فرصت استفاده کرد و با قدرت اتیشش کیتانا را سوزاند و کشتش
    شنگ سونگ:برنده این مسابقه خودم
    شائوکان:به قسمت دوم تورنومنت میرسیم که به این صورت مبارزه میکنید
    1.NOOB VS SCORPION
    2.LIU KANG VS KUNG LAO
    3.JOHNNY CAGE VS ERMAC
    4.SUB ZERO VS SHANG TSUNG
    از این 8 نفر 4 نفر بالا می آیند و مبارزه میکنند

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  16. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (02-07-2018),scorpionxl (02-07-2018)

  17. #19
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    156
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    658
    تشکر شده 361 بار در 165 ارسال
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستان خوبه اما چرا همون اول کاری شخصیتای مهمی مث کنشی و کیتانا و سونیا رو کشتی؟


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  18. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    scorpionxl (02-07-2018)

  19. #20
    scorpionxl آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    نوشته ها
    203
    علاقه مند به
    deathstroke
    محل سکونت
    زیر اسمون خشم روی زمین درد ندرلم
    تشکر
    393
    تشکر شده 141 بار در 111 ارسال
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نوشته اصلی توسط hzdmc [فقط اعضاء انجمن قادر به مشاهده لینک ها می باشند برای عضویت در سایت کلیک کنید]
    کنشی سریع با شمشیرش روی سینه ارمک خراش بزرگ انداخت
    خراش؟بزرگ؟خراش به یه چیز کوچیک میگن خراش یزرگ چیه؟؟؟
    داستان خیلی عالیه ولی اسکورو اینجوری نشون نده دیگه ادبون با انسان کردنش گند زد به حال من حالا اشکال نداره خودم تو داستانای خودم گند کاریای این اد بونو درست میکنم ساف میکنم«یه اشی واسه هانزو پختم روش یه وجب روغن» داستان عالیه ولی خراش بزرگ نمیشه راستی لطفا وقتی یه شخصیت رو میکشید سریع سرشو نزنید که وقت خداهافظیم نداشته باشن اسکور کوچولوی من این کارو نمیکنه اونم وقتی خونوادشو جولو چشماش بکشن کاش میشد عوضش کرد
    بای نای بای نای
    مردم دنیا به هم حمله میکنن و همو میکشن
    و ما سعی داریم که خودمونو قانع به درست بودنش کنیم
    در حالی که خیلی ها قربانی میشن
    ولی هیچ دلیلی نیست که به یه نفر اجازه بده یه بیگناه رو بکشه یا قربانی قربانی کنه
    عمل گرفتن زندگیه بیگناهان حتی از سر نادانیم یا برای منفعت جمعی
    فقط
    شیطانیه


    به تاپیک من سر بزنید لطفا داستانی متفاوت
    http://forum.mkcenter.ir/showthread.php?t=8048

  20. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید scorpionxl از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (02-07-2018)

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین