صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از 31 به 32 از 32

موضوع: فن فیکشن نکش تا کشته بشی بکش تا خدمت کنی

  1. فن فیکشن نکش تا کشته بشی بکش تا خدمت کنی

    #1
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    252
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    39
    تشکر شده 280 بار در 154 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    (از طرف ریدن)
    چندوقتی بود که دردسرها کم شده بود دشمنا دیگه کم کم ترسیده بودن و کسی نمیتونست حمله کنه شائوکان و یارانش خیلی وقت بود ساکت بودند و کاری نمیکردند دشمنی های بین قبیله ها کمتر شده بود.....
    کم کم به جریانات مشکوک شده بودم..چرا دیگه هیچکس حمله نمیکنه؟چرا شائوکان دوباره دست به کار نمیشه یا کوانچی دوباره حقه دیگه ای نمیزنه میخواستم به مخفی گاه جدیدشون که اسمش Kahn HideOut بود و در زمین ساخته بودتش تقریبا هیچکس به جز من و چندتا از کسایی که میتونستم بهشون اعتماد کنم از اون مخفیگاه خبر نداشتن و بعید میدونم تو زمینم کسی اونجا رو پیدا کرده باشه چندباری سعی کردم تا تو مخفیگاهش جاسوسی کنم اما همیشه شائوکان متوجه من میشد ایندفه تصمیم گرفتم از چند تا دوست کمک بگیرم
    داشتم انتخاب میکردم که چه کسایی رو با خودم به مخفیگاه ببرم ...
    کمی فکر کردم فک نمیکنم لیوکنگ برای اینکار مناسب باشه اگه نقشه ای شیطانی در کار بود اونموقع میخوام لیوکنگ عمل کنه چون اون تو مبارزه کارایی بهتری داره کمی دیگه فکر کردم تا به نتیجه رسیدم
    احتمالا نینجا ها برای اینکار خوبن
    اسموک و ساب زیرو رو برای اینکار انتخاب کردم بعد هم با خودم کمی فکر کردم چون اسکورپینم نینجایی خیلی خیلی ماهریه و الان هم دیگه دشمنی ای با ساب زیرو نداره پس تصمیم گرفتم اسکورپین و اسموک و ساب زیرو رو با خودم ببرم

    به سمت قبیله لین کویی حرکت کردم....
    ....

    یکی از نگهبانا تعظیم کرد و گفت:لرد ریدن با چه کسی کار دارین
    من:گرندمسترتون و اسموک
    بعد از چند دقیقه...


    سابزیرو:لرد ریدن چی باعث شده که بیاید اینجا؟
    من:ازت میخوام که تو یک جاسوسی بامن همراهی کنی
    سابزیرو:جاسوسی کجا؟
    من:مخفیگاه شائوکان...مشکوک شدم بهشون چون خیلی وقته هیچ حرکتی نمیزنن شاید دارن نقشه ای برای زمین میکشن
    اسموک:به جز ما کسی دیگه ای هست؟
    من:آره هست اسکورپینم با ما همراهی میکنه
    ساب زیرو:خیلی وقته ندیدمش بعد از اینکه صلح کردیم زیاد از همدیگه خبر نداریم
    ریدن:میریم پیش اون

    قسمت 1 به پایان رسید تا قسمت بعدی امیدوارم خوشتون اومده باشه
    لطفا نظر بدین

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  2. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (01-21-2018),Mary Cage (01-27-2018),scorpionxl (01-20-2018),thomas (01-21-2018)

  3. #31
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    236
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    18
    تشکر
    878
    تشکر شده 599 بار در 273 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خوش برگشتی برادر.این داستان هم عالی بود.یکی از سه فن فیکشنی که منتظرش بودم
    RENT???

  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    hzdmc (09-03-2018)

  5. #32
    hzdmc آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    252
    علاقه مند به
    sub-zero
    محل سکونت
    تهران
    تشکر
    39
    تشکر شده 280 بار در 154 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    15
    حالت من
    Mashghool
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اسکورپین آروم نزدیک لیو کنگ شد و ناگهان سریع تلپورت زد و از پشت به کمر لیوکنگ ضربه زد لیو کنگ سریع چند مشت به صورت اسکورپین و دو لگد به شکم اسکورپین زد لیوکنگ توپ آتشینی به سمت اسکورپین پرتاب کرد اسکورپین جاخالی داد و همون لحظه شمشیرش رو به سمت پای لیو کنگ پرت کرد و سپس با لگدی به صورت لیو کنگ لیوکنگ رو زمین انداخت لیوکنگ بلند شد و سریع شمشیر اسکورپین رو برداشت دویید و با پرش دست اسکورپین رو قطع کرد
    اسکورپین:آهههه
    لیوکنگ مشتی خیلیی محکم به دل اسکورپین زد و اون رو زمین انداخت
    شائوکان:تمومش کن!
    شائوکان سریع از جاش بلند شد و پتکش به دل لیوکنگ ضربه زد لیوکنگ افتاد و گفت:شائوکان تورنومنت تو....تورنومنت تو بدترین تورنومنت دنیاست...این ثابت میکنه تو نمیتونی خوب عدالت رو برقرار کنی تو کسایی رو که دوس نداری رو خدمت کارت میکنی و کسی وجود نداره که دوسش داشته باشی تو همرو خدمتکارت میکنی از همه مثل یه وسیله استفاده
    همون لحظه شائوکان با پتک ضربه ای به سر لیو کنگ زد و لیو کنگ کشته شد
    همون لحظه با عصبانیت به پای اسکورپین چندین بار پشت سر هم ضربه زد و گفت:برای ما کار میکنی؟
    اسکورپین:حرف نزن خفه شو......
    شائوکان چکشش روی دل اسکورپین انداخت
    اسکورپین آهههه
    شائوکان:برنده این مسابقه:اسکورپین با دخالت شائوکان

    در مسابقه بعدی اسکورپین به مصاف ساب زیرو میرود و قوانین این مسابقه:
    مسابقه زمانی نداره بلاخره باید یکیشون کشته بشه
    کسی که برنده مسابقه بشه با شائوکان مسابقه میدهد
    کسی حق دخالت در این مسابقه نداره و هرکس در این مبارزه دخالت کنه کشته میشه

    مسابقه 4روز دیگر برگزار میشود

    (از طرف ساب زیرو)
    باید آماده باشم باید برای آتش آماده باشم باید برای اسکورپین آماده باشم باید هانزو هاساشی رو فراموش کنم.
    به معبد لین کویی برگشتم جایی که جنازه ها همجا دیده میشه.تمرین اصلیی که باید میکردم باید خودمو کنترل میکردم باید خودم رو از غم رها میکردم.
    (از طرف اسکورپین)
    باید به شیرای ریو برمیگشتم نمیتونستم خبر نابودی لین کویی رو بهشون بدم باید این راز رو تا موقعی نگه میداشتم پیش تاکدا رفتم تا با او مبارزه کنم تا چند روز دیگه برای تنها بازمانده لین کویی آماده بشم با کشتن اون همچی تموم میشه لین کویی محو میشه نابودی لین کویی و قدرت گرفتن شیرای ریو
    من:تاکدا میخوام با من مبارزه کنی

    (از طرف شائوکان)
    تورنومنت اصلا خوب پیش نرفت تمام افراد من کشته شدن اما من شانس بیشتری برای برد دارم این تورنومنت منه این قلمرو منه پس من قانون رو میسازم
    باید به ریدن سر میزدم و اون رو مثل هر روز ضعیف تر میکردم در آزمایشگاه رو باز کردم و نگاهی به ریدن زخمی نگاه کردم
    من:چطور میگذره ریدن
    ریدن:تو میبازی شائوکان.....تو میبازی
    من:واقعا بنظرت من میبازم؟نظرت چیه کمی قدرتمو بهت نشون بدم
    پتکم رو در آوردم و صد ها بار به دل قفسه سینه و قلب ریدن ضربه میزدم برای اهمیت نداشت هیچ اهمیتی اون بازیچه من بود باید زجرش میدادم باید امیدش رو نابود میکردم باید چراغ ها رو خاموش میکردم

    بقیش قسمت بعدی که تو قسمت بعدی اسکورپین و ساب زیرو باهمدیگه میجنگند

    Lin Kuei

    لطفا به داستان من سر بزنید!!
    http://forum.mkcenter.ir/showthread....027#post107027


  6. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید hzdmc از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (09-05-2018),scorsub (09-16-2018),You s (09-05-2018)

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234