صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 21 از 21

موضوع: فن فیکشن نکش تا کشته بشی بکش تا خدمت کنی

  1. فن فیکشن نکش تا کشته بشی بکش تا خدمت کنی

    #1
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    242
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    37
    تشکر شده 264 بار در 145 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    (از طرف ریدن)
    چندوقتی بود که دردسرها کم شده بود دشمنا دیگه کم کم ترسیده بودن و کسی نمیتونست حمله کنه شائوکان و یارانش خیلی وقت بود ساکت بودند و کاری نمیکردند دشمنی های بین قبیله ها کمتر شده بود.....
    کم کم به جریانات مشکوک شده بودم..چرا دیگه هیچکس حمله نمیکنه؟چرا شائوکان دوباره دست به کار نمیشه یا کوانچی دوباره حقه دیگه ای نمیزنه میخواستم به مخفی گاه جدیدشون که اسمش Kahn HideOut بود و در زمین ساخته بودتش تقریبا هیچکس به جز من و چندتا از کسایی که میتونستم بهشون اعتماد کنم از اون مخفیگاه خبر نداشتن و بعید میدونم تو زمینم کسی اونجا رو پیدا کرده باشه چندباری سعی کردم تا تو مخفیگاهش جاسوسی کنم اما همیشه شائوکان متوجه من میشد ایندفه تصمیم گرفتم از چند تا دوست کمک بگیرم
    داشتم انتخاب میکردم که چه کسایی رو با خودم به مخفیگاه ببرم ...
    کمی فکر کردم فک نمیکنم لیوکنگ برای اینکار مناسب باشه اگه نقشه ای شیطانی در کار بود اونموقع میخوام لیوکنگ عمل کنه چون اون تو مبارزه کارایی بهتری داره کمی دیگه فکر کردم تا به نتیجه رسیدم
    احتمالا نینجا ها برای اینکار خوبن
    اسموک و ساب زیرو رو برای اینکار انتخاب کردم بعد هم با خودم کمی فکر کردم چون اسکورپینم نینجایی خیلی خیلی ماهریه و الان هم دیگه دشمنی ای با ساب زیرو نداره پس تصمیم گرفتم اسکورپین و اسموک و ساب زیرو رو با خودم ببرم

    به سمت قبیله لین کویی حرکت کردم....
    ....

    یکی از نگهبانا تعظیم کرد و گفت:لرد ریدن با چه کسی کار دارین
    من:گرندمسترتون و اسموک
    بعد از چند دقیقه...


    سابزیرو:لرد ریدن چی باعث شده که بیاید اینجا؟
    من:ازت میخوام که تو یک جاسوسی بامن همراهی کنی
    سابزیرو:جاسوسی کجا؟
    من:مخفیگاه شائوکان...مشکوک شدم بهشون چون خیلی وقته هیچ حرکتی نمیزنن شاید دارن نقشه ای برای زمین میکشن
    اسموک:به جز ما کسی دیگه ای هست؟
    من:آره هست اسکورپینم با ما همراهی میکنه
    ساب زیرو:خیلی وقته ندیدمش بعد از اینکه صلح کردیم زیاد از همدیگه خبر نداریم
    ریدن:میریم پیش اون

    قسمت 1 به پایان رسید تا قسمت بعدی امیدوارم خوشتون اومده باشه
    لطفا نظر بدین

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  2. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (01-21-2018),Mary Cage (01-27-2018),scorpionxl (01-20-2018),thomas (01-21-2018)

  3. #21
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    242
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    37
    تشکر شده 264 بار در 145 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    راست میگی اون خراش بزرگ رو اشتباه کردمولی خب همه ی خراشا یه اندازه که نیست حالا این یکم بزرگ تر بوده
    ببینین درمورد اون مرگ ها بگم که اخرش یچیزایی عوض میشه پس صبر کنین.درواقع کسای مهم تریم قراره بمیرن ولی خب دیگه مجبور شدم نمیتونستم همه ی ادمارو با یه بهونه نجات بدم اگه میمردن بنظرم باحال تر میبود
    راستش خب بعضیا تو موقعیتایی قرار میگیرن که مجبورن بکشن اسکورپین میدونست جانی نمیکشتش سونیام جانیو نمیکشه دیگه مجبور شد سریع یه حرکتی بزنه خب وقت خداحافظی که نداشتن تا 2 ثانیه دیگه هردوشون میمردن
    نگران این مرگا نباشین دو سه قسمت آخر یکارایی میکنم

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  4. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (02-07-2018),scorpionxl (02-07-2018)

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123