صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 14 از 14

موضوع: a perfect strom

  1. a perfect strom

    #1
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    39
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    246
    تشکر شده 94 بار در 51 ارسال
    حالت من
    Azkhodrazi
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام به دوستان خوبم در ام کی سنتر . این اولین تاپیک منه و قراره یکی از طولانی ترین فن فیکشن های سایت باشه فقط بخونین طرفدار داشتن یا نداشتن برام مهم نیست
    قسمت اول:
    ماجرا از اون جایی شروع میشه که زمین بوجود اومد البته کسی فقط به آن زمین نمی گفت به آن می گفتند "قلمروی زمین".پس از مدتی چشم یکی از الدرگاد ها به زمین افتاد.او که از آن جا متنفر بود و چشم دیدن آن فانی هارا نداشت تصمیم داشت مخفیانه آن را نابود سازد . حتما متوجه شدید که او چه کسی بود بله او شیناک بود الدرگاد شرور و در آینده سقوط کرده. در آن موقع یکی از خدایان جوان به اسم رایدن محافظ زمین بود . پس از مدتی ریدن به نقشه شیناک پی برد و آن را به الدرگاد ها گفت (مکالمه بین الدرگاد ها و ریدن)
    الدرگاد ها:ریدن برای چه به اینجا آمده ای؟
    ریدن:درود بر الدرگاد ها . میخواستم مطلبی را با شما در میان بگذارم
    الدرگاد ها:چه مطلبی؟
    ریدن**:در مورد زمین. الدرگاد شیناک از قوانین بهشت سرپیچی کرده است و به فکر نابودی قلمروی زمین است . شما محافظین جهان هستید و نباید بگذارید این اتفاق بیفتد
    الدرگاد ها: ولی شیناک یکی از ماست و بین ماهم احترام بالایی برخوردار است نمی*توانیم.....
    ریدن :ولی او قوانین را نقص کرد و اکنون خیانتکار شناخته میشود حتی اگر الدرگاد باشد
    الدرگاد ها:پس؟
    ریدن :ما خدایان محافظین جهان هستیم و باید از قلمرو ها محافظت کنیم نه نابودشان کنیم این قانون مهمی بین ماست پس باید نابودش کنیم....



    خوب این قسمت اول بود درسته کوتاه بود ولی بقیه قسمت ها اینقدر کوتاه نیست
    امیدوارم خوب باشه
    نظر plz

  2. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده اند:

    Dark Noob (06-07-2018),haghy (06-07-2018),Noob Javad (06-17-2018),scorpionxl (06-08-2018),scorsub (06-07-2018),TB.C.Cage (06-07-2018)

  3. #11
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    204
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    779
    تشکر شده 496 بار در 234 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    بابا ما خوشمون اومده چرا انقد خودتو دست کم میگیری؟
    ادامه بده


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  4. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده اند:

    scorpionxl (06-11-2018),You s (06-10-2018)

  5. #12
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    39
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    246
    تشکر شده 94 بار در 51 ارسال
    حالت من
    Azkhodrazi
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Uppppppppppppppp
    قسمت بعدی شنبه گذاشته میشه
    Good luck

  6. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده است:

    haghy (06-27-2018)

  7. #13
    You s آواتار ها You see
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    نوشته ها
    39
    علاقه مند به
    sonya
    محل سکونت
    Dady's home
    سن
    18
    تشکر
    246
    تشکر شده 94 بار در 51 ارسال
    حالت من
    Azkhodrazi
    تگ شده
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    خیلی خوب بالاخره بعد از مدت ها قسمت جدید گذاشتم شرمنده این قسمت یذره کوتاهه
    شائو :خیلی خوب فهمیدید این نقشه ماست ..
    این حرف ها را شائو به سربازان و یاران باوفایش میزد .ریکو با وفا ترین سرباز او گفت
    ریکو:اصلا باورم نمیشه نقشه قتل اوناگا رو کشیدی از کجا معلوم اثر بکنه؟
    شائو :اثر می*کنه ... نگران نباش
    ریکو:حتی اگه اثر بکنه این طرز فکر خیلی احمقانس یا باید مقامات این مقام رو بهت بدن یا اینکه اوناگا خودش تورو به عنوان جانشین انتخاب کنه که هردو مورد غیر ممکنه
    شائو :گفتم نگران نباش ...کاری می کنم مقامات امپراتوری رو به من بدن . موقع امپراتوری من به هر کدوم از شما مقامی میدم .ریکو تو ژنرال و معاون اصلی من خواهی بود !
    زمان جشن
    شب فرا رسید موقع جشن پیروزی بود .جشنی فوق العاده ترکیبی از موزیک،فروغ و جادو ...
    همه در حال خوشحالی بودند.
    شائو کنار دراگون کینگ ایستاده بود و تالار جشن را تماشا میکرد مقامات دور میزی نشسته بودند در حال خندیدن ،حرف زدن و غذا خوردن بودند.
    بالا خره نوشیدنی مخصوص و سمی دراگون کینگ را آوردند .اوناگا نوشیدنی را برداشت و با اطمینان خاطر آن را نوشید .هنوز حالش خوب بود ولی دو دقیقه بعد سم روی او اثر کرد و روی زمین افتاد.
    مقامات غذا خوردن را رها کردند و به طرف او رفتند و دورش حلقه زدند
    دراگون کینگ در حال درد کشیدن بود همینطور داشت خون بالا می آورد و فریاد میزد ...مقامات میخواستند به او کمک کنند ولی هیچ کمکی کار ساز نبود ...
    شائو ابراز نگرانی می کرد ولی در باطن بسیار خوش حال بود ....
    یک دقیقه بعد همه چیز آرام شد دراگون کینگ دیگر تکان نمی خورد زیرا او مرده بود !


    خیله خوب قبول دارم کوتاهه ولی قول میدم بقیه دیگه کوتاه نمیشه
    قسمت بعدی پس فردا گذاشته میشه
    امید وارم خوشتون اومده باشه

    موفق باشید

  8. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید You s از ایشان تشکر کرده اند:

    haghy (07-02-2018),scorpionxl (07-02-2018)

  9. #14
    haghy آواتار ها کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    نوشته ها
    204
    علاقه مند به
    raven
    محل سکونت
    اهواز
    سن
    17
    تشکر
    779
    تشکر شده 496 بار در 234 ارسال
    حالت من
    Akhmoo
    تگ شده
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    بسیار عالی بود.زودتر قسمتای بعدی رو بذار


    با قدرت زیاد ، مسئولیت زیاد هم به همراهش میاد

  10. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید haghy از ایشان تشکر کرده است:

    You s (07-02-2018)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12